تهران
کد خبر:18172
پ

«عربستان از دیروز تا امروز» آیا تحولات عربستان نوید جامعه‌ای متفاوت را می‌دهد؟

کلیت جریان دینی حاضر در عربستان که در اختیار حاکمیت است، در همه شرایط از نظام موجود حمایت می‌کند و همین حمایت، احتمال برخورد رادیکال را به شدت کاهش خواهد داد.   به گزارش مدار شرقی، چندی است عربستان به رهبری بن‌سلمانِ ولیعهد، تحولات چشم‌گیری را پشت سر نهاده و گویا این تحولات، تداوم خواهد داشت […]

کلیت جریان دینی حاضر در عربستان که در اختیار حاکمیت است، در همه شرایط از نظام موجود حمایت می‌کند و همین حمایت، احتمال برخورد رادیکال را به شدت کاهش خواهد داد.

 

به گزارش مدار شرقی، چندی است عربستان به رهبری بن‌سلمانِ ولیعهد، تحولات چشم‌گیری را پشت سر نهاده و گویا این تحولات، تداوم خواهد داشت

«محمد جواد خلیلی» پژوهش‌گر اندیشه‌ی سیاسی اسلامی و جهان عرب اعتقاد دارد در گفتگو با شفقنا، درباره‌ اینکه حکومت عربستان چه نوع مشوق‌هایی برای جوانان در نظر گرفته تا به همراهی هر چه بیشتر ایشان دلگرم باشد، اظهار می کند: نسل کنونی عربستان، نسل اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و فیس‌بوک و توئیتر است. در عربستان کنونی اعطای بورس تحصیلی به جوانان هیچ محدودیتی ندارد؛ کافی است شما در یک دانشگاه خارجی در هر رشته‌ای ثبت نام کنید و دو ترم هم ادامه تحصیل دهید و بعد از مراجعه به سفارت سعودی در آن کشور مدارک خود را ارائه دهید تا بورس شما برقرار شود و از حمایت مالی دولت برخوردار شوید.

«محمد جواد خلیلی» می‌گوید: در آخرین بررسی انجام شده در خصوص چشم‌انداز اقتصادی سعودی و نسبت رفاه خانواده‌های سعودی ـ علی‌رغم وجود تورم سالیانه و افزایش قیمت‌های خدماتی آب و برق ـ گفته می‌شود بیش از ۷۰ درصد خانواده‌های سعودی، از کلیت سیاست‌های اتخاذ شده بهره‌مند خواهند شد و این یک موفقیت بسیار چشم‌گیر برای حکومتی است که در آینده، برای پیشرفت، هر چه بیشتر به همراهی مردمش نیاز دارد.

تحولات عربستان و رویکرد جدید بن‌سلمان در تغییرات بنیادین سیاست‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و روابط خارجی حساسیت تحلیل‌گران را برای شناخت ماهیت این کنش جدید برانگیخته است. قبل از بررسی این تحولات به عنوان سوال اول بفرمایید که آیا اصلاحات در این ابعاد در عربستان سابقه‌ دارد؟ آیا می‌توان از پدیده‌ای به نام سابقه تاریخی اصلاحات و واکنش‌های احتمالی آن سخن گفت؟

عربستان سعودی یکی از ثروت‌مندترین کشورهای توسعه نیافته خاورمیانه است و به یُمن تولید روزانه بیش از ده میلیون بشکه نفت، توانسته در بازار انرژی جایگاهی استراتژیک برای خود فراهم سازد. از سوی دیگر نزدیکی فوق العاده با کشورهای غربی، آنها را به متحد و نقطه اتکای سیاست‌ بازیگران قدرت‌مند جهانی و در رأس آن ایالات متحده تبدیل کرده است. برای بررسی وضعیت اصلاحات در عربستان باید نگاهی به سیر تحول و چگونگی ساخته شدن این کشور و سربرآوردن آن از فروپاشی امپراتوری عثمانی داشت.

عبدالعزیز در سال ۱۹۳۰ با کمک انگلستان و در سایه فروپاشی امپراتوری عثمانی و تحولات بعد از جنگ جهانی اول، این پادشاهی را بر تلی از افراط‌گرایی مذهبی و جنگ‌های خونین بنا نهاد.تولد این عنصر نوظهور در بستر جنبش وهابیت و بعد از آن با حضور و فعالیت‌های اخوان‌التوحید صورت گرفت، به گونه‌ای که تاکنون نیز دو مفهوم دین و سیاست در عربستان درهم تنیده و وابسته هستند.

پادشاهان بعدی برای رها شدن از قید مفاهیم خشک وهابیت و مدرن‌سازی کشور به‌ویژه در بخش آموزش و نظام قضایی بسیار تلاش کردند، اما هرگز نتوانستند به طور کامل از این وضعیت پیچیده رها شوند. زیرا کسب مشروعیت مذهبی و مقبولیت سیاسی آنان، وابسته به نظام معرفتی وهابیت است.
زمانی که عبدالعزیز به عنوان بنیان‌گذار عربستان سعودی کنونی تلاش می‌کرد تمام مناطق این کشور که در حکم قبیله نشین‌های متفرق بودند را یک‌پارچه کند و آنان را زیر پرچم واحد گردآورد، این رزمندگان و جنگ‌آوران وهابی نجدی بودند که با سلحشوری و ذیل آموزه‌های وهابیت نجدی او را یاری کردند.

بعد از آنکه عبدالعزیز بر کل مناطق عربستان چیره شد و جنگ جهانی اول نیز خاتمه یافته بود و دیگر از امپراتوری عثمانی خبری نبود، او دیگر نمی‌توانست در قامت یک امیر منطقه‌ای از نجد که با سپاه وهابی خود به مناطق حمله می‌کند ظاهر شود. او می‌خواست به کمک کشورهای قدرتمند منطقه و با پیمان‌های دوجانبه امنیتی با انگلستان و به مدد نفت تازه کشف شده در منطقه شرقی عربستان، کشوری مدرن را بنا نهد و خود را پادشاه آن بنامد.

حضور در قدرت و نقش‌آفرینی در قامت یک دولت و حکومت، الزمات خود را دارد. در اولین گفت‌وگوهای بین او و فرستادگان انگلیسی برای توافق، می‌توان به روشنی تقاضای انگلیسی‌ها برای عدم دست‌اندازی او به سایر مناطق مانند کویت و عراق و اردن را دید. انگلیسی‌ها هم‌چنین از او می خواهند که اخوان‌التوحید را نیز کنترل کند.او برای ساختن کشور اقدام به نوسازی و بستن قرارداد با کشورهای اروپایی برای استخراج نفت می‌کند و هم‌چنین تلگراف و تلفن و نیز جاده‌سازی و نوسازی نظام آموزشی را نیز در دستور کار قرار می‌دهد.

در این هنگام، اخوان‌التوحید که با اغلب این اقدامات مخالف هستند با او مخالفت می‌کنند و بین او و اخوان‌التوحید که اولویت‌شان انتشار آموزه‌های وهابی و اسلامی‌سازی و وهابی‌سازی جامعه سعودی است، عقد اخوت گذشته، تبدیل به جنگ می‌شود و عبدالعزیز با کمک انگلستان موفق به سرکوب حرکت اخوان‌التوحید می‌شود.برای درک علل نارضایتی اخوان التوحید از عبدالعزیز کافی است به اجتماع رهبران اخوان هم چون فیصل الدرویش و سلطان بن‌بجاد از رهبران قبایل مطر در سال ۱۹۲۶ و مطالبات و آن نگاهی شود تا تقابل جامعه متدین سعودی با حرکت عبدالعزیز روشن شود.

دلایل این نارضایتی

همکاری با انگلستان و عقد قراردادهای تجاری و نظامی با کفار که مخالف شرع است؛ عبدالعزیز خودش را پادشاه و ملک خوانده در حالی که در اسلام نظام پادشاهی وجود ندارد؛عبدالعزیز، فیصل فرزندش را برای تحصیل به انگلستان فرستاده است؛ به کارگیری خودروها و تلگراف و تلفن؛برقراری نظام مالیتی در حجاز و نجد که با مبانی شرع تعارض دارد؛عبدالعزیز شیعیان ساکن مدینه و قطیف را به دست برداشتن از تشیع مجبور نکرده است و حکم خدا را در قبال آنان اجرا نکرده است؛ اجازه غارت و حمله به سرحدات عراق و اردن را از قبایل گرفته است، زیرا با انگلستان توافق نموده که به عراق و اردن تعرض نشود.

می‌توان گفت اولین موج اصلاحات و به عبارت دیگر نوسازی در جامعه عربستان در زمان عبدالعزیز با واکنش خشن جامعه رو به رو شد و با سرکوب حکومت روند گذشته ادامه یافت

آیا موج دیگری از اصلاحات، در عربستانِ پس از عبدالعزیز، رخ داده است؟

بله؛موج دومی هم بوده که در آن، اصلاحات، با انفجار نفتی و در زمان ملک خالد و ملک فیصل همراه است. سیل دلارهای نفتی ناشی از افزایش قیمت نفت به قطار اصلاحات سرعت بیشتری بخشید.

این در حالی است که جامعه عربستان سعودی هنوز یک جامعه سنتی است. اکثر قبایلی که ترجیح داده‌اند دیگر کوچ نکرده و در شهرهای کوچک و بزرگ اسکان یابند علی‌رغم سکونت، هنوز فاقد نظام آموزشی مدرن هستند و منبع دانش، فقط در اختیار روحانیت وهابی است که جامعه سنتی را از طریق مساجد و مناسبات قبیله‌ای کنترل می‌کنند.

در این دوره، گروهی به عنوان «السلفیه المحتسبه» شکل می‌گیرند که از وهابی‌های تندرو و بقایای اخوان التوحید هستند، آنان به برخی بازارها و مغازه‌ها حمله کرده و تصاویر تبلیغاتی زنان را پاره می‌کنند و مانکن‌ها را نابود کرده و اقدامات تبلیغی دیگری برای یاری دین خدا در برابر سیاست‌های غرب‌گرایانه حاکمیت، انجام می‌دهند.

این حرکت، بسیار محدود است و حاکمیت هم تمایل ندارد جبهه جدیدی باز کند لذا کج‌دار و مریز با آنان مماشات می‌کند. این حرکت به حرکت «جهیمان العتیبی» می‌رسد که در سال ۱۴۰۰ هجری به حرم مکی حمله می‌کند.

قیام او و تلفات ناشی از آن از یک سو و نیز انقلاب ایران و نیز اشغال افغانستان از سوی دیگر سبب می‌شود اوضاع در جامعه عربستان به صورت دیگری پیش رود. از موج اسلام‌گرایی در عربستان در دهه ۷۰ میلادی به نام «الصحوه الاسلامیه» یاد می‌شود که شامل طیف وسیعی از مخالفان اسلام‌گرای سعودی بود.

بعد از این حادثه، حاکمیت در بسیاری از سیاست‌های فرهنگی خود تجدید نظر کرد و به نوعی سیاست‌های خود را به طیف‌های اسلام‌گرا نزدیک کرد.

آیا این تحولاتی که به آنها اشاره کردید، در ایجاد ذهنیت یا تجربه در اذهان حاکمان کنونی عربستان برای انجام این حجم از تحولات می‌تواند موثر بوده باشد؟

بله اتفاقا؛ بن‌سلمان معتقد است که روند اصلاحات او، بازگشت به دوران ما قبل ۱۹۷۹ است. یعنی دوران ما قبل انقلاب ایران و حادثه حمله به حرم مکی؛ زیرا بعد از این دوران، حاکمیت در مقابل بخشی از مطالبات اسلام‌گرایان تمکین نمود و ساخت جامعه سعودی را که از یک سو سنتی و از سوی دیگر با اصلاحات آمرانه و از بالا که در حال تحول بود به سمت دیگر سوق داد.

عربستان در رقابت با ایرانِ شیعی که تحت تاثیر اسلام شیعی، ساختار حکومتی پادشاهی را سرنگون کرده بود و در بین مسلمانان انقلابی اعم از شیعه و سنی محبوبیت یافته بود، ناگزیر بود بر طبل اسلام سلفی سُنی وهابی بکوبد و از این طریق مشروعیت از دست رفته را مجددا بازسازی کند. کتابی در این دوران در مقابل با حکومت ایران و تشیع توسط «زین‌العابدین بن‌سرور» نوشته می‌شود به نام «وجا دور المجوس» به معنای «هنگامه‌ی مجوسیان فرا رسید» که سراسر کتاب، نقد تشیع و اتهام‌های عجیب به ایران و تشیع است.

این کتاب توسط نهادهای حاکمیتی سعودی در وسعت چند میلیون جلدی چاپ و منتشر شد؛ در واقع این کتاب، نوشته شد تا جوانان سعودی سلفی، به سلفیت امیدوار باقی بمانند.
رقابت شروع شده سعودی‌ها را به افزایش بودجه‌های مذهبی در داخل و خارج سوق داد و از وهابیت به عنوان قدرت نرم برای افزایش هژمونی خود بهره بردند که یکی از نمودهای آن مدارس وهابی در شبه قاره هند با ده‌ها هزار طلبه است. جالب است که سلفیه جهادی هم از دل هیمن تحولات خارج می‌شود.

برخی از تحلیل‌گران، اشغال کویت و حضور نیروهای آمریکایی در عربستان را بستر تولد افراط‌گرایی در جامعه عربستان می‌دانند. بعد از اشغال کویت و مقابله کفار در هم‌پیمانی با سعودی‌ها با کشوری اسلامی (عراق)، طیفی از سلفی‌ها که برای جهاد به افغانستان رفته بودند و به «افغان‌العرب» مشهور بودند به مخالفت با حکومت برخواستند.

بن‌لادن به سعودی‌ها گفته بود برای بیرون راندن عراق از کویت و حمایت از مرزهای سعودی نباید از کفار کمک بگیرید؛ بلکه باید از نیروهای چریک او موسوم به «افغان‌العرب» بهره برد. می‌توان گفت موج دوم اصلاحات سبب شکل‌گیری موج بیداری اسلامی و تولد القاعده و افزایش تروریسم در عربستان شد.

در واقع مقاومت جامعه و تحولات آن، علی‌رغم تمیکن حاکمیت، به نوعی کفه موازنه آن به نفع اسلام‌گرایان محسوب می‌شد اما سعودی‌ها هوش‌مندانه آن را مدیریت کردند.

با توجه به این سابقه تاریخی، آیا سعودی‌ها و مشخصاً بن‌سلمان در فرآیند تغییرات گسترده‌ای که آغاز کرده است، موفق خواهد بود؟ آیا اصلاحات به رادیکالیسم دیگری منجر خواهد شد یا این‌بار تحولات، روند متفاوتی خواهد داشت؟

به طور کلی پیش‌بینی در این حوزه، چندان امکان‌پذیر نیست اما می‌توان برخی شاخصه‌ها را بررسی و به برخی سناریوهای محتمل اشاره کرد. موج اول اصلاحات حاکمیتی که به آن اشاره کردم، با نوعی نوسازی آمرانه و از بالا به پایین روبه‌رو بود، اما اکنون مطالباتی از داخل جامعه برای این اصلاحات وجود دارد.

به عنوان نمونه تعداد مدارس و ضریب نفوذ بهداشت و میزان شهرنشینی در جامعه عربستان در سالهای ۱۹۴۰ با عربستان سال ۲۰۱۲ قابل مقایسه نیست. باید توجه داشت دیگر از آن جوانان آرمان‌گرا و متدین وهابی که صرفاً از طریق شیوخ وهابی مطلقِ دانش و نیز دانش دینی را کسب می‌کردند خبری نیست.

نسل کنونی عربستان، نسل اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و فیس‌بوک و توئیتر است. ضریب نفوذ نت در عربستان بیش از ۸۵ درصد عنوان می‌شود. میلیون‌ها کاربر از جوانان، ناظر به شرایط اقتصادی و فروش نفت در عربستان، طبقه متوسط را شکل داده‌اند که مطالبات‌شان دیگر تخریب قبور صحابه ومبارزه با شرک نیست.

در عربستان کنونی اعطای بورس تحصیلی به جوانان هیچ محدودیتی ندارد؛ کافی است شما در یک دانشگاه خارجی در هر رشته‌ای ثبت نام کنید و دو ترم هم ادامه تحصیل دهید و بعد از مراجعه به سفارت سعودی در آن کشور مدارک خود را ارائه دهید تا بورس شما برقرار شود و از حمایت مالی دولت برخوردار شوید. این سیاست، برای ساختن طبقه‌ای تحصیل کرده و مدرن در عربستان اجرا شد و نسبتا هم موفق بوده است. اعطای برخی آزادی‌های اجتماعی و حمایت از زنان و شکل‌گیری جامعه مدنی در این سال‌ها، روندی رو به رشد داشته است.

طراحی‌های اقتصادی و فرهنگی در قالب سندهای مختلف و سیل سرمایه‌گذاری خارجی، نوید جامعه‌ای متفاوت را می‌دهد. لذا نمی‌توان انتظار همان بازخوردهای دهه‌های گذشته و شکل‌گیری رادیکالیسم مذهبی را داشت.

سعودی‌ها در روند توسعه‌ای که اکنون آغاز کرده‌اند، از چه الگویی بهره می‌گیرند؟ آیا روند آنها غربی است یا به الگوهای دیگری هم علاقه‌مند هستند؟

سعودی‌ها به الگوی توسعه چینی علاقه‌مند هستند و به نظر می‌رسد همان الگور را نیز پیگیری می‌کنند. برخی پیمان‌های خارجی با چین نیز نشان می‌دهد که دیگر سعودی، تنها با ایالات متحده کار نمی‌کند.

یکی از پیمان‌های امضا شده با چینی‌ها در بخش نظامی در تولید پهبادهای نظامی و آموزشی که قرار است توسط چینی‌ها در عربستان صورت گیرد، در کنار سایر قراردادهای عرصه آی‌تی نزدیک به ۱۵۰۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود.

همکاری‌های آنان با ژاپن در انتقال تکنولوژی و تولید برق خورشیدی و دیگر های تکنولوژی‌ها نیز اوضاع رو به رشد است. در آخرین بررسی انجام شده در خصوص چشم‌انداز اقتصادی سعودی و نسبت رفاه خانواده‌های سعودی علی‌رغم وجود تورم سالیانه و افزایش قیمت‌های خدماتی آب و برق گفته می‌شود بیش از ۷۰ درصد خانواده‌های سعودی، از کلیت سیاست‌های اتخاذ شده بهره‌مند خواهند شد و این یک موفقیت بسیار چشم‌گیر برای حکومتی است که در آینده، برای پیشرفت، هر چه بیشتر به همراهی مردمش نیاز دارد.

جالب‌تر، افزایش میزان مشارکت کارگران و تحصیل کرده‌های سعودی و کاهش سهم متخصصان غیرسعودی است. کاهش سالیانه، ۴ درصد در نظر گرفته شده بود که به صورت کامل، محقق شده است. این نشان می‌دهد تصور خوش‌گذرانی صرف از مردان و زنان سعودی، دیگر تصور درستی نیست و طبقه‌ای تحصیل کرده و مدرن با مطالبات جدید متولد شده است و این پیام را بن سلمان به خوبی دریافت کرده است.

چرا حکومت عربستان باید به الگوی چینی از پیشرفت علاقه‌مند باشد؟

این علاقه‌مندی، یک دلیل واضح دارد و آن اینکه علی‌رغم تحولات چشم‌گیری که در اقتصاد عربستان می‌بینیم، در حوزه‌ی سیاست و ساخت سیاسی عربستان، تحول عمده‌ای اتفاق نمی‌افتد. این روند در کنار کلیت جریان دینی حاضر در عربستان که در اختیار حاکمیت است، در همه شرایط از نظام موجود حمایت می‌کند و همین حمایت، احتمال برخورد رادیکال را به شدت کاهش خواهد داد

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید