کد خبر: 22834

تاریخ انتشار: خرداد ۵, ۱۳۹۸

با اعزام ۱۵۰۰ نیروی آمریکایی اتفاق خاصی برای خاورمیانه نمی‌افتد

نه تنها ترامپ که حتی تندروترین جریانات آمریکا مانند جان‌بولتون هم به دنبال ایجاد یک جنگ گسترده نظامی با ایران نیستند. پس در شرایطی که ایالات متحده آمریکا چند ده هزار نیروی نظامی، ادوات، تسلیحات و پایگاه های مجهزی در خاورمیانه دارد، مسئله اعزام هزار و ۵۰۰ نفر نیروی نظامی نمی تواند اتفاق خاصی برای […]

نه تنها ترامپ که حتی تندروترین جریانات آمریکا مانند جان‌بولتون هم به دنبال ایجاد یک جنگ گسترده نظامی با ایران نیستند. پس در شرایطی که ایالات متحده آمریکا چند ده هزار نیروی نظامی، ادوات، تسلیحات و پایگاه های مجهزی در خاورمیانه دارد، مسئله اعزام هزار و ۵۰۰ نفر نیروی نظامی نمی تواند اتفاق خاصی برای امنیت خاورمیانه و غرب آسیا را رقم بزند.

خاورمیانه

به گزارش مدار شرقی، برخی از رسانه‌ها و کارشناسان اقدام دونالد ترامپ برای اعزام ۱۵۰۰ نفر نیروی نظامی ایالات متحده آمریکا به خاورمیانه را پیگیری برنامه کاخ سفید در خصوص وقوع تنش نظامی با ایران می‌دانند. اما در سایه تحولات منطقه خاورمیانه اساساً حضور این میزان از نیروی نظامی آمریکایی چه تاثیری بر امنیت این منطقه خواهد داشت؟ هدف یا اهداف کاخ سفید از اعزام نیروی نظامی به خاورمیانه چیست؟ دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مسائل، گفت‌وگویی را با امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا صورت داده است که در ادامه می خوانید:

فروش سلاح به اعراب، افزایش امنیت اسرائیل، رونمایی از معامله قرن و بالا بردن هزینه رقبای آمریکا به خصوص ایران و غیره از جمله دلایلی است که کارشناسان امر در خصوص ریشه های تصمیمات اخیر کاخ سفید در خاور میانه برشمرده اند؛ اما به واقع سهم هر کدام از این عوامل و دلایل در تحولات در غرب آسیا چقدر است؟

یقیناً در این شرایط نمی توان درصد مشخص و معینی برای هر کدام از این عوامل بر شمرد. بلکه در یک اولویت بندی می‌توان این گونه گفت که دولت جدید ایالات متحده آمریکا بر این باور است در سایه رفتار و اقدامات دولت های پیشین نفوذ آمریکا در خاورمیانه و مناسبات جهانی کاهش پیدا کرده و به موازاتش به نسبت به هزینه های تحرکات نظامی واشنگتن سود چندان زیادی عائد این کشور نشده است. از آن سو وضعیت کنونی خاورمیانه با ایده‌آل‌های مد نظر دونالد ترامپ فاصله بسیار دارد. لذا کاخ سفید از این نگران است که تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نظم مدنظر واشنگتن را به چالش بکشد و حتی وضعیتی ضد منافع آمریکا را شکل دهد که کشورهای روسیه و چین در درجه اول این نگرانی قرار دارند و در رتبه بعدی کشورهایی مانند ترکیه، ایران و تا حدود قطر در خاورمیانه مطابق با برنامه ریزی کاخ سفید عمل نمی کنند. پس کاخ سفید سعی دارد با اقداماتی مانند اعزام نیروهای نظامی، ادوات و تسلیحات و یا بزرگ نمایی تهدید ایران و به چالش کشیدن تهران در حوزه نظامی، شرایط را به سمت اهداف مد نظر سوق دهد. در این راستا علاوه بر پرونده هسته‌ای و برجام اکنون توان موشکی، نفوذ منطقه‌ای ایران از عراق تا کشورهای حوزه خلیج فارس مانند یمن و مسئله فلسطین که می تواند علاوه بر فلسطین، سوریه، لبنان و حتی مصر و از همه مهمتر امنیت اسرائیل را درگیر کند، جزء تهدیدات کاخ سفید محسوب می شود. بنابراین مجموعه این عوامل نگرانی هایی را در خصوص رفتار ایران برای آمریکا شکل داده است. لذا واشنگتن سعی دارد با این اقدامات؛ ذیل تداوم وپیگیری تنش با تهران تمام آن اهدافی که شما به آن اشاره داشتید را محقق کند.

اما با توجه به فرصت یک سال و نیم ترامپ تا انتخابات سال ۲۰۲۰ و ورود رقیب جدی به نام جو بایدن، معاون اول باراک اوباما او در این فرصت کوتاه می تواند شرایط را برای دستاوردهای مدنظرش فراهم کند تا در انتخابات پیش رو دست برتر را داشته باشد. یعنی در این زمان مسئله رونمایی از معامله قرن و یا حل و فصل پرونده تهران می تواند در کوتاه مدت به یک سرنوشت نسبی برسد؟

یقینا پرونده ایران به سادگی قابل حل نخواهد بود. حداقل تا زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۰ پرونده به سرانجام نخواهد رسید. چون بعد از تاریخچه چهل سال دشمنی آمریکا با ایران و نیز اوج گرفتن تنش‌ها در یک سال اخیر به نظر نمی‌رسد تهران هیچ گونه تمایلی برای مذاکره با آمریکا را داشته باشد. 
اگر ایران همین امروز هم با ایالات متحده آمریکا پای میز مذاکره بنشیند به نظر نمی‌رسد در این فرصت دو طرف بتوانند به نتیجه ملموسی برسند. ما در خصوص پرونده هسته ای شاهد بودیم که مذاکرات برجامی در یک فرایند دو ساله، آن هم با عقبه ۱۰ سال گفت و گوی دیپلماتیک به نتیجه رسید. لذا تنش کنونی تهران – واشنگتن با این حجم و شدت نمی تواند در کوتاه مدت به نتیجه برسد. نکته دوم بر این واقعیت تاکید دارد که دونالد ترامپ برخلاف باراک اوباما روی چندین مسئله و نکته پرونده تهران تاکید دارد. به‌ عبارت دیگر باراک اوباما با برجام تنها بر روی پرونده هسته‌ای ایران تمرکز داشت. اما ترامپ سعی دارد علاوه بر پرونده هسته‌ای، مسئله توان دفاعی، نفوذ منطقه و دیگر مسائل ایران را هم از نگاه خود حل و فصل کند و یقینا مسئله نمی تواند در کوتاه مدت روی دهد. البته در خصوص حضور جو بایدن هم باید گفت که سمت و سوی رقابت ها از هم اکنون نمی تواند کاملا مشخص باشد. باید دید که در انتخابات درون حزبی چه اتفاقاتی برای هر دو حزب روی می دهد. بعد از آن و با مشخص شدن نقشه انتخاباتی هر کدام از این دو حزب، می توان ارزیابی دقیق تری در خصوص انتخابات پیش روی امریکا داشت.  

تصمیم اخیر دونالد ترامپ برای اعزام ۱۵۰۰ نفر نیروی نظامی آمریکایی به خاورمیانه را چگونه ارزیابی می کنید؟ فارغ از تمام بحث های کارشناسی ارزیابی شما از سایه و روشن های تنش نظامی ایران و آمریکا چیست؟ آیا با این اقدام کاخ سفید خاورمیانه به سمت تنش نظامی پیش می‌رود؟

ما از پس ذهن و درونیات دونالد ترامپ، جان بولتون، مایک پمپئو و یا مقامات ایرانی خبر نداریم. اما آنچه از دل شواهد پیداست یقیناً نه تنها ترامپ که حتی تندروترین جریانات آمریکا مانند جان‌بولتون هم به دنبال ایجاد یک جنگ گسترده نظامی با ایران نیستند. پس در شرایطی که ایالات متحده آمریکا چند ده هزار نیروی نظامی، ادوات، تسلیحات و پایگاه های مجهزی در خاورمیانه دارد، مسئله اعزام هزار و ۵۰۰ نفر نیروی نظامی نمی تواند اتفاق خاصی برای امنیت خاورمیانه و غرب آسیا را رقم بزند. بله اگر همان اخبار اولیه در خصوص اعزام ۱۲۰ هزار نیروی نظامی درست بود، آن گاه شرایط به سمت تنش نظامی با ایران در حال پیش روی بود. اما نهایتا اعزام ۱۵۰۰ نفر نیروی نظامی آمریکا که به گفته پنتاگون مهندسین و نیروهای فنی هستند، نمی تواند از اقدام کاخ سفید برای جنگ با ایران حکایت کند. البته این شرایط بدان معنا نیست که منطقه خاورمیانه به دور از هرگونه تنش و یا بحرانی است. به هر حال ایالات متحده آمریکا حساسیت های جدی نسبت به رفتارهای تهران در منطقه دارد و در سایه این میزان از حساسیت و نیز اوج گرفتن تنش دو طرف امکان وقوع برخی اتفاقات وجود دارد. اما مسئله جنگ گسترده نظامی در این شرایط به دور از واقعیت است.

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi
WP to LinkedIn Auto Publish Powered By : XYZScripts.com