کد خبر: 22528

تاریخ انتشار: فروردین ۲۸, ۱۳۹۸

«بشار اسد» باید از حزب بعث سوریه عبور می‌کرد

بحران و جنگ داخلی سوریه در آستانه هشتمین سال خود قرار گرفته و اکنون به مراحل پایانی خود نزدیک می‌شود. با وجود گذشت این سال ها هنوز گفته‌های زیادی از بحران در این کشور وجود دارد که تاکنون گفته نشده است. به گزارش مدار شرقی، بحران و جنگ داخلی سوریه در آستانه هشتمین سال خود […]

بحران و جنگ داخلی سوریه در آستانه هشتمین سال خود قرار گرفته و اکنون به مراحل پایانی خود نزدیک می‌شود. با وجود گذشت این سال ها هنوز گفته‌های زیادی از بحران در این کشور وجود دارد که تاکنون گفته نشده است.

اعظم محبی در سوریه

به گزارش مدار شرقی، بحران و جنگ داخلی سوریه در آستانه هشتمین سال خود قرار گرفته و اکنون به مراحل پایانی خود نزدیک می‌شود. با وجود گذشت این سال ها هنوز گفته‌های زیادی از بحران در این کشور وجود دارد که تاکنون گفته نشده است. در این خصوص پایگاه خبری تهران نیوز به سراغ اعظم محبی رفته است که در ابتدای بحران سوریه چندین ماه در این کشور به عنوان خبرنگار حضور داشته و از نزدیک در جریان فضای اجتماعی و سیاسی آن دوران بوده است.

خانم محبی خیلی خوش آمدید، به عنوان اولین سئوال چه سالی به سوریه و فضای سوریه در آن ایام چطور بود؟

بنده تابستان سال ۹۱ به سوریه رفتم. آن ایام، ابتدای درگیری­‌های سوریه بود. زمانی که وارد سوریه شدم به فاصله­ یک هفته درگیری­‌ها به دمشق کشیده شد و ساختمان مرکز امنیت داخلی سوریه بمب گذاری شد که آقای «آصف شوکت» نیز در این حادثه کشته شدند و بعد از آن فضا به شدت امنیتی شد. این اتفاقات درگیری­‌ها را به دمشق رسانده بود و فضای جنگی به شدت قابل لمس بود.

آیا از طرف رسانه خاصی اعزام شده بودید؟

به عنوان خبرنگار آزاد رفته بودم و از آنجا مطالبم را برای مجلات و روزنامه‌­های داخلی می‌­فرستادم. همشهری، اعتماد و آسمان از جمله­ این مطبوعات بود.

چه مدت در این کشور بودید؟

از اوایل تیر تا اواخر شهریور سال ۹۱ در سوریه بودم یعنی حول و حوش سه ماه شد.

به کدام شهرها سفر کردید؟

آن دوران فقط امکان سفر به دمشق و چند شهر اطراف آن فراهم بود. البته از شهرهای دیگر سوریه جنگ زده­‌های زیادی به دمشق می­‌آمدند که شرایط خاص و خوبی را از لحاظ مردم شناسی فراهم می­‌کرد. درست است که امکان حضوردر سایر شهرها نبود اما آنها به دمشق آمده بودند و این فرصت فراهم شد که مو شکافانه­‌تر با موضوع برخورد کنم.

هدفتان از این سفر چه بود؟

من به دنبال بازخورد تفکرات مختلف در میان مردم سوریه بود. می­‌خواستم بدانم که  چند درصد از مردم دمشق و کشور طرفدار سیاست‌های دولت و چند درصد مخالف  این سیاست ها هستند و قشربندی آنها به چه شکل است. حضور جنگ زده‌­ها از سایر نقاط سوریه این فرصت را ایجاد کرد تا با مردم سایر شهرها نیز درباره­ این مورد صحبت داشته باشم.

باید می­‌دیدم که مخالفان دولت هر کدام چه وجه­‌ای در میان مردم سوریه دارند و درصد محبوبیت هر گروه را شناسایی کنم. برای این مهم با تمام اقشار جامعه از نظامی­‌ها گرفته تا عوام و دانشجو ارتباط برقرار می­‌کردم.

حالا با این اوصاف، نقش مردم سوریه در بحران سال ۲۰۱۱ این کشور را چطور می‌­بینید؟

متأسفانه مسئله­ سوریه موضوعی بوده و هست که از بعد سیاسی و نگاه کلان به آن نگاه می­‌شود و مسئله­ داخلی آن نادیده گرفته می­‌شود. جوری وانمود می­‌شود که انگار مردم سوریه در این چند سال هیچ نقش و تأثیری نداشتند و موجودات خنثی بودند. طرف های درگیر هر کدام با دید خود به تخریب طرف مقابل می‌­پردازند و یکدیگر را محکوم می­کنند و مردم نادیده گرفته می­ شوند.

مخالفان دولت باید دیده و شنیده شوند. باید دید که حرف این مخالفین و تروریست­ ها چیست؟ همچنین باید دید موافقان دولت بشار اسد چه کسانی هستند و دلیل آنها برای حمایت از اسد چیست؟

این گروه بندی‌ها چطور بود و نقش خارجی‌ها در این جریانات چه بوده و هست؟

دولت سوریه شرایط خاصی دارد و به دلیل مقاومت برابر اسرائیل و نزدیکی با ایران دشمنان خارجی زیادی دارد که به دنبال ضربه زدن به این کشور هستند. از سوی دیگر با به قدرت رسیدن مجدد اخوانی­ها در مصر و حمایت ترکیه و قطر از این تفکر، اخوان المسلمین در سوریه زنده شد و به صف مخالفین حکومت سکولار بشار پیوست.

معارضان لیبرال تر نیز گروه دیگری بودند که به صف مخالفین بشار پیوستند و توانستند گروه­های تروریستی و معارضتن داخلی را تقویت کنند. مسلماً این بی نظمی در سوریه با کمک و تلاش خارجی بود و آنها با وجود اینکه می­‌دانستند، نمی­‌توانند دولت را ساقط کنند در صدد تضعیف سوریه برآمدند.

در سوریه، گروه­‌های معارض و تروریستی متعددی به وجود ‌آمدند و جابجایی گاه و بی گاه آنها با عناوین مختلف خیلی رایج بود. نظر شما درباره­ این موضوع چیست؟

سوریه در خلال این سال ها خصوصاً یکی، دو سال اول به نمایشگاه گروه­ ها و سازمان های تروریستی تبدیل شده بود. گروه ­ها نوبت به نوبت می­‌آمدند و تفکری را عرضه می­‌کردند اما وقتی به نتیجه­‌ مطلوب نمی­‌رسیدند و مردم نیز عملکرد آنها را می‌­دیدند یا منحل می­‌شدند و یا تغییر اسم می­‌دادند. مخالفان سوری فقط وعده می­‌دادند و نمونه کاری نداشتند تا مردم به آن استناد کنند.

در شورای سیاست گذاری سوریه که رسمی­‌ترین مخالفان دولت بودند نیز این آشفته بازار بود و در هر نوبت یک حرفی می­ زدند. یکی از دلایل این که این گروه ­ها نمی­‌توانستند با دولت وارد مذاکره شوند اختلافات درونی آنها بود و اینکه خودشان هم برنامه‌­ای برای آینده نداشتند که حول آن کار کنند. در یک برهه‌ رهبری شورای سیاست گذاری به عهده­‌ یک چهره دانشگاهی بود که دنبال آرام کردن ارتش بود و به نتیجه نرسید. دوره­ بعد امام جماعت مسجد اموی که به جمع مخالفین پیوسته بود رهبری مخالفان را بر عهده گرفت تا تندروهای مذهبی را مهار کند و باز هم به نتیجه نرسید و تا به امروز هم این جابجایی­‌ها ادامه داشته و دارد.

این گروه ­ها در مورد مسائل کلیدی سوریه نظری نداشتند مثلاً نمی­‌دانستند که موضع آنها درقبال اسرائیل چه خواهد بود و وقتی با این سئوال مواجه می‌­شدند آن را به بعداً موکول می­‌کردند.

دلایل داخلی بحران سوریه چه بود؟

مسئله­ سوریه موضوعی است که برای بررسی آن باید به زمان تأسیس این کشور یعنی ۴،۵ دهه قبل برگشت. در آن زمان دولت ها و احزاب سکولار در کشورهای عربی قدرت داشتند که بعدها ماهیت خود را از دست دادند اما سوریه یادگار آن دوران است و ریشه در زمان ناصری که همان دوره­ عبدالناصر است دارد و سیستم حکومتی خود را تا حدود زیادی حفظ کرده است.

حکومت سوریه در بعد سیاست داخلی نیاز به تغییراتی داشت و دارد. اینکه شما طی ۵۰ سال با یک سیاست ثابت بر مردم حکومت کنید نتیجه­ خوبی نخواهد داشت. سایه­ سنگین حزب بعث بر روی سیاست داخلی وجود داشت. اصلاحات مد نظر بشار اسد یکی از موضوعات حساس به حساب می­‌آید.

یعنی حزب بعث مانع از اعمال اصلاحات مدنظر اسد می­‌شد؟

بشار اسد وقتی به قدرت رسید سوریه از جنگها و آشوب‌های داخلی و خارجی بیرون آمده بود و همه منتظر بودند که ببینند بشار اسد چه برنامه­‌ای در سر دارد و آیا ساختارهایی که معمار سوریه نوین، حافظ اسد، بنا نهاده تغییر می­‌کند یا نه؟ اتفاقی که در نهایت افتاد این بود که آقای اسد حرکاتی به سمت اصلاحات داشت اما ناتوان بود.

تهران نیوز: در سوریه وقتی با مردم حرف می­‌زدم قول معروفی را بار­ها می‌­شنیدم که می‌­گفتند بشار اسد در اولین روز کاری خود تمام اعضای حکومت را جمع می‌کند و ازآنها پرسید که فکر می‌­کنید مخالفان من چه کسانی هستند؟ و خود اسد در پاسخ می­‌گوید من خودم اولین مخالف و منتقد این سیستم هستم و آن را اصلاح می‌­کنم.


بشار اسد قصد اصلاح داشت اما حزب بعث اجازه نمی‌­داد

بشار اسد قصد اصلاح داشت اما حزب بعث اجازه نمی‌­داد خصوصاً اینکه بشار صندلی ریاست جمهوری را مدیون حزب بود چون براساس قانون اساسی سوریه رییس جمهور حداقل باید ۳۵سال سن داشته باشد و بشار اسد در آن تاریخ ۳۳ سال داشت و با کمک حزب بعث ۲سال زودتر به قدرت رسید. حزب بعث با فشار سیاسی توانست جلوی اصلاحات سیاسی بشار را بگیرد و بشار نیز اصلاحات خود را به سمت مسائل اقتصادی سوق داد. مردم سوریه از اوضاع اقتصادی در این کشور ناراضی نبودند.

منظور از اصلاحات سیاسی چیست و جامعه سوریه در چه ابعادی ضعف داشت؟

مردم سوریه هیچ شناخت دقیق و عمیقی نسبت به مسائل سیاسی کشورشان نداشتند و تحرک سیاسی در میان آنها بسیار کم بوده و هست چون آموزش ندیدند. مردم این مدل کشورها درصورت بروز مشکل بلافاصله به سراغ اسلحه می­‌روند و برایشان فرقی نمی­‌کند که این سلاح از طریق دوست باشد یا دشمن چون راه دیگری بلد نیست.

آنها یاد گرفته‌­اند که حرف سیاسی، بیانیه سیاسی و اعلامیه معنایی ندارد و فقط اسلحه حکومت می­‌کند. در کشور خود ما هر دو سال یک بار انتخابات داریم که در آن گروه­ها و احزاب مختلف در آن به بیان نظر و نقد می­پردازند و جامعه تخلیه می­‌شود. در کشورهای تک حزبی این موضوع وجود ندارد و این صداها شنیده نمی­‌شود.  در نهایت شرایط به جنگ داخلی  دشمن می­‌کشد.

در سوریه مردم و حتی حکومت  با دیکته­‌های نانوشته روبرو بودند و بسیاری از معارضین و تروریستها دیکته­‌های پرغلطی بودند که آزموده نشده بودند. حتی مخالفان معتدل تا به حال خود را بروز نداد بودند چون تریبونی در داخل سوریه نداشتند بنابراین مردم سوریه نیز شناختی از آنها نداشتند.

در قبایل و شهرهای کوچک این موضوع بدتر بود و خیلی از آنها با جنایتکارانی چون داعش بیعت کرده بودند چون ماهیت و فحوا کلام آنها را نمی­‌شناختند. به طور کلی ماهیت مردم سوریه که بسیار ناسیونالیست بودند و هستند با تفکر انترناسیونالیستی و چند ملیتی تروریست های تکفیری در تضاد بود اما این ها درک نمی‌­کردند و تفکر سیاسی درستی نداشتند. شاید اگر مردم سوریه، مخالفان، معارضین و تروریست ها را می­‌شناختند هرگز به آنها بها نمی‌­دادند و پشت بشار می­‌ایستادند موضوعی که الان به آن رسیده‌­اند.

اشاره داشتید که مبارزه با اسرائیل یکی از موارد مورد مناقشه بین مخالفان بود آیا مردم سوریه مبارزه با اسرائیل را می‌­خواهند؟

مردم سوریه به جهت اینکه عرب و مسلمان هستند مبارزه با اسرائیل را می­‌خواهند خصوصاً اینکه بخشی از خاک این کشور در اشغال اسرائیل بوده و هست و این حس در آنها خیلی قوی‌تر است. مبارزه با اسرائیل یکی از مؤلفه‌های تأثیر گذار بر رأی مردم این کشور است. مردم سوریه دنبال مبارزه با اسرائیل هستند اما گروه ­های مخالف برنامه­‌ای در این مورد ارائه نمی­‌کردند.

به نقش کردها اشاره کنید. با آنها نیز گفت و گو کردید؟

کردهای سوریه نیز داستان خودشان را دارند. وضعیت این گروه اقلیت مثل وضعیتی بود که در ترکیه و عراق بعثی برای سایر کردها وجود داشت. مناطق کردنشین سوریه یکی از مناطق بسیار مهم برای دولت سوریه بوده و  از این منطقه به عنوان اهرم فشار و تعدیل سیاست‌های ترکیه بهره می‌­بردند، اما متأسفانه نسبت به مردم این منطقه بی توجه‌ای شده بود.

در سوریه با دانشجوهایی هم صحبت می­‌شدم که کرد بودند و اذعان داشتند؛ ما در دانشگاه شهر قامشلی که یک منطقه­ کردنشین است بین خودمان یعنی بین دانشجویان هم حق صحبت با زبان کردی را نداشتیم. با وجود تمام این اتفاقات وقتی کشور دچار آشوب شد مرزهای کرد بر روی مخالفان بشار اسد باز نشد اما آمریکایی­‌ها در این منطقه حاضر شدند که آن هم به دلیل ناتوانی دولت مرکزی در رساندن کمک به این منطقه بود. الان اگر قرار به تشکیل سوریه­ واحد باشد این منطقه خواستار خود مختاری است.

حالا که ۸ سال از بحران سوریه ­می‌­گذرد، آیا جامعه­ مخالفان دولت سوریه پذیرفته‌­اند که بشار اسد باشد؟

در مدت حضورم در سوریه متوجه شدم که در جامعه­ این کشور یک طیف بزرگ خاکستری وجود دارد. این طیف خاکستری افرادی هستند که با حکومت همکاری ندارند اما به مخالفان نیز اقبالی نشان نمی‌­دهند. در روزهای ابتدایی بحران، طیف خاکستری خیلی بیشتر از مخالفانش بودند و این فرصت وجود داشت که دولت یک رهبر را برای این افراد انتخاب کند تا جلوی پیوستن آنها به مخالفان را بگیرد و این کار را جریان های معتدل می­‌توانستند انجام بدهند که نشد یا نکردند.

ایران و روسیه فکر می­ کردند که مخالفان معتدل دولت می­‌توانند وارد میدان شوند و نقش آفرین باشند ولی هیچ وقت کارکرد خودش را پیدا نکرد. مثلاً جریان تنضیف را در نظر بگیرید که یک جریان معتدلی بود اما هیچ وقت به صورت جدی جلو نیامدند و عقب نشستند.

طیف خاکستری سوریه چنان قدرتی داشتند که مثل سیل عمل می­‌کردند و به هر سمتی که می­‌رفتند ویرانی به بار می‌آوردند به طور مثال وقتی داعش ظهور کرد بخش وسیعی از این طیف یا به داعش پیوستند و یا به سمپات آنها تبدیل شدند اما خیلی زود متوجه شدند که اینها جنایت کار هستند و از آنها جدا شدند، این موضوع تا ۲ سال پیش هم بود تا اینکه این قشر از همه­ جریان ها زده شدند و الان هم برایشان فرقی ندارد که چه اتفاقی می­‌افتد و فقط به دنبال آرامش و امنیت هستند.

به نظر شما معادلات سوریه به این جریان خاکستری بستگی دارد؟

دولت دمشق توانسته است، کم کم طیف خاکستری را راضی کند و این موضوع در مناسبات بین المللی نیز اثر گذاشته است به طوری که اروپایی­‌ها و اتحادیه‌­ عرب را مجبور به پذیرش دولت فعلی کرده است. آنچه که در این مرحله بسیار جالب است آغاز گفتگوهای اقتصادی حتی قبل تر از گفتگوهای سیاسی است.

در دو نمایشگاه بزرگ اخیری که تحت عنوان بازسازی سوریه در دمشق برگزار شد کشورهای مخالف از جمله ترکیه نیز در آن حضور داشتند و  نشان دهنده این است که منافع اقتصادی می‌­تواند موتور پیشروی منافع سیاسی شود.

در آخر باید گفت:حالا دیگر دیکته­‌ نانوشته­‌ای در سوریه وجود ندارد و تفکرات مختلف اشتباهات خود را بروز دادند تا مردم درست تصمیم بگیرند اما بجای بروز در یک محیط آرام و رقابتی مثل انتخابات در میدان جنگ این اتفاق افتاد.

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi