تهران
کد خبر:3230
پ

۶ سال بعد از انقلاب بحرین

مردم بحرین از سال ۱۹۵۶ با واژه انتفاضه و انقلاب آشنا شدند. انقلاب بحرین همزمان با انقلاب های عربی در سال ۲۰۱۱ جانی دوباره گرفت و از آنجا که نظام آل خلیفه همواره در برابر انقلابیون واکنشی امنیتی داشته، بحرینی‌ها مصمم تر از قبل شده اند و همچنان ایستاده و راهکار مقاومت را در پیش […]

مردم بحرین از سال ۱۹۵۶ با واژه انتفاضه و انقلاب آشنا شدند. انقلاب بحرین همزمان با انقلاب های عربی در سال ۲۰۱۱ جانی دوباره گرفت و از آنجا که نظام آل خلیفه همواره در برابر انقلابیون واکنشی امنیتی داشته، بحرینی‌ها مصمم تر از قبل شده اند و همچنان ایستاده و راهکار مقاومت را در پیش گرفته‌اند.

به گزارش مدار شرقی به نقل ازمراه البحرین، بحرین کوچکترین کشور عربی به لحاظ مساحت و بافت است که در انحصار خاندان آل خلیفه قرار گرفته است. بحرینی که قبل از کشف چاه‌های نفت، منبع اصلی درآمدش بر صید مروارید استوار بود حتی استخراج نفت هم نتوانست کمکی به حال مردم این کشور کند و به رغم جمعیت اندک ، مردم این کشور از فقر و طایفه گری رنج می برند. ساکنان بحرین از سوی خاندان آل خلیفه، بادیه نشینان بنی عتوب عربستان مورد سرکوب قرار می‌گیرند، کسانی که ریشه‌ای در این کشور ندارند و خود را به بحرینی‌ها تحمیل کرده‌اند.
بحرینی‌ها از سال ۱۹۵۶ شاهد انتفاضه‌هایی متعدد بوده‌ و از همان ابتدا خواستار مشارکت گسترده و ایجاد پارلمانی با قدرت قانونگذاری و نظارت بودند اما این خواسته‌ها در سال ۱۹۹۹ با مرگ «عیسی بن سلمان آل خلیفه» امیر سابق بحرین و روی کار آمدن پسرش «حمد بن عیسی» محقق شد. او امید زیادی را در زمینه تغییر دموکراتیک در کشورش زنده کرد و جرقه این امید را با منشور ملی اصلاحات به جریان انداخت، زندانیان سیاسی را آزاد کرد و به مخالفان خارج نشین اجازه داد به کشور بازگردند و آزادی بیان و مطبوعات را اجرایی کرد. در فوریه ۲۰۰۱ نیز تصمیم به برگزاری همه‌پرسی در خصوص منشور ملی اصلاحات گرفت و این منشور را با رای بالا به تایید مردم بحرین رساند.
در واقع مردم با رای به منشور، اختیارات اصلاحات و تاسیس نظام مشروطه سلطنتی را به پادشاه تفویض کردند غافل از اینکه او هیچ یک از وعده‌هایش به مخالفان را در زمینه حقوق سیاسی و آزادی‌های مدنی عملی نخواهد کرد چون یک سال بعد سرکوبگری‌ها را از سر گرفت. ۱۴ فوریه ۲۰۰۲ رژیم آل خلیفه قانون اساسی مورد نظر خود را تصویب و بحرین از امارت به کشور و امیر به پادشاه تبدیل شد و نظام قانونگذاری آن مجلس شورا و مجلس نمایندگان شد اما اختیارات گسترده‌ای به مجلس شورا داده شد، در حالی که مجلس شورا قرار بود اول تنها نقش مشورت دهی را داشته باشد.
این مجلس به گونه‌ای عمل کرد که بالاتر از مجلس نمایندگان منتخب قرار گرفت و مجلس نمایندگان بحرین تحت تسلط این مجلس اختیاراتش تعیین شد و توزیع کرسی‌های مجلس نمایندگان کاملا مهندسی ‌شد.
در ادامه این گزارش به نقل از منامه پست، آمده است: مردم بحرین ششمین سالگرد انقلاب ۱۴ فوریه را در حالی برگزار می‌کنند که وحشت آل خلیفه از اعتراض‌ها خواب راحت را از چشمان آنها ربوده و آنها را هر روز به رو آوردن به شیوه جدید سرکوب وا داشته است.
مردم بحرین در جریان انقلاب‌های بهار عربی در کشورهایی مثل تونس و مصر که منجر به سقوط دیکتاتورهای این کشورها شد جانی دوباره گرفتند و انقلاب ۱۴ فوریه را رقم زدند؛ انقلابی برگرفته از تمدن ،مسالمت‌آمیز و با حضور طیف‌های مختلف جامعه که با مداخله عربستان موجب شد برخی فتواها با هدف طایفه‌ای خواندن این اعتراضات صادر شود و زمینه را برای ورود نیروهای سپر جزیره یا همان نیروی سرکوب را به جان معترضان بیاندازد و از آن پس این سرکوب‌ها تنها محدود به شیعیان شد.
سلب تابعیت از شیعیان و در راس آنها «شیخ عیسی قاسم» رهبر برجسته شیعیان، سپس محاکمه او به اتهام کسب مال از راه غیرقانونی، یا حکم حبس «شیخ علی سلمان» دبیرکل بزرگترین گروه شیعه این کشور یعنی جمعیت الوفاق به اتهام تلاش برای تغییر نظام، یا منحل کردن این جمعیت، محاکمه«نبیل رجب» رئیس مرکز حقوق بشر بحرین یا کشتن جوانان به بهانه‌های واهی و دفن کردن آنها بدون اینکه خانواده‌هایشان مطلع شوند، نمونه‌هایی است که در برابر دیدگان جهانیان رخ می‌دهد بی آنکه واکنشی به آن نشان دهند.
با این همه آیا می توان رژیم بحرین را یک نظام دانست؛ با همه توصیفاتی که شد می توان به جرات گفت این نظام نیست بلکه یک گروه جنایتکاری است که می‌کشد، محاکمه می‌کند، تمامی شواهد را از بین می‌برد بدون اینکه منشورهای انسانی و حقوق بشر را رعایت کند و پاسخگو باشد. حتی مدتهاست همکاری با شورای حقوق بشر سازمان ملل را تعلیق کرده است. شورایی که ۱۷۶ توصیه را در زمینه نقض خطرناک حقوق بشر به آل خلیفه گوشزد کرده اما تمام این توصیه و تعهدات همیشه در حد یک حرف و قول تنها از سوی آل خلیفه باقی مانده است.
نظام آل خلیفه با اتهاماتی نظیر اینکه شیعیان بحرین به ایران وابسته هستند یا سعی در گسترش تشیع دارند یا انقلاب نخواندن این خیزش تنها می‌خواهد از این اتهامات به عنوان یک برگ برنده استفاده کند و اوضاع را به هر سو که می‌خواهد ببرد. با این همه مردم بحرین، بیش از گذشته انقلابی تر شده اند، با وجود اعمال خشونت ها و افزایش سرکوب ها ، اعدام ها، خراب کردن مساجد شیعیان و ممانعت از برگزاری مراسم مذهبی و بسیاری موارد دیگر، ملت بحرین استوارتر از قبل دربرابر ظلم وستم آل خلیفه ایستادگی می کنند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید