تهران
کد خبر:18017
پ

سلفیه جهادی در اروپا و نقش آن در اسلام هراسی

علی‌رغم گسترش نژادپرستی و اقدامات ضد اسلامی دولت‌های غربی، آمارها و شواهد موجود نشان می‌دهد، دین اسلام در بسیاری از کشورهای جهان و به‌ویژه در دنیای غرب در حال گسترش است. آمارهای رسمی سازمان‌های اروپایی نشان می‌دهد، در بیست سال گذشته، تعداد مسلمان اروپایی حدود ۲ برابر شده است؛ یعنی از ۲۹٫۶ میلیون نفر در […]

علی‌رغم گسترش نژادپرستی و اقدامات ضد اسلامی دولت‌های غربی، آمارها و شواهد موجود نشان می‌دهد، دین اسلام در بسیاری از کشورهای جهان و به‌ویژه در دنیای غرب در حال گسترش است. آمارهای رسمی سازمان‌های اروپایی نشان می‌دهد، در بیست سال گذشته، تعداد مسلمان اروپایی حدود ۲ برابر شده است؛ یعنی از ۲۹٫۶ میلیون نفر در سال ۱۹۹۰ به ۴۴٫۱ میلیون نفر در سال ۲۰۱۰ رسیده است. برخی از آمارها از ۵۲ میلیون نفر سخن می‌گویند.

 

به گزارش مدار شرقی، غربی‌ها با اذعان به گسترش روزافزون اسلام در جهان غرب و افزایش جمعیت مسلمانان در این کشورها، موضوعی به نام «اسلام هراسی» را مطرح کرده‌اند و در رسانه‌هایشان به‌صورت گسترده بدان می‌پردازند. اگرچه پیشینه این کار به زمان ظهور دین اسلام برمی‌گردد، ولی امروزه پس از حوادث ۱۱ سپتامبر در بیشتر کشورهای غربی، گستره و عمق آن بیشتر شده است. با توجه به دیدگاه‌های  اسلام‌هراسانه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور جدید ایالات‌متحده آمریکا، موج جدید اسلام‌ستیزی و اسلام‌هراسی در غرب، به‌ویژه در اروپا و آمریکا راه افتاد است و این رویکرد حاکی است که دولت‌های غربی، با بهره‌گیری از ابزارهایی می‌توانند تصویری رادیکال از مسلمانان را به نمایش بگذارند. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی ابتدا اشاراتی به مفهوم اسلام‌هراسی و زمینه‌ها و عوامل  آن دارد و سپس ابزارهای بهره‌برداری غرب از اسلام‌هراسی را تشریح می‌کند.

 

روند رو به رشد اسلام هراسی

ناآرامی‌های بهار عربی در سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ یک نیروی اسلام‌گرای سیاسی جدید را به صحنه آورد. این جریان سلفی بود که پس از انقلاب ۲۵ ژانویه مصر به میدان آمد وبه شدت برای رسیدن به قدرت با جریان‌های دیگر به رقابت پرداخت. این مسئله روی فعالیت جریان‌های سلفی در اروپا به‌ویژه در آلمان و بلژیک و هلند و انگلستان تأثیر گذاشت وبه دنبال آن،تبدیل به جریان اسلام هراسی پیشرفته شد که در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت.

فعالیت جریان سلفی در اروپا شامل فعالیت‌های تبلیغاتی ازجمله پخش دو میلیون نسخه قرآن با ترجمه‌های مختلف می شود. فعالیت‌های آنان موجب تشکیل مجمع‌هایی چون مجموعه” برای شمال راین”شده و در افکار عمومی آلمانی‌ها تأثیر تحریک‌آمیز و جدال‌برانگیزی داشته است. این مجمعِ سلفی جهادی و اوج‌گیری فعالیت آن سبب برخوردهایی با مجموعه‌های راست‌گرای افراطی در آلمان شده که کاریکاتورهای اهانت‌آمیز را برضد اسلام به کار گرفته بودند.

بررسی اصلی‌ترین انتشارات القاعده ازجمله نشریه”صدی الملاحم” و”طلائع خراسان” ثابت می‌کند که نظریه «ایوانز» کارشناس سازمان «ال. ام.ای ۵» ویژه مبارزه با جاسوسی در انگلستان درست بوده است که مدعی است”القاعده” همواره در جنبشهای بیداری اسلامی و انقلابهای بهار عربی حضور داشته است. این تازگی ندارد بلکه کاملا با روش «بن لادن» و «ظواهری» هماهنگ است. القاعده هم از شیوه «جهاد» و هم «جهاد نرم» استفاده می‌کند. که با تبلیغ آغاز می‌شود. فقه القاعده و ایدئولوژی آن به تغییر ایمان دارد چنان که عطیه الله در نشریه “طلائع خراسان”بدان اشاره می‌کند.

سلفی‌گری بنا به تعریف دائره المعارف”المعرفه”یک شیوه اسلامی است که مردم را به کتاب و سنت و فهم سلف امت دعوت می‌کند و می‌خواهد نظامهای سیاسی موجود را برابر شرع اسلامی تغییر دهد. سلفی گری معتقد است که تنها خدا می‌تواند حکومت مند و قانون وضع نماید که اخیرا این شعار را «اسلام سیاسی شریعت گرا»  می‌نامند. ولی سلفی گری جهادی، جهاد را بر هر چیز دیگری اولویت می‌دهد و آن را با توحید مرتبط می‌سازد. جهاد در نظر آنان واجب عینی است. این برخلاف سلفی گری سنتی است که جهاد را در رتبه دوم قرار می‌دهد. مشکل اینجاست که جهادی بودن، سلفی گری را بیشتر به یک سازمان اداری تبدیل کرده که افراطی‌تر شده و از حقیقت و عقیده و متون خود که بر پایه قرآن و سنت سلف صالح بنا شده، دور افتاده است.

 

امام چودری و سلفی گری جهادی در اروپا

روزنامه‌های انگلستان در ژوئن ۲۰۱۳ به سختی بر چودری تاختند و او را الگوی شر و پلیدی شمردن. وی که متهم اصلی حملات اویبولایو بود، فردی ۲۸ ساله بود و یک پلیس انگلیسی را سر برید. وی سابقه وکالت داشت و از بیمه بیکاری استفاده می‌کرد. وی تازه به اسلام گرویده بود و یک گروه کوچک به نام “اسلام برای بریتانیا” را رهبری می‌کرد.

در آلمان نیز رئیس پیشین سازمان اطلاعاتی خارجی این کشور”جرارد شیندلر”اعلام کرد: شمار تروریست‌های القاعده در میان مخالفان دولت سوری در حال افزایش است. وی در گفتگویی با روزنامه«بیلد» در تاریخ ۳۱ مارس ۲۰۱۳ اظهار داشت: در آلمان تشکل‌های تروریستی مرتبط با القاعده در حال فعالیت هستند و سخن از چند هزار رزمنده در میان است. وی پیش‌تر گفته بود: دستگاه اطلاعاتی آلمان در جریان دقیق حوادث سوری قرار دارد و وزارت کشور آلمان در سال ۲۰۱۲ انجمن‌های سلفی چندی را مانند انجمن «مله ابراهیم» منحل کرده بود زیرا در این کشور به عضوگیری برای سازمان‌های تروریستی می پرداختند. پلیس آلمان مدارکی را به دست آورد که نشان می‌داد سلفیها در یک رشته اعمال خشونت آمیز و تروریستی و سرباز گیری برا آن دست دارند. از جمله این افراد یکی «پیر فوگل» مشت زن آلمانی بود که در ماه آوریل سال ۲۰۱۱ به همراه ۱۷ نفر دیگر به اسلام گرویده بودند.

روزنامه «گاردین» در یکی از گزارشهای خود اعلام کرد که آلمان از بازگشت جهادیهایی که از جنگ سوریه باز می‌گردند به شدت نگران است. وزیر کشور آلمان «هانس پیتر» از اتحادیه اروپا می‌خواهد که بکوشند از بازگشت چنین افرادی جلوگیری کنند. هفت هزار نفر از این افراد از اروپا به سوریه رفته‌اند وبیشتر آنان از اسلام‌گرایانی هستند که آلمان می‌ترسد پس از بازگشت خود، هسته‌های تروریستی ایجاد کنند.

این مسئله وزیر یاد شده را واداشت تا نگرانی خود را در شورای اتحادیه اروپا مطرح کند و اعلام نماید که این افراد ده درصد رزمندگان بیگانه در سوریه هستند. مقامات امنیتی هلند و بلژیک تاکید می‌کنند که شمار سلفی‌های هر دوکشور به‌ویژه در مناطق مرزی آلمان در حال افزایش است و روزنامه نگار هلندی ارنی نانکل فان تاکید می‌کند که تعداد آنان در شمال راین و وستفالیا با شتاب بیشتری افزایش می‌یابد. آنان هیچ تغییری نکرده‌اند و مؤسسات اروپایی هدفهای احتمالی آینده آنان هستند.

 

تولید مثل تروریست‌های بیگانه

در ماه فوریه ۲۰۱۲ دستگاه امنیت آلمان اعلام کرد که بیست تن از افراط گرایان از آلمان به پاکستان رفته‌اند تا به القاعده بپیوندند و در آنجا آموزش ببینند. شمار بسیاری از تندروهای جهادی در مساجد آلمان حضور دارند و تعداد تقریبی آنان ۳۸۰۰ نفر است و برخی از آنان مبلغانی هستند که حاضر به همگرایی با جامعه آلمان نیستند. بنا به گزارش دویچه وله این مبلغان بیشتر در شهرهای کلن، دوسلدورف ، بوخوم، فوبرتال و زولینگن اقامت دارند. شهر بن یکی از پایگاههای مهم سلفیها در آلمان است و فرانکفورت نیز همین وضع را دارد. زیرا سلفی‌های برجسته‌ای در آنجا اقامت دارند که دارای تماس های گسترده‌ای با شبکه‌های مسلح تروریستی در مصر ،سوریه، یمن و عراق هستند.

دستگاه اطلاعات داخلی آلمان ضمن تاکید بر رشد جمعیتی سلفیها در آلمان تعداد تقریبی آنان در سال ۲۰۱۲ را ۴۲۵۵ نفر می‌داند و در سال ۲۰۱۳ تقریباً ۴۵۰۰ تن اعلام می‌کند حدود ۱۰۰ نفر آنان خطرناک و ۱۳۰ تن آنان تحت مراقبت ۲۴ ساعته قرار دارند.

 

صادرات جهادی از اروپا

یکی از اعضای برجسته ائتلاف محافظه‌کار آلمان که رهبری آن را آنجلا مرکل صدراعظم این کشور برعهده دارد ضمن انتقاد شدید از اسلام گفت: اسلام بخشی از آلمان نیست ولکر کاودر رئیس جناح محافظه‌کار در پارلمان گفت: اسلام بخشی از میراث و هویت ما در آلمان نیست و در نتیجه به المان تعلق ندارد ولی مسلمانان به آلمان تعلق دارند، زیرا شهروندانی هستند که از حقوق کامل برخوردارند.

این بدان معناست که وفاداری باید به وطن باشد نه به دین یا مذهب. در آلمان حدود ۴ میلیون مسلمان زندگی می‌کنند که تقریباً نیمی از آنان تابعیت آلمانی دارند. جامعه ترک های آلمان بزرگترین جمعیت مسلمان است. حضور آنان به پیمانهای تاریخی سیاسی آلمان و ترکیه باز می‌گردد.. رئیس پیشین شورای مسلمانان آلمان ندیم الیاس از این که آلمان همواره می‌کوشد مسلمانان را در این کشور کم اهمیت جلوه دهد گلایه مند است. شمار مساجد در آلمان حدود ۲۳۵۰ مسجد است که ۲۱۸۰ مسجد آن امام ثابت دارند. در بلژیک دنیس دوکیرم عضو پارلمان این گشور می‌گوید: کشورش به یکی از مراکز مهم برای صادرات رزمنده به سوریه تبدیل شده است که اینان در صورت بازگشت خطر بزرگی برای کشور هستند. مرکز بررسیهای افراط گرایی در لندن فاش ساخت که شهروندان جهادی کشور اروپایی برای جنگ به سوریه رفته‌اند این مایه نگرانی سرویسهای امنیتی این کشورهاست.

 

همگرایی مهاجران

اروپا پیوسته درگیر گفتگوهای همگرایی مهاجران عرب و مسلمان بوده است. و در عین حال اسلام هراسی نیز با همین مسئله پیوند دارد. ارتباط با مسلمانان و توانایی آنان برای همگرایی در آلمان یک نمونه از این گفتگوهاست. پس از انتشار کتاب”اروپا خود را نابود می‌کند” نوشته”تیلوزاراتسین” عضو پیشین شورای اداری بانک مرکزی آلمان، که نشانه دیدگاه منفی در این زمینه بود، بسیاری خواستار جلوگیری از مهاجرت بیشتراعراب و ترکها به آلمان شدند. این ترس و هراس از مسلمانان بی شک بر زندگی روزمره آنان اثر منفی می‌گذارد و مثلاً می‌تواند مانع از اشتغال آنان گردد.

چه بسا منشاء این گرایشها نیز رفتار سلفیهای جهدی در اروپا باشد. در اینجا بیشتر سرزنش متوجه اروپاییها نیست، بله شیوخ و روحانیون سلفی مورد اتهام هستند که فتواها و نظریات افراطی آنان چنین وحشتی را به وجود می‌آورد. برخی جماعتهای تندرو مانند ملی گروش ترکیه، اخوان المسلمین و حزب التحریر در نظر هستند. تیلرسون بیشتر به سرزنش شیوخ سلفی می‌پردازد که با وجود استفاده از آزادی و دموکراسی در اروپا شهروندان آن راتکفیر می‌کنند و خواستار کشتن آنان هستند. نمونه دیگر ابوقتاده است که سالها دستگاه قضایی انگلستان را به خود مشغول داشته است و حاضر نیست که به اردن تبعید شود و اقامت در بلاد کفر انگستان را ترجیح می‌دهد و به عدالت دستگاه قضایی آن بیش از دستگاه قضایی کشورهای عرب و مسلمان اعتماد دارد. پژوهشگر آلمان”ادواشتاینبرگ”بنا به نقل دویچه وله می‌گوید: در آلمان مشکل ما این است که بسیار بر روی دین متمرکز می‌شویم و از جنبه های فرهنگی و اجتماعی غفلت می‌ورزیم. ما با اسلام مشکلی نداریم بلکه مشکل ما اجتماعی است و دینی نیست و مطرح ساختن آن به این صورت خطرناک است زیرا این دیگر انگاری بر روابط ما با مسلمانان تأثیر منفی می‌گذارد.

 

جهادی گری یک اندیشه از هم گسیخته

بررسی‌های گوناگون نشان می‌دهند که القاعده و جهاد تبدیل به یک اندیشه از هم گسیخته شده‌اند و نمی‌توان آن‌ها را در یک مجموعه گرد آورد و یا با یک طرح یک سویه با آن‌ها روبرو شدکه فقط جنبه‌های امنیتی یا منابع ملی را در نظر داشته باشد. ثابت شده است که افراد تندرو اغلب از کسانی هستند که نتوانسته‌اند به آموزش وکار دسترسی پیدا کنند و از نظر اجتماعی دچار ناکامی هستند. بیشتر آنان کسانی هستند که نتوانسته‌اند در جامعه جذب شوند و از انزوا و حاشیه‌ای بودن نجات پیدا کنند. به‌ویژه برخی معتاد به مواد مخدر یا امور ممنوعه هستند. با این همه جهادیها همانند راست افراطی می‌کوشند افراد مشهور را با خود همراه سازند. بیشتر آن‌ها با استفاده از یک شبکه کاریابی به ترکیه سفر می‌کنند تا از آنجا به سوریه بروند. همچنین از شبکه‌های اجتماعی و اینترنت استفاده می‌کنند و خط می‌گیرند. به این ترتیب، جهاد یک تمایل شخصی شده است که هرکس می‌تواند بدون سازماندهی به آن بپردازد. القاعده این کار را به‌صورت هسته های فردی توصیه می‌کند و کارشناسان تروریسم آن را” گرگ تنها” می‌نامند که خطری نهفته برای آینده اروپاست.

 

آینده جهادگرایی در اروپا

در طول پنجاه سال گذشته  اروپا از یک سو با زشت نمایی وسیاه نمایی جهاد و مقاومت به عنوان یکی از سوژه های اسلام هراسی در تبلیغات خود بر اصل جهاد در اسلام و آموزه مقاومت بر ضد ظلم و تجاوزگر تاخته است واز سوی دیگر همواره از تروریستهای به ظاهر اسلامی وعناصر جهادی تندرو حمایت کرده وحتی به آنها در خاک خود پناه داده است.نمونه های گوناگونی را از این دست می توانیم برشماریم:

 

۱-وهابیت سعودی

جنبش تروریستی و افراط گرا و جهادی  نمای” وهابیت” از آغاز تاسیس خود(در قرن هجدهم مورد حمایت غرب بوده و همچنان نیز هست.نمونه اینکه بهترین و بزرگترین وزیباترین و ثروتمند ترین مساجد در غرب به وهابیت تعلق دارد و منابع ومشاوران برای مراکز اسلام شناسی غربی همه از وهابیت تامین می شوند.

در حوادث اخیر نیز نیروهای رزمنده داعش تا حدود زیادی از غرب تامین می شود و سران القاعده همگی مدتهای طولانی در دامان غرب پرورش یافته اند وهسته ادعایی جهادی در حادثه یازده سپتامبر نیز از غرب تامین شد.

هم اکنون نیز اعضای داعش با آزادی تمام در غرب به فعالیت مشغولند و حتی تظاهرات می کنند و پرچم خود را آزادانه هر جا بخواهند نصب می کنند.

 

۲-جنبش اخوان مصری

این جنبش از آغاز تاسیس خود روابط ویژه ای باغرب داشته و ارتباط آن با انگلستان و نیز با آمریکا از طریق رهبران ساکن در غرب یا تحصیل کرده در غرب چیز پوشیده ای نیست.

 

۳-حزب التحریر

حزب التحریر حزبی اسلامگرا و تأسیس شده در سال ۱۹۵۳ در بیت‌المقدس توسط روحانی فلسطینی تقی‌الدین النبهانی است. این سازمان خود را در پی خلافت می‌داند و دموکراسی را فریب می‌خواند.این حزب ادعا می‌کند برای بازگشت زندگی اسلامی در سرزمین‌های اسلامی از طریق تأسیس دوباره «خلافت» تلاش می‌کند.

برخی کشورها این سازمان را تروریستی دانسته و در برخی کشورها فعالیت آن به دلیل اتهام دست داشتن در خشونت ممنوع است.  حزب فعالیتش را در بیش از پنجاه کشور گسترش داده‌است و گفته می‌شود که بیش از یک میلیون عضو دارد. حزب علاوه بر کشورهای اسلامی و عربی، در اکثر کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز فعال است. هدف کلی این حزب وحدت امت اسلامی و ایجاد خلافت اسلامی در جهان است.

 

تحولات

آن چه که در سالهای اخیر تازگی دارد  و تحول مهمی محسوب می شود. آموزش و تجهیز این به اصطلاح جهاد گرایان و در واقع تروریستهای به ظاهر مسلمان و اعزام آنان به کشورهای اسلامی برای کشتار مردم مسلمان است که به ظاهر در راستای اعتقاد سلفیها مبنی بر لزوم جنگیدن با دشمن قریب(مقصود مسلمانان است) انجام می گیرد ولی در واقع ،کارگردان و بهره برداری کننده آن ، غرب است.در واقع، غرب خواهان نابودی تروریسم نیست بلکه می خواهد آن را مهار کند و در راستای اهداف خود به کارگیرد.

 

سناریوها

با توجه به گذشته وبا در نظر گرفتن اهداف ومنافع ترسیم شده از سوی غرب ، چند سناریومحتمل است:

۱-تشدید حمایت غرب از تروریستها ی جهادی به منظور اعزام آنان به کشورهای اسلامی برای کشتار و خرابکاری

۲-محدود ساختن نسبی تروریستها به منظور تبرئه خود

۳-ممنوعیت رسمی فعالیت تروریستها واجازه پشت پرده به فعالیت آنان

۴-ربط دادن مساله جهادگرایان به مساله مهاجران برای فشار بیشتر بر آنها

۵-بهره برداری از مساله جهادگرایان و خطر آنها به عنوان خوراک تبلیغاتی در اسلام هراسی ونفرت پراکنی بر ضد مسلمانان.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید