کد خبر: 22199

تاریخ انتشار: اسفند ۲۳, ۱۳۹۷

تکلیف، موانع و روند عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا

در کل هویت اجتماعی ترکیه و اعضای اتحادیه اروپا مهمترین مولفه عدم عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۱۱ بوده است، اما فراموش هم نکنیم ترکیه اردوغان از کارت اتحادیه اروپا حتی با عدم عضویت هم باعث شد که درخاورمیانه، چین، روسیه و حتی در قسمتی از اروپا بعنوان بخشی از “من” پذیرفته شود. به گزارش مدار شرقی، روند […]

در کل هویت اجتماعی ترکیه و اعضای اتحادیه اروپا مهمترین مولفه عدم عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۱۱ بوده است، اما فراموش هم نکنیم ترکیه اردوغان از کارت اتحادیه اروپا حتی با عدم عضویت هم باعث شد که درخاورمیانه، چین، روسیه و حتی در قسمتی از اروپا بعنوان بخشی از “من” پذیرفته شود.

ترکیه و اتحادیه اروپا




به گزارش مدار شرقی، روند عضویت ترکیه و اتحادیه اروپا همچنان در یک دهه گذشته با فرازو و نشی هایی همراه بوده است. در این راستا برای بررسی بیشتر نتیجه روند عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا مرکز بین‌المللی صلح گفت‌و‌گویی با دکتر رضا صولت کارشناس مسائل ترکیه داشته است که در ادامه می‌خوانید:



چرا ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا تلاش می‌کرد؟



“ترکیه در صورتی که پیشگام نباشد له خواهد شد. از این رو باید برای حفظ هستی و اعتبار خود راههای موفقیت آمیز برقراری رابطه با اروپا را در بیاید.” به نظرم این سخنان آتاتورک بنیانگذار جمهوری ترکیه را می توان چارچوبی برای توصیف چرایی تلاش این کشور برای همگرایی با اتحادیه اروپا دانست .ترکیه در سال ۱۹۴۹ به عضویت کمیسیون اروپا در آمد . عضویت ترکیه در سازمان‌های غربی چون ناتو و اتحادیه اروپا بایستی در قالب تلاش این کشور برای غربی شدن و به عنوان یک هدف استراتژیک مورد توجه قرار گیرد، حال اینکه به نظر من مشی سیاست داخلی و خارجی ترکیه هم اکنون از خود اتحادیه اروپا هم غربی تر است و ترکیه دیگر تمایلی ندارد کاسه گدایی مقابل اتحادیه اروپا به دست گیرد، اساسا آنکارا وزن و اعتبار خود را به قدر کافی بالاتر برده است که دیگر شاهد مذاکرات یک طرفه نباشیم، آینده این عضویت یکی از مسائل بنیادینی است که هر دو طرف را مشغول کرده است، به نظرم با وجود فرسایش در مذاکرات اتحادیه اروپا و ترکیه اکنون بسیار دیر است که اروپا  پذیرش این کشور را رد کند اما‌ نکته اینجاست که مهمتر از  استانداردهای سیاسی، حقوق بشری و اقتصادی این اعضای مخالف بوده اند که تمام تلاش های خود را برای به تعویق انداختن عضویت ترکیه با مانع تراشی ها انجام داده اند. از روزی که در سال ۱۹۵۹ترکیه در دوره حکومت حزب دموکرات خواهان پیوستن به تشکیلات اقتصادی اروپا شد بیش از شصت سال می گذرد، این در تاریخ بی سابقه است و این طولانی ترین بازه زمانی است که در میان صفوف انتظار تمامی کشورهای خواهان الحاق به اتحادیه اروپا می توان دید .اما سوال اینجاست که درحالیکه تمایل به عضویت در بین دو طرف وجود دارد .معما در کجاست ؟



به چه دلیل در این مدتی که اشاره کردید ترکیه به عضویت اتحادیه اروپا در نیامده است، مهمترین دلایلش چه بوده است؟




اهمیت این سوال زمانی مطرح می شود که ترکیه نیز مانند اتحادیه اروپا روند همگرایی خود با این واحد را را با روابط اقتصادی اغاز کرد که اوج آنرا در اتحادیه گمرکی می بینیم، نکته جالب هم در سبقت گرفتن ترکیه در پیشرفت اقتصادی از بسیاری از کشورهای اروپایی است، بنابراین واقعیتی بنام دغدغه های اقتصادی و حقوقی وجود ندارد، به نظرم روند عضویت پر است از استانداردهای دوگانه که از سوی اتحادیه اروپا اعمال می شود .از نظر من روند عضویت بیشتر حول سه محور بوده است. الف)هویت . ب)سیستم سیاسی ترکیه . ج)ژئوپلیتیک استراتژیک .د) و در این اواخر ایدئوپلیتیک ابتکاری ترکیه در خاورمیانه، چین، روسیه و آفریقای شمالی. ترکیه در این مدت بخاطر مفهوم هویت تلاش کرد برخی از سیاست های خود را در راستای گذار از  خوانش های مختلف تقویت کند، برای نمونه آنکارا معتقد است که ترک های آناتولی ریشه مشترکی با هآن‌های اروپایی دارد، اما همچنان چشم انداز عضویت مبهم است. نخست به این دلیل که برخی از اعضای اتحادیه اروپا مخالف پذیرش ترکیه هستند و دوم به این دلیل که نخبگان و افکار عمومی ترکیه در پی این بازه زمانی طولانی و رفتار کشورهای عضو نسبت به عضویت سرد شده اند، از طرفی در کمربند امنیتی-اقتصادی ترکیه در محیط پیرامونی خود در منطقه خاورمیانه فرصت‌های طلایی اقتصادی و هویتی  تا سال ۲۰۱۱ به موضوعات بیشتر امنیتی تبدیل شده اند و فعلا ضرورت و اهمیت نگاه به شرق از نظر استراتژیست‌های ترکیه مهمتر است. در کل ترکیه از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ تلاش کرد با درک تردیدهای اتحادیه اروپا با سیاست پرواکتیو در انگاره‌های بین الاذهانی اتحادیه اروپا خود را مثبت جلوه دهد تا به عبارت دیگر تصویر دیگری از هویت اجتماعی خود ارائه دهد . وزارت اتحادیه اروپای را تاسیس کرد تا نشان دهد از اراده داخلی برای عضویت و انجام اصلاحات که در  سی و پنج بسته طراحی شده بود برخوردار است، در  سالهای قبل انگیزه ترکیه از الحاق به اتحادیه اروپا، اول بخاطر سیستم دو قطبی جهان و نگرانی های امنیتی، دوم بخاطر ایجاد توازن با سیاست خارجی یونان، سوم تلاش برای نجات اقتصاد عقب مانده ترکیه و چهارم غربی شدن به هر طریق ممکن بود. ولی به نظر من اکنون و در شرایط کنونی تنها انگیزه ترکیه تلاش برای تحقق فلسفه داخلی یعنی غربی شدن است بطوری که با بازیگری بیش فعالانه و ارائه دیپلماسی عمومی، رسانه‌ای و قدرت نرم توام با استراتژی‌های چند وجهی استاندارد دوگانه هویت د‌ِگر با اروپا را متوازن سازد . در کل هویت اجتماعی ترکیه و اعضای اتحادیه اروپا مهمترین مولفه عدم عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۱۱ بوده است، اما فراموش هم نکنیم ترکیه اردوغان از کارت اتحادیه اروپا حتی با عدم عضویت هم باعث شد که درخاورمیانه، چین، روسیه و حتی در قسمتی از اروپا بعنوان بخشی از “من” پذیرفته شود


حزب عدالت و توسعه با چه فرصت ها و چالش هایی در قبال اروپا روبروست ؟




زمانی که امپراطوری عثمانی فروپاشید از ان بعنوان مرد بیمار اروپا یاد می شد، چون اصلاحات در ساختار سیاسی و اقتصادی ترکیه با شکست روبرو می شد .از زمان آموزه های کمال پاشا در سال ۱۹۲۳ بعد از طی شصت سال متلاطم در حوزه های سیاسی و اقتصادی در دهه ۱۹۸۰ ترکیه تحت تاثیر سطح فردی  سیاست های تورگوت اوزال  باعث شد تا اقتصاد دولت محور و در حفاظ ترکیه به یک اقتصاد باز با رشد بخش تولید و خدمات تبدیل شود . به نحوی که مجله اکونومیست از ترکیه زمان تورگوت اوزال بعنوان ستاره اسلام یاد کرد .از زمان اوزال تا شروع زمان اردوغان ما باز شاهد دوران متلاطم هستیم .پس در نتیجه ترکیه پاشنه آشیل بزرگی در هویت سیاسی خود طی کرده است . این دفعه اردوغان از استراتژی کشاندن موضوعات داخلی  به حوزه روند مذاکرات با اتحادیه اروپا استفاده کند، در واقع اتحادیه اروپا برای هویت سیاسی جدیدترکیه منبع استحکام بخش برای عدم بازگشت به تلاطم سیاسی در ترکیه بود،تاجایی که اردوغان بعد از آغاز رسمی مذاکرات ترکیه برای عضویت در اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۵ از سوی رسانه ها و طرفداران خود “فاتح اروپا”لقب گرفت . اردوغان بخوبی می داند ترکیه همیشه به نوعی در پیوند با غرب بوده است . نخست بعنوان فاتح و دشمن اروپا، سپس بعنوان شریک، دوره ای بعنوان مقلد ناکام و تحسین کننده اروپا و هم اکنون بعنوان متحد اروپا ظاهر شده اند، واقعیت این است هم اروپا و هم ترکیه اکنون دوران طلایی بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۱ را ندارند چون هر دو به شدت دچار تهدیدات وجودی شده اند .اکنون موازنه امنیتی بعد از بهار عربی دچار نوسان شده است .من نظرم این است این تغییر موازنه امنیتی به ترکیه فرصت داد تا در مناطقی مانند آفریقا، روسیه، بالکان، قبرس، اژه، خاورمیانه و منطقه کاسپین بیشتر شود، حتی نقش ترکیه در این مناطق از اروپا بیشتر شده است. عواملی مثل مسئله کردی، مسئله علوی، بریتیکس، پروتکل های الحاقی، قانون اساسی، به قدرت رسیدن رهبران راست افراطی در اروپا  نه تنها جریان مذاکرات را کند کرد بلکه اکنون باعث توقف آن نیز شده است، طرح دوباره مسئله قبرس که این دفعه مشخص شد دارای میدان های گازی سرشاری است خود نشان می دهد معیارهای کپنهاگ زیاد هم در روند الحاق نمی تواند زیاد مورد توجه قرار گیرد و بهار عربی رسما روابط دو واحد را فعلا به نقطه انجماد رسانده است، بعبارتی مسئله میدان‌های گازی قبرس و بهار عربی مسیر مذاکرات از مسائل تکنیکی به مسائل سیاسی وارد کرد . بنابراین زخم استاندارد دوگانه که در طی شصت سال اخیر بین این دو واحد همیشه وجود داشته است بار دیگر بصورت آشکار خود را نشان داد،پاسخ ترکیه این دفعه تغییر موازنه امنیتی از موقعیت استراتژیک و ژئوپلیتیک به ایدئو پلیتیک شیفت شد .


با این شرایط وضعیت رابطه ترکیه و اتحادیه اروپا در چه جایگاهی قرار دارد و تکلیف روند عضویت ترکیه به کجا ختم خواهد شد؟




ترکیه با توجه به تحولات داخلی و خارجی اولویت سیاست خارجی خود را تعدیل کرده است، از سیستم پارلمانی به سیستم ریاستی تغییر داده شده است، در طول تاریخ سیاست خارجی ترکیه مثل  هیچ وقت چند وجهی و پرواکتیو  نبوده است،آنها گاهی به سمت اروپا، گاهی به سمت اوراسیا وگاهی نئوعثمانی . گاهی به دنبال رهبری جهان ترک بوده اند. به نظرم ترکیه تا قبل از سال ۲۰۰۱ به شدت از بحران هویت در سیاست خارجی رنج برده است، یک سنت نانوشته در ترکیه وجود دارد که آنها بخاطر موقعیت جغرافیایی خود از سیاست خارجی برای تعیین سیاست های داخلی متاثر هستند، باید بگویم شصت سال زمان زیادی است و به چالش کشیدن دائمی نامزدی ترکیه در اتحادیه اروپا یکی از موضوعات اصلی است که نه تنها باعث سرد شدن روابط دو واحد نسبت به دیگری شد، بلکه یکی از موضوعاتی است که باعث گروه بندی درون هر دو واحد شده و بحث های جدی را پیش کشیده است، تا جایی که ترکها به این نتیجه رسیده اند که ترکیه جدید حاصل یک تفکر جدید ژئوپلیتیک است و دیگر نباید با ملاحظات امنیتی و نقش دروازه بان اروپا تجزیه و تحلیل شود،اتحادیه اروپا یک سازمان بین المللی نیست، یک سازمان اقتصادی هم نیست بلکه بیشتر یک سیستم ارزشی هست . بنابراین اوضاع نحوه ائتلاف های پنج حزب اصلی ترکیه و نهادینه نشدن ساخت سیاسی -اقتصادی و اجتماعی برای مطالبات احزاب در سیستم جدید ریاستی و همچنین تغییر توازن نظم  در خاورمیانه و تمرکز ترکیه روی موضوعات محیط پیرامونی خود،فعلا عضویت در  اتحادیه اروپا را در اولویت سیاست خارجی خود قرار  نمی دهد، حتی هزینه های مالی، اداری و سازمانی روند مذاکرات را کاهش داده است، پس به نظرم برای ارزیابی اراده سیاسی و میزان موفقیت یا عدم موفقیت  ترکیه در سیاست های خود برای عضویت در اتحادیه اروپا می توان به “گزارش سالانه پیشرفت “که مبنای قضاوت و تصمیم گیری اتحادیه اروپا درباره ترکیه به شمار می رود رجوع کرد. این گزارش ها که از سال ۱۹۹۸ هر ساله به صورت منظم درباره ترکیه در موضوعات مشخص تهیه می شود معیار مهمی به ما می دهد که اکنون استراتژی سیاست خارجی ترکیه چه راهبردی را در اولویت های اصلی خود قرار داده است که با شرایط فعلا ترکیه ترجیح می دهد هزینه اضافه ای به سیاست خارجی خود تحمیل نکند و با حفظ روند مذاکرات در حالت استند بای اولویت های دیگر را مد نظر قرار دهد ولی این به معنای عدم پیگیری عضویت در اتحادیه اروپا نخواهد بود، چرا که اساسا ترکیه خود را بخشی از اروپا می داند هر چند به نظرم هویت ترکیه و اروپا یک هویت دگر برای همدیگر می‌باشد.

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi
WP to LinkedIn Auto Publish Powered By : XYZScripts.com