کد خبر: 22676

تاریخ انتشار: اردیبهشت ۱۶, ۱۳۹۸

دو شیوه ایالات متحده در صورت جنگ احتمالی علیه ایران

من جنگ را آن چنان دور نمی بینم که برای عدم وقوع آن تلاش نشود. با توجه به این نگاه اعتقاد دارم اگر امریکا از طریق تحریم ها نتواند به هدف خود دست یابد، می تواند گزینه جنگ را در دستور کار قرار دهد و بهانه آن را ایجاد کند. به گزارش مدار شرقی، در […]

من جنگ را آن چنان دور نمی بینم که برای عدم وقوع آن تلاش نشود. با توجه به این نگاه اعتقاد دارم اگر امریکا از طریق تحریم ها نتواند به هدف خود دست یابد، می تواند گزینه جنگ را در دستور کار قرار دهد و بهانه آن را ایجاد کند.

جنگ

به گزارش مدار شرقی، در تحلیل بحران میان ایران و امریکا غالب تحلیلگران جنگ را دور ارزیابی کرده و باور به آن ندارند. با همه این تحلیل ها من جنگ را آن چنان دور نمی بینم که برای عدم وقوع آن تلاش نشود. با توجه به این نگاه اعتقاد دارم اگر امریکا از طریق تحریم ها نتواند به هدف خود دست یابد، می تواند گزینه جنگ را در دستور کار قرار دهد و بهانه آن را ایجاد کند. همان گونه که عراق به اتهامات واهی مورد حمله واقع شد برای ایران نیز اگرچه بهانه هایی است، اما امریکا می تواند با هر حادثه ای، حتی خود ساخته، بهانه سازی کند. دشمنان منطقه ای در این زمینه می توانند زمینه ساز این بهانه ها باشند.

با مد نظر قرار دادن این موضوع، چگونگی حمله امریکا به ایران می تواند مورد مداقه قرار بگیرد برای مقابله با آن و کاهش خسارات، راهبرد اصلی و با توجه به بازی جنگ، راهبردهای جایگزین تعیین شود.

به طور کلی اگر قرار باشد امریکا به ایران حمله کند دو شیوه جنگی به کار خواهد بست. امریکا در گزینه اول بدون ورود زمینی با یک حمله هوایی اقدام به بمباران و زدن مراکز حساس  و منابع اصلی قدرت خواهد کرد. هدف این عملیات تحمیل شکست و یا اضمحلال کامل ایران نیست بلکه هدف از آن کاستن از خطرات ایران بر منافع امریکا خواهد بود. این عملیات به سرمایه گذاری های ایران در عرصه های مختلف صدمه اساسی می زند و رسیدن ایران به نقطه قبل از عملیات علاوه بر نیاز به سرمایه، سال ها زمان خواهد برد. هدف امریکا از این عملیات علیه ایران تضعیف و تغییر رفتار خواهد بود. اگر این فرض درست باشد شاید برخی از تغییرات و ورود به دیپلماسی پویا و چند وجهی بتواند مانع انتخاب این گزینه شود.

در وضعیت تبدیل بحران میان امریکا و ایران به جنگ، فارغ از جنگ هوایی و محدود، گزینه دوم امریکا علیه ایران می تواند گزینه جنگ تمام عیار باشد. در این رویکرد در کنار جنگ هوایی، امریکا با ورود زمینی تنها به دنبال تغییر رژیم نخواهد بود بلکه تجزیه ایران می تواند هدفش باشد. این راهبرد امریکا از حمایت پنهان … و آشکار همسایگان ایران به خصوص عربستان می تواند برخوردار شود. از نظر برخی از همسایگان تجزیه ایران اگرچه می تواند مطلوب ترین گزینه  باشد، اما این انتخاب در بلند مدت قطعا بسترساز تجزیه همان کشورها و عامل عملیاتی شدن سایکس – پیکوی جدید خواهد شد. امریکا در گزینه جنگ تمام عیار علیه ایران علاوه بر حسابی که روی اختلافات سیاسی، ناآرامی های اجتماعی و نارضایتی های اقتصادی می کند، بخش مهمی از محاسبات خود را روی شکاف های قومی و مذهبی ایران قرار خواهد داد. تفاوت های قومی و مذهبی ایران از مهمترین نقطه های ورودی همسایگان در همراهی با امریکا در جنگ علیه ایران خواهد بود.

گفته می شود در میان مولفه ها و شاخص های قدرت ایران، مولفه نظامی – امنیتی مهمترین شاخصه قدرت ایران است. اگرچه این پیش فرض فرصت تست در ابعاد بزرگ نداشته است اما اگر ما این پیش فرض را اصل قرار دهیم در یک ارزیابی مبتنی بر سازو کار قدرت، به نظر می رسد این ظرفیت نتواند در برابر حجم سنگین عملیات مشترک امریکا و متحدین منطقه ای آن قدرت مقابله برابر داشته باشد.

البته جنگ تحمیلی در کنار همه ملاحظات، بزرگترین عامل جهش در انسجام و نهادینه شدن عرق ملی ایرانیان بوده است. نگاهی به چگونگی وضعیت داخلی کشورهای پیرامونی و اینکه آنان همچنان تا تشکیل دولت – ملت فاصله دارند، نشانگر ارزشمندی این سرمایه ملی ایران است. این ویژگی توانسته است ایران را یک استثنا در منطقه کرده و این خود بزرگترین عامل بازدارنده در حمله به ایران است.

تحریم ثابت کرده پاشنه آشیل ایران، اقتصاد است. نظام هرچند دیر هنگام، اما تلاش دارد با جراحی و ساماندهی آن را برای گذر و مقابله با این مرحله آماده کند. به نظر می رسد همگام با توجه به بازسازی ساختار اقتصادی، لازم است نسبت به شاخص هایی که عامل تقویت هر چه بیشتر انسجام ملی می شود اهتمام خاصی مبذول شود. ترمیم آزردگی های پیش آمده ناشی از رقابت های سیاسی در سطح ملی و حضور متوازن اقوام و مذاهب در هرم قدرت و انتقال حس شراکت در اداره کشور، عامل جلوگیری در بهره برداری احتمالی دشمن از  شکاف های سیاسی، قومی و مذهبی خواهد بود. اگر این اصل را بپذیریم که ایرانیان همه برای ایران، آنگاه اغلب افراد منتسب به گروه های مختلف نه در طراز جناحی، قومی و مذهبی، بلکه در طراز ملی ظهور یافته و در خدمت کشور خواهند بود.

سخن آخر آنکه از جنگ، آن هم جنگی که نتیجه آن مشخص است، باید گریخت. باید برای صلح هزینه داد. اما اگر روزی جنگ اجتناب ناپذیر شد، باید بیش از قدرت نظامی روی مردمی حساب کرد که بتوانند یک جنگ میهنی را به پیروزی برسانند. ما در جنگ تحمیلی نه با عراق بلکه با دنیا جنگیدیم و آن جنگ تنها جنگی بود که ایران پس از قرن ها خاکی از دست نداد. در بدترین شرایط ممکن برای ایران، باید باز هم بیش از همه روی جنگ میهنی متکی بر آحاد مردم حساب کرد.

صادق ملکی، کارشناس، استراتژیست و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی

Likes(0)Dislikes(0)
برچسب ها : , , ,
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi