کد خبر: 21280

تاریخ انتشار: بهمن ۱۰, ۱۳۹۷

مساله حمایت دسته‌جمعی کردهای منطقه در برهه‌ای از قذافی چه بود؟

به جز احزاب عراقی، حزب سوسیالیست کردستان ترکیه و احزابی که اکنون در شورای ملی کردهای سوریه فعالند، از نویسندگان نامه به قذافی بودند. به گزارش مدار شرقی، سی و سه سال قبل یازده حزب کُرد عراق، سوریه و ترکیه نامه ای به قذافی نوشتند و ضمن تقدیم درودهای انقلابی، حمایت گرم جنبش کردستان را […]

به جز احزاب عراقی، حزب سوسیالیست کردستان ترکیه و احزابی که اکنون در شورای ملی کردهای سوریه فعالند، از نویسندگان نامه به قذافی بودند.

قذافی و کردها

به گزارش مدار شرقی، سی و سه سال قبل یازده حزب کُرد عراق، سوریه و ترکیه نامه ای به قذافی نوشتند و ضمن تقدیم درودهای انقلابی، حمایت گرم جنبش کردستان را از انقلاب لیبی علیه تهدیدات امپریالیستی و صهیونیستی به وی ابراز داشتند. احزاب کرد در نامه خود تهدیدات آمریکا علیه لیبی را تهدیدی علیه تمام جنبشهای ملی منطقه دانسته و آن را محکوم کرده بودند. چه کسانی نامه را امضا کردند؟

غیر از اتحادیه میهنی کردستان تقریبا تمامی احزاب مطرح کرد عراق و در راس آنها حزب دموکرات کردستان ــ عراق نامه مذکور را امضا کردند. 

به جز احزاب عراقی، حزب سوسیالیست کردستان ترکیه و احزابی که اکنون در شورای ملی کردهای سوریه فعالند، از نویسندگان نامه بودند.

کدام احزاب غایب بودند؟

غیر از اتحادیه میهنی کردستان نام احزاب عمده کرد ایرانی هم در این لیست به چشم نمی خورد. دلیل این امر احتمالا مشکلات و تبعات ناشی از جنگ آنها با حزب دموکرات کردستان ـ عراق بود که به تازگی آتش آن خاموش شده بود و سردی روابط ناشی از آن اجازه نمی داد تا با هم به یک عمل سیاسی مشترک دست بزنند.

صد البته این نافی روابط جداگانه آنها با طرابلس نبود. اتحادیه میهنی روابط نزدیکی با دو کشور سوریه و لیبی داشت و پس از بازگشت به شهر در سال ۱۹۹۱ یکی از میادین سلیمانیه را هم به یاد انقلاب لیبی ــ کودتای ۱۹۶۹ قذافی ـ فاتح نامید. نامی که تا سقوط قذافی بر میدان مذکور ماند.

لیبی از حزب کارگران کردستان هم که در این لیست غائب است، حمایت می کرد.

در سال ۱۹۹۶ هنگامی که نجم الدین اربکان، نخست وزیر اسلام گرای وقت ترکیه تور دیپلماتیک معروف موسوم به نگاه به شرق خود را با هدف تغییر در بنیانهای سیاست غربگرای ترکیه آغاز کرد، یکی از مقصدهایش لیبی بود. قذافی اما مهمان خود را با انتقاد شدید از بدرفتاری با کردها و خواسته احقاق حقوق تاریخیشیان مبهوت کرد.

سخنان قذافی باعث گرفتاری بزرگی برای اربکان شد که در داخل کشور موقعیت ضعیفی داشت و از جانب رقبای کمالیست به انحای مختلف تحت فشار بود.

در همان زمان گزارشهایی منتشر شد که حاکی از رژه مسلحانه اعضای پ.ک.ک در خیابانهای طرابلس بود. با این وصف غیبت پ.ک.ک در نامه حمایت از قذافی را باید بیشتر به حساب جداسازی و انزواطلبی ایدئولوژیک این سازمان گذاشت که خود را بدیل و جانشین به اصطلاح احزاب کلاسیک می دانست و حاضر نبود با آنها زیر یک سقف جمع شود.

در مورد حزب دموکرات کردستان ایران به عنوان دیگر غایب مهم نامه که آن زمان نیرویی مطرح در عرصه سیاست بود باید به دنبال دلایل عینی تری گشت. 

یحتمل این حزب هم بی میل نبود تا از ظرفیت های علاقه قذافی به جنبش های کردی که با گشاده دستی نفتی هم توام بود، بهره برداری کند، کما اینکه در سالهای قبل از انقلاب ایران با دولت یمن جنوبی هم روابط نزدیکی داشت.

اما در این مسیر با چالشهای بیشتری از دیگر احزاب کرد مواجه بود.

نخست در این دوران قذافی متحد نزدیک ایران بود و تبلیغات رسمی در رادیو و تلویزیون این کشور را در کنار سوریه “کشور برادر لیبی” می نامید. هرچند عملگرایی فوق العاده و بعضا دیوانه وار قذافی می توانست در دایره دولتها و جنبشهای انقلابی، درزها و شکافهایی برای همکاری با همه ایجاد کند.

چالش دوم اما این بود که در دهه هشتاد حزب مذکور بیشتر از دیگر احزاب کرد که روابط خارجی بسیار محدودی داشتند، پایش به آن طرف پرده آهنین و دنیای آزاد باز بود.

این گشایش که به دلیل انسداد سیاست خارجی ایران در آن برهه و روابط حسنه حزب با اوروکمونیستها و سوسیال دموکراتهای اروپایی و به ویژه حزب حاکم سوسیالیست فرانسه به دست آمده بود، آنها را برای مرزبندی با تروریسم دولتی و حرکتهای خلاف عرف بین المللی مشتاق می کرد.

همانگونه که حزب مذکور از معدود سازمانهای چپ ایرانی بود که در فضای آرمانی آن زمان و علیرغم داعیه امپریالیستی، اشغال سفارت آمریکا را تایید نکرد.

سند مذکور چه می گوید؟

این نامه قبل از هر چیز بیانگر محدودیت روابط خارجی احزاب کرد و تنهایی آنها در دنیای بین المللی آن هم پنج سال قبل از تشکیل دولت اقلیم کردستان است.

بر خلاف تصور رایجی که در سالهای اخیر پدید آمده و کردها را عزیز دردانه غرب در خاورمیانه می داند و پیشینه روابط آنها با اسرائیل را به دهه شصت قرن گذشته بر می گرداند، سند مذکور و دهها و صدها مدرک و شاهد دیگر خلاف این پندار را به اثبات می رساند.

کردهای عراق در مقطع کوتاهی در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، تقریبا همزمان با حوثیهای یمن از کمکهای اطلاعاتی و لجستیکی اسرائیل بهره مند شدند، اما این رابطه محدود و تاکتیکی به ارتباطی درازمدت و پایدار تبدیل نشد.

در مقطعی که نامه مذکور نگاشته شد، دولت لیبی رابطه  خصمانه ای با دولتهای غربی داشت.

دلیل اصلی نوشتن نامه هم ظاهرا بحرانی بود که بر اثر ادعای مالکیت لیبی بر کل خلیج صیدرا حادث شده بود. ادعایی که خلاف قوانین بین المللی ناظر بر حقوق دریاها بود و ایالات متحده هم ناوگانش را برای تهدید لیبی و یادآوری این موضوع به سواحل آن فرستاده بود.

کمتر از سه ماه پس از این تاریخ، لیبی به دلیل انجام دو حمله تروریستی در بن و رم مورد حمله پنجاه فروند هواپیمای آمریکایی و انگلیسی قرار گرفت و خسارات و تلفات سنگینی به بار آمد.

سرهنگ قذافی در پاسخ خواستار عضویت در پیمان ورشو شد! و به تلافی آن پشتیبانیش را از گروه های تندروی فلسطینی و لبنانی و غربی افزایش داد.

این امر به خودی خود نشانه ای از عمق انزوای بین المللی کردها در آن دوران است. انزوایی که حتی سبعیت ناشی از عملیات انفال و بمباران حلبچه هم نتوانستند، پرده ستبر آن را بردارند. 

کمتر از چهار سال پس از این تحولات نه از پیمان ورشو نشانی ماند و نه از شوروی، قذافی هم به دلیل سقوط هواپیمای پان آمریکن تحت تحریمهای سنگین بین المللی قرار گرفت.

این تغییر آب و هوای سیاست اما برای کردها بد نشد: بر خلاف لیبی که محاصره شد آنها تحت منطقه پرواز ممنوع غرب، مورد حمایت قرار گرفتند و به تدریج سطح بازیگریشان در حوزه بین الملل ارتقا یافت.

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi