کد خبر: 21103

تاریخ انتشار: بهمن ۲, ۱۳۹۷

اقتصاد هنر و بحران مصرف کالای هنری در جامعه

به نظر می آید ترکیبی از مشکلات اقتصادی و فرهنگی باعث می شود که اقتصاد خلاق یا همان اقتصاد هنر با اینکه در ایران دارای پیشینه تاریخی است امروز چندان سهمی از اقتصاد ایران ندارد. به گزارش مدار شرقی، مشکل در معیشت هنرمندان یکی از دغدغه های مهم متولیان فرهنگ است. اشتغال صرف به یک […]

به نظر می آید ترکیبی از مشکلات اقتصادی و فرهنگی باعث می شود که اقتصاد خلاق یا همان اقتصاد هنر با اینکه در ایران دارای پیشینه تاریخی است امروز چندان سهمی از اقتصاد ایران ندارد.

اقتصاد هنر

به گزارش مدار شرقی، مشکل در معیشت هنرمندان یکی از دغدغه های مهم متولیان فرهنگ است. اشتغال صرف به یک هنر نمی تواند به خودی خود درآمد‌زا باشد. البته همیشه استثناهایی وجود دارند مثلا بازیگران معروف و یا سلبریتی‌ها که حساب آنها با توجه به کمیت این قشر هنری، جداگانه است. اما در کل قشر هنرمند در کشور از نقاشان و مجسمه سازان تا هنرمندان عرصه موسیقی و تئاتر و حتی هنرهای کاربردی مانند صنایع دستی و غیره را تشکیل می دهند.جمعیتی که امرار معاش برای آنها یک اولویت مهم به حساب می آید.


به گزارش جماران، به اعتقاد برخی کارشناسان چیزی که باعث می شود تا چرخ های اقتصاد هنر به گردش دربیاید، ورود آحاد جامعه و یا به عبارتی “مردم” به بازار اقتصاد هنر است. کارشناسان معتقد هستند که خرید آثار هنری توسط مردم و ایجاد فرهنگ خرید اثر هنری می تواند باعث شکوفایی این اقتصاد شود. با توجه به اینکه اقتصاد هنر یک اقتصاد درونگراست و نیاز کمتری با تولید سایر محصولات غیر هنری دارد، می تواند در امر شکوفایی اقتصاد کلان کمک شایانی را داشته باشد. حتی ورود نهادهای دولتی و خصوصی در انواع حراج های بین المللی و سرمایه گذاری در اقتصاد هنر، می تواند سود دهی قابل توجهی را همراه خود داشته باشد. 


مصرف کنندگان اثار هنری عامه مردم هستند، هر چند که در شرایط فعلی در کشور ما بیشتر افرادی که توانایی مالی زیادی دارند وارد عرصه خرید آثار هنری می شوند اما معمولا عامه مردم مصرف کنندگان آثار هنری هستند. به صورت سنتی هنر در ایران در نزد عامه به صورت مهارتی که قابل تحسین هست فرض شده است.مردم عادی شاید بعضا به تماشای اثار هنری در گالری ها و اماکن دیگر بروند اما کمتر حاضر به خرید یک اثر هنری هستند. در این جا البته مشکلات معیشتی و تامین نیازهای اولیه در صدر اولویت مردم برای هزینه های زندگی است و همین باعث شده یک اثر هنری تبدیل به یک کالای فوق لوکس شود. در شرایط فعلی خانواده ها کمتر توان مالی این را دارند که هزینه های خرید یک اثر هنری را بپردازند اما از طرف دیگر طبقه متوسط از نظر اقتصادی همیشه توانایی خرید یک اثر هنری را دارند. اما مسئله اصلی که باعث می شود مردم از خرید یک اثر هنری اجتناب کنند ضعف در باور عمومی در پذیرش یک اثر هنری به عنوان یک کالای فرهنگی و موثر است.


مردم احساس می کنند فهم کاملی از اثر هنری ندارند


ژاله ژاله نقاش و مدیر یکی از گالری‌های تهران درباره علت عدم گرایش مردم به خرید یک اثر هنری می گوید: یکی از دلایلی که مردم از خرید یک اثر هنری اجتناب می کنند این هست که نمی توانند درباره آن اثر هنری حرف بزنند یا احساس می کنند اطلاعاتی درباره آن ندارند. مردم احساس می کنند ارتباطی که با اثر هنری برقرار کردند ناقص است در حالی که این ارتباط یک ارتباط روحی و روانی فردی با یک اثر هنری است.


این نقاش در ادامه گفت: فردی که یک اثر هنری را می خرد، ارتباطی روحی و روانی خاص خود را با اثر برقرار می کند و همین موضوع کافی است که درباره این ارتباط و تاثیر آن بر فرد، ساعت ها صحبت کند و یا به یک اثر هنری نگاه کند و مدت زیادی در رویا و غصه های خود غرق شود. لزومی ندارد که ارتباط در فرد دیگری ایجاد شود چرا که این ارتباط شما با یک اثر هنری است. این جذاب ترین چیزی است که می تواند باعث خرید یک اثر هنری شود.


با تجاری سازی سطح کیفی هنر نازل می شود


یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته نقاشی دانشگاه هنر درباره تجاری سازی اثار هنری می گوید: یکی از نکاتی مهم درباره اقتصاد هنر نزول برخی از هنرمندان برای خلق یک اثر هنری است.هنرمندانی که برای امرار معاش به هنر خود تکیه می کنند ناچار هستند سطح استانداردهای هنری خود را با سطح سلیقه عمومی تنظیم کنند. این امر برخی اوقات باعث می شود از تکنیک های محدود و مناظری خاص برای جلب نظر عمومی بهره ببرند اما از طرف دیگر باعث می شود تکنیک های دیگری که شاید مطابق با سلیقه عمومی نباشد آرام آرام منسوخ شوند و همین امر هم در کاهش سلیقه عمومی در پذیرش و خرید اثار هنری تاثیر گذار است. 


او ادامه داد: این مسئله باعث می شود هنرمند در کنار آثاری که ارزش هنری دارند آثاری تولید کند که صرفا جهت بازاری ساختن یک هنر انجام می شود. در نتیجه برخی اوقات اثاری از او می بینیم که از سطح کیفی هنرمند فاصله زیادی دارد اما به هر صورت هنرمند نیز ناچار است چرا که زندگی و امرار معاش نیز یکی از مهم ترین اولویت‌های هر انسانی است.

اثر هنری دارای ارزش فرهنگی و تاریخی است


محمد سلطانی کارشناس نقاشی و گالری دار درباره اهمیت و ارزش اثار هنری خریداری شده از طرف مردم می گوید: در تمام دوران های تاریخی چیزی که برای آیندگان به جای مانده، آثار هنری و فرهنگی دوران پیشین است. وظیفه هر فردی در جامعه این است که از میراث فرهنگی خودش حفاظت کند. فردی که یک اثر هنری را خریداری می کند در واقع یک اثری فرهنگی از زمانه خود را خریده است، اثری که تنها یک دانه از آن وجود دارد یک کار ارجینال و یونیک می باشد که حتی اگر قرار باشد خالق اثر مجددا آن را نقاشی کند، امکان دارد نتواند همان اثر را با همان ویژگی خلق کند. بنابراین کاری منحصربه فرد را خریداری کرده است.


این کارشناس نقاشی در ادامه افزود: در چنین شرایطی شما یک اثر با امضاء و هویتی مشخص را خریداری کردید و در دیوار خانه خود از آن نگهداری می کنید. حتی اگر بحث فرهنگی خرید آثار هنری را نیز در نظر نگیریم از نظر اقتصادی برای خریدار این خرید می تواند تبدیل به سود شود. چرا که هر سال به قیمت این اثر اضافه می شود و ارزش بالاتر پیدا می کند.


مشکل خرید آثار هنری اقتصادی است


علی نورپور کارشناس نقاشی و تصویر گر درباره خرید آثار هنری می گوید: ما در یک کشور در حال توسعه و جهان سوم زندگی می کنیم و معمولا مردم چنین جوامعی بیشتر به نیازهای اصلی فکر می کنند. در چنین شرایطی نیازهای اولیه مردم شامل مواد غذایی، مسکن و … است و اینجا سبد کالای فرهنگی معمولا در اولویت های اصلی قرار ندارند.


این کارشناس نقاشی ادامه داد: در چنین شرایطی خریداران آثار هنری معمولا سرمایه گذارها و یا گالری دارها هستند که در برخی مواقع رابطه ای با اثار هنری ندارند. مثلا یک خانواده از طبقه بالای جامعه از نظر اقتصادی مشتری اثار هنری هستند. سرمایه گذارها و گالری دارها در زمان خرید یک اثر هنری به فکر سود هستند که البته این مسئله به خودی خود مشکلی ندارد و این هم یک نگاه به اثر هنری است.


نورپور در ادامه اظهار داشت: این مسائل به معنی این نیست که طبقه متوسط یا دهک های پایین جامعه علاقه به اثار هنری ندارند. طبقه متوسط اگر علاقه نداشت پوستر یا عکس یک نقاشی را در خانه خود نصب نمی کرد. این نشان دهنده این است که هر فرد و انسانی به هنر نیاز دارد. انسان‌ها نمی توانند هنر را از زندگی خود حذف کنند و نیاز دارند که حظ بصری ببرند.


او افزود: مشکل خرید اثار هنری فرهنگی نیست، بلکه اقتصادی است. مثلا در ایام عید مردم دوست دارند دکور خانه خود را عوض کنند و یا زیبایی به خانه خود بدهند در نتیجه سعی می کنند با توان مالی خود یک کاری که ارزش هنری دارد خریداری کند حتی اگر پوستر،عکس، یا مولاژ یک اثر باشد. این نشان می هد که هر انسانی به هنر نیازی ذاتی دارد. 


افرادی زیادی هستند که به کنسرت رفتن علاقه دارند اما قیمت بلیط کنسرت ها بالاست و همین باعث می شود اقشار مختلف مردم نتوانند وارد سالن های کنسرت شوند ولی صبر می کنند آلبوم خواننده و نوازده منتشر شود و این البوم را خریداری می کنند و از آن لذت می برد. 
در جهان امروز که به زعم قاطبه کارشناسان علم اقتصاد، بازار هنر آن یکی از داغ‌ترین بازارها و منابع اقتصادی کشورها برای ارزآوری به شمار می‌رود؛ سوال اصلی اینجاست که چرا با وجود پیش رو بودن چنین گستره اقتصادی در بُعد جهانی و فرهنگ مبادله کالاهای فرهنگی، سهم تئاتر ایران با چنین پیشینه عمیق، ژرف و کهن آیینی در بازار بین‌المللی بسیار ناچیز است.


به نظر می آید ترکیبی از مشکلات اقتصادی و فرهنگی باعث می شود که اقتصاد خلاق یا همان اقتصاد هنر با اینکه در ایران دارای پیشینه تاریخی است امروز چندان سهمی از اقتصاد ایران ندارد. ایجاد بسترهای لازم از سوی دستگاه های فرهنگی سبب ایجاد استفاده از ظریفت های لازم جهت بالابردن سهم اقتصاد هنر در اقتصاد کلان را می دهد. 


بر اساس آمارهای موجود اقتصاد خلاق، شاخه‌ای از اقتصاد جهانی است که مبتنی بر خلاقیت‌ها و ابتکارات هنری و فرهنگی جریان دارد و به طور متوسط حدود ۵% از تولید ناخالص داخلی کشورهای صنعتی و پیشرفته را شکل می‌دهد. حجم و ارزش اقتصاد خلاق (اقتصاد فرهنگ و هنر) در جهان بالغ بر ۸٫۲۰۰ میلیارد دلار است، که سهم ایران در این بخش از اقتصاد بسیار ناچیز است. در کشورهایی همچون ایالات متحده آمریکا، آلمان و انگلیس، اقتصاد فرهنگ و هنر بخش عمده‌ای از اقتصاد و تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد.


در صورت رونق اقتصاد هنر، نه تنها مشکلات معیشتی هنرمندان حل می شود بلکه با ورود هنر به حیات اجتماعی و فرهنگی، سایر بخش‌ها مثل صنعت، آموزش و شهرسازی نیز توسعه خواهند یافت. چرا که امروزه جهان پذیرفته است که فرهنگ، بستر توسعه است و مقصد توسعه، تأمین رفاه مادی و معنوی جوامع است، لذا نقش و جایگاه فرهنگ به عنوان بستر و زمینه ساز توسعه اهمیت یافته است. در ایران اسلامی نیز اگر بخواهیم، اهداف برنامه‌های پنجساله توسعه محقق شود، باید به فرهنگ و هنر توجه جدی‌تری داشته و سهم فرهنگ و هنر را در اقتصاد ملی احصاء کرده و ارتقاء دهیم.

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi