کد خبر: 22623

تاریخ انتشار: اردیبهشت ۱۰, ۱۳۹۸

پنج راه حل دولت دونالد ترامپ برای امنیت خاورمیانه

لفاظی های پرزیدنت ترامپ اگر چه در برخی موارد غافلگیری هایی ایجاد کرده؛ اما رهبری استراتژیک مستلزم چیزی بیش از آنچه فقط بیان یا توئیت می شود، است. در واقع آنچه دولت واقعا انجام می دهد حائز اهمیت بیشتر است. به گزارش مدار شرقی، به نقل از نشنال اینترست ، ایجاد یک منطقه امن و […]

لفاظی های پرزیدنت ترامپ اگر چه در برخی موارد غافلگیری هایی ایجاد کرده؛ اما رهبری استراتژیک مستلزم چیزی بیش از آنچه فقط بیان یا توئیت می شود، است. در واقع آنچه دولت واقعا انجام می دهد حائز اهمیت بیشتر است.

دولت ترامپ و خاورمیانه

به گزارش مدار شرقی، به نقل از نشنال اینترست ، ایجاد یک منطقه امن و باثبات در خاورمیانه مهمترین مسئله برای تامین منافع ملی ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه است. ایالات متحده آمریکا به عنوان یک قدرت جهانی دارای منافع و مسئولیت های جهانی است. برای حفظ این منافع مستلزم این است که در تمامی مناطق (دریا، فضا، هوا و فضای سایبری) خاورمیانه، اروپا و ایندو – پاسیفیک کنترل و سلطه داشته باشد. برخی خاورمیانه را مهمترین این مناطق قلمداد کرده اند زیرا این منطقه تقاطع حمل و نقل هوایی و دریایی تجاری بین مناطق مهم دیگر است. علاوه بر مرکز انرژی جهانی، یک شبکه مالی بین المللی و تقاطعی برای مهاجرت انسانی است. بنابراین بخش عمده از آنچه در جهان خوب است یا در خاورمیانه هست یا از طریق آن عبور می کند. رفاه و امنیت ایالات متحده آمریکا مرهون خاورمیانه با ثبات، صلح آمیز و مرفه است. بنابراین برای اتخاذ استراتژی آمریکا برای ۲۰۲۰ و بعد از آن حتما باید به مولفه مهم تعامل با خاورمیانه بزرگ تر که شامل شمال آفریقا شود توجه کرد.

لفاظی های پرزیدنت ترامپ اگر چه در برخی موارد غافلگیری هایی ایجاد کرده؛ اما رهبری استراتژیک مستلزم چیزی بیش از آنچه فقط بیان یا توئیت می شود، است. در واقع آنچه دولت واقعا انجام می دهد حائز اهمیت بیشتر است. نشانه های دولتداری ایالات متحده آمریکا در دوران ترامپ را می توان شامل: آمریکا خواهان تغییر رژیم و تلاش برای ملت سازی نیست؛ آمریکا سهم خود را می پردازد و انتظار می رود ملت های دیگر هم سهم خود را بپردازند، دانست. تمام علائم فوق حاکی از این است که دو نگرانی فعالیت های بی ثبات کننده ایران و خطرات ناشی از گروه های تروریست اسلامی فراملی مانند داعش و القاعده، استراتژی منطقه ای دولت ترامپ را تبیین می‌کند. یکی از دستاوردهای مشخص دولت آمریکا را می توان به تلاش این کشور برای نابودی خلافت اسلامی موسوم به داعش اشاره کرد که ضربه روانی گسترده به جنبش های اسلام گرا وارد کرده است. خروج آمریکا از توافق هسته ای موسوم به برجام توسط دولت ترامپ نخستین گام در چالش کشیدن نفوذ «مخرب ایران» در منطقه بود. این امر به آمریکا همچنین کمک کرد تا بر نائبان ایران مانند حوثی ها در یمن و شبه نظامیان شیعه در عراق فشار بیشتری وارد کند.


چالش های عمده پیش رو

از جمله مشکلاتی که برخی با اشتباهات آمریکا ایجاد شده است را می توان شامل: جنگ های بی ثبات کننده یمن، روابط تیره کشورهای عربی خلیج فارس، روابط مناقشه برانگیز آمریکا با ترکیه، فقدان پیشرفت حقوق بشر و آزادی های اقتصادی، عدم اطمینان و آرامش در سوریه، تعداد فزاینده پناهندگان و مهاجرت های غیرقانونی، تهدید مستمر تروریسم فراملی و بنیادگرایی اسلامی دانست.

در برخی موارد بهترین استراتژی برای منطقه را صبر و ثبات می دانند. بنابراین ایالات متحده آمریکا باید همچنان به کمپین فشار برای تنبیه، انزوا و کاهش نفوذ تهران و نائبانش اداهه دهد. علاوه بر این برای مقابله با تروریسم همکاری های منطقه ای حیاتی است. ایالات متحده آمریکا همچنین باید در ترویج حقوق بشر و آزادی های اقتصادی و تلاش برای دستیابی به فرایند صلح اقدامات گسترده ای انجام دهد. بنابراین ما تا روزی که آنها برای صلح آماده باشند، آماده هستیم. علاوه بر این آمریکا باید بر حفظ ائتلاف ها حتی در مواردی که در مسائل متضاد دچار اختلاف می شوند ادامه دهد. 


استراتژی های آینده دولت

در این بخش برخی از مواردی که باید در استراتژی آمریکا برای سال ۲۰۲۰ و پس از آن مطرح شود اشاره می‌کنیم:

۱-    ایجاد نظام امنیتی قدرتمندتر: دولت ترامپ در اوایل کارش، ایده اتحاد چندجانبه با شرکای عرب را مطرح کرد. مفهوم اولیه آن شامل همکاری های اقتصادی، امنیتی، حل و فصل منازعات و اختلافات بود. هر چند در ابتدا مورد استقبال قرار گرفت اما به دلیل اختلافات و منازعات دیپلماتیک بین عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، این پروژه کنار گذاشته شد. همچنین قتل جمال خاشقچی در ترکیه مزید بر علت شد و وضعیت را پیچیده تر کرد. بار دیگر، تلاش های آمریکا برای ایجاد اتحاد استراتژیک خاورمیانه با استقبال خوبی روبه رو نشد. بنابراین خاورمیانه به یک سیستم امنیتی قدرتمند رسمی مانند ناتو نیازی ندارد بلکه این نظام امنیتی باید بیشتر ساختاریافته و رسمی تر از چارچوب هایی باشد که آمریکا در منطقه ایندو – پاسیفیک ایجاد کرده است.

۲-    ایجاد موانع آتش افروزی در شمال آفریقا: اگر بنیانی برای ثبات در لیبی، مراکش، مصر و تونس وجود داشته باشد ثبات خاورمیانه محتمل تر است. این به طور خاص بسیار مهم است که آمریکا به بازی دیپلماتیک خود در لیبی ادامه دهد. همچنین ایالات متحده آمریکا می تواند یک بنیان پایداری در قالب ایجاد کنسرت با دولت های شمال آفریقا برای پیشبرد تجارت، توسعه منطقه ای، حکمرانی خوب و استفاده مولد از منابع انرژی دایر کند. 

۳-    اعمال استراتژی حداکثر فشار برای مهار و تضعیف نفوذ ایران: تهدید اصلی برای منافع آمریکا و متحدانش و ثبات خاورمیانه، ایران است. تحریم اقتصادی، صادرات نفت ایران را به بیش از یک میلیون بشکه در روز کاهش داده است. این امر به شدت اقتصاد دولت ایران را تضعیف کرده و درآمد دولت را کاهش و مشکلات بیشتری را برای تهران در حمایت از حکومت اسد در سوریه و تامین مالی شبه نظامیان عراق، سوریه، لبنان و یمن ایجاد کرده است. واشنگتن همچنین به حفظ نیروی نظامی قدرتمند در منطقه برای بازداشتن توسعه طلبی ایران و همکاری با متحدانش برای تقویت سیستم دفاع موشکی در مقابل تهدید بالقوه زرادخانه موشکی بالستیک ایران نیاز دارد.

۴-    تحکیم و حفظ پیروزی بر داعش و ممانعت از ظهور گروه های افراط گرای اسلامی دیگر: ایالات متحده آمریکا همچنان برای مقابله با داعش به کمک های اطلاعاتی، شناسایی و هوایی نیروهای محلی سوریه و عراق نیاز دارد. واشنگتن همچنین باید به دولت عراق برای مبارزه با فساد و احترام بیشتر به نیازهای اقلیت اهل سنت عرب عراق برای اقناع آنها در حمایت از دولت و مخالفت با داعش فشار بیاورد. علاوه بر این باید برای دستیابی به توافق برای توزیع قدرت متعادل تر در عراق به دولت این کشور فشار بیشتری بیاورد. همچنین باید به دنبال یک راه حل سیاسی در سوریه باشد که به جنگ پایان دهد و اجازه دهد که میلیون ها پناهنده بازگردند و حمایت از داعش و القاعده از بین برود. 

۵-    تلاش برای تعهد به حل و فصل منازعات اسرائیل و فلسطین: دولت ترامپ بعد از انتخابات ۹ آوریل اسرائیل، برنامه بلندپروازانه صلح را نمایان ساخته، اما زمان همچنان برای حل و فصل جامع صلح فراهم نشده است. حقیقت ناخوشایند این است که حماس وضعیت پیشاجنگی را ایجاد کرده نه یک وضعیت پساجنگی که به نوعی متمایل به مصالحه و سازش باشد. پس از رد ابتکار صلح ترامپ – کوشنر توسط دولت فلسطین، واشنگتن باید به رویکرد بلندمدت مذاکرات صلح مبتنی بر ارزیابی واقع بینانه بازگردد. صلح واقعی تا زمانی که حماس قدرت را در غزه در چنگ خود دارد به دست نمی آید. دو ستونی که باید در رویکرد آمریکا مورد تاکید قرار بگیرد: حمایت قدرتمند از اسرائیل و ایجاد ابزار معتبر و موثر برای پیشبرد حکمرانی خوب در غزه و کرانه باختری است. هرگز برای ایجاد صلح دیر نیست؛ ایالات متحده آمریکا باید چارچوبی را بنا نهد که سال ها برای ایجاد آن طول می کشد. منطقه نیازمند سیاست های مداوم، پایدار و واقع بینانه است.


Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi