کد خبر: 24127

تاریخ انتشار: دسامبر 15, 2019

بازگشت پدرخوانده دلار و کودتا به سوریه

امروزه چنین ذهنیتی در حال غلبه در سطح منطقه است که در پیش گرفتن الگوی مقاومت، نتیجه ای جز تحمیل جنگ و تحریم و در نهایت عقب ماندگی و فلاکت نخواهد داشت. وصول سوریه به چنین مرحله ای پس از سال ها جنگ و تحریم و دست و پا زدن این کشور برای خروج از […]

امروزه چنین ذهنیتی در حال غلبه در سطح منطقه است که در پیش گرفتن الگوی مقاومت، نتیجه ای جز تحمیل جنگ و تحریم و در نهایت عقب ماندگی و فلاکت نخواهد داشت. وصول سوریه به چنین مرحله ای پس از سال ها جنگ و تحریم و دست و پا زدن این کشور برای خروج از وضعیت فعلی، می تواند محرک لایه ای در ساختار سیاسی-امنیتی این کشور باشد که منفعت را حتی در برکناری بشار اسد از طریق یک کودتای نظامی ببیند.

سوریه

مدار شرقی، هادی معصومی زارع

۱- جولان پدرخوانده دلار و کودتا در سرزمین شامات 

هفته گذشته فیلمی از سخنرانی سفیر امارات متحده عربی در سوریه منتشر گردید که در آن از آرزوی خود و کشورش برای «برقراری ثبات و امنیت در سوریه تحت زعامت حکیمانه دکتر بشار اسد» سخن می گوید. همزمان خبرهای دیگری حکایت از اراده امارات متحده عربی برای تحویل یکی از سرمایه داران سوری ساکن این کشور به نام «مهند المصری» به دمشق داشت.

یک سال و نیم پیش از این، نویسنده در بخشی از گزارشی هشتاد صفحه ای خود با نام «چکش موازنه: در برسازی نظام سیاسی جدید در سوریه»  نسبت به دوره پساجنگ در سوریه و دو مقوله نیاز این کشور به بازسازی و سازندگی و نیز تغییر رویکرد برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس (به طور خاص امارات) و تلاش ایشان برای بازگشت رسمی و آشکار به دمشق هشدار داده بود. (۱) چندماه پس از این و در  اواخر دسامبر ۲۰۱۸ اما با بازگشایی سفارت امارات، روابط میان دو طرف به طور رسمی و علنی وارد فاز بهبود گردید.

در هر صورت در بخشی از این نوشتار، ضمن اشاره به دوره پساجنگ و نیاز سوری ها به بازسازی زیرساخت ها و اقتصاد کشور، نسبت به بازگشت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و به طور خاص امارات و سعودی به سوریه هشدار  داده شده بود:

«هواداران این نظریه می بایست به این مساله توجه داشته باشند که سوریه امروزین از یک جنگ ویرانگر داخلی خارج شده است که حجم خسارت های آن معادل ده تا پانزده برابر تولید ناخالص داخلی این کشور ارزیابی می شود. (۲) از این رو دوره جدید را باید دوره سازندگی سوریه عنوان کرد. نظام فعلی سوریه اگرچه با کمک های ایران و روسیه و همپیمانانشان توانست در دوره جنگ دوام بیاورد با این حال معلوم نیست که بدون کمک ایشان دوام و ثبات چنین نظامی و نیز موفقیت آن در خروج از بحران سازندگی در دوره پیش رو تا چه اندازه قابل تحقق باشد. با این حال، ایران و روسیه اگرچه در حوزه های نظامی دو قدرت منطقه ای و جهانی بزرگ به شمار می آیند اما امروزه هر دو درگیر مشکلات اقتصادی گسترده ای در درون مرزهای خود هستند و بسیار بعید به نظر می آید توان به دوش کشیدن تمامی بار بازسازی سوریه را داشته باشند.

این­جاست که سیاست قدیمی هویج و چماق از سوی شکست خوردگان میدان نظامی مجددا به کار گرفته می شود.

در حوزه «هویجیِ» این سیاست، نقش مشوق های سیاسی عربی و پترودلارهای خلیجی (هویج) ارائه شده از سوی دولت های «سابقا خصم» بسیار پررنگ خواهد شد. شاید بتوان راز سفرهای مکرر مقامات اطلاعاتی سوریه به امارات، سعودی، مصر و اردن و دیدارهای ایشان با تعدادی از مقامات اطلاعاتی امریکایی را در همین «نیازِ آینده» عنوان کرد.

به اخبار واصله از دمشق در ماه های منتهی به نگارش این گزارش نگاهی می­اندازیم:

۱-دیدار تعدادی از مقامات اطلاعاتی امریکایی از دمشق با پروازهای اماراتی (دیدار با علی المملوک، دیب زیتون و موفق اسعد)
۲-دیدار علی المملوک و دیب زیتون با علی بن حماد الشامسی (۳) معاون دبیرکل شورای عالی امنیت ملی امارات در دمشق
۳-عزم امارات برای بازگشایی سفارت خود در دمشق
۴-آغاز پروازهای اماراتی از مبداء این کشور به دمشق
۵-سفر هیاتی بازرگانی امارات به سرپرستی عبدالجلیل بن عبدالرحمان (از تجار نزدیک به خاندان آل نهیان) به دمشق
۶-گفتگوی تلفنی «محمود فریحات» رئیس ستاد مشترک اردن با علی المملوک
۷-دیدارهای مکرر عدنان عصام الجندی رئیس سازمان اطلاعات اردن با علی المملوک
۸-افتتاح گذرگاه مرزی «نصیب» میان اردن و سوریه
۹-گفتگوی تلفنی خالد الحمیدان رئیس سازمان اطلاعات عربستان با علی المملوک
۱۰-سفر محرمانه «علی مملوک» به جده و مسقط
۱۱-سفر محرمانه علی مملوک در ژانویه ۲۰۱۸ به ایتالیا و دیدار با همتای ایتالیایی خود «آلبرتو مانینتی»
۱۲-پیشنهاد رسمی ده میلیارد دلاری عربستان برای بازسازی سوریه (مشروط به اخراج ایران از این کشور)
۱۳-حمایت رسمی ریاض از راه حل سیاسی در سوریه (برای نخستین بار) در کنفرانس عادل الجبیر و سرگئی لاوروف در سپتامبر ۲۰۱۸م
۱۴-دیدار و مصافحه گرم ولیدالمعلم وزیر خارجه سوریه و خالد بن احمد آل خلیفه همتای بحرینی خود در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل
۱۵-تلاش روسیه برای ایجاد دیدار میان عبدالفتاح السیسی و بشار اسد
۱۶-بازگشایی گذرگاه مرزی قنیطره میان سوریه و رژیم صهیونیستی و موافقت برای بازگشت نیروهای حافظ صلح سازمان ملل (زوال رویای فتح جبهه جولان)
۱۷-برکناری «الکساندر کینسشاک» سفیر روسیه در دمشق و جایگزینی«الکساندر یفیموف» سفیر روسیه در امارات با وی(۴)
۱۸- و… »

۲- بوی کودتا

با گذشت ۱۸ ماه از نگارش این فقره، نویسنده به صراحت، بازگشت اماراتی ها به سوریه را به مثابه گام های نخستین کودتا علیه ایران و بشار اسد تفسیر می کند. به ویژه آن که، این سفارت تقریبا به مرکز هدایت سیاست های محور غربی-عربی تبدیل خواهد شد.

در این میان دو فاکتور و متغیر اقتصادی در افزایش نگرانی ها در خصوص ماهیت و نقش امارات متحده عربی نقش دارد:

نخست: ناتوانی ایرانی ها و روس ها از تامین مبلغی معادل ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار برای بازسازی سوریه ( در ذیل چنین ناتوانی و عدم اراده غربی ها در این زمینه، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می توانند خود را به عنوان منبع اصلی تامین چنین هزینه ای معرفی کنند.)

دوم: وخامت وضعیت اقتصادی سوریه در ماه ها و هفته های اخیر و سقوط ارزش لیره این کشور، افزایش قیمت کالاهای اساسی ، سخت تر شدن وضعیت معیشتی مردم و فراتر از همه بحران سوخت و انرژی، نگرانی ها را در خصوص احتمال انفجار مجدد مردمی و اعتراضات خیابانی را افزایش داده است. به طور معین در صورت تحقق این اوضاع، اعتراضات جدید بیش از هر چیز طابع و صبغه معیشتی خواهد داشت تا صبغه سیاسی و مذهبی؛ آن گونه که در اعتراضات سال ۲۰۱۱ شاهد آن بودیم. بخش مهمی از خلق وضعیت اقتصادی کنونی سوریه ، معلول تحریم ها و فشارهای اقتصادی امریکا و همپیمانانش است که در نهایت امر، نوعی انفجار اجتماعی را دنبال می کند. انفجاری که ممکن است قبل از هر جا در ساحل علوی نشین رخ دهد و همچون عراق، نظام سیاسی را از درون بیت خود درگیر بحران کند.

درست است که امارات متحده عربی، از بهبود روابط خود با سوریه، تهدید ترکیه از دروازه دو بازیگر دولت دمشق و کردها در شرق فرات را دنبال می کند، با این حال به گمان نگارنده، هرگونه سرمایه گذاری کلان اقتصادی و کمک این کشور (در حقیقت محور غربی-عربی)  به سوریه برای بازگشت به عرصه سیاست بین الملل (به مثابه یک بازیگر عادی) در گروی اخذ ضمانت هایی مبنی بر اخراج ایران از سوریه یا لااقل تحدید نقش این کشور و همپیمانانش در سوریه و فراتر از این، اخذ تضمین هایی از درون نظام سیاسی سوریه جهت آغاز یک بازی تدریجی برای حذف بشار اسد و لایه نزدیک به ایران در دستگاه سیاسی سوریه  خواهد بود.

قدرت های غربی و عربی تصمیم خود را گرفته اند: سوریه بدون ایران و حتی بدون بشار. البته بدیهی است که حذف ایران در گام نخست و حذف بشار در گام دوم دنبال شود.

تیرماه سال ۱۳۹۷ نویسنده در بازگشت از سفری از سوریه و در جلسه ای غیررسانه ای ردر میان جمعی از نخبگان حوزه سیاست خارجی، اقدام به ارائه بسته ای تحت عنوان «نظام مسائل سوریه» نموده که در آن قریب  به ۳۰  چالش اساسی فراروی ج.اا و محور مقاومت را مورد بحث و بررسی قرار داد. یکی از اساسی ترین چالش های مطروحه (۵) در آن نشست، تلاش طرف های مقابل برای برساختن سازه ای ادراکی مبنی بر وجود تخاصم و تضاد میان دوگانه مقاومت-پیشرفت بود؛ به گونه ای که میان این دو جمع شدنی نیست. بدین معنا که اتخاذ راهبرد عدم سازش و مقاومت در برابر ساختار موجود بین المللی به معنای محرومیت از مزایا و منافع پیشرفت و توسعه و تبدیل شدن بازیگر تجدیدنظرطلب به اردوگاه فقر، فلاکت، عقب ماندگی و محرومیت خواهد بود.

امروزه چنین ذهنیتی در حال غلبه در سطح منطقه است که در پیش گرفتن الگوی مقاومت، نتیجه ای جز تحمیل جنگ و تحریم و در نهایت عقب ماندگی و فلاکت نخواهد داشت. وصول سوریه به چنین مرحله ای پس از سال ها جنگ و تحریم و دست و پا زدن این کشور برای خروج از وضعیت فعلی، می تواند محرک لایه ای در ساختار سیاسی-امنیتی این کشور باشد که منفعت را حتی در برکناری بشار اسد از طریق یک کودتای نظامی ببیند.

به طور معین این لایه، متشکل از جریان قدرتمندی از افسران ارشد نظامی و امنیتی علوی و سیاستمداران برجسته سنی است که  طی دهه ها بیشترین تلاش را برای کمرنگ کردن و یا حتی قطع روابط سوریه با ایران و حزب الله داشته اند. دال مرکزی گفتمان این جریان، #عروبیت  و ضرورت بهبود روابط با سعودی و  #سازش با امریکاست و در بهترین شکل، نگاهی ابزاری به ایران و حزب الله برای بیشینه سازی منافع ملی خود و افزایش قدرت چانه زنی در مذاکراتشان با طرف های عربی-غربی دارند. اگرچه این جریان خلال شش سال گذشته به ضعیف ترین مراتب خود تنزل نموده است، با این حال کماکان در بسیاری از موسسات و نهادهای سیاسی و امنیتی حضور جدی دارند.

در شرایط وجود یک حامی بیرونی همچون امارات ( با تجربه چند کودتا در مصر، لیبی، سودان و میدان داری در بحران عراق و…) ، نیاز به منابع مالی جهت بازسازی و در نهایت فشار اجتماعی (از طریق شورش های خیابانی در ساحل علوی نشین و پایتخت) راه برای کودتای لایه عرب گرا و ضدایرانی سوری(۶) علیه لایه نزدیک به ایران (  به زعامت دفتر ریاست جمهوری سوریه) و تغییر راس نظام سوریه (با کم ترین تغییر در رویکرد نهادهای امنیتی: نمونه مصر سیسی) را هموار خواهد ساخت. به موازات این نباید نقش حملات هوایی اسرائیل و احتمال رویارویی گسترده تر در ماه های پیش رو را منتفی دانست. مساله ای که لایه نزدیک به ایران در ساختار سیاسی سوریه را تحت فشار بیشتری قرار داده و دست لایه مقابل را در اتخاذ سیاست فشار بر ایران و انتقاد علنی از ایران بازتر خواهد کرد.

۳- چه می توان کرد؟!

به باور نویسنده و به اختصار، تهدید از هر زمانی نزدیک تر است. تقابل با برنامه های امارات در سوریه بیش از هر چیز مستلزم در پیش گرفتن سه رویکرد اقتصادی، سیاسی و امنیتی است:

در حوزه اقتصادی می بایست با تشویق موثر چین به ورود در فرایند بازسازی سوریه و نیز ورود فعالانه تر شرکت های ایرانی و روسی به این عرصه، سوریه را از پترودلارهای خلیجی بی نیاز نموده یا لااقل در این خصوص نوعی موازنه ایجاد کرد.

در حوزه امنیتی می بایست به جد مراقبت فعالیت های امارات و سرشاخه های آن در سوریه بود. ارتباطات سفارت این کشور با شیوخ، نخبگان و احیانا نهادهای اطلاعاتی و امنیتی سوریه می بایست به جد مانیتور شود. غفلت از این مساله می تواند نقش آفرینی امارات در راستای کودتای احتمالی در سوریه را تسهیل نماید.

در حوزه سیاسی نیز همان طور که چند ماه پیش نوشتم، ج.اا در پرونده سوریه به نوعی به بازسازی روابط با ترکیه نیازمند است. شرایط امروز هر دو کشور نسبت به سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ تغییرات اساسی کرده است. تهدیدات مشترکی آینده سیاسی هر دو کشور را تهدید می کند. اردوغان و حزب حاکم ترکیه در ضعیف ترین شرایط نسبت به سال های ۲۰۰۲ بدین سو به سر می برد و به جد نیازمند یک همپیمان سیاسی منطقه ای هستند. در چنین وضعیتی و در شرایط حرکت نظام سوریه به سوی ایجاد نوعی موازنه میان ج.اا و دولت های عربی خلیجی، اصرار بر حمله به ادلب می تواند خطایی راهبردی باشد. از حیث های مختلفی که پیش از این نگاشته ام!

… برای تاریخ نوشته شد. به تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۹۸.  احتمال وقوع تحولاتی مشابه لبنان و عراق در سوریه ( و احتمالا یمن) بسیار افزایش یافته است. نکند دوباره غافلگیر شویم/شوند.

پی‌نوشت‌ها

  1. این گزارش انتشار عمومی نیافته و صرفا چند نسخه برای برخی تصمیم گیران نظام و همپیمانان منطقه ای ایران چاپ و ارسال گردید.

۲٫ بشار اسد در دیدار با تعدادی از اعضای پارلمان روسیه تاکید کرد که بازسازی زیرساخت های کشورش به ۴۰۰ میلیارد دلار و حدود ۱۰ تا ۱۵ سال زمان نیازمند است. ( اسکای نیوز / http://yon.ir/xzWA5 ) برآوردهای دیگری اما حکایت از نیاز به ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار (http://yon.ir/qWNVG )  تا حتی یک تریلیون دلار برای بازسازی این کشور دارد. (http://yon.ir/z6f0P ).

۳٫  الشامسی را عقل متفکر و مهندس برخورد و سرکوب اخوان در امارات عنوان می کنند که خصومت جدی با جریان های اسلام گرای اخوانی در سطح منطقه ای اعم از داخل امارات، مصر، لیبی، یمن و… دارد.

۴٫  یفیموف پیش از این از سال ۲۰۱۳ تاکنون و به مدت ۵ سال سفیر روسی در امارات بوده و گفته می شود روابط گرمی با آل زاید دارد.

۵٫  با عنوانِ:  دوگانه «مقاومت-عقب ماندگی» و «سازش-توسعه» : چالش سیاسی- اقتصادی پیش رو برای محور مقاومت : تبعات و پیامدهای اجتماعی و سیاسی

۶٫   نویسنده به تفصیل در خصوص ساختار سیاسی سوریه و لایه های رقیب فعال در آن نوشته است اما شرایط کنونی اجازه انتشار آن را نمی دهد.

منبع: اندیشکده مرصاد

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi