کد خبر: 22394

تاریخ انتشار: فروردین ۱۱, ۱۳۹۸

تاثیر بهار عربی بر نظام‌های استبدادی

به لحاظ خارجی، نیز جامعه بین الملل باید دریابد که بهار عربی صرفا یک لحظه تکرارناشدنی نیست. بهار عربی با تصور و فهم تازه ای که ایجاد کرد تحولی در صحنه سیاسی و اجتماعی جهان عرب ساخت که در نتیجه آن نظام های استبدادی شکننده تر و هراسان تر از هر زمان دیگرند. به گزارش […]

به لحاظ خارجی، نیز جامعه بین الملل باید دریابد که بهار عربی صرفا یک لحظه تکرارناشدنی نیست. بهار عربی با تصور و فهم تازه ای که ایجاد کرد تحولی در صحنه سیاسی و اجتماعی جهان عرب ساخت که در نتیجه آن نظام های استبدادی شکننده تر و هراسان تر از هر زمان دیگرند.

بهار عربی

به گزارش مدار شرقی، «وضاح خنفر»، مدیر کل انجمن «الشرق» و مدیر کل سابق شبکه «الجزیره» با انتشار مقاله‌ای به مناسبت گذشت هشت سال از انقلاب های موسوم به بهار عربی نگاهی دیگر بار به این انقلاب ها و افق های پیش رو انداخته است.

در این مقاله که در «نیوزویک» منتشر شده آمده است که هشت سال پیش در چنین ماهی مردم مصر حسنی مبارک، پیرمرد دیکتاتوری را که سال ها بر مسند حکومت بود برکنار کردند. مردم در میدان تحریر امیدوار به آینده ای درخشان سرشار از شادی بودند. تجربه نادری بود. از زمان شکل گیری دولت های مدرن اکثر لحظه های تحول تاریخی در خاورمیانه لحظه یأس و سرخوردگی بوده است و لحظه‌های امید و ایمان به آینده همواره اندک و نادر. سقوط حکومت مبارک و انقلاب های بهار عربی یکی از همین حوادث نادر بود. اما هنوز این امید ثبت نشده بود که انقلابی معکوس در پی آن آمد و جهان عرب را به وضعیتی سخت تر و پرمخاطره تر از پیش برگرداند.

تاریخ و تحولات آن انقلاب های عربی بر کسی پوشیده نیست با این همه همچنان بحث است بر سر اینکه «بهار عربی» را چه باید نامید و سرشت آن چه بود. همچنان نیز احتمال تکرار آن تجربه منتفی نشده است. همچنان پاسخ به این پرسش که «آن خیزش ها چه چیزی را نشان دادند؟» دشوار است. پاسخ به این پرسش حالت امتحانی به خود گرفته و هرکس هر پاسخی به آن دهد معلوم می شود که موقعیتش در این رقابت داغ میان مردم و قدرت و موضعش درقبال جوامع و حکومت ها چیست.

به گزارش میدل ایست نیوز، بهار عربی دربر دارنده عناصر ایجاد و نابودی با هم بود. این خیزش ها نشان دادند که حکومت های عربی تا چه حد ناکارآمد و فاسد و فاقد مشروعیت بودند. به تعبیر دیگر، این خیزش ها مایه مرگ و فروپاشی حکومت های عربی بود، دست کم به شکلی که تا آن زمان شناخته می شد.

این خیزش ها تصوری تازه و روحیه سیاسی تازه ای ساخت و امکان های تازه ای پیش روی مردم نهاد. امکان مرحله آرمانی تازه ای که سنگ بنای آن فرصت یافتن جوانان برای ورود به میدان و ایجاد تصوری تازه از حکومت بود. این جوانان می توانستند مشروعیت فراوانی به حکومت های عربی ببخشند و ابزارهای لازم برای یک حکومت خردورزانه را تأمین کنند.

اما این آرمان ها خیلی زود خود را در برابر نارضایتی دولت پنهان و نیروهای انقلاب معکوس یافت. دولت پنهان در جهان عرب دو ابزار داشت و همچنان دارد که به آن امکان حفظ قدرت می داده است: ابزارهای سرکوب همه جانبه، حمایت بین المللی همه جانبه. این دو ابزار، مقهور کردن نیروهای بهار عربی را نهایی کرد. با وجود موفقیت در آغاز کار، انقلاب معکوس چندان مایه خوشدلی دولت پنهان عربی نبود. این انقلاب معکوس، در عین آنکه ضربه ای کاری بر تصورات تازه و آرمانگرایانه جوانان زد، به جان دولت عمیق نیز افتاد و با ادعای مشروعیت خویش، آن را از پای درآورد. دست اندرکاران این حکومت ها برای آنکه مانع از هر تغییر دیگری شوند از شدیدترین ابزارهای سرکوب استفاده کردند. جهان شاهد بود که چگونه حکومت عبدالفتاح السیسی در سال ۲۰۱۳ جان ۸۱۷ نفر را در میدان رابعه قاهره گرفت (بر اساس گزارش گاردین). سازمان دیده بان حقوق بشر میان اوت ۲۰۱۷ تا اوت ۲۰۱۸، بیش از ۲۳۰ مورد سر به نیست کردن افراد را در مصر رصد کرده است. گزارش های مشابهی نیز از عربستان سعودی می رسد که با سرکوب بهار عربی اعتماد به نفس تازه ای در سرکوب و استبداد یافته است.

استبداد مفرط حکومت های عربی نابودی و فروپاشی داخلی آنها را سرعت بخشید. این وضعیت باعث شد که دولت پنهان وارد چرخه ای از خشونت و وحشت شود که خود نیز از آن ایمن نماند. جنگ های داخلی و خروج سرمایه پولی و انسانی و نبود اعتماد به آینده و فقر شدید از مهم ترین نشانه های فصل تازه خاورمیانه است. حکومت ها توان حل این مشکلات را ندارند، و به این ترتیب ویرانی دولت پنهان میوه موفقیتش در شکست دادن بهار عربی خواهد بود.

این خودویرانگری دولت پنهان عربی می تواند فرصت نگاه سیاسی و تصور سیاسی تازه ای را بدهد که بتواند درون پختگی عملکرد سیاسی نیروهای بهار عربی و با حمایت های بین المللی تقویت شود و تکامل یابد.

به لحاظ داخلی، یکی از عناصر اصلی این پختگی سیاسی ایجاد پیمان های سیاسی با گروه های عقیدتی و نژادی گوناگون است. نیروهای بهار عربی باید دریابند که انقلاب هاشان فقط از آن یک گروه نبوده و دستاورد یک گروه خاص نیست. بهار عربی تلاشی جمعی برای تحقق منافع عمومی ملت های عرب بود و نیرو و سرزندگی اش را از همین تنوع و فراگیری می گرفت. این تکثر و فراگیری باید از راه اتفاق نظرها و ایجاد پیمان های سیاسی بازتاب پیدا کند.

به لحاظ خارجی، نیز جامعه بین الملل باید دریابد که بهار عربی صرفا یک لحظه تکرارناشدنی نیست. بهار عربی با تصور و فهم تازه ای که ایجاد کرد تحولی در صحنه سیاسی و اجتماعی جهان عرب ساخت که در نتیجه آن نظام های استبدادی شکننده تر و هراسان تر از هر زمان دیگرند. شاهد آشکار این ادعا ممنوعیت ورود و فروش جلیقه های زرد در مصر پس از اعتراضات جلیقه زردها در فرانسه بود. این خود به اندازه کافی نشان می دهد که نگرانی و دستپاچگی این حکومت در چه حدی است. و دقیقا تفاوت حکومت های استبدادی پس از بهار عربی با حکومت استبدادی پیش از آن در همین نداشتن اعتماد به نفس است.

در هر حال، هرچه هم که این نظام ها سلطه خواه و سرکوب گر و وحشی باشند باز هم نمی توانند به وضعیت قبل برگردند و روند تغییر را نادیده بگیرند. بی تردید ارزش ها و منافع بازیگران بین المللی وقتی به بهترین نحو حاصل خواهد شد که با حمایت از روند تغییر در خاورمیانه همراه باشند.

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi
WP to LinkedIn Auto Publish Powered By : XYZScripts.com