تهران
کد خبر:27159
پ

نگاهی به تاریخچه کشور ترکیه

به گزارش مدار شرقی، کشور ترکیه با نام رسمی جمهوری ترکیه ، کشوری اوراسیایی می باشد که بخش بزرگ کشور یعنی آناتولی یا آسیای کوچک در شمال غرب آسیا و خاورمیانه و بخش کوچکی نیز به نام تراکیه در منطقه بالکان (منطقه ای در جنوب شرق آسیا) واقع است . این کشور از شرق با کشورهای ایران ، […]

به گزارش مدار شرقی، کشور ترکیه با نام رسمی جمهوری ترکیه ، کشوری اوراسیایی می باشد که بخش بزرگ کشور یعنی آناتولی یا آسیای کوچک در شمال غرب آسیا و خاورمیانه و بخش کوچکی نیز به نام تراکیه در منطقه بالکان (منطقه ای در جنوب شرق آسیا) واقع است . این کشور از شرق با کشورهای ایران ، جمهوری آذربایجان (نخجوان) ، ارمنستان و گرجستان ، از جنوب شرقی با کشورهای عراق و سوریه و از شمال غرب (بخش اروپایی) با کشورهای بلغارستان و یونان همسایه است و همچنین از شمال با دریای سیاه ،از غرب با دو دریای مرمره و اژه و از جنوب غرب با دریای مدیترانه مرز آبی دارد . لازم به ذکر است که دو تنگه راهبردی بسفر و داردانل نیز در اختیار کشور ترکیه می باشد . آب و هوای کشور ترکیه خوب و جلگه ای می باشد و مکان های جالب و دیدنی دارد که به همین دلیل سالانه تعداد زیادی توریست به آنجا مسافرت می کنند.

 

تاریخ ترکیه

در تاریخچه کشور ترکیه آمده است از حدود دو هزار سال قبل از میلاد پیوسته کشور گشایان منطقه برای دست یافتن بر کشور ترکیه فعلی با یکدیگر در کشمکش هستند ، که از جمله مهمترین آنها می توان به مادها و هخامنشیان، یونانیان، رومیان و اشکانیان اشاره کرد . در قرن هفتم قبل از میلاد، یونانیان، کشور ترکیه فعلی را به تصرف خود در آورده و با ایران همسایه شدند. آنها شهرهای مهمی از جمله بیزانس یا استانبول فعلی را بنا کردند و امپراطوری روم در سال۱۹۶ پس از میلاد براین سرزمین تسلط یافت. در سال ۳۹۵ میلادی با تجزیه دولت روم به دو امپراطوری روم شرقی و روم غربی، کشور ترکیه قسمتی از روم شرقی شد و پایتخت این دولت شهر بیزانس بود. این امپراطوری در طی سالهای ۳۹۵ تا ۱۴۵۳ دوام داشت و بیش از۸۰ تن در آن حکومت راندند. حوزه تسلط امرای روم شرقی بر کشور ترکیه متغیر بود و خاک ترکیه به طور مطلق در تصرف آنان قرار نداشت که در اواخر فقط ناحیه تراکیا در ترکیه فعلی جز بیرانس بود. در قرن یازدهم میلادی پادشاهی سلاجقه روم که حاکمان آن از خاندان سلجوقیان ایران بودند، در قسمتی از این کشور و قسمت هایی از نواحی اطراف آن از جمله سوریه و فلسطین مستقر و مستحکم شدند .

آنچه که از تاریخچه کشور ترکیه می توان دریافت این است که به طور کلی تا قبل از قرن چهاردهم، کشور ترکیه دارای وحدت سیاسی و نژادی نبود و در هر گوشه آن امیرنشینها یا دولتهایی بودند . در اواخر قرن سیزدهم مقارن ضعف دولت سلاجقه روم، ممالک مستقل چندی در آسیای صغیر تشکیل شد که از مهمترین آنها می توان به مملکت ترکان قره مان اوغلو و یکی ازکوچکترین آنها مملکت ترکان عثمانی اشاره کرد . ترکان عثمانی در اواسط قرن دوازدهم به آسیای صغیر سفر کردند که ریاست آنان را در آن زمان ارطغرل به عهده داشت و با مرگ ارطغرل، فرزندش عثمان اول بعدها ریاست خاندانش را برعهده گرفت که در ابتدا تابع سلاجقه روم بود ولی با زوال آن امپراطوری در سال ۱۲۹۹، اعلام استقلال کرده و ممالک تحت نفوذ خود در شمال غربی آناطولی را گسترش داد.

عثمان اول اولین پادشاه از ۳۷ پادشاه خاندان عثمانی می باشد که جمعأ طی سالهای ۱۹۲۲- ۱۲۹۹ میلادی حکومت کشور را بر دست داشته است و در اواخر عمر عثمان، شهر بورسا به تصرف دولتش درآمد و به پایتختی انتخاب شد. با مرگ عثمان اول در سال۱۳۲۶ میلادی فرزند ارشدش اورخان به پادشاهی  رسید که سازمان ارتش را اصلاح کرد و در جنگهای آندرونیکوس سوم امپراطور بیزانس را مغلوب و نواحی وسیعی را در آسیای صغیر فتح کرد. برای اولین بار  عثمانیان در زمان اورخان به عنوان کمک به یوحنای ششم امپراطور بیزانس پای به اروپا گذاشتند و از سال ۱۳۶۵ میلادی شهر ادرنه را به پایتختی خود انتخاب کردند . سومین خلیفه عثمانی مراد اول مقدونیه و صربستان را تصرف و امپراطور روم شرقی را خراجگذار خود کرد و از این زمان استعمار اروپا توسط عثمانیان شروع شد . در اواخر قرن چهاردهم و اوایل قرن پانزدهم، عثمانی مانند سایر نواحی غرب آسیا مورد حمله تیمورگورکانی تیمورلنگ واقع شده و در سال۱۴۰۲ میلادی بایزید اول اسیر او شد و به همین خاطر دولت عثمانی متلاشی گشت. تیمور متصرفات اروپایی عثمانیان را به پسرش سپرد. پس از بازگشت امیر تیمور از آسیای صغیر، چهار تن از پسران با یزید سلیمان ،عیسی ،موسی و محمد بر سر به دست آوردن حکومت به جنگ پرداختند تا سرانجام پس از۱۱ سال یعنی در سال۱۴۱۳ میلادی محمد به پیروزی دست یافت و به سلطنت خود ادامه داد.

در سال۱۴۵۳ میلادی محمد فاتح ، خلیفه وقت شهر قسطنطنیه استانبول فعلی را گرفت و آنجا را پایتخت خود قرار داد و بدین ترتیب پرونده امپراطوری روم شرقی بیزانس بسته شد.سلطان محمد فاتح بیشتر بالکان و همچنین نواحی عظیم دیگری را گرفته و به متصرفات عثمانی اضافه کرد.  در دوران یزید دوم ، پسر و جانشین محمد فاتح، اختلاف میان عثمانی و مصر شدت یافت و سرانجام آن سرزمین به تصرف عثمانیان درآمد و در نیمه اول قرن شانزدهم سرزمین های وسیع دیگری از جمله الجزایر، مجارستان، والاکیا والاشی، مولداوی، سوریه و… به تصرف این امپراطوری درآمد. همچنین در زمان سلیمان در اواسط قرن شانزدهم عراق و بغداد به دست عثمانی ها افتاد. در همان زمان، دولت عثمانی در همسایگی دو کشور مقتدر که یکی دولت اتریش در اروپا و دیگری دولت صفوی در ایران می باشد ، قرار داشت.

در دوران سلطنت سلیم دوم فرزند سلیمان، در طی سالهای بعد میان ایران و عثمانی جنگهایی رخ داد که عمدتأ با پیروزی ایرانیان همراه بود.طی قرون هفدهم به تدریج قسمت هایی از متصرفات اروپایی عثمانی از دست رفته و به وسیله کشور اتریش اشغال شد. همچنین در این دوران، عثمانی همواره مشغول جنگ های شدیدی با همسایگان و شورشیان بود و علمای دینی غالبأ در اداره امور امپراطوری اعمال نفوذ می کردند.همچنین در آن قرن شورشهای فراوانی در اکثر نقاط امپراطوری به وقوع پیوست. از جمله متصرفات عثمانی در اوج عظمت می توان به کشورهای فعلی ترکیه، سوریه، عراق، اردن، لبنان، فلسطین، مصر،قسمتهای کناره مدیترانه در افریقای شمالی، قسمت اعظم بالکان و دهها منطقه کوچک و بزرگ دیگر اشاره کرد .

از اوایل قرن هجدهم جنگ های طولانی روس و عثمانی شروع شد. اولین جنگها طی سالهای ۱۱- ۱۷۱۰ به تحریک پادشاه مخلوع سوئد که به عثمانی پناهنده شده بود، میان دو کشور روس و عثمانی صورت گرفت که به پیروزی ترک ها منجر شد.  جنگهای بعدی نیز که در سالهای ۳۳- ۱۷۳۲ اتفاق افتادند که خطری برای عثمانی ها نبود. بعد از سال۱۷۳۹ میلادی تا چند دهه آرامشی نسبی برای امپراطوری به وجود آمد. از سال۱۷۶۸ میلادی با اعلان جنگ عثمانی به روسیه،تضعیف واقعی امپراطوری شدت گرفت و طی این جنگ قوای روسیه در بلغارستان پیش رفتند تا سرانجام پیمان کوچک قینارجه در سال ۱۷۷۴  میلادی به آن خاتمه داد که در این پیمان کریمه کاملا از عثمانی مستقل شده و در سال۱۷۸۳ میلادی به روسیه متصل شد که دولت عثمانی حق حمایت روسیه را نسبت به امیرنشینهای کرانه دانوب به رسمیت شناخت.

بعد از جنگ سال ۱۷۷۶ ایران و عثمانی، بصره به تصرف ایران درآمد و از سوی دیگر با پایان یافتن جنگهای سال۹۲- ۱۷۸۴ با روسیه که با پیمان صلح یاشی پایان پذیرفت، دولت عثمانی سرزمینهای وسیعی را از دست داد و رود دنپر مرز میان دو کشور شد . در آن زمان قفقاز هنوز در دست ایران بود و کشور ترکیه فقط در اروپا با روسیه همسایه بود  .درطول قرن هجدهم میان عثمانی و دول مقتدر اروپایی  فرانسه ، انگلستان، هلند، سوئد و دانمارک روابط خوبی برقرار شد که در سال های اولیه قرن نوزدهم جنگهای جدیدی میان روس و عثمانی رخ داد که در سال ۱۸۱۲  میلادی منجر به عقد قرارداد بخارست که موجب واگذاری سرزمین بسارابی به روسیه شد، گردید. در طی سال های۳۰ -۱۸۲۰ میلادی شورش یونانیان بر علیه امپراطوری عثمانی رخ داد و منجر به استقلال آن سرزمین شد . درهمان سال ها جنگ جدیدی با روسیه به وقوع پیوست که با انعقاد پیمان آدریانوپل پایان گرفت .  در واقع کمک سایر دول مقتدر اروپایی بود که باعث تجزیه عثمانی درهمان دوران ها شد.عثمانی در سال۱۸۳۰ میلادی قراردادهای جدیدی درزمینه امتیازات کاپیتولاسیون با امریکا،بلژیک، پرتغال و اسپانیا بست . درسال۱۸۴۹ میلادی براساس پیمان بالتالیمان که با روسیه منعقد شد ، حاکمیت عثمانی در امیرنشینهای مولداوی و و الاکیا از بین رفته و حوادث بعدی منجر به آغاز جنگهای کریمه در سال ۱۸۵۳ گردید که این جنگها که میان عثمانی ، انگلستان، فرانسه و ساردنی با روسیه در گرفت سرانجام با شکست نسبی روسیه خاتمه یافت. به موجب پیمان پاریس که در سال۱۸۵۶ میلادی منعقد شد و تمامیت ارضی عثمانی تأمین شد اما در واقع راه برای مداخلات بعدی روسیه، فرانسه و انگلستان هموار شد  .

تاریخچه کشور ترکیه
تاریخچه کشور ترکیه

در سال ۱۸۶۲ میلادی دولت عثمانی توانست حاکمیت خود بر مونتنگرو و هرزگووین را بار دیگر اعمال کند اما در عین حال صربستان و دو امیرنشین کرانه رود دانوب که از سال ۱۸۶۱ میلادی متحد بودند، در سال ۱۸۶۵ میلادی با یکدیگر مستقل شدند.شورشهای بلغارستان در سال۱۸۷۷ میلادی سبب جنگهای جدیدی میان روسیه و عثمانی شد که سرانجام پیمان سان استفانو که یک طرفه و به سود روسیه بود در سال ۱۸۷۸ میلادی به آن خاتمه داد. در سال۱۸۷۸ میلادی با تشکیل کنگره برلین صربستان، مونتگرو و رومانی از تصرف عثمانی خارج شده و بلغارستان نیز نیمه مستقل شد و نواحی کارس و باتومی (باطوم) نیز در قفقاز به روسیه واگذار شده و بریتانیا حق ادارهکشئر قبرس را به دست آورد.

از جمله حوادث مهم تاریخ ترکیه در قرن نوزدهم می توان به جنگ با یونان در سال۱۸۹۷ و دادن خودمختاری به کرت در سال  ۱۸۹۸ اشاره کرد که در سال ۱۹۰۹ میلادی بلغارستان کاملأ مستقل شد و نواحی مختلفی نیز به کشور اتریش واگذار شد . در سال۱۹۱۱ میلادی طی جنگی که میان عثمانی و ایتالیا شکل گرفت ، طرابلس غرب قسمتی از لیبی فعلی از دست امپراطوری خارج شد. جنگهای بالکان که در طی سالهای۱۳- ۱۹۱۲ میلادی میان عثمانی با بلغارستان،یونان و صربستان رخ دارد ،قسمت اروپایی کشور را به تراکیای شرقی محدود ساخت . در سالهای دهه اول قرن حاضر روابط عثمانی با آلمان به تدریج گسترش یافت  و به همین خاطر دولت عثمانی در سال ۱۹۱۴ میلادی ، اولین سال شروع جنگ جهانی اول به متفقین اعلام جنگ داد. به همین ترتیب کشورهای روسیه و انگلستان به منظور تصرف سرزمینهای عثمانی با هم متحد شدند که اقدامات متفقین برای ورود از راه دریا و خشکی به داردانل با شکست مواجه شد و قوای متفق در آن ناحیه شکست سختی از ترکها به رهبری مصطفی کمال پاشا خوردند. اما عملیات مشترک قوای کشورهای فرانسه و انگلستان در فلسطین و سوریه و لبنان و جنگهای متعدد انگلستان در عراق و بین النهرین، سرانجام این سرزمینها را از تصرف عثمانی خارج کرد و در این دورانها روسیه در آناطولی شمال شرقی پیشرفت زیادی کرده بود، اما با وقوع انقلاب کمونیستی در آن کشور سرزمینهای اشغالی یا شمال شرقی آناطولی به اضافه کارس، اردهان و باتومی به امپراطوری تضعیف شده مسترد شد .جنگ با دول دیگر متفق نیز با انعقاد پیمان متارکه مودروس پایان یافت. در نتیجه قسطنطینه توسط قوای متفقین اشغال شد .

کشور فرانسه نیز قسمت هایی از سوریه و لبنان را تصرف کرد و سپاهیان بریتانیایی در سایر مستعمرات عربی آسیایی عثمانی مستقر شدند. در ضمن نواحی کوچکی از خاک کشور ترکیه فعلی نیز به تصرف ایتالیایی ها و یونانیان درآمد. سرانجام دولت عثمانی در سال۱۹۲۰ میلادی پیمان  سور را که در آن متصرفات عثمانی از آن تجزیه شوند را امضا نمود که با مخالفت شدید ملیون به رهبری مصطفی کمال پاشا نخست وزیر مواجه  شد.در طی سال۱۹۲۰ میلادی دولت مرکزی امپرطوری به تدریج نظارت خود بر آناطولی را نیز از دست داد. در این میان دولت و مجلسی نیز از سوی ملیون درشهر آنکارا تشکیل یافته بود که ملیون در سال۱۹۲۰ میلادی به قوای مستقر متفقین در آناطولی حمله کردند و با شوروی یک پیمان ارضی منعقد ساختند. در این اوضاع یونانیان به تحریک متفقین از پایگاه خود در ازمیر به ملیون حمله برده ولی شکست خورده و از خاک ترکیه بیرون رانده شدند.در تاریخ اول نوامبر سال ۱۹۲۲ میلادی حکومت آنکارا سلطان را برکنار کرد و به این ترتیب عمر حکومت سیاسی۶۲۳ ساله خاندان عثمانی به پایان رسید ولی پسر عمومی خلیفه (محمد ششم) بنام عبدا لمجید به عنوان خلیفه روحانی باقی ماند که تا سال ۱۹۲۴ میلادی این منصب هم از بین رفت. معاهده لوزان که در سال ۱۹۲۳ میلادی منعقد شد که حدود ترکیه را مشخص و تضمین کرد.در ماه اکتبر سال ۱۹۲۳ میلادی حکومت جمهوری به ریاست مصطفی کمال پاشا آتاتورک پدرملت ترک رسمأ اعلام شد و در سال۱۹۲۴ میلادی قانون اساسی جدیدی وضع شد که از آن پس آتاتورک شروع به حکومت کرد. درمدت چهارده سال حکومت آتاتورک،تغییرات و اصلاحاتی در کشور ترکیه صورت گرفت و در این مدت حکومت سیاست ضد دینی خود را شدیدتر کرد و مناصب دینی را از بین برد و مقرراتی در مورد مدل لباس ترکان به وجود آورد.

از سال۱۹۲۶ قانون مدنی سوئیس ، قانون جزای ایتالیا و قانون بازرگانی آلمان در ترکیه به اجرا در آمد و در سال۱۹۲۸ میلادی با تفکیک دین از سیاست،رسمیت دین اسلام لغو و الفبای لاتین به جای الفبای عربی آمد .درسال ۱۹۳۴ میلادی زنان حق رای و آزادی یافتند. درسیاست خارجی،کشور ترکیه راه دوستی با همسایگانش را در پیش گرفت و همچنین در پیمان هایی وارد شد. در سال ۱۹۳۸ میلادی با مرگ آتاتورک تغییراتی در وضع حکومتی ترکیه رخ داد و عصمت اینونو رهبر حزب خلق به ریاست جمهوری رسید. در سال۱۹۳۹ میلادی جنگ کهنه سوریه و ترکیه بر سرناحیه و خلیج اسکندرون سرانجام با الحاق آن ناحیه به ترکیه پایان یافت .در پنج سال جنگ جهانی دوم طی سالهای ۴۴- ۱۹۳۹ کشور ترکیه بی طرفی خود را حفظ کرد ولی فشار متفقین موجب شد که ترکیه در ژانویه سال ۱۹۴۵ به کشورهای آلمان و ژاپن اعلان جنگ بدهد که در همان دوران تورم ناشی از برنامه تسلیحاتی ترکیه، سبب وضع مالیاتهای سنگینی شد.

پس از پایان جنگ بر سر اختلافاتی که میان ترکیه و شوروی بر سر دو تنگه بسفر و داردانل رخ داد، روابط سیاسی دو کشور سخت تیره شد .در انتخابات سال ۱۹۵۰ میلادی عصمت اینونو شکست خورد و جلال با یار رهبر حزب دموکرات به ریاست جمهوری رسید و عدنان مندرس نیز نخست وزیر وی گردید. وی سرمایه گذاری خارجی را تشویق و در سال ۱۹۵۴ صنعت نفت را از صورت ملی خارج کرد .در دهه ششم قرن حاضر کشور ترکیه به عضویت چند سازمان نظامی و تدافعی درآمد. در نوامبر سال ۱۹۵۷، جنگ با یار و عدنان مندرس در مقامهای خود ابقا شدند. استبداد و فساد حکومت در سال ۱۹۶۰ میلادی به اوج خود رسید و تمام آزادی ها از بین رفت و ترور شدت گرفت . در ماه آوریل همان سال تظاهراتی در استانبول و آنکارا شروع شد و به همین خاطر دولت اعلام حکومت نظامی کرد و به وسیله نیروهای مسلح، تظاهرات را درهم شکست. در بیست و یکم ماه مه ۱۹۶۰، تعدادی از افسران جز ارتش دست به اغتشاشاتی زدند و در ۲۷ ماه مه دولت مندرس با یک کودتای نظامی که از طرف کمیته وحدت ملی به رهبری ژنرال گورسل فرمانده سابق نیروی زمینی ترتیب داده شده بود، سرنگون شد و این کمیته قدرت را در دست گرفت. دورور بعد از کودتا، ژنرال گورسل جانشین رئیس جمهور و نخست وزیر شد و مندرس و چند نفر دیگر نیز پس از یک محاکمه اعدام شدند.

در تاریخچه کشور ترکیه می توان دریافت که در دهه های اخیر اختلافات شدیدی بر سر قبرس میان ترکیه و یونان بروز کرد. جو سیاسی کشور ترکیه همواره پس از آتاتورک به خصوص درسالیان اخیر اوج گرفت. درسال ۱۹۶۵ میلادی دولت عصمت اینونو سقوط کرده و سلیمان دمیرل در انتخابات پیروز و نخست وزیر شد.در سال۱۹۶۶ میلادی با مرگ ژنرال گورسل، ژنرال سونای به جای وی به ریاست جمهوری رسید. طی آن سالها نخست وزیری همواره میان سلیمان دمیرل و مرحوم بولنت اجویت منقسم بوده و همواره میان دو رهبر و احزابشان درگیری های شدیدی وجود داشته است. در سال ۱۹۷۴ میلادی قسمتی از خاک کشور قبرس در حمایت از ترکان مقیم آن سرزمین در زمان نخست وزیری بلنت اجویت به تصرف قوای ترکیه درآمد و بهمین خاطر کنگره آمریکا تمام کمک های نظامی خویش به ترکیه را قطع کرد. بعدأ این تحریم در سال ۱۹۷۸ میلادی لغو شد.در سالهای اخیر ترور و خشونتهای سیاسی میان فرق و احزاب سیاسی گوناگون اوج گرفت و به همین خاطر از سال ۱۹۷۹ میلادی در ۱۹استان مهم اعلام حکومت نظامی شد .در سال۱۹۸۰ میلادی نظامیان به رهبری ژنرال کنعان اورن دست به کودتا زده و دولت دمیرل را سرنگون کردند. دمیرل و ده ها سیاستمدار دیگر به طور موقت دستگیر شدند و اداره حکومت ترکیه را شورای شش نفره نظامی به رهبری ژنرال کنعان اورن بر عهده گرفتند. از زمان روی کار آمدن حزب مام میهن به رهبری تورگوت اوزال، کشور وارد مرحله جدیدی از تاریخچه کشور ترکیه شد و علی رغم فراز و نشیبها توانست با سرعت در زمینه های مختلف از جمله اقتصاد، سیاست و فرهنگ پیشرفت کند .

بعد از مرگ تورگوت اوزال در ساختار دولت کشور ترکیه به دلیل آن که احزاب نمی توانستند در انتخابات ها اکثریت لازم را جهت تشکیل دولت به دست آورند لذا بعضا دو و گاهی سه حزب به اتفاق هیئت وزیران را تشکیل می دادند اما در سال ۲۰۰۳ میلادی حزب عدالت و توسعه توانست اکثریت لازم را به دست آورد و بعد از سال ها دولت بدون اعتلاف تشکیل شود . با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، سیر رشد و توسعه ترکیه شتاب بیشتری گرفت و کشور ترکیه توانست در این سالها در اقتصاد جهان جایگاه ممتاز تری پیدا کند که در قسمت اقتصاد به آن پرداخته شده است. لازم به ذکر است که در انتخابات اخیر حزب عدالت و توسعه توانست دوباره اکثریت لازم برای تشکیل دولت را کسب کند و همچنین در این دوره رئیس جمهور ترکیه از این حزب انتخاب شد

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

کلید مقابل را فعال کنید