تهران
کد خبر:25103
پ

ترکیه، چالش ایران در آینده سوریه

جمهوری اسلامی ایران در حمایت و یا عدم حمایت از بشار اسد در آینده سوریه با یک تناقض جدی روبه رو است. چرا که هرگونه مخالفت با تغییر قانون اساسی و شکل گیری ساختار حکومتی دموکراتیک بر اساس میزان جمعیتی اقوام و مذاهب در سوریه ار سوی ایران می تواند دوباره این کشور را به […]

جمهوری اسلامی ایران در حمایت و یا عدم حمایت از بشار اسد در آینده سوریه با یک تناقض جدی روبه رو است. چرا که هرگونه مخالفت با تغییر قانون اساسی و شکل گیری ساختار حکومتی دموکراتیک بر اساس میزان جمعیتی اقوام و مذاهب در سوریه ار سوی ایران می تواند دوباره این کشور را به ورطه جنگ داخلی بکشاند، اما با این تفاوت که این بار تهران نمی تواند توجیهی برای حضورش در سوریه و حمایت از حکومت بشار اسد در مقابله با نیروهای تروریستی داشته باشد.

ترکیه و ایران در سوریه

به گزارش مدار شرقی، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران روز دوشنبه در رأس یک هیأت سیاسی و به منظور گفت وگو با مقامات سوریه، تهران را به مقصد دمشق ترک کرد. رئیس دستگاه دیپلماسی کشور در جریان این سفر با بشار اسد، رئیس جمهوری و ولید معلم، وزیر امور خارجه سوریه دیدار و گفت وگو کرد. پس از دیدار با مسئولان سوری بود که محمد جواد ظریف از برگزاری نشست مجازی سه‌جانبه‌ای بین ایران، روسیه و ترکیه در سطح وزاری امور خارجه با محوریت رایزنی بر سر کمیته قانون اساسی و وضعیت ادلب سخن گفت. وبسایت دیپلماسی ایرانی برای بررسی بیشتر اهداف سفر دیروز وزیر امور خارجه کشور به سوریه با قاسم محب علی، سفیر اسبق ایران در مالزی و یونان، رئیس سابق اداره کل خاومیانه وزارت امور خارجه و کارشناس مسائل خاورمیانه و جهان عرب گفت وگو کرده است که در ادامه می خوانید:

 محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دوشنبه پس از گذشت یک سال، به سوریه سفر و با بشار اسد و ولید معلم رئیس جمهور و وزیر خارجه این کشور دیدار کرد. اگرچه گمانه زنی های مختلفی از زبان کارشناسان و ناظران امر در خصوص دلایل و اهداف سفر وزیر امور خارجه کشور به سوریه، آن هم در وضعیت کرونا زده و رکود در سفرهای دیپلماتیک مطرح شد، اما نکته ای که نمی‌توان در این میان نادیده گرفت این است که قطعا موضوع رایزنی های محمدجواد ظریف با سران و مقامات سوری آن قدر مهم بوده که حتی در یک گفت وگو و رایزنی تلفنی امکان طرح آن مقدور نبوده و نیاز به انجام این سفر از جانب تهران احساس شده است. حال سوال اینجا است که با رسانه ای شدن برگزاری نشست مجازی سه جانبه آستانه در سطح وزرای امور خارجه سه کشور ترکیه، روسیه و ایران آیا می توان گفت که این سفر تنها برای هماهنگی بیشتر میان تهران و دمشق برای نشست سه جانبه فردا چهارشنبه شکل گرفته؛ خصوصا که دو مسئله کمیته قانون اساسی و وضعیت ادلب محور و کانون رایزنی تهران آنکارا و مسکو است؟

همان گونه که شما اشاره داشتید اکنون شیوع کرونا باعث شده است یک رکود جدی در تحرکات رسمی دیپلماتیک ایران و دیگر کشورهای جهان شکل بگیرد. لذا محمدجواد ظریف تمایل داشت برای خروج از این رکود یک سفر رسمی دیپلماتیک، ولو چند ساعته را به مقصد دمشق داشته باشد. اگرچه اخبار رسمی و شواهد مستندی به صورت جزئی در خصوص محورهای مذکرات و رایزنی های رئیس دستگاه دیپلماسی ایران با سران و مقامات کشور سوریه وجود ندارد، اما در مجموع می‌توان گفت که محور رایزنی‌های محمدجواد ظریف با بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه و همتای سوری خود، ولید معلم به چگونگی مقابله با شیوع کرونا در سوریه، بحث و بررسی وضعیت میدانی در این کشور و به ویژه شرایط ادلب و مهمتر از آن هماهنگی بیشتر میان تهران و دمشق در خصوص جلسه سه جانبه فردا، چهارشنبه، باز می گردد. البته این نکته را هم می‌توان در نظر گرفت که شاید به واسطه اقتضائات امنیتی محمدجواد ظریف ترجیح داده است به جای رایزنی و گفت و گوی تلفنی با سران و مقامات سوری یک دیدار دیپلماتیک رسمی را در دستور کار خود قرار دهد.

به مسئله ادلب و تحولات میدانی در این استان اشاره شد که یکی از محورهای رایزنی محمد جواد ظریف با بشار اسد و ولید معلم و نیز کانون مذاکرات نشست سه جانبه فردا خواهد بود. اما نکته بسیار مهمی که در این میان نباید فراموش شود این است که در درگیری هایی که میان ارتش ترکیه با نیروهای ارتش روسیه، ارتش سوریه و همچنین نیروهای محور مقاومت شکل گرفت، سبب شد که یک گسل جدی سیاسی و دیپلماتیک میان آنکارا با تهران و مسکو شکل بگیرد. اگرچه برخی تحرکات دیپلماتیک از جانب سران و مقامات روسیه و ترکیه برای مدیریت تنش در ادلب صورت گرفت، اما در تمام این تحرکات دیپلماتیک جای ایران خالی بود. حال در این شرایط که به نظر می رسد مناسبات سیاسی و دیپلماتیک با محوریت آینده سوریه در حال کنار گذاشتن نقش، جایگاه و وزن ایران در تحولات سوریه است، آیا برگزاری نشست سه جانبه فردا با حضور محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه، سرگئی لاوروف و نیز مولود چاووش اوغلو، همتایان روسی و ترکیه ایش می‌تواند به تقویت جایگاه ایران کمک کند؟

در پاسخ به سوال شما باید چند نکته را در کنار هم گذاشت تا به یک نتیجه گیری درست رسید. قبل از هر چیز باید عنوان کرد که روند آستانه یک نشست مقدماتی و یک کاتالیزور سیاسی و دیپلماتیک برای دیگر روندهای سیاسی بین المللی در حل و فصل تحولات سوریه به شمار می رود. لذا هر نتیجه، تصمیم و یا خروجی این نشست نمی تواند به منزله تعیین تکلیف نهایی تحولات سوریه قلمداد شود، چرا که بدون شک علاوه بر روسیه، ترکیه و جمهوری اسلامی ایران بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی دیگری در تحولات این کشور از ایالات متحده آمریکا تا برخی از کشورهای اروپایی، کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی اسرائیل حضور دارند که نمی توان نقش و جایگاه آنان را نادیده گرفت. از این رو اساساً تحولات سوریه و به خصوص مسئله ادلب دارای پیچیدگی های خاصی است.

نکته دیگر به این واقعیت باز می گردد که اگرچه تحرکات دیپلماتیک رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه در جریان سفر به روسیه و رایزنی با ولادیمیر پوتین، همتای روسی خود سبب شد که یک مدیریت مقطعی در تنش ادلب صورت بگیرد، اما کماکان وضعیت در ادلب کاملاً شکننده است و هر لحظه امکان شکل گیری تنش دیگری حتی شدیدتر از گذشته وجود دارد. چرا که، هم روسیه، هم ارتش سوریه و هم نیروهای محور مقاومت به دنبال تقابل جدی با تروریست های حاضر در سوریه هستند که اکنون در استان ادلب تمرکز پیدا کرده اند. بنابراین چالش جدی میان ترکیه با روسیه، ایران و ارتش سوریه در خصوص ادلب وجود دارد. حال باید دید که در نشست فردا میان وزرای امور خارجه ایران، روسیه و ترکیه به عنوان اعضای روند آستانه، تحولات ادلب می تواند به یک سرانجام باثباتی دست پیدا کند و یا کماکان وضعیت شکننده حال حاضر پی گرفته خواهد شد. 

مضافا این که نگاه روسیه و ترکیه به نشست آستانه بیشتر یک نگاه ابزاری است. خصوصا که این دو بازیگر به روند ژنو که مورد تایید سازمان ملل است رای مثبت داده اند. از این رو روسیه و ترکیه از روند آستانه به عنوان یک تلاش مقدماتی برای پیگیری منافع خود در دیگر عرصه های سیاسی و دیپلماتیک استفاده می کنند به ویژه در مذاکره با ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی، روسیه و ترکیه سعی دارند از دالان همراهی و حمایت از ایران، نقش و جایگاه خود را در تحولات سوریه، به خصوص در شرایط میدانی این کشور افزایش دهند و از این طریق دست به چانه زنی با بازیگران اصلی در تحولات این کشور بزنند. کما این که رجب طیب اردوغان در جریان تنش ماه‌های گذشته در ادلب مذاکرات دیپلماتیک جداگانه ای، هم با برخی از کشورهای اروپایی، هم با ایالات متحده آمریکا و هم با روسیه داشت تا بتواند منافع خود را در ادلب حفظ کند، اما در عین حال روابط خود را با ایران نیز کماکان ادامه می دهد. چرا که هم روسیه و هم ترکیه نمی‌توانند نقش و نفوذ ایران را در تحولات سوریه نادیده بگیرند. لذا هر از گاهی آنکارا و مسکو به تهران در پیشبرد منافع خود در سوریه نیازمند می شوند. اتفاقا از این رو است که روسیه و ترکیه سعی می کنند با برگزاری نامنظم نشست های آستانه کماکان ایران را در جبهه خود نگاه دارند.

اما این نکات پایانی شما از وضعیت پارادوکسیکال ایران در سوریه حکایت دارد. به عبارت دیگر اگر چه نقش ایران در تحولات میدانی این کشور بسیار جدی است، اما وزن دیپلماتیک تهران در تحولات سوریه رو به افول است. این وضعیت چگونه قابل تحلیل است؟ دلایل شکل گیری این وضعیت پارادوکسیکال ایران در سوریه چیست؟

واقعیت این است که اکنون شرایط سوریه متفاوت از چند سال گذشته و اوج جنگ داخلی است. لذا ما باید این نکته بسیار مهم را مدنظر قرار دهیم که کشوری نهایتا در تحولات سیاسی و دیپلماتیک پیروز خواهد بود که بتواند برگ‌ برنده خود در تحولات میدانی را درست و به جا استفاده کند. در این راستا روسیه و ترکیه فارغ از نگاه‌های ایدئولوژیک توانسته اند با تلاش های سیاسی و دیپلماتیک خود منافعشان را در سوریه محقق کنند. یعنی مسکو و آنکارا از نفوذ میدانی خود در تحولات سوریه توانستند یک وزن سیاسی و دیپلماتیک جدی را برای خود تعریف کنند. این در حالی است که متاسفانه ایران نتوانسته است میان وزن و جایگاه میدانی خود در تحولات سوریه و تعریف آن برای ارتقاء نفوذش در پروسه های مذاکرات سیاسی و دیپلماتیک موفق عمل کند. از این رو صراحتاً باید عنوان کرد که ایران در تحولات سوریه بیشتر نقش پیاده‌نظام را دارد و زمانی که پای مذاکرات سیاسی و دیپلماتیک در میان باشد نقش ایران کمرنگ می شود. البته یک بخش از آن به مدیریت غلط سال های گذشته کشور در منطقه باز می گردد و بخش دیگر آن ناشی از سیاست ها و تلاش برخی از بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در نادیده گرفتن نقش ایران در تحولات سوریه است.

در کنار بررسی تحولات ادلب یکی از مهمترین محورهای مذاکره نشست سه جانبه فردا به روند کمیته قانون اساسی در سوریه باز می گردد که این مسئله هم از محورهای چالش تهران با روسیه و به خصوص ترکیه است. چرا که جمهوری اسلامی ایران از همان روزهای ابتدایی حضور خود در تحولات سوریه اصرار و تاکید بسیار جدی بر ابقای بشار اسد و تداوم حیات سیاسی حکومت وی داشت. در صورتی که شکل گیری کمیته قانون اساسی که نهایتا منجر به تغییر قانون انتخابات و قانون اساسی در این کشور خواهد شد نمی تواند قدرت را به جمعیت علوی ها که حدود ۱۳ تا ۱۵ درصد از کل جامعه سوریه را شکل می‌دهد، بدهد و دوباره بشار اسد را در راس قدرت سیاسی در سوریه قرار دهد. آیا در سایه این واقعیت ایران باید قید بشار اسد را بزند و اساساً تمام دستاوردهای چند سال گذشته خود را نادیده بگیرد و یا این که جدل و تنش سیاسی بر سر آینده سوریه، نوع حکومت در این کشور و میزان حضور نیروهای همسو با ایران در ساختار جدید سوریه دوباره می تواند آتش جنگ داخلی را در این کشور شعله‌ور کند؟

قبل از هر چیز قرار بود طبق توافقات سازمان ملل دولتی موقت با حضور بشار اسد و نیروهای مخالف و اپوزیسیون تشکیل شود که تاکنون این امر محقق نشده است تا بتوان زمینه برگزاری انتخابات، تغییر قانون اساسی و تشکیل ساختار جدید دموکراتیک در سوریه را فراهم کرد. اگر این امر محقق شود قطعاً جریان علوی‌ها و شخص بشار اسد در آینده جدید سیاسی سوریه جایگاهی نخواهد داشت و این مسئله به هیچ وجه به مذاق روسیه و جمهوری اسلامی ایران خوش نخواهد آمد. اگرچه این مهم آرزوی ترکیه، آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی و حاشیه خلیج فارس است. بنابراین در این رابطه هم علاوه بر تحولات ادلب شاهد افتراق جدی سیاسی و دیپلماتیک میان نگاه ترکیه با روسیه و جمهوری اسلامی ایران هستیم. از این رو ترکیه اکنون چالش جدی برای ایران در خصوص آینده سوریه است. چرا که آنکارا از همان روزهای آغاز تنش و جنگ داخلی در سوریه بر نبود بشار اسد و سقوط دولت وی تاکید کرده است. اگر چه با گذر زمان ترکیه مجبور به عقب نشینی و تعدیل این سیاست های خود و همکاری ناخواسته و غیرمستقیم با دولت بشار اسد شد، اما این همکاری ها در محور آستانه نمی تواند واقعیات و نگاه اردوغان و ترکیه را در خصوص نبود بشار اسد تغییر دهد. 

از طرف دیگر حتی در صورت نبود مخالفت ترکیه با حضور و تداوم حیات سیاسی بشار اسد باز هم نمی توان چالش جدی ایران در خصوص آینده سیاسی سوریه را نادیده گرفت. چرا که اگر قانون اساسی این کشور بر مبنای نگاه طایفه‌ای، دینی و قومی چیده شود و بر مبنای یک روند دموکراتیک و با نظارت سازمان ملل انتخاباتی برای تایید قانون اساسی و شکل گیری دولت و ساختار جدید حکومتی در سوریه صورت گیرد، قطعاً بشار اسد در آینده این کشور جایگاهی نخواهد داشت. چرا که رئیس جمهور کنونی سوریه در سایه یک ساختار غیردموکراتیک و دیکتاتورگونه و با قدرت گیری یک اقلیت بر اکثریت شکل گرفته است. لذا قطعاً این روند در آینده نمی تواند تداوم پیدا کند. اینجاست که ایران با چالش جدی مواجه خواهد بود که یا باید قید بشار اسد و جریان اقلیت علوی ها را بزند و با ساختار سیاسی دموکراتیک آینده سوریه به تعامل برسد که یقینا این مسئله می تواند دستاوردهای ایران در طول سال های گذشته در سوریه را تحت‌الشعاع قرار دهد و یا این که ایران عملاً در برابر تلاش‌ها برای تغییر قانون اساسی و شکل گیری ساختار جدید در سوریه مقاومت کند و کماکان محوریت تلاش‌های خود را بر تداوم حضور بشار اسد بگذارد که یقینا این پیگیری این سیاست ایجاد تبعات سنگین سیاسی، دیپلماتیک و نظامی و امنیتی را برای ایران در منطقه باعث خواهد شد. چرا که نه ایران، نه روسیه و نه خود بشار اسد آمادگی واگذاری قدرت سیاسی را به دیگران ندارند. ولی نکته اینجا است که هر گونه مخالفت با تغییر قانون اساسی و شکل گیری ساختار حکومتی دموکراتیک بر اساس میزان جمعیتی اقوام و مذاهب در سوریه از سوی ایران می تواند دوباره این کشور را به ورطه جنگ داخلی بکشاند، اما با این تفاوت که این بار تهران نمی تواند توجیهی برای حضورش در سوریه و حمایت از حکومت بشار اسد در مقابله با نیروهای تروریستی داشته باشد. لذا جمهوری اسلامی ایران در حمایت و یا عدم حمایت از بشار اسد در آینده سوریه با یک تناقض جدی روبه رو است. البته یک راه سومی هم وجود دارد و آن ناظر بر این است که ایران با یک هوشمندی و انعطاف سیاسی بتواند از برگ برنده های خود در تحولات میدانی سوریه یک وزنه سیاسی پررنگ را برای نیروهای همسو با خود در آینده و دولت و ساختار جدید این کشور شکل دهد.

با توجه به اختلافات جدی میان نگاه ترکیه با روسیه و جمهوری اسلامی ایران، هم در مسئله ادلب و هم در مسئله قانون اساسی و ساختار جدید حکومت در کشور سوریه به عنوان دو محور رایزنی نشست سه جانبه فردا، یقیناً روند آستانه یک روند شکننده جلوه می کند. در سایه این شرایط آیا برگزاری نشست هایی مانند نشست فردا، چهارشنبه، می‌تواند به نزدیک شدن مناسبات و مواضع این سه کشور (روسیه، ایران و ترکیه) به عنوان اعضای روند آستانه در خصوص ادلب و آینده سیاسی سوریه کمک کند؟

همان گونه که پیشتر هم اشاره کردم واقعیت این است که در عرصه سیاسی، مسئله اصلی به توان هر کشور برای چانه‌زنی، رایزنی و مذاکرات سیاسی باز می گردد که می‌تواند باعث بالا بردن میزان موفقیت آن کشور در رسیدن به اهداف و منافعش شود. لذا با در نظر داشتن این واقعیت اگرچه ترکیه اکنون با حمایت ایالات متحده آمریکا و نیز برخی کشورهای اروپایی و ناتو توانسته یک نفوذی در منطقه کردنشین سوریه و ادلب برای خود دست و پا کند، اما ایجاد تحولات اساسی و ساختاری مطابق با منافع ترکیه در کشور سوریه و آینده سیاسی این کشور امری تقریباً محال است. لذا ترکیه فعلاً روی حداقل های خود در نشست فردا تاکید خواهد کرد.

با این اوصاف حداقل های ترکیه در نشست فردا چه خواهد بود؟

حداقل های آنکارا در خصوص ادلب حفظ وضعیت میدانی کنونی، افزایش میزان پایگاه های نظامی به منظور نظارت بر آتش بس و تداوم ارتباطات زمینی این استان با ترکیه است. اما در خصوص آینده سوریه خواسته‌های آنکارا به عدم واگذاری یک منطقه خودمختار و فدرال به مناطق کردنشین سوریه و همچنین عدم واگذاری پست های کلیدی به کردهای این کشور باز می گردد. چراکه در صورت تشکیل منطقه خودمختاری کردنشین و همچنین ارتقاء نفوذ کردها در ساختار سیاسی آتی مرکزی دمشق می تواند منافع ترکیه را تهدید کند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

کلید مقابل را فعال کنید