کد خبر: 21495

تاریخ انتشار: بهمن ۱۹, ۱۳۹۷

شعار زدگی و نگاه ایدئولوژیک در سیاست خارجی تهدید اصلی منافع ملی است

تا زمانی که آمریکا ستیزی و غرب ستیزی کورکورانه و نگاه ایدئولوگ بر دیپلماسیو سیاست خارجی کشور حکمفرما باشد، اقتصاد مردم، معیشت و دیگر وجوه جامعه که از دیپلماسی متأثر است با مشکلات جدی روبه رو خواهد بود، کما این که مشکلات امروز هم در سایه همین نگاه به وجود آمده است.  به گزارش مدار […]

تا زمانی که آمریکا ستیزی و غرب ستیزی کورکورانه و نگاه ایدئولوگ بر دیپلماسیو سیاست خارجی کشور حکمفرما باشد، اقتصاد مردم، معیشت و دیگر وجوه جامعه که از دیپلماسی متأثر است با مشکلات جدی روبه رو خواهد بود، کما این که مشکلات امروز هم در سایه همین نگاه به وجود آمده است.

منافع ملی و سیاست خارجی

 به گزارش مدار شرقی، مقوله سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از نمادها و عرصه های ظهور اندیشه های این انقلاب در این ۴۰ سال و در دولت های مختلف دستاوردهای گوناگونی را بر جای گذاشته است. صادق زیبا کلام در آستانه چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی برای بررسی و آسیب‌شناسی کلی سیاست خارجی ایران و دستاوردهای این ۴۰ سال، گفت و گویی را با دیپلماسی ایرانی انجام داده که در ادامه می‌خوانید:

در طلیعه پنجمین دهه پیروزی انقلاب اسلامی برخی بر این باورند که دیپلماسی ایران بر مبنای شعار نه شرقی نه غربی نتوانست آن‌گونه که باید تبیین درستی از این شعار یا راهبرد را به ظهور برساند. از نگاه شما با رویکردی آسیب شناسانه دستاورد دیپلماسی ایران در این ۴ ده بعد از پیروزی انقلاب چیست؟

از نگاه من دیپلماسی ایران در این ۴۰ سال با یک سیاست آونگی، نگاه های مختلفی را به مقوله بسیار مهم سیاست خارجی داشته است و در این راستا هر کدام از دولت ها بنا به اقتضائات خود، سعی کردند در سیاست خارجی نیز شرایط را آن گونه که ارزیابی و تحلیل می‌کنند، پیش ببرند و به جز در مواردی خاص که خط قرمزهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است مانند عدم به رسمیت شناختن اسرائیل و مواردی از این دست، هر کدام از وزاری امور خارجه صحنه بین الملل را در قالب نگاه خود تبیین کردند. از طرف دیگر در این ۴۰ سال، منافع ملی کشور قربانی نگاه ایدئولوگ و شعارزدگی در دیپلماسی شد. در این مدت حتی اگر دولت ها هم سعی کردند تا حد امکان از شعارزدگی فاصله بگیرند و به واقع دیپلماسی را به کار برند، نوع نگاه برخی نهادها مانع از به ثمر نشستن این نوع دیپلماسی شد. با این نگاه آسیب شناسانه در خصوص مسئله شعار نه شرقی نه غربی باید این نکته را عنوان کنم که این شعار بیش از آن که نه شرقی و نه غربی باشد در سایه برخی مسائل مانند مسائل استکبار ستیزی و غرب ستیزی بیشتر نه غربی نه غربی بود، چرا که تهران در این ۴ دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ تمایل جدی برای حل مشکلات خود با غرب نداشت و برخی دولت‌ها هم که نیم نگاهی به این حوزه داشتند، چندان جدی عمل نکردند و یا نگذاشتند که عمل کنند. اما اگر در این مدت می‌توانستیم مناسبات خود را با دنیای غرب به صورت زیربنایی و اساسی حل کنیم، امروز شرایط کشور به اینجا کشیده نمی شد. در این راستا تنها در هشت سال دوران اصلاحات، سید محمد خاتمی سعی کرد شرایط را در سیاست خارجی به گونه‌ای پیش برد که ذیل دیپلماسی با رویکرد احترام متقابل و کاهش تنش، چهره‌ای متفاوت از ایران در جامعه جهانی، به خصوص در غرب نشان دهد، اما تمام این تلاش‌ها در دولت‌های نهم و دهم به یک باره نابود شد.

به ضعف نگاه درست و مبنایی به غرب در دیپلماسی ایران در مدت این ۴۰ سال اشاره داشتید، اما در دیپلماسی دولت یازدهم و دوازدهم، حسن روحانی بنای جدی برای افزایش مناسبات با غرب از طریق برجام بنا نهاد. آیا این واقعیت در تقابل با ارزیابی شما قرار ندارد؟

به نکته خوبی اشاره کردید. دولت حسن روحانی و دیپلماسی محمد جواد ظریف در جایگاه رئیس دستگاه سیاست خارجی در این مدت نگاه به غرب را آن گونه که باید عملیاتی نکردند، همان گونه که نگاه به شرق نیز آن گونه که باید عملیاتی نشد. به عبارت دیگر آقای روحانی و ظریف در این مدت قریب به ۶ سالی که در دولت حضور دارند، نه یک قدم به جلو رفته اند و نه یک قدم به عقب. دولت دراین مدت تنها سعی کرد که یک بالانس میان این دو نگاه به شرق و غرب را شکل دهد. از طرف دیگر شما به برجام اشاره داشتید. اگر توافق هسته ای با کارشکنی برخی از نهادهای فرا دولتی به بن بست کشیده نمی‌شد، می‌توانستیم عنوان بکنیم تا حدودی دولت حسن روحانی توانسته است بر مبنای سیاست کاهش تنش اقدام مناسبی را برای کاهش اختلافات و گسل با دنیای غرب را انجام دهد، چرا که به نظر من برجام یکی از مهمترین یا بهتر بگویم مهمترین دستاورد دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در این چهار دهه است که توانست در سایه یک پروسه فشرده و دقیق دیپلماسی، چهره ایران را در جهان عوض کند، اما با حرف و حدیث‌ها، کارشکنی ها و برخی رفتارهای معنادار در داخل این دستاورد به در بسته خورد. در مجموع این جمله را می توانم عنوان کنم که دیپلماسی دولت حسن روحانی و محمدجواد ظریف در این مدت کشور را نه خیلی به جلو برد و نه به عقب راند. چرا که بعد از آن دستاورد بزرگ اکنون کشور به نقطه آغازین خود بازگشته و دوباره ساز جنگ و تنش با ایالات متحده کوک شده و دستگاه سیاست خارجی هم به تدریج رنگ و روی یک دیپلماسی ایدئولوگ و شعار زده را به خود گرفته است.

برخی از طیف ها معتقدند که نگاه دولت های یازدهم و دوازدهم به مقوله سیاست خارجی سبب شد تا دیپلماسی سایه خود را بر تمامی مناسبات ایران به خصوص اقتصاد جامعه بیفکند و همین مسئله موجب شد تا معیشت مردم به نوعی گروگان دیپلماسی شود. از نگاه شما و در حوزه کلان تر جایگاه دیپلماسی در دیگر امور کشور در این ۴۰ سال کجاست؟ 

مقوله دیپلماسی و سیاست خارجی ایران در این ۴۰ سال همواره سایه خود را بر مسائل کشور داشته است واین مسئله تنها به دولت روحانی محدود نمی شود، چرا که ایران جزء کشورهایی است که در سایه فروش نفت خود، نیاز جدی و مبرمی دارد که با دیگر کشورها روابط دوستانه و حسنه ای داشته باشد که اگر این گونه نباشد، یقیناً در مسئله فروش نفت با مشکل مواجه خواهد شد و به تبع آن اقتصاد نیز درگیر مسئله دیپلماسی خواهد شد. در این راستا اگر چه دولت های یازدهم و دوازدهم مبنای خود را با دیپلماسی و برجام گره زدند و به این واسطه اقتصاد کشور به شدت به مسئله سیاست خارجی گره خورد، اما این که همه مشکلات را از چشم دستگاه سیاست خارجی ببینیم، نگاه غلطی است، چرا که در این ۴۰ سال ما خلاء های بسیار جدی در حوزه اقتصاد و معیشت را شاهد بودیم، اما کسی آن را به پای اقدامات دستگاه سیاست خارجی ننوشت. امروز هم نباید همه مشکلات و خلأهای اقتصادی و معیشتی ملت را از چشم دستگاه سیاست خارجی ببینیم. باید همه دستگاه‌ها اندازه و سهم خود را در به وجود آمدن مشکلات امروز بپذیرند. از نگاه من دستگاه‌ها تنها به دولت ختم نمی‌شود، چرا که به واقع مقصر اصلی شرایط امروز کشور دستگاه‌های فرا دولتی هستند که در قبال رفتارهای خود هم به هیچ کس پاسخگو نیستند. لذا تا زمانی که آمریکا ستیزی و غرب ستیزی کورکورانه و نگاه ایدئولوگ بر دیپلماسی کشور حکمفرما باشد، اقتصاد مردم، معیشت و دیگر وجوه جامعه که از دیپلماسی متأثر است با مشکلات جدی روبع رو خواهد بود، کما این که مشکلات امروز هم در سایه همین نگاه به وجود آمده است.

در سایه نکاتی که مطرح شد برخی از طیف ها و جریان های سیاسی هشدارهایی را درباره اعتراضات سال ۹۸ مطرح کردند در این راستا بسیاری معتقدند که اقتضائات سال ۹۸ با ۷۸ و ۸۸ بسیار متفاوت است، اگرچه در دوره های پیشین مسائل سیاسی و رقابت جریان های داخلی بستر ساز برخی از اعتراضات شد، اما یقیناً مسائل معیشتی و اقتصادی و نیز سایه سنگین دیپلماسی و شرایط کنونی کشور، سال ۹۸ را به شدت متفاوت از گذشته می کند. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟ 

این نکته بسیار درست است. در سال ۷۸ و ۸۸ اعتراضات مردم رنگ و بوی سیاسی داشتند، اما اکنون مسائل و چالش های اقتصادی و معیشتی، مشکلات فرهنگی، خلاء ها و بحران های اجتماعی، گره های دیپلماتیک و به واسطه آن رقابت های پررنگ جناح‌های سیاسی یک سینرژی را در کشور شکل داده که تمام جامعه را به یک سرخوردگی رسانده است. حال این که این سینرژی چه زمان در ایران به اعتراضات مردم می انجامد، معلوم نیست، اما در دی ماه سال ۹۶ شاهد بودیم که فوران کوچکی از سوی جامعه شکل گرفت، ولی اگر به گفته برخی از آقایان سال ۹۸ اعتراضاتی شکل بگیرد، یقیناً چهره آن بسیار متفاوت است گذشته خواهد بود.

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi