کد خبر: 22784

تاریخ انتشار: اردیبهشت ۳۰, ۱۳۹۸

جنگ خلیج فارس و شکل‌گیری جریان‌‌های سلفی جدید

بیست سال قبل وقتی عراق به کویت حمله کرد، این ماجرا منشأ شکل گیری جریان های جدید سلفی شد. این مسئله البته به تنهایی در این روند موثر نبود و تحولات دیگری نیز در عرصه نظام بین الملل رخ داد از قبیل عقب‌‌‌نشینی شوروی از افغانستان و فروپاشی بلوک شرق و هژمونی آمریکایی بر منطقه. […]

بیست سال قبل وقتی عراق به کویت حمله کرد، این ماجرا منشأ شکل گیری جریان های جدید سلفی شد. این مسئله البته به تنهایی در این روند موثر نبود و تحولات دیگری نیز در عرصه نظام بین الملل رخ داد از قبیل عقب‌‌‌نشینی شوروی از افغانستان و فروپاشی بلوک شرق و هژمونی آمریکایی بر منطقه.

جریان های سلفی

به گزارش مدار شرقی، بیست سال قبل وقتی عراق به کویت حمله کرد، این ماجرا منشأ شکل گیری جریان های جدید سلفی شد. این مسئله البته به تنهایی در این روند موثر نبود و تحولات دیگری نیز در عرصه نظام بین الملل رخ داد از قبیل عقب‌‌‌نشینی شوروی از افغانستان و فروپاشی بلوک شرق و هژمونی آمریکایی بر منطقه. طبیعتاً انشعاب و شلگیری جریان های جدید سلفی از موطن اصلی آن یعنی از سلفگرایی وهابی در عربستان آغاز و سپس به دیگر کشورها سرایت کرد:

۱- جریان محافظه کار: مهمترین ویژگی این جریان آن است که نسبت به عملکرد حاکمان سعودی در قبال تحولات منطقه ای و مسائلی مثل حضور نظامیان آمریکایی رویکردی جانبدارانه اتخاذ کرده و یا حتى به تأیید شرعی آن نیز پرداختند:

الف) سلفگرایی وهابی: که اساسا روابط تاریخی و منسجمی با حاکمیت سعودی داشتند و مهمترین پایگاه آن، هیئت کبار علمای سعودی به عنوان نهاد رسمی دین در عربستان بود که فتوای جواز استعانت از نیروهای بیگانه در منطقه را صادر کردند. شیخ «بن باز»، مفتی عربستان چهره شاخص این جریان است.

ب) سلفگرایی سنتی (مدخلی): این جریان که بعدها شاهد حضور بیشتری از آن در تحولات فکری سلفی بودیم گرچه نسبت به سلفگرایی رسمی وهابی دارای اختلافاتی بود که اینجا مجال بحث درباره آن نیست اما ویژگی مشترک آن همراهی با حاکمیت به ویژه در قضایای منطقه‌‌ای بود. دو چهره در این جریان نقش اساسی داشتند: شیخ ربیع المدخى و شیخ محمد امان الجامی.

۲- جریان انتقادی: علی رغم شیوه‌‌ های مختلف و متفاوت دو جریان عمده در این طبقه، اما ترجیح می‌‌‌دهم برای تمایز نسبت به طبقه نخست از عبارت سلفگرایی «انتقادی» به عنوان وجه مشترک این دو استفاده کنم. این وجه مشترک در واقع اعتراض به عملکرد و رویکرد حاکمیت سعودی و یا دست کم اعتراض به رویه حضور نظامیان «بیگانه» در منطقه بود که دو جریان عمده را شامل می‌‌شود:

الف) سلفگرایی جهادی: که شعار «اخراج کفار از جزیره العرب» با قیام به سیف و جهاد را سرلوحه کار خود قرار داد و در افغانستان نیز حضور پررنگی داشت. افرادی همچون اسامه بن لادن نمایندگان بارز این گفتمان هستند.

ب) سلفگرایی انقلابی: در محافل عربی به «سلفی حرکی» معروف شده است. درباره تاثیرپذیری این جریان از افکار و اندیشه های اخوانی همواره حرف و حدیث بسیاری بوده با این حال اما درباره بحث جنگ خلیج فارس، این جریان نسبت به موضوع استعانت از نیروهای بیگانه ملاحظاتی را مطرح کرد و همواره خواهان ایجاد اصلاحات دینی در نهادهای حکومتی و اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور بوده است. همان جریانی که سپس نام «الصحوه» به خود گرفت و امروز لبه تیز حملات و محدودیت ها از سوی محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی به سوی آن نشانه رفته و افرادی همچون شیخ سلمان العوده و سفر الحوالی نمایندگان شاخص آن هستند.

محمد عشوری مقدم

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi
WP to LinkedIn Auto Publish Powered By : XYZScripts.com