زلزله اخیر ترکیه؛ مهری بر پایان سیاستگذاری دروغین اردوغان
زلزلههای بزرگ و دوقلوی اخیر ترکیه و سوریه را میتوان مُهری بر پایان عصر آرمانی حکمرانی و سیاستگذاری دروغین اردوغان دانست که با هزینههای جانی و مالی فراوانی که بر شهروندان ترکیه و سوریه وارد کرده، شکست و رسوایی بزرگی برای دو دهه کشورداری اردوغان و حزب عدالت و توسعه را نمایان ساخته است.
به گزارش مدار شرقی، سیاستگذاری عمومی که خود به مثابه حکمرانی و مدیریت امور عمومی در سطح کلان ملی و فراملی تعریف میشود، همانند حکمرانی که به دو گونه حکمرانی مطلوب و حکمرانی بد تقسیم شده است، به دو گونه سیاستگذاری موفق و سیاستگذاری ناکام تقسیم میشود.
سیاستگذاری موفق و پیروز، فرآیندی است که علاوه بر تحقق نیات و اهداف سیاستگذار، بهبودی شرایط در حوزه عملکردی سیاستگذاری شده و در سطح ملی نیز رفاه و آسایش شهروندان یک دولت را فراهم میکند. در اینگونه سیاستگذاری است که حکمرانی مطلوب به مثابه سیاستگذاری موق مورد توجه و تقلید دیگران قرار میگیرد.
موفقیت یک سیاستگذاری عمومی و کامیابی سیاستگذار آن، علاوه بر توانایی ابتکار، دانش و هنر سیاستگذاری، نیاز به آموزههای پیشین، تحلیل و تجزیه پیشینه سیاستگذاری در آن حوزه خاص یا در کل جغرافیای سیاستگذاری عمومی دارد. در چنین روندی است که سیاستگذار با موجی از سیاستهای ناکام، شکست خورده و اشتباه مواجه میشود که فرایند سیاستگذاری را به کنشی سخت و شگفت تبدیل میکند.
سیاستهای اشتباه پیشین را نمیتوان به سادگی دور انداخت و به آنها بیتوجه بود، زیرا بخشی از یک سیاستگذاری موفق به درسآموزی از سیاستهای پیشین بازمیگردد. سیاستهای اشتباه و ناکام قبلی، بخشی از سیاستگذاری کنونی هستند، همانگونه که “دسیدریوس اراسموس” فیلسوف هلندی میگوید: «اشتباه، امکان آموختن را برای او فراهم میسازد.»
سیاستگذاری عمومی بهویژه وقتی دارای ابعاد و اهداف آرمانی باشد، نیاز بیشتری به تحلیل و درک سیاستهای پیشین و درسآموزی از سیاستهای اشتباه گذشته دارد.
رهبران یا سیاستگذاران ارشد، همواره از سیاستهای آرمانی خود سخن گفته و این سیاستها را با چنان عناوینی تعریف میکنند که گویا چنین فرایندی در گذشته وجود نداشته و هیچ سیاستگذار یا رهبری به طرح و اجرای آن قادر نبوده است!
یکی از این سیاستگذاران ارشد یا رهبران آرمانگرای بیتوجه به سیاستهای ناکام و ناکارآمد پیشین را میتوان رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری کنونی ترکیه دانست که سیاستگذاری آرمانی وی طی تنها چند سال به باتلاقی عمیق بدل شده، تمام نیات و اهداف آرمانی ایشان را بلعیده و حکمرانی وی را با فروپاشی بنیادین مواجه ساخته است.
اردوغان به عنوان یک سیاستگذار و رهبر موفق در نیمه نخست حاکمیتش بر سپهر سیاسی ترکیه به سطحی از موفقیت و اثربخشی رسیده بود که به عنوان یک الگوی برجسته رهبری و سیاستگذاری در منطقه و جهان اسلام مورد توجه قرار گرفته بود.
همین موفقیت و کارآمدی سیاستگذاری دولت ترکیه در نیمه نخستین کشورداری اردوغان بود که ترکیه را از یک کشور شکننده به کشوری باثبات در سطح منطقه و جهان بدل کرده است و شرایط را برای یک سیاستگذاری آرمانگرای فراتصور از سوی اردوغان فراهم کرد. سیاستگذاری آرمانی که در دو قالب:
۱- سیاست چشم انداز ۲۰۲۳ با نیت و هدف بازآفرینی یک ترکیه بزرگ در قالب دولتی با ماهیت یوروعثمانی (جغرافیای امپراتوری عثمانی با دموکراسی اروپایی و عضوی از اتحادیه اروپا) که در این جمله احمد داوود اوغلو، وزیر امور خارجه وقت ترکیه و استراتژیست بزرگ معاصر این کشور در یک سخنرانی در سال ۲۰۱۲ چنین خلاصه میشود: «هر سرزمینی که در سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۲۳ از دست دادهایم و از آنها عقبنشینی کردهایم را در سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۳ به دست میآوریم و با برادرانمان در آن سرزمینها دیدار میکنیم. این یک مأموریت تاریخی ضروری است.»۲
۲- سیاست چشمانداز ۲۰۵۳ که بعد از نمایان شدن ناکامی سیاستگذاری آرمانی ۲۰۲۳ اردوغان و شکست دولت ترکیه در بسیاری معادلات منطقهای و جهانی در سال ۲۰۲۲ از سوی اردوغان در شهر مانیسا، اینگونه تعریف میشود: «قول و تعهد ما به ملت این است که کشورمان را با چشم انداز ۲۰۵۳ به رتبه برتر نظام مدیریت و اقتصاد جهانی برسانیم.»۳
چنین رویکردی از سیاستگذاری آرمانی و اصرار بر تکرار یک سیاست شکست خورده با ابزارهای تهاجمی و کنش در خارج از مرزهای کشور ترکیه و بیتوجهی به سپهر سیاسی کشور و چشم بستن بر کاهش آستانه تحمل شهروندان ترکیه، در نهایت در زلزله بزرگ ۷٫۸ ریشتری در جنوب شرقی ترکیه، خود را نشان داده و دولت اردوغان را نهتنها بر لبه پرتگاه نابودی قرار داده، بلکه ترکیه را با فاجعهای بزرگ مواجه ساخته است.
زلزلههای بزرگ و دوقلوی اخیر ترکیه و سوریه را میتوان مُهری بر پایان عصر آرمانی حکمرانی و سیاستگذاری دروغین اردوغان دانست که با هزینههای جانی و مالی فراوانی که بر شهروندان ترکیه و سوریه وارد کرده، شکست و رسوایی بزرگی برای ۲ دهه کشورداری اردوغان و حزب عدالت و توسعه را نمایان ساخته است.
اکنون دیگر هیچ سیاستمدار و سیاستگذاری در منطقه و جهان اسلام، تکرار و تقلید از الگوی سیاستگذاری اردوغان را کارآمد ندانسته و آرزوی تبدیل کشور خود به ترکیه نیز از ذهن و سیاست بسیاری رهبران آرمانگرا خارج شده است.
سیاستگذاری اردوغان در نیمه دوم حکمرانی بر ترکیه، بعد از سال ۲۰۱۱ و تحولات بهار عربی، بسیار تهاجمی، آرمانگرا و تنشآفرین شده و به جای تغییر و بهبود شرایط داخلی ترکیه، نوسازی و بازسازی زیرساختهای ترکیه به سیاستهای تهاجمی و ستیزجویانه سیاسی و ژئوپلیتیک در منطقه استوار شده بود. در چنین شرایطی است این سیاستگذاری اردوغان را میتوان غیر عقلانی دانست، همانگونه که “پیر مولر” از اندیشمندان علم سیاستگذاری مینویسد: «سیاستگذاری عمومی بر خلاف امید و انتظار برخی، فعالیت سیاسی را عقلانیتر کرده است.» ۴
اکنون اردوغان و آرمانگرایی ایشان در قالب دو چشمانداز ۲۰۲۳ و ۲۰۵۳ به مثابه نمک بر زخم شهروندان زلزلهزده ترکیه و سوریه بدل شدهاند، مسیر الگوی آرمانی ۲۰۵۳ اردوغان نیز دچار انسداد کارآمدی و مشروعیت شده است. اغلب شهروندان ترکیه اکنون به سیاستها و سیاستگذاری آرمانی اردوغان حتی برای ۴ ماه آینده و پایان دوره کنونی کشورداری ایشان نیز اعتماد ندارند.
شاید فرصت برای درسآموزی و آموختن از اشتباهات پیشین برای اردوغان و دولت حزب عدالت و توسعه در ترکیه پایان یافته باشد، اما به نظر میآید اردوغان به پذیرش شکست و کناره گیری از قدرت حاضر نباشد، زیرا شکست در انتخابات آینده می تواند به معنای آغاز حذف کامل اردوغان و دوستانش از سپهر سیاسی ترکیه با موجی از محاکمات باشد.
*
با وجود تمام حمایتهای ایران و برخی دیگر دولتهای منطقه از اردوغان، اکنون میتوان به صراحت گفت که پایان اردوغان نمایان شده و بقای ایشان تنها با یک کودتای سیاسی و نظامی طی چند ماه آینده، امکانپذیر است.
برخلاف بسیاری تحلیلگران و کارشناسان حوزه ترکیه که مدعی هستند ایران از سرنگونی دولت اردوغان خوشحال بوده و منافعش تحقق مییابد، اینجانب در مقاله آینده به بررسی تمایل ایران به حفظ و بقای حکمرانی رجب طیب اردوغان در ترکیه خواهم پرداخت.
اردوغان و دوستانش حتی اگر موفق به مهندسی انتخابات آینده و یا کودتای موفق در ترکیه نیز شوند، هرگز قادر به ادامه سیاستگذاری آرمانی چشمانداز ۲۰۵۳ نخواهند بود، زیرا زلزلههای بزرگ اخیر ترکیه، علاوه بر ویرانی این کشور و شکننده ساختن دولت ترکیه، مشروعیت، محبوبیت، کارآمدی و توانمندی اردوغان برای ادامه حکمرانی را نیز باطل کرده است.
منبع: دیپلماسی ایرانی
