تهران
کد خبر:26610
پ

برنامه جامع و مفصل قطر برای افزایش تولید گاز

در شرایط فعلی، بازار حداقل برای چند سال پیش رو تامین شده و در سال ۲۰۱۹ نیز شرکت ها تصمیمات سرمایه گذاری نهایی خود را برای بیش از ۷۰ میلیون تن LNG، که بسیار بیشتر از پیشینه سال گذشته است، گرفته اند. با این حال، QP با اطمینان اصرار دارد که تقاضا برای گاز در […]

در شرایط فعلی، بازار حداقل برای چند سال پیش رو تامین شده و در سال ۲۰۱۹ نیز شرکت ها تصمیمات سرمایه گذاری نهایی خود را برای بیش از ۷۰ میلیون تن LNG، که بسیار بیشتر از پیشینه سال گذشته است، گرفته اند. با این حال، QP با اطمینان اصرار دارد که تقاضا برای گاز در بلندمدت افزایش خواهد یافت.
گاز

به گزارش مدار شرقی، به رغم افزایش عرضه به بازار و ابهام هایی که پیرامون آینده گاز در گذار انرژی مطرح است، قطر همچنان در حال توسعه و گسترش ظرفیت ال ان جی خود است و امید دارد که با تکیه بر گستره، هزینه های پایین فرآوری و افزایش مشارکت در تولیدِ میعانات و گاز مایع (LPG) بتواند بر سایر عرضه کنندگان LNG پیشی گیرد. در مسیر توسعه  LNG، قطر با ابهام های بسیاری روبه روست و انتخاب هایش پیامدهایی برای کل صنعت LNG خواهد داشت. به عنوان بزرگ ترین صادر کننده LNG دنیا، قطر در سال ۲۰۰۵ و در تلاش برای تضمین سلامت میادینش اعلام کرد که قصد دارد وقفه ای در توسعه میدان شمالی (North Field)  داشته باشد. پایان این استراحت کوتاه در سال ۲۰۱۷ مصادف شد با یک دگرش در دنیای LNG. هرچند قطر هنوز هم موقعیت پیشتاز خود را حفظ کرده بود اما جریان رو به رشد عرضه گاز از استرالیا، ایالات متحده و دیگر عرضه کنندگان باعث کاهش سهم قطر از بازار و فزونی عرضه بر تقاضا شد. پیشرفت های بازار، قطر را متقاعد کرد که دوباره به میدان برگردد. در سال ۲۰۱۷، قطر از برنامه های تازه برای ساخت چهار قطار LNG رونمایی کرد. نوامبر گذشته مدیر اجرایی شرکت قطر پترولیوم (QP)، سعد الکعبی، اعلام کرد که یک ذخیره گازی قابل ملاحظه از یک توسعه ۶ قطاری پشتیبانی می کند تا در نهایت ظرفیت گاز از ۷۷ میلیون تن در سال به ۱۲۶ میلیون تن برسد.

به نظر می رسد که QP چالش های بلندمدت پیش رو را نادیده گرفته است. در شرایط فعلی، بازار حداقل برای چند سال پیش رو تامین شده و در سال ۲۰۱۹ نیز شرکت ها تصمیمات سرمایه گذاری نهایی خود را برای بیش از ۷۰ میلیون تن LNG، که بسیار بیشتر از پیشینه سال گذشته است، گرفته اند. با این حال، QP با اطمینان اصرار دارد که تقاضا در بلندمدت افزایش خواهد یافت.

قطر فعالیت های توسعه اش را آغاز کرده اما کویید ۱۹ و تاثیر آن بر اقتصاد و تقاضای LNG، طرح توسعه میدان شمالی را تقریبا به مدت یک سال عقب انداخته است. قطر در حال برنامه ریزی برای توسعه فاز یک است که شامل چهار قطار با ظرفیت ۳۲ میلیون تن در سال است و بر منطقه شرقی میدان شمالی تمرکز دارد. شرکت QP تصمیم دارد تا چهار قطار ۷٫۸ میلیون تنی دیگر را تا سال ۲۰۲۵ وارد مدار کند و مجموع ظرفیت را به ۱۱۰میلیون تن در سال برساند. این شرکت همچنین قصد دارد تا قراردادهای مربوط به مهندسی، تدارکات و ساخت را تا انتهای سال ۲۰۲۰ کامل کند. اوایل امسال این شرکت بزرگ ترین سفارشی که تا به حال برای کشتی های تازه LNG ثبت شده و پیشنهادهای تجاری برای مشارکت در ساخت چهار قطار تازه تا ۱۵ سپتامبر را صادر کرد.

اگر قطر این قراردادها را اجرایی و چهار قطار مذکور را تا سه ماه ابتدای سال ۲۰۲۱ وارد مدار کند، حجم گازش به اندازه ای خواهد شد که به راحتی می تواند تا سال ۲۰۲۵ بازار را تحت تاثیر قرار دهد. ساخت فاز دوم بر منطقه جنوبی میدان شمالی تمرکز دارد و می تواند تا دو سال آینده ۱۶ میلیون تن دیگر به ظرفیت موجود اضافه کند.

توسعه ای با این گستره، در بردارنده چالش هایی است. با حجم جدید، QP  باید تا سال ۲۰۲۵ حدود ۳۲ میلیون تن گاز علاوه بر ۲۰ میلیون تنی که قراردادهایش تا همان بازه زمانی منقضی می شود را به بازار عرضه کند. شرکت قطر پترولیوم همچنین ۷۰ درصد از سهم Golden Pass LNG در ایالات متحده را در اختیار دارد – یک توسعه ۱۵٫۶ میلیون تنی که انتظار می رود اولین قطار آن تا سال ۲۰۲۴ وارد خط انتقال شود. قطر در نهایت ممکن است به این نتیجه برسد که مدیریت جریان حجم های تازه در دوره ۲۰۲۵-۲۰۲۷ بسیار چالش برانگیز خواهد بود و توسعه فاز دوم را عقب بیندازد.

شرکت QP اغلب پیرامون قیمت قراردادهای بلندمدت LNG  شرایط سختی می گذارد، به ویژه در شرق آسیا، در حالی که انعطاف پذیری بیشتری نسبت به خریداران جنوب آسیایی دارد. این شرکت از یک رویکرد موردی در بازار LNG بهره می برد که در جستجوی یک هدف قیمتی مشخص برای قراردادهای بلندمدت است. به این ترتیب یا حجم گاز در بازارهای نقدی فروخته می شود و یا زمانی که قیمت مناسب نبود از فروش خودداری می کند.

با این حال، در بازارهایی با مازاد عرضه، کنترل همزمان قیمت و حجم دشوار است و شواهدی وجود دارد که QP نیز به سمت متعادل کردن رویکرد خود پیش می رود. سال گذشته QP به شرکت کره ای Korea Gas Corporation، قرارداد بلندمدتی با شیب ۱۰٫۸ درصدی (شاخص سازی از قیمت گاز نسبت به قیمت نفت) ارائه داد هر چند آن قرارداد حتی نهایی هم نشد. شرکت QP در معامله ده ساله اخیر خود حتی یک شیب کم تر از ۱۰٫۲ درصدی – قرارداد عرضه یک میلیون تنی با Sinopec- را پیشنهاد داد. این نشان می دهد که QP، حداقل در کوتاه مدت، برای قفل کردن قراردادهای بلندمدت تلاش می کند تا امتیازات قیمتی را لحاظ کند. اگر رقابت در بازار تنگاتنگ شود، ممکن است رویکرد شرکت در میان مدت تغییر کند. با این حال، در حال حاضر هزینه های پایین تولید قطر (و این واقعیت که قطارهای موجود شرکت مستهلک شده اند) به شرکت اجازه تحمیل شرایطی را به بازار می دهد که کمتر عرضه کننده ای توانایی آن را دارد.

با چالش های پیش روی بازار LNG، فروشندگان به سختی در تلاشند تا بازارهای تازه ای را به دست آورند. شرکت های متعددی در جستجوی بازارهای تازه LNG و تقویت تقاضا هستند. با این حال، افزایش تقاضا به عنوان مثال در آسیا کار ساده ای نیست. ایجاد تقاضا در بازارهای تازه نیازمند سرمایه گذاری های پرهزینه در ذخیره سازی، ترمینال های بازیابی، خطوط لوله و حتی بخش برق خواهند بود. در بسیاری از کشورها، گاز در حال رقابت با ذغال سنگ است، موانع پیش روی بخشِ میان دستی مانع از فروش مستقیم به کاربران نهایی می شود و قیمت های تنظیم شده گاز نیز از کشف قیمت جلوگیری می کنند.

زمانی که دسترسی به بازار یک نگرانی قابل ملاحظه در اوائل دهه ۲۰۰۰ بود، QP در مشارکت با شرکا، بر ساخت ظرفیتِ واردات LNG در ایتالیا، بریتانیا و ایالات متحده سرمایه گذاری کرد. در ادامه QP تنها به عنوان یک عرضه کننده در بازار حضور یافت و ظرفیت موجود در ترمینال های واردات اروپا را رزرو کرد. در حال حاضر QP این ظرفیت رزرو را گسترش داده است. اروپا آخرین مقصد LNG است و این موقعیت ها دسترسی به آن بازارها را تضمین می کند. در واقع آنها بیش از آنکه موقعیت های رو به جلو برای کشف بازارهای تازه باشند، ساز و کارهایی دفاعی به شمار می روند.

تمایل برای سرمایه گذاری بیشتر در صنایع پایین دستی، با نوسان همراه بوده است. در سال ۲۰۱۴، QP در نیروگاه گازی تولید برق یونان موقعیتی حداقلی به دست آورد. با این حال، چنین اقدامی دوباره از سوی QP تکرار نشد. در سال ۲۰۱۹، QP  اتحادی را با شِل برای توسعه زیرساخت های ذخایر LNG تشکیل داد. در تمام این موارد، QP راهبرد تولید کنندگان بزرگ را دنبال می کند، ایجاد سرمایه گذاری های هدفمند برای توسعه بازارها در مواقع لزوم اما صرفنظر کردن از اعتماد کامل به مصرف کننده نهایی. در پایان شاید بهترین راه برای QP در خلق بازارهای تازه، مقرون به صرفه کردن قیمت ها باشد.

عرضه کنندگان گاز تلاش می کنند تا شدت گازهای گلخانه ای فعالیت های خود را کاهش دهند. در این مورد اطلاعات کافی پیرامون شدت انتشار گازهای گلخانه ای توسط تولید کنندگان مختلف در دسترس نیست. با این حال، دلایلی وجود دارد که نشان می دهد عملکرد قطر نسبت به دیگر تولید کنندگان رضایت بخش بوده است. گاز قطر از یک میدان بزرگ نفتی می آید و بیشتر تجهیزات نبستا تازه و در مقیاس بزرگ هستند. البته شواهدی از جاه طلبی های قطر نیز دیده می شود.

در اکتبر ۲۰۱۹، QP بدون اعلام قبلی گفت که یک مرکز جذب و ذخیره سازی کربن(CCS) را بازگشایی کرده است. نه آژانس بین المللی انرژی و نه موسسه CCS هیچ یک عملیاتی بودن چنین مرکزی را نشان نمی دهند که به این معنی است که راه اندازی یا افتتاح احتمالا همان آغاز ساخت چنین مرکزی باشد. با این حال، اقدام QP از بلندپروازی های این شرکت برای جذب بیش از ۵ میلیون تن دی اکسید کربن در هر سال خبر می داد که تقریبا برابر با مجموع انتشار گزارش شده دی اکسید کربن این شرکت در سال ۲۰۱۸ بود(۴٫۸ میلیون تن).  CO2دیگر شرکت ها نیز شروع به ترویج ایده تحویل LNG با کرین طبیعی کردند. در این زمینه از فعالیت های قطر گزارشی نشده اما اعلامیه CCS از تعهد آشکاری حکایت دارد که می خواهد گاز را تا حد ممکن برای مشتریان جذاب کند. در اینجا نیز ممکن است قطر تلاش هایی برای دفاع از موقعیت خود و کسب اعتبار برای گاز در انتقال انرژی انجام دهد.

هرچند تاسیسات احداث شده توسط قطر یکی از جذاب ترین فرصت های سرمایه گذاری برای شرکت های گاز و نفت به شمار می رود اما جای پا محکم کردن، کار آسانی به نظر نمی رسد. این شرکت از ادعاهای قبلی خود مبنی بر اینکه به تنهایی می تواند هزینه های گسترش و تامین مالی را بر عهده بگیرد، عقب نشینی کرد. سال گذشته، QP از ۶ شرکتی نام برد که قرار است در پروژه قطارهای تازه مشارکت کنند: Chevron, ConocoPhillips, Eni, ExxonMobil, Shell, and Total.  با این حال، QP از موضع قدرت رفتار می کند و احتمالا قراردادها با شرایط سختی را می بندد.

قطر احتمالا چندین عامل را در نظر می گیرد. الکعبی اظهار داشته است که شرکا باید ارزش تجاری و راهبردی منحصر به فردی را برای قطر بیافرینند. مدعیان اصلی چندین سال را صرف ایجاد مشارکت با QP در اکتشاف و تولید دارایی در سرتاسر جهان کرده اند. شرکت های Eni و Total از سال ۲۰۱۷ مشارکت با QP را آغاز کرده اند. شرکت Cheveron نیز پس از آنکه شاخه Chevron Phillips Chemical  توانست با QP بر سر ساخت یکی از بزرگ ترین کارخانه تولید اتان در دنیا به توافق برسد و همچنین یک مجوعه ۸ میلیارد دلاری پتروشیمی را در ایالات متحده احداث کند به سود قابل ملاحظه ای دست یافت.

سایر مشارکت ها نیز برای قطر با ارزش است، به ویژه آنهایی که دسترسی اش به بازار یا ادغام پایین دستی در مراکز اصلی تقاضا را تقویت می کند. شرکت های ملی نفت و شرکت های توزیع انرژی بیش از شرکت های بزرگ غربی در این زمینه مهم هستند. حتی اگر چندین شرکت بزرگ به عنوان مشارکت کنندگان پیشرو انتخاب شوند، باید زمینه های مشارکتِ شرکت های دولتی در آسیا نیز شکل بگیرد. شرکت های دولتی هند، شرکت های ملی نفت چین، شرکت های ژاپنی و KOGAS همگی از جمله مدعیان هستند و می توانند در دستیابی قطر به اهداف راهبردی و تجاری کمک کنند.

ژئوپلتیک نیز مطمئنا در برنامه های قطر نقش دارد. عربستان، امارات، بحرین و مصر روابط خود را با قطر قطع کرده و تحریم های اقتصادی آنها همچنان پابرجاست. گسترش میدان شمالی به قطر این اعتماد را داده که منابع اقتصادی لازم برای مقابله با تحریم ها را دارد. قطارهای LNG تازه نیز به قطر این امکان را می دهند تا اتحادهای بین المللی خود را تقویت کند.

اینکه اولین سرمایه گذاری مهم QP در خارج از کشور – همراه با شریک قدیمی اش، اکسون موبیل – در پروژه میعانات Golden Pass LNG  در تگزاس بوده، اصلا اتفاقی نیست. مشارکت با یک غول آمریکایی منافع تجاری قطر را افزایش می دهد و از سوی دیگر روابط قطر با واشنگتن آن هم در یک زمانه حساس را تقویت می کند. جای تعجب داشت اگر قطر حداقل یکی از شرکای آمریکایی اش را در پروژه توسعه LNG  انتخاب نمی کرد چه اکسون موبیل یا Chercon.

نگرانی های ژئوپلتیکی قطر فراتر از نیاز به تقویت روابط با ایالات متحده است. کشورهای آسیایی سهم روزافزونی از تقاضای گاز و LNG در دهه های پیش رو را تشکیل خواهند داد. در بازار LNG که رقابت در آن رفته رفته شدت می گیرد، قطر علاقمند به استوارسازی روابط با کشورهای وارد کننده در آسیای جنوبی و آسیای شرقی است. از سال ۲۰۱۵، ابوظبی از مهم ترین امتیازات نفتی ساحلی و فراساحلی خود استفاده کرده تا شرکای متنوع تر و شرکت های آسیایی بیشتری را گردهم آورد و اهداف ژئوپلتیکی، تجاری و فنی اش را متوازن کند. قطر می تواند از این شیوه الگو بگیرد.

منبع: مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

کلید مقابل را فعال کنید