اثربخشی الگوی چینی طالبان برای افغانستان
اسلام ذوالقدرپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: الگوی نظامی، جنگی و سیاسی طالبان در ۲۰۲۱ را میتوان بسیار متفاوت از الگوی ۱۹۹۰ این گروه دانست. برعکس الگوی دهه ۱۹۹۰، اینبار طالبان چند تاکتیک جدید را در دستورکار خود برای تصرف ولایتها و سرنگونی دولت مرکزی داشتند.
دولت موقت طالبان و نگرانی همسایگان افغانستان
هشدار جدیتر برای تمام جهان این است که دولت تازه در کابل از مردانی تشکیل شده است که القاعده و داعش از آنها به گرمی استقبال خواهند کرد. ترکیب این دولت نشان میدهد که جو بایدن در قمارش مبنی بر اینکه طالبان برای همکاری با واشنگتن در مبارزه با تروریسم جهادی انگیزههای مشترک دارد، یک بازنده است. دولت بایدن باید باور کند که اعضای دولت موقت طالبان تمام تلاششان را بهکار خواهند بست تا بار دیگر افغانستان را به پناهگاه امن تروریسم تبدیل کنند.
اندوخته و دستاورد مشترک تاریخی ایران و افغانستان
نصیر مشایخ در یادداشتی می نویسد: اگر ثمره ی سالها مبارزه و تلاش و آرمانخواهی این دو ملت، به دست آوردن شاهد «قانون اساسی» بود، اما آرزوی نگاشته شده و ثبت شده در این قانون، تنها «اسلامی بودن» نبود. «جمهوریت» نیز به عنوان رکن دوم حکمرانی در این دو کشور در هر دو قانون اساسی، خواسته تاریخی این دو ملت بوده است. از همین رو، در مقدمه و ماده و اصل اول قوانین اساسی ایران و افغانستان، جمهوری بودن شکل حکومت به عنوان رکن پایه ای و تغییر ناپذیر بیان شده است.
بدعتی خطرناک در افغانستان
امیرهوشنگ کریمی در یادداشتی مینویسد: می توان مدعی شد نحوه جایگزینی و فرآیند جانشینی طالب ها و استقرار"امارت اسلامی" به جای"جمهوری اسلامی" در افغانستان، از موارد نادر و منحصر به فرد در تاریخ روابط بین الملل است. این که یک قدرت خارجی به عنوان ضامن نظام سیاسی مستقر، به جای دولت مستقر قانونی با همان گروه مخالف که قبلا ً خود سرنگون کرده بر سر ترتیبات مربوط به خاتمه حضور نظامی اش مذاکره می کند، باید به عنوان ابداعی تازه و خطرناک در بحث جانشینی دولت ها و حکومت ها مورد توجه صاحب نظران و صاحب منصبان قرار گیرد.
مسیر پایدار میان ایران و افغانستان
شهیندخت ملاوردی در یادداشتی مینویسد: با بیش از ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک و با تکیه بر سالیان دیرین همبستگی زبانی، قومی، سرزمینی، تاریخی و دینی، ایران و افغانستان، دو همراه جداییناپذیر در گذر تاریخ بودهاند؛ گواه آن، اکتشاف بقایای تمدن کهن در منطقه «داشلی»، در جوار «مزار شریف» است که قدمت آن، به ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد بازمیگردد و در آن، بقایای سفالینه و ابزارهای برنزی وارداتی از ایران باستان کشف شده است. کتاب «اوستا»، از متون کهن «آئین زرتشت»، به نواحی شمال سرزمین افغانستان چون «بلخ» اشاره دارد که برخی مورخان، آن را مبداء این آئین میدانند.
دردسرهای پاکستان در افغانستان چیست؟
عامل جغرافیا نقش محوری را به پاکستان در افغانستان داده، ولی این کشور نتوانسته است آن را به نفوذ سیاسی پایدار در افغانستان تبدیل کند. ایجاد عوامل نیابتی افغان و کمک های قابل توجه از سوی قدرت های بزرگ به پاکستان کمک نکرده است تا بر محدودیت های ساختاری خود در افغانستان غلبه کند و این بار نیز به احتمال زیاد چنین باشد.
مرور استراتژی گام به گام طالبان در مسیر ارتباط با افکار عمومی
نوید کمالی در یادداشتی مینویسد: با توجه به جایگاه ویژه طالبان در تحولات افغانستان، ضروری است که زمینه شناخت بهتر این بازیگر برای پژوهشگران و محققان فراهم شود لذا در این یادداشت به یکی از جنبههای کمتر مطرح شده در رابطه با طالبان یعنی قدرت نرم و دیپلماسی عمومی این گروه میپردازم.
ترکیب اعلامی حکومت طالبان خواب آسوده را از جمهوری اسلامی خواهد گرفت؟
عبدالمحمد طاهری بر این باور است اکنون که لیست وزرای حکومت طالبانی منتشر شد دیگر حجت بر همه در قبال تداوم حمایت از طالبان تمام شده است. اگر از این به بعد در داخل کشور فرد، جریان و گروهی بخواهد کماکان حمایت از طالبان را ادامه دهد مطمئن باشید دیگر نمی تواند روی توجیه و پارامتر تغییر طالبان نسبت به ۲۰ سال پیش مانور دهد، چون قطعاً همین لیست حکومتشان نشان داد که طالبان اگر بدتر از دو دهه پیش نباشد، بهتر نشده است.
افغانستان و رنج تکرار تاریخ
بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، واقعیت پایدار خاورمیانه را باردیگر به رخ کشید؛ اینکه تاریخ در این جغرافیا برخلاف دیگر نقاط جهان، مسیر خطی و رو به جلو ندارد.
رویاهای چین برای افغانستان و طالبان
علی سینا محمود در یادداشتی مینویسد: چین بعد از سال ۲۰۱۴ و آغاز خروج ناتو از افغانستان در چارچوب رهیافت ژئوپلیتیکی همسایگی نگاه تازه ای به افغانستان پیدا کرد. یعنی از نقش یک کشور نظاره گر و بی طرف عملا به کشوری مداخله گر و سازنده در امور افغانستان تبدیل شد. رهیافت ژئوپلیتیکی همسایگی چین شامل چهار ویژگی سیاسی، استراتژیک، اقتصادی و جفرافیایی میشود.









