تهران
کد خبر:26686
پ

چرا برخی در داخل کشور از پیروزی بایدن نگران هستند؟

شدت دوقطبی رسانه‌ای، سیاسی و اجتماعی در داخل کشور به دلیل تاثیر پذیری از نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا کار را به جایی رسانده است که پیروزی جو بایدن به نفع ملت، دولت و طیفی از جریان های سیاسی به اصطلاح اصلاح طلب و میانه رو و به ضرر حاکمیت است و در آن […]

شدت دوقطبی رسانه‌ای، سیاسی و اجتماعی در داخل کشور به دلیل تاثیر پذیری از نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا کار را به جایی رسانده است که پیروزی جو بایدن به نفع ملت، دولت و طیفی از جریان های سیاسی به اصطلاح اصلاح طلب و میانه رو و به ضرر حاکمیت است و در آن سو پیروزی دونالد ترامپ به سود حاکمیت و منتقدین دولت و به ضرر ملت و دولت است.

 

بایدن و ترامپ

به گزارش مدار شرقی، با نزدیک تر شدن به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکا و پررنگ‌تر شدن احتمال پیروزی جو بایدن در این انتخابات به نظر می‌رسد فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور هم متاثر از آن به دنبال تخریب دولت روحانی و طیف سیاسی حامی آن است که نیم نگاه جدی به پیروزی بایدن دارند. فردی که شعار بازگشت به برجام، لغو بخشی از تحریم ها و تلاش برای تعدیل تنش با جمهوری اسلامی ایران را مطرح کرده است. تداوم و تشدید این فضاسازی های رسانه ای عملا کشور را به یک دو قطبی کشانده است. اما تاثیر این دو قطبی سازی های سیاسی و رسانه ای در داخل ایران متاثر از فضای انتخاباتی آمریکا بر شرایط داخلی کشور چه خواهد بود؟ آیا در صورت پیروزی بایدن اساساً واقعیات دیپلماتیک در صحنه تنش تهران – واشنگتن، اجازه مذاکرات مجدد به دو طرف را خواهد داد؟ آیا آن چنانی که منتقدین مذاکرات ایران و آمریکا عنوان می‌کنند تفاوتی میان پیروزی جو بایدن و دونالد ترامپ وجود دارد؟ پاسخ به این سوالات و پرسش هایی از این دست، موضوع گفت وگوی دیپلماسی ایرانی با احمد نقیب زاده، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌الملل است که در ادامه می خوانید:

به موازات گرم تر شدن تنور انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکا و نزدیک شدن به سوم نوامبر (روز رای گیری) شاهد جریان سازی های سیاسی و رسانه‌ای در داخل کشور علیه پیروزی احتمالی جو بایدن هستیم؛ جریان سازی هایی که گردانندگانش بی میل به پیروزی مجدد دونالد ترامپ نیستند. اگر چه همواره این ادعا را مطرح می کنند که پیروزی بایدن یا ترامپ تفاوتی در شرایط کشور ایجاد نمی کند. در این راستا به نظر می‌رسد که دولت و جریان سیاسی حامی آن تمایل جدی به پیروزی جو بایدن دارند که شعار بازگشت به برجام، لغو بخشی از تحریم های آمریکا و تعدیل در تنش با جمهوری اسلامی ایران را مطرح کرده است. این در حالی است که جریان ‌های سیاسی و رسانه ای منتقد دولت به شدت نگران از پیروزی جو بایدن هستند. از نگاه شما این فضای دوقطبی در کشور متاثر از انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده ناشی از چیست؟ آیا صرفا تاثیر گذاری نتایج انتخابات آمریکا بر شرایط کشور موجب شکل گیری این دو گانگی شده است و یا دلایل دیگری را برای این مهم متصورید؟

قطعا مهمترین دلیل به همان پارامتر تاثیر گذاری نتایج آنتخابات ریاست جمهوری آمریکا باز می گردد. چرا که به دلیل تاثیرگذاری مستقیم نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده بر وضعیت کشور به خصوص در حوزه دیپلماتیک، اقتصادی و معیشتی به نظر می رسد که جامعه سیاسی ایران هم به شدت متاثر از تحولات سیاسی داخلی در ایالات متحده آمریکاست. البته نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به دلیل همیت ویژه این کشور و ابرقدرتی آن بر کل مناسبات جهانی و تحولات بسیاری از کشورها تاثیر مستقیم خود را دارد که به تبع آن یکی از کشورهایی که از این انتخابات تاثیر حداکثری را می پذیرد، ایران است. از این رو افراد، احزاب و جریان های داخلی بسته به سلیقه سیاسی جناحی خود نیم نگاهی به پیروزی جو بایدن یا دونالد ترامپ دارند. اما پیرو آنچه که شما مطرح کردید باید متاسفانه بر این نکته اذعان داشت که شدت دوقطبی رسانه‌ای، سیاسی و اجتماعی در داخل کشور به دلیل تاثیر پذیری از نتایج انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا کار را به جایی رسانده است که پیروزی جو بایدن به نفع ملت، دولت و طیفی از جریان های سیاسی به اصطلاح اصلاح طلب و میانه رو و به ضرر حاکمیت است و در آن سو پیروزی دونالد ترامپ به سود حاکمیت و منتقدین دولت و به ضرر ملت و دولت است. به این معنا که بر اساس وعده های جو بایدن و در صورت پیروزی وی در انتخابات سوم نوامبر به نظر می رسد بستر برای باز شدن درهای دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده مهیا خواهد شد و به دنبالش کشور به نسبت از تنگناها و چالش های معیشتی کنونی خلاص خواهد شد. در این صورت مسائل مانند حقوق بشری در ایران بیش از پیش پررنگ تر می شود. لذا آن بخش از جامعه مدنی در کشور که در ساختار حاکمیتی قرار ندارند به شدت متمایل به پیروزی بایدن در انتخابات هستند. ولی کسانی که نگران این وضعیت هستند و حاضرند به خاطر یک دستمال، قیصریه را به آتش بکشند از تمام توش و توان خود در حوزه رسانه ای برای حمله به این جریان های سیاسی و مدنی در داخل طی همین مدت استفاده کرده و می‌کنند و سعی دارند این گزاره را به جامعه حقنه کنند که اساساً تفاوتی میان پیروزی جو بایدن و دونالد ترامپ برای اهداف منافع جمهوری اسلامی و ملت ایران وجود ندارد تا در این صورت اوضاع کشور وخیم‌تر از شرایط کنونی تداوم پیدا کند و به دنبال آن فضای سیاسی کشور به سمت رادیکالیسم تمایل یابد. در حالی که آقایان به شدت این مسئله و گزاره را در تحلیل های خود نادیده می گیرند که در صورت تداوم و تشدید وضعیت کنونی در کشور به خصوص در حوزه اقتصادی و معیشتی که با پیروزی مجدد ترامپ، بحرانی تر هم خواهد شد، خطر فروپاشی کل ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. لذا به نظر من این حضرات و رسانه های متبوعشان دشمن منافع ملت ایران و حتی منافع ساختار سیاسی به نام جمهوری اسلامی ایران هستند. به بیان ساده تر و صریح تر نظام جمهوری اسلامی ایران برای این افراد هیچ ارزشی ندارد، بلکه صرفاً برای بقا و منافع شخصی و حزبی خود تلاش می کنند تا کشور به پرتگاه نابودی کشیده شود. این در حالی است که قطعاً پیروزی جو بایدن، هم به سود ملت و هم به سود جمهوری اسلامی ایران است.

اما بسیاری از همین طیف مذکور و حتی از طیف متمایل به پیروزی بایدن در داخل کشور معتقدند که اساساً وعده های انتخاباتی جو بایدن مبنی بر بازگشت به برجام، لغو بخشی از تحریم ها و تلاش برای تعدیل تنش با جمهوری اسلامی ایران صرفا به دلیل فضای انتخاباتی است و قطعاً میان جو بایدن فعلی با جو بایدن رئیس جمهور تفاوت های جدی قائل شد. چرا که جو بایدن هم از ابزار تحریم های کنونی و سیاست فشار حداکثری دونالد ترامپ به سادگی نخواهد گذشت و هرگونه اقدام برای تحقق وعده هایش در باره ایران (بازگشت به برجام، لغو تحریم ها و یا تلاش برای تعدیل تنش ها) منوط به مذاکرات مجدد و تحقق برخی پیش شرط ها از جانب تهران خواهد بود. با این تفاسیر کماکان شما معتقدید که تفاوتی میان پیروزی دونالد ترامپ و جو بایدن برای ایران وجود دارد؟ آیا به واقع پیروزی جو ‌بایدن می تواند به سود کشور باشد؟

بله تمام نکاتی که شما به آن اشاره کردید کاملاً درست است. به این معنا که جو بایدن در صورت پیروزی و رسیدن به قدرت از ابزار تحریم های کنونی و سیاست فشار حداکثری دونالد ترامپ در قبال ایران نخواهد گذشت و تمام وعده های خود را در قبال ایران منوط به مذاکرات مجدد و تحقق پیش شر های مد نظرش از جانب تهران خواهد کرد. خصوص آن که دونالد ‌ترامپ شرایط را بعد از خروج از برجام به گونه‌ای چیده مان کرده است که حتی اگر جو بایدن بخواهد بدون پیش شرط هم به توافق هسته‌ای بازگردد کار چندان آسانی نخواهد بود. متاسفانه مجموعه اتفاقاتی که در طول سه سال گذشته بین ایران و آمریکا در عرصه های مختلف روی داده شرایط را به جایی رسانده که تنش تهران و واشنگتن به اوج خود رسیده است. بنابراین مسئله اقدامات برای کاهش تنش از سوی جو بایدن بسیار سخت، زمانبر، پیچیده و در عین حال همراه با پیش شرط و مذاکره خواهد. بود ولی در مجموع و با تمامی این تفاسیر باید این نکته مهم در نظر گرفت قطعاً باید میان پیروزی ترامپ با جو بایدن در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا برای تحقق منافع ایران به شدت تفاوت قائل شد. چرا که در صورت پیروزی جو بایدن حداقل یک پالس مثبت دیپلماتیک از واشنگتن به ایران و کل جهان ارسال خواهد شد؛ پالس مثبتی که این میزان از فشار روانی و وحشت مردم در داخل ایران نسبت به آینده اقتصادی، معیشتی و امنیتی خود را تا حد بسیار زیادی تعدیل خواهد کرد. همین پارامتر به خودی خود می تواند فضای مثبتی را در کشور ایجاد کند، حتی اگر بایدن بخواهد برای تحقق وعده هایش در قبال ایران به دنبال مذاکره و پیش شرط باشد. چون به هر حال جو بایدن به دنبال راه حل دیپلماتیک و سیاسی برای کاهش تنش با جمهوری اسلامی ایران است و تمایل جدی برای مذاکرات از جانب وی وجود دارد، در صورتی که دونالد ترامپ اساساً هیچ گونه تمایلی به مذاکره ندارد و ابزار دیپلماسی برای او صرفاً چند عکس یادگاری و یک نمایش تلویزیونی است. به هرحال ترامپ یک سیاستمدار و دیپلمات نیست، بلکه یک دلال و کاسب است و باید میان یک سیاستمدار با یک دلال تفاوت قائل بود. اینجاست که قطعاً میان پیروزی جو بایدن با دونالد ترامپ باید تفاوت های معناداری وجود دارد. بله اگرچه سیستم و ساختار ایالات متحده آمریکا به روسای جمهور این کشور از هر طیف سیاسی اجازه نمی‌دهد اقدامی بر خلاف منافع ایالات متحده آمریکا انجام دهند، اما قطعاً تفاوت های رفتاری و تاکتیکی هر کدام از روسای جمهور آمریکا می‌تواند در شرایط کشور ما و اقتضائات جهانی موثر باشد. کما اینکه هیچ کس در داخل کشور منکر این واقعیت نیست که اگر چه محمود احمدی نژاد و حسن روحانی، روسای جمهور اسلامی ایران بودند و همه آنها در نهایت به دنبال تحقق منافع نظام و حاکمیت بوده و هستند، اما تفاوت رویکرد سیاست خارجی و سیاست داخلی دولت نهم و دهم با دولت یازدهم و دوازدهم به شدت مشهود است. اتفاقا همان نگاه های به شدت غلط، شعاری و پوچ محمود احمدی‌نژاد بود که سرآغاز انحرافات و چالش‌های گسترده برای کشور شد که کماکان مردم با آن دست به گریبان هستند و به نظر نمی رسد حالا حالاها از آن خلاص شد؛ بله روسای جمهور در ایران نمی توانند تغییرات گسترده، بنیادین و راهبردی در حوزه دیپلماسی و یا ساختارهای سیاسی کشور ایجاد کنند، اما همین مواضع حداقلی روسای جمهوری، همین رفتارها و تصمیمات تاکتیکی آن ها به عنوان رئیس قوه مجریه کشور در قبال سیاست، دیپلماسی، اقتصاد، فرهنگ، امنیت، جامعه و غیره می تواند در تشدید و یا تعدیل چالش ها، مشکلات و معضلات کشور در ابعاد گوناگون موثر باشد. به همان ترتیب قطعا پیروزی بایدن با ترامپ می تواند برای ما شرایط متفاوتی را ایجاد کند.

شما به این گزاره مهم اشاره کردید که دونالد ترامپ بعد از خروج توافق هسته‌ای شرایط را با پیگیری سیاست فشار حداکثری به گونه ای چیدمان کرده است که جو بایدن حتی به صورت داوطلبانه و بدون مذاکره و پیش شرط هم نمی تواند به آسانی به برجام بازگردد. پیرو این نکته شما قطعا اقداماتی مانند تلاش برای قطع و یا حداقل ایجاد محدودیت جدی در واردات غذا و دارو به کشور، آن هم در شرایط کرونا زده امروز ایران و یا اقدام ترامپ در ترور سردار سلیمانی سایه سنگین و موانع جدی بر سر راه مذاکره مجدد میان ایران با  ایالات متحده آمریکا ایجاد کرده است؛ موانعی که قطعاً برداشتن آن از سوی جو بایدن هم بسیار سخت خواهد بود. در همین راستا در داخل برخی از رسانه‌ها هم مواضع رئیس‌جمهور در خصوص صلح امام حسن را به شدت مورد هجمه قرار داده و آن را پالس های سیاسی برای بسترسازی در خصوص مذاکره مجدد با آمریکا در آستانه انتخابات آمریکا تلقی کرده‌اند. با در نظر گرفتن تمامی این نکات شما تا چه اندازه فضای دیپلماتیک را برای مذاکره میان ایران و آمریکا در صورت پیروزی جو بایدن مهیا می دانید؟

مسئله اینجا به جبر شرایط باز می‌گردد. چون ایران چاره ای جز مذاکره با ایالات متحده آمریکا ندارد. حتی معتقدم شرایط کشور، به خصوص در حوزه سلامت، معیشت و اقتصاد به حدی بحرانی است که در صورت پیروزی مجدد دونالد ترامپ هم باید به فکر مذاکره با آمریکا بود. چون قطعاً با پیروزی مجدد دونالد ترامپ شرایط برای افزایش فشار بر ایران از جانب کاخ سفید بیش از پیش مهیا خواهد بود. در این صورت قطعاً جمهوری اسلامی ایران، نه در میان مدت که حتی در کوتاه مدت هم نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد. به هر حال کشور اکنون با انبوهی از چالش‌ها، مشکلات و معضلات اقتصادی از تورم و رکود افسار گسیخته گرفته تا بیکاری و کوچک تر شدن سفره های مردم و همچنینی بحران سلامت به دلیل تشدید شیوع کرونا مواجه است. به واسطه سینرژی این مشکلات کشور در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد و ما نمی‌توانیم این تهدید بالقوه را نادیده بگیریم.

حتی با در نظر گرفتن این تهدید بالقوه مد نظر شما، همین طیف منتقد مذاکره با آمریکا معتقدند که با توجه به تجربه تلخ برجام، اساساً آمریکا بازیگری به شدت غیر قابل اعتماد است که حتی در صورت مذاکرات مجدد و شکل‌گیری توافقات نمی توان به پایبند بودن واشنگتن امید داشت. بنابراین مذاکره و توافق مجدد با آمریکا یک اشتباه راهبردی است. پاسخ شما به این سخنان چیست؟

اولا که ما پیشتر با برجام تابوی مذاکره با آمریکا را شکستیم. بنابراین قطعاً حتی با در نظر داشتن سایه سنگین برخی اتفاقات و تصمیمات به شدت غلط دولت ترامپ مانند ترور سردار سلیمانی و یا تلاش برای عدم ورود دارو و کالای پزشکی در شرایط کرونایی کشور می توان دوباره مسئله را مذاکره با آمریکا را در دستور کار قرار داد. ضمن آنکه دیپلماسی و مذاکره به معنای استفاده از هوش سیاسی در دادن کمترین هزینه و بیشترین فایده است. پس قطعاً ما می توانیم از تجربه برجام در مذاکرات پیش رو استفاده کنیم و با گرفتن تضمین هایی به مراتب جدی تر از بر جام، وضعیت را طوری پیش ببریم که حتی با تغییر دولت ها و روی کار آمدن گزینه های به مراتب تندروتر از دونالد ترامپ این کشور نتواند از عمل به تعهداتش شانه خالی کند. پس قطعاً مذاکره به معنای آن نیست که ما ایران را دو دستی به آمریکا تسلیم کنیم. ما باید یک امتیازاتی بدهیم و امتیازاتی بگیریم. لذا اینجا است که مجددا تاکید دارم پیروزی بایدن می تواند یک فرصت جدی را برای دولت و کل ساختار جمهوری اسلامی ایران فراهم کند که کشور از شرایط کنونی خارج شود؛ باور کنید تهدید تبعات مخرب شرایط داخلی به مراتب جدی تر از تهدیدات آمریکاست.

ولی این نکات شما در تقابل با راهبرد «نه جنگ و نه مذاکره»، حداقل با دولت دونالد ترامپ است. در کنار شما به هوش و عقل سیاسی اشاره کردید. اخیراً مسئله عقل سیاسی مترادف ترس قلمداد شده است. لذا به نظر می رسد که در صحنه واقعیات دیپلماتیک هیچ بستری برای مذاکرات مجدد با ایالات متحده آمریکا حتی در صورت پیروزی جو بایدن از جانب جمهوری اسلامی ایران مهیا نباشد؟

اولاً راهبرد نه جنگ و نه مذاکره، مرگ تدریجی کشور است و نمی‌توان در صحنه عمل و در کوتاه مدت روی تداوم آن حساب باز کرد. اتفاقا خود همین راهبرد کشور را به ایجا رسانده است. لذا جبر شرایط که پیشتر از آن یاد کردم اجازه نمی‌دهد که این راهبرد کماکان به قوت خود تداوم پیدا کند. خصوصا آنکه اکنون بستر برای شکل‌گیری شورش ها و اعتراضاتی به مراتب جدی تر از پاییز سال گذشته وجود دارد که می تواند این راهبردها را به شدت تحت الشعاع قرار دارد. لذا به نظر من این آقایان هیچ درک درستی از وضعیت مردم و واقعیت‌های کف جامعه ندارند. اینجا است که وضعیت های پیچیده، سخت و دشوار کنونی تفاوت جدی میان هوش و یا ترس را بیشتر نمایان می کند. لذا اگر من معتقدم در راستای استفاده از هوش سیاسی و دیپلماتیک باید به سمت استفاده از فرصتی به نام جو بایدن برویم پیش از آن که به نفع ملت باشد، می‌تواند به سود خود حاکمیت و ساختار جمهوری اسلامی ایران تمام شود. چون قطعاً اگر بتوانیم مذاکرات مجدد با آمریکا را در دستور کار قرار دهیم و به موازاتش تحریم‌ها و چالش های اقتصادی و معیشتی در کشور مرتفع شود قطعاً بخشی از اعتماد از بین رفته ملت به ساختار سیاسی ترمیم خواهد شد؛ گسل کنونی مسئولین با مردم تا اندازه ای مرتفع می شود و در کنار آن تا حدی از التهابات و حساسیت های کنونی در جامعه مبنی بر شکل گیری اعتراضات به محاق خواهد رفت. اینجاست که باید مسئله استفاده از هوش سیاسی را جدی گرفت. اتفاقاً با توجه به انبوه این چالش ها و مشکلات ناشی از سیاست فشار حداکثری آمریکا و تحریم‌های کاخ سفید است که دونالد ترامپ در کمپین‌های انتخاباتی اش مرتب این مسئله را مطرح می کند که در صورت پیروزی مجددش در انتخابات، ایران مذاکره با آمریکا را در دستور کار قرار خواهد داد و به او (ترامپ) تلفن خواهد کرد. چون کشور به جبر شرایط چاره ای جز مذاکره ندارد. حتی من معتقدم منتقدین دولت و مخالفان جدی برجام و مذاکره با آمریکا هم در خفا و در محفل های شخصی بر این نکته اذعان دارند که ایران در نهایت چاره‌ای در راه چاره ای جز مذاکره با آمریکا ندارد. من واقعاً تعجب می کنم از مغز های خشک و متحجری که مدام بر ایستادگی در برابر آمریکا پافشاری می کنند و در عمل تنها هزینه های آن بر دوش طبقه فرودست جامعه است. پیرو همین واقعیت ها است که ما شاهد از بین رفتن طبقه متوسط در ایران هستیم به گونه‌ای که مشابهش در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشته است. تداوم و تشدید این وضع قطعاً محبوبیت که هیچ، حتی مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران را به شدت کم رنگ و کم رنگ تر خواهد کرد؛ نظامی هم که مشروعیت و محبوبیت نداشته باشد قطعاً به یک باد بند است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

کلید مقابل را فعال کنید