کارت های بازی آمریکا در سوریه
یک کارشناس مسائل منطقه ای معتقد است، با در نظر گرفتن شرایط منطقه و بویژه سوریه میتوان گفت که روند تحولات در منطقه تا حد زیادی از حوزه مدیریتی آمریکا خارج شده است. به گزارش مدار شرقی، «محمد رضا رئوف شیبانی» سفیر سابق ایران در سوریه و کارشناس مسائل منطقه ای در گفتگویی در خصوص […]

یک کارشناس مسائل منطقه ای معتقد است، با در نظر گرفتن شرایط منطقه و بویژه سوریه میتوان گفت که روند تحولات در منطقه تا حد زیادی از حوزه مدیریتی آمریکا خارج شده است.
به گزارش مدار شرقی، «محمد رضا رئوف شیبانی» سفیر سابق ایران در سوریه و کارشناس مسائل منطقه ای در گفتگویی در خصوص روند تحولات در منطقه تاکید کرد که با توجه به شرایط فعلی، روند تحولات در منطقه تا حد زیادی از حوزه مدیریتی آمریکا خارج شده است و به همین علت، اقدامات واشنگتن را باید تنها در راستای کاهش هزینه های ژئوپلیتیکی و پرستیژی دانست.
«شیبانی» در این گفتگویی در خصوص احتمال حمله مناطق جنوبی به سوریه با هدف سقوط حاکمیت این کشور گفت: با توجه به اینکه اردن و رژیم صهیونیستی، دو بازیگری که در این رابطه میتوانند ایفای نقش کنند، تمایل چندانی به مشتعل کردن جبهه جنوب سوریه را ندارند، این احتمال در شرایط فعلی خیلی ضعیف است.
در ادامه گفتگوی «محمدرضا رئوف شیبانی»، سفیر پیشین ایران در سوریه در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی را میخوانید:
مناسبات و اختلافات ترکیه و آمریکا در مساله سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟
در این خصوص مهمترین نکتهای که باید به آن اشاره کرد این است که آمریکا تجربه خوبی از همکاری با ترکیه در بحران سوریه ندارد؛ آمریکا بخشی از مشکلات ایجاد شده در سیاست خود در قبال سوریه را به دلیل عملکرد غیر مسئولانه ترکیه در بخشهای مختلف مانند انتشار بی رویه و خارج از مدیریت تروریسم در سراسر خاک سوریه میداند. همچنین بکارگیری آنکارا از کارت آوارگان سوری و تبدیل آن به بده بستانهای سیاسی-اقتصادی و تلاش برای اخذ امتیازات پیش بینی شده از سوی غرب و آمریکا نیز مورد انتقاد واشنگتن است.
بنابراین این کشور در دوره اخیر به ویژه در تحولات شمال سوریه، نقش دهی مطلق به ترکیه را از دستور کار خود خارج کرده است. هرچند که از ظرفیتهایی که ترکیه دارد در مدیریت نظامی بحران استفاده میکند، اما با توجه به تجربه گذشته، دیگر نقش اول و اساسی را با آنکارا به شراکت نخواهد گذاشت. چون آمریکا احساس میکند که در حال حاضر هزینههای ایفای نقش ترکیه در پرونده سوریه برایشان بیش از فواید آن شده است.
با توجه به مواضع آمریکا در قبال کردها، روابط واشنگتن و آنکارا چطور تحلیل می شود؟
آمریکا در جهت ایجاد زمینههای مناسبتر برای دستیابی حداقلی به اهداف منطقهای خود و احتمالا تحقق طرحهای جدید در منطقه، نیازمند دوستان جدید در خاورمیانه است. بنابراین واشنگتن تلاش می کند از برگه کردی در شرایط فعلی در رویکرد جدیدش استفاده کند و به این برگه یک نقش برجستهای نیز بدهد. این رویکرد آمریکا به ویژه مسلح کردن کردها به سلاح سنگین در روزهای اخیر، حساسیتهایی را برای ترکیه ایجاد کرده است و مقامات این کشور را وادار کرده که واکنشهایی از خود نشان دهند. باید به این نکته نیز اشاره کرد که واشنگتن میداند ترکیه گزینهای جز قبول این رویکرد آمریکا در مرحله فعلی بحران به ویژه آزادسازی رقه ندارد؛ به همین علت آمریکا در این مسیر حرکت میکند و چندان به اولتیماتومها و مواضع ترکیه توجهی ندارد.
حمله نیروهای آمریکایی به سوریه از سمت جنوب تا چه حد ممکن است اتفاق بیفتد؟
من دو احتمال برای شرایط جنوب سوریه متصور هستم؛ نخست این که آمریکا به کمک عربستان و دیگر همپیمانان منطقهای خود، بتواند گروههای مسلح معارض را برای شکل دهی به یک حمله از منطقه جنوب بسیج کند. به خصوص اینکه نیروهای مسلح بعد از شکستهای متعددی که در جبهه شمال اتفاق افتاد عملا حمله از جنوب را در دستور کار خود قرار دادهاند.
از سوی دیگر احتمال بسیج گروههای مسلح که در منطقه جنوب حضور دارند برای مقابله با پس لرزههای احتمالی ناشی از عملیات علیه داعش در آینده نزدیک را شاهد هستیم. در خصوص آمادگی در جنوب، گزینه دوم بیشتر مدنظر است و اقداماتی که انجام میدهند بیشتر حاکی از آماده شدن برای مقابله با پس لرزههای حمله علیه داعش است. در این بین احتمال حمله از جنوب با هدف سقوط دولت سوریه از طریق نظامی در شرایط فعلی خیلی ضعیف است؛ چراکه دو بازیگری که در این رابطه میتوانند ایفای نقش کنند شامل اردن و رژیم صهیونیستی تمایل چندانی به شروع جنگ در مناطق جنوبی این کشور را ندارند.
برای رژیم صهیونیستی شرایط فعلی مطلوب است و اردن نیز بسیار ضربه پذیر است و با توجه به ساختار سیاسی و اجتماعی در این کشور، اردن نگران نشت ناامنی از داخل سوریه به داخل کشور خود است. به همین خاطر برای اردن خیلی اهمیت دارد که بتواند امنیت را در داخل کشورش فراهم کند. لذا اردن مایل نیست تجربه تلخ و شکست خورده ترکیه را تکرار کند. هر چند عربستان فشارهای زیادی به اردن وارد میآورد که این کشور نگاه جدی تری به بحران سوریه داشته و مرزهای خود را برای اعزام نیرو و لجستیک و در واقع حمایت از گروههای مسلح فراهم کند اما به نظر می رسد که اردن رغبت و تمایلی ندارد که در چارچوب بازی عربستان حرکت کند.
بنابراین دو سناریو را میتوان برای جنوب سوریه پیش بینی کرد، نخست تحقق ایده منطقه امن در حاشیه مرزهای اردن، سوریه و فلسطین اشغالی مدنظر است. سناریوی دیگر نیز وضعیت آماده باش بالا برای مقابله با هر خطر احتمالی ناشی از عملیات علیه داعش در سوریه در آینده است. به همین دلیل تغییر خیلی مهمی در جنوب در کوتاه مدت که بخواهد منافع دولت سوریه و همپیمانان را مورد تهدید قرار دهد نمیتوان متصور بود.
در حال حاضر کدام دولتها به سیاستهای واشنگتن در منطقه، بخصوص در مورد سوریه کمک می کنند و این سیاستها در آینده چه پیامدهایی خواهند داشت؟
سیاستهای آمریکا وابسته به نگاه بازیگران و همپیمانان منطقهایاش است. به خصوص رویکرد رژیم صهیونیستی در منطقه و سوریه همواره در اولویت سیاستهای منطقهای آمریکا قرار دارد. رویکردی که رژیم صهیونیستی در قبال چیدمان سیاسی منطقه دارد در دو محور قابل بیان است؛ نخست ایجاد بحرانهای مدیریت شده برای بی ثباتی و ناامنی در منطقه و با هدف مشغول کردن کشورها و ظرفیتهای موجود که یکی از نتایج آن منحرف شدن اذهان و رویکردهای عمومی به سمت خارج شدن اولویت رژیم صهیونیستی از رویکردهای منطقهای میشود. از دیگر اهدافی که این رژیم به دنبال آن است تجزیه منطقه بر اساس قومیتها، اقوام، ادیان و مذاهب است.
بر همین اساس در هر بحرانی که در منطقه شکل میگیرد ما شاهد هستیم که بلافاصله یکی از مولفههای برجسته آن، ایجاد شکافهای قومی ـ اجتماعی، قومی ـ مذهبی، قبایلی و دینی ـ مذهبی است. در این چارچوب یکی از کارکردهایی که رژیم صهیونیستی از بحرانهای موجود در عراق و سوریه، به دنبال آن است بحث تقویت تصور تجزیه این مناطق است. یعنی این موضوع که سوریه و یا عراق به چه نحوی تقسیم شوند و حتی در این خصوص نقشههایی را آماده کردند تا آینده منطقه خاورمیانه را بر اساس نگاه خود مبتنی بر اقوام و مذاهب تقسیم کنند. همچنین در این خصوص استفاده از کارت های قومیتی، رویکرد مهمی است که آمریکا نیز تلاش دارد با استفاده از این برگهها به تحقق اهداف مورد نظر خود دست یابد.
آیا با این تفاسیر، تغییرات جدیدی در راه است و آمریکا نظم منطقهای جدیدی را پیگیری میکند؟
ایدهآل آمریکا این است که در صورت امکان طراحی جدیدی را برای منطقه ترتیب دهند. اما به نظر می رسد شرایط منطقه از حوزه مدیریتی آمریکا خارج شده است. یعنی حضور مولفههای پیش بینی نشده در منطقه از یک طرف و عدم توانمندی آمریکا در شکل دهی به ابزارها برای تحقق اهداف خود عملا این کشور را از وضعیت تنها بازیگر در منطقه خارج کرده است.
به همین خاطر هر چند این سناریوی طرح جدید خاورمیانه، مطلوب تصمیم سازان آمریکایی است اما تحقق این موضوع دور از دسترس قرار گرفته است. به خصوص از سال ۲۰۰۶ و پس از جنگ ۳۳ روزه و ناکامی رژیم صهیونیستی و نظام سلطه در نابود کردن مقاومت اسلامی و همچنین ناکامی این کشورها در ساقط کردن حاکمیت سوریه، چالشهایی برای تصمیم گیران آمریکا جهت اجرایی کردن سناریوهایشان ایجاد شده است.
آمریکا امروز در وضعیتی است که بیش از آنکه بخواهد منطقه را در چارچوب طرح جدید مورد نظر خود ترسیم کند در تلاش است از حجم هزینههای ژئوپلتیکی و پرستیژی خود در این تحولات بکاهد. به همین منظور اعلام آمادگی آمریکاییها برای گفتگو با ایران و روسیه در خصوص حل بحران سوریه آن هم درست در آستانه سفر «دونالد ترامپ» به منطقه در همین راستا قابل تفسیر است.
