سقف حمایت غربی ها از کردها تا کجاست؟
نگاه واشنگتن و متحدان غربی به کردها عمدتا تابعی از ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی بوده و نه تعهدی پایدار به مطالبات سیاسی کردها.
به گزارش مدار شرقی، خبرگزاری کردپرس در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۶، در قالب بیش از ۱۲۰ مصاحبه اختصاصی با استادان دانشگاهها، پژوهشگران اندیشکدهها و کارشناسان برجسته مسائل کردی در آمریکا و اروپا، تحولات مربوط به سیاست غرب در قبال کردها را بررسی کرده است.
مرور این مجموعه گفتوگوها نشان میدهد که اگرچه دولتهای مختلف آمریکا در تاکتیکها با یکدیگر تفاوت داشتهاند، اما در یک اصل اشتراک نظر داشتهاند؛ نگاه واشنگتن و متحدان غربی به کردها عمدتا تابعی از ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی بوده و نه تعهدی پایدار به مطالبات سیاسی کردها.
تقریبا همه کارشناسان، با وجود تفاوت در نحوه تحلیلها، بر یک موضوع اتفاق نظر دارند؛ آمریکا هرگز حاضر نبوده است حمایت از کردها را به یک تعهد بلندمدت و فراتر از منافع امنیتی خود تبدیل کند.
توماس جفری مایلی و گونای یلدیز معتقدند هیچ تضمینی برای ادامه حضور آمریکا در شمال سوریه وجود ندارد و تجربه خروج از افغانستان باید هشداری جدی برای کردها باشد. آنان توصیه میکنند کردهای سوریه به جای وابستگی کامل به واشنگتن، روابط خود را با بازیگران منطقهای و دولتهای همسایه نیز تنظیم کنند.
بن پریست نیز در چند گفتوگوی جداگانه تاکید کرده است که حتی دولت جو بایدن نیز استقلال یا توسعه خودمختاری کردها را در اولویت سیاست خارجی آمریکا قرار نداده و اولویتهای واشنگتن همچنان ایران، روسیه، چین و امنیت منطقهای او بوده است.
از سوی دیگر، دیوید رومانو معتقد است سیاست آمریکا در سوریه از ابتدا فاقد یک راهبرد بلندمدت بوده و واشنگتن عمدتا برای شکست داعش با کردها همکاری کرده است. به باور او، آینده دستاوردهای کردهای سوریه بیش از هر چیز به ادامه حضور آمریکا و جلوگیری از حملات ترکیه وابسته بوده است.
منافع ژئوپلیتیکی؛ عامل تعیینکننده سیاست غرب
ورا اکاریوس کلی بارها تاکید میکند که دلیل بیمیلی اروپا و آمریکا برای ورود جدی به مسئله کردهای ترکیه، نه بیتوجهی صرف، بلکه اولویت داشتن موضوعاتی مانند ناتو، جنگ اوکراین، مهار روسیه، امنیت انرژی و روابط اقتصادی با ترکیه است. از نگاه او، در چنین شرایطی، مسئله کردها و حتی حقوق بشر در حاشیه قرار میگیرد.
همین نگاه را ویم زویننبرگ، مسئول پرونده های مهم انستیتو پاکس هلند نیز از زاویهای دیگر تایید میکند. وی معتقد است عضویت ترکیه در ناتو و قرار داشتن پ.ک.ک در فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا، علت اصلی واکنش محدود واشنگتن و اروپا به عملیات نظامی ترکیه در اقلیم کردستان عراق است.
کردها؛ شریک امنیتی یا بازیگر راهبردی؟
شاید صریحترین جمعبندی را نیکولاس هراس ارائه کرده باشد. وی در گفتوگو با کردپرس تاکید میکند که آمریکا و روسیه تا زمانی که کردها دارای یک موجودیت سیاسی مستقل نباشند، آنها را بازیگری درجه دوم در معادلات منطقهای میدانند و روابط خود را با دولتهای مستقر بر مطالبات ملی کردها ترجیح میدهند.
در همین چارچوب، جینا لنوکس نیز معتقد است هرچند آمریکا در مقاطع مختلف نقش مهمی در حفاظت از اقلیم کردستان عراق و مبارزه با داعش ایفا کرده است، اما در نهایت وزن ژئوپلیتیکی کشورهایی مانند ترکیه، عراق و ایران برای واشنگتن بسیار بیشتر از اقلیم کردستان باقی مانده است.
دکتر ژین باجالان توضیح میدهد که اولویت ساختاری نظام بینالملل و غرب، حفظ سیستم «دولت-ملت» است و از این رو مطالبات قومی یا استقلالطلبانه کردها در سطح منطقهای در اولویت دوم یا چندم محاسبات غرب قرار میگیرد.
از سویی دیگر روابط پیچیده آمریکا و اروپا با دولتهای مرکزی (مانند بغداد) و بهویژه متحدان استراتژیکی همچون ترکیه، مانع اصلی حمایت همهجانبه غرب از کردهاست.
دکتر ورا اکاریوس کلی و ویم زویننبرگ اشاره میکنند که ملاحظات اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی اروپا و آمریکا در قبال آنکارا موجب شده است غرب در برابر اقدامات نظامی ترکیه سکوت یا انفعال پیشه کند و حاضر نباشد روابط خود با یک عضو ناتو را فدای مسئله کردی کند.
دکتر ژگار حسن و تیمور اخمتوف نیز معتقدند که در شطرنج قدرت میان آمریکا و سایر بازیگران، منافع کلان مرتبط با دولتهای مرکزی همواره بر خواسته کردها چربش دارد.
دکتر توماس جفری مایلی و دکتر گونای یلدیز همراه با دکتر بن پریست با مقایسه رویکرد دولتهای مختلف آمریکا (از اوباما و ترامپ تا بایدن) نتیجه میگیرند که اگرچه رفتار و الگوی تصمیمگیری رؤسای جمهور متفاوت است (مثلا خروجهای ناگهانی یا رویکردهای غیرقابل پیشبینی)، اما اصول کلان سیاست خارجی آمریکا نسبت به منطقه تغییر بنیادی نکرده و خطراتی نظیر خروج یا کاهش حضور نیروهای آمریکایی همواره وجود دارد.
برخی تحلیلگران به نقش عوامل داخلی کردها در تسهیل سوءاستفاده قدرتهای غربی اشاره دارند:
دیلیمان عبدالقادر و دکتر جینا لنوکس بر این باورند که اختلافات حزبی (مانند تنشهای پارتی و یکیتی)، عشیرهگرایی و عدم انسجام داخلی در اقلیم کردستان، امکان بهرهبرداری سیاسی قدرتهای غربی و منطقهای از کردها را افزایش داده و موقعیت چانهزنی آنان را در عرصه بینالمللی تضعیف کرده است.
از مجموع دیدگاههای این کارشناسان چنین برمیآید که از نگاه غرب و آمریکا، کردها شرکایی تاکتیکی، ارزشمند در زمان بحرانهای امنیتی (مانند مبارزه با تروریسم) و ابزاری برای موازنه قدرت هستند؛ اما در تدوین استراتژیهای کلان و بلندمدت، غرب همواره منافع خود، روابط با دولتهای حاکم و حفظ نظم بینالمللی را بر مطالبات سیاسی گسترده کردها ترجیح میدهد.
در نهایت اینکه همه این پژوهشگران، بر این نکته تاکید کردهاند که آینده سیاسی کردها بیش از هر عامل خارجی، به انسجام داخلی، تعامل مؤثر با دولتهای مرکزی و کاهش وابستگی به قدرتهای خارجی بستگی خواهد داشت که امروز و همزمان با تحولات جدید منطقه، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.
