تحولات خاورمیانه و سوریه از ۲۰۰۱ تاکنون (بخش دوم)
روند تحولات لبنان پس از اشغال عراق و سپس صدور قطعنامه ۱۵۵۹ نشان داد که توجه اصلی آمریکا در ادامه حضور و اشغالگری در خاورمیانه معطوف به سوریه بوده است تا هم پیمان اصلی ایران در خاورمیانه در چهارچوب مقاومت در برابر اسرائیل را ساقط کند. به گزارش مدار شرقی، روند تحولات لبنان پس از اشغال […]
روند تحولات لبنان پس از اشغال عراق و سپس صدور قطعنامه ۱۵۵۹ نشان داد که توجه اصلی آمریکا در ادامه حضور و اشغالگری در خاورمیانه معطوف به سوریه بوده است تا هم پیمان اصلی ایران در خاورمیانه در چهارچوب مقاومت در برابر اسرائیل را ساقط کند.

به گزارش مدار شرقی، روند تحولات لبنان پس از اشغال عراق و سپس صدور قطعنامه ۱۵۵۹ نشان داد که توجه اصلی آمریکا در ادامه حضور و اشغالگری در خاورمیانه معطوف به سوریه بوده است تا هم پیمان اصلی ایران در خاورمیانه در چهارچوب مقاومت در برابر اسرائیل را ساقط کند.
به نوشته ایسنا، در قسمت دوم بیان رویدادهای مسلسلوار منطقه خاورمیانه از سال ۲۰۰۱ تاکنون به تحولاتی اشاره میشود که مستقیما به جنگ سوریه و تحولات این کشور مربوط است:
۱۳- تحت رهبری آمریکا، جریان ضد سوری در بین کشورهای جهان و منطقهای شدت میگیرد. هم زمان آمریکا تلاشهای گستردهای میکند تا با ترتیب یک کودتای نظامی در دمشق، دولت بشار اسد را سرنگون کند. هم زمان با این اقدامات آمریکا و در میان سکوت خبری دمشق، دستگاههای امنیتی سوریه موفق به دستگیری تعداد قابل توجهی از عوامل همکار با آمریکا میشوند. این درست در زمانی است که صدها هزار شهروند عراقی در نتیجه استقرار ارتش آمریکا در عراق و گسترش موج جنگهای مذهبی، به داخل خاک سوریه در نقاط شرقی این کشور پناه میبرند که عمدتا از مردم مسلمان اهل سنت عراق هستند که تا یک میلیون و پانصد هزار نفر نیز برآورد شده است. درست در همین زمان است که جریان تکفیری عراق موفق میشود در سایه حضور مردم اهل سنت عراق در شرق سوریه، پایههای سازمانی خود برای تاسیس مجموعههای مشابه عراق را در این کشور ایجاد کند و بسیاری از این فعالیتها به دلیل حجم بالای پناهندگان عراقی در سوریه از دید سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی سوریه مخفی میماند. این مجموعهها موفق میشوند سلسله ارتباطات سازمانی قوی بین خود در عراق و سوریه ایجاد کنند که مبنای تحولات نظامی و امنیتی بعدی سوریه قرار میگیرند؛ امری که دستاویز آمریکا در تحولات بعدی عراق و سوریه قرار میگیرد.
۱۴- سال ۲۰۰۶ میلادی، لبنان شاهد هجوم گسترده نیروهای هوایی، دریایی و زمینی ارتش رژیم اشغالگر قدس است. اسرائیل با هدف نابودی و ریشه کنی کامل حزبالله و نیروهای مقاومت حملات خانمانسوزی را علیه حزبالله و لبنان آغاز میکند و به مدت ۳۳ روز آن را ادامه میدهد و به همین دلیل این جنگ گسترده و بی سابقه به جنگ ۳۳ روزه شهرت یافته است. در سایه ضربات سنگین نیروهای حزبالله علیه ارتش اسرائیل و پرتاپ موشکهای برد متوسط به داخل سرزمینهای اشغالی، اسرائیل متحمل خسارات بسیار سنگینی میشود که مثل آن را حتی در جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷ تجربه نکرده بود. همین امر باعث میشود تا آمریکا به دنبال صدور قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت و پایان جنگ برود. با این حال در پایان جنگ و به رغم خسارات سنگین مالی و جانی، بر همگان روشن شد که اسرائیل موفق به تامین اهداف نظامی خود نشده است. هم زمان با این جنگ، اصطلاح مشهور “خاورمیانه جدید” در سال ۲۰۰۶ میلادی از زبان کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت دولت آمریکا در بیروت شنیده میشود اما به اذعان همه کارشناسان نظامی و سیاسی لبنان و خاورمیانه و در سایه شکست اهداف نظامی اسرائیل در این کشور، این طفل جدید آمریکایی ناقصالخلقه به دنیا میآید.
۱۵- آمریکا در سایه جنگ سی و سه روزه تلاش میکند تا ساختار سیاسی جدید منهای حزبالله و اندیشه مقاومت در لبنان را سازماندهی کند. پنتاگون هم زمان با فشار بر موسسات وابسته به سازمان ملل، موضوع کنترل بینالمللی مرز لبنان و سوریه به منظور قطع کمکهای دمشق برای نیروهای مقاومت را در دستور کار خود قرار میدهد اما به دلیل قدرت مقاومت اسلامی در لبنان این طرح به بن بست میرسد. در سایه حضور آمریکا در عراق، اسرائیل احساس قدرت مضاعفی در خاورمیانه میکند و تلاش دارد تا نوک پیکان حملات نظامی آمریکا از عراق متوجه ایران شود اما فرو رفتن نیروهای ارتش آمریکا در باتلاق عراق و دادن صدها کشته، فرماندهی این نیروها را بر آن وا میدارد تا در تاکتیکهای خود در برابر دمشق تجدید نظر کنند و هم چنان تلاش میکنند تا در چهارچوب فشار فزاینده به سوریه و با هدف تامین امنیت اسرائیل، هرگونه ارتباط این کشور و ایران با نیروهای مقاومت فلسطنینی و لبنانی را قطع کنند.
۱۶- در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸ میلادی، اسرائیل جنگ مشهور به جنگ ۲۲ روزه غزه را آغاز میکند و در نتیجه آن تلاش دارد تا سناریوی جنگ سی و روزه علیه حزبالله را این بار علیه جنبش مقاومت اسلامی فلسطین در غزه بیازماید ولی به رغم ۱۴۳۰ شهید و حدود ۵ هزار زخمی و خسارات فراوان در امکانات و زیرساختهای غزه، اسرائیل برای ریشه کنی حماس و جهاد اسلامی راه به جایی نمیبرد و این تجربه نیز از حیث اهداف با شکست اسرائیل به پایان میرسد، جنگی که در ۱۸ ژانویه ۲۰۰۹ به پایان میرسد.
۱۷ – اواخر ۲۰۱۰ و اوایل ۲۰۱۱ جنبشهای موسوم به بهار عربی با آغاز اعتراضات در تونس آغاز و به سرعت به مصر و سپس لیبی منتقل شد. این روند با سرنگونی حکومتهای مصر و تونس و سپس دولت قذافی با جنگهای مورد حمایت ناتو و آمریکا همراه میشود. این روند که با خیزش اسلامی ملتهای مسلمان این کشورها همراه بود به سرعت با مهندسی سیاسی آمریکا به منظور تغییر جهت این جنبشها همراه میگردد و آمریکا تلاش و سعی نمود تا ضمن تثبیت مصالح و سیاستهای خود از آن به منظور چرخش خواستههای مردم مسلمان این کشورها استفاده کند. از آغاز جریان مهندسی آمریکا در این جنبشها انتظار میرفت تا این روند به سوریه منتقل شود و آمریکا در مسیر سیاستهای خود از آن به منظور بهره داری سیاسی، نظامی و امنیتی در خاورمیانه با هدف تامین امنیت اسرائیل و حفاظت از مصالح نظامی و اقتصادی خود استفاده کند.
۱۸ – در حالی که هنوز دولتهای نوپای مصر و تونس و لیبی پس از سقوط دولتهای مبارک، بن علی و قذافی استقرار نیافته بودند نبردهای مذهبی طایفی در شمال آفریقا توسعه مییابد و در دل این جنگهای سیاه تلاش میشود تا نبرد و جنگهای سنی شیعی در کل کشورهای منطقه فراگیر شود.
۱۹ – پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ توسط ارتش آمریکا و انگلیس، آمریکا روند خروج و عقب نشینی رسمی نیروهایش را در سال ۲۰۱۱ تکمیل کرد. خسارتهای لجستیک آمریکا در طول اشغال و خسارتهای انسانی ارتش آمریکا که به بیش از پنج هزار نفر رسیده بود باعث گردید تا آمریکا در برنامههای نظامی و امنیتی خود به منظور استقرار در خاورمیانه تجدید نظر کند. آمریکا که با سیاست مهار دو جانبه ایران و سوریه به سوی عراق لشکرکشی کرده بود پس از آن که نتوانست نظام سیاسی سوریه را تغییر دهد تلاش کرد تا با تکیه بر جنبش موسوم به بهار عربی و استفاده از خواستههای مشروع سیاسی مردم سوریه، سیاست هرج و مرج هوشمندانه را در خاورمیانه با آغاز بحران امنیتی، سیاسی و نظامی در سوریه عملی کند و کاری که با اشغال عراق به پایان نرسیده بود با تکیه بر بهار عربی آن را به پایان برساند.
۲۰ – مردم سوریه که خواستار اصلاحات سیاسی در این کشور بودند در مارس ۲۰۱۱ با برگزاری برخی تظاهرات در این کشور تلاش کردند تا مطالبات سیاسی خود را به گوش دولت سوریه برسانند. با آن که چگونگی تعامل با این جنبش نیز انتقادات شدیدی را به دنبال داشت اما سیر تحولات نشان میداد که مسیر مطالبات سیاسی مردم سوریه به سرعت دستخوش تحولات امنیتی و نظامی میشود، روندی که خوشحالی اسرائیل و حمایت آمریکا و کشورهای عربی خواستار سقوط دولت بشار اسد را به دنبال داشت. تحولات سوریه از نوامبر سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ به سرعت باد به تحولاتی نظامی با تشکیل ارتش آزاد سوریه، خروج سفرای کشورهای عربی به ریاست عربستان سعودی و سپس اخراج دولت سوریه از اتحادیه عرب همراه بود. در سراسر سوریه موج جنگهای داخلی شدت گرفت جنگی که تاکنون به مدت بیش از ۷ سال و شش ماه در جریان بوده و در طی آن صدها میلیارد دلار به اقتصاد این کشور ضربه و صدها هزار نفر کشته و مجروح شدهاند. تحولات سوریه و سپس انعکاس آن در کل خاورمیانه دلیل روشنی بود که آمریکا سیاست هرج و مرج هوشمندانهاش را با تکیه بر ادامه جنگ با نیرو، مال و سرمایه کشورهای ثروتمند عربی و نیروهای نیابتی در سوریه و دیگر بخشهای خاورمیانه ادامه میدهد.
۲۱ – هم زمان با تولد و سازماندهی گروههای تکفیری در خاورمیانه و شمال آفریقا و در ادامه فعالیتهای تکفیری و جنگهای مذهبی القاعده در عراق و نیروهایی همچون ابومصعب الزرقاوی، نیرویی جدید تحت عنوان “دولت اسلامی عراق و شام” (داعش) تشکیل و ابوبکر البغدادی خود را خلیفه مسلمانان جهان اعلام کرد و با سقوط موصل در عراق عملا این شهر عراق به مرکز فعالیت اصلی داعش برای سیطره بر غرب عراق و شرق سوریه تبدیل میشود. بذر تشکیل داعش در حقیقت در زمینهایی که توسط ارتش آمریکا به فساد کشیده شده بود رشد و نمو پیدا کرد و در حقیقت داعش شجره خبیثه حضور ۸ ساله ارتش آمریکا در عراق بود تا بتواند به راحتی دو کشور عراق و سوریه را به آتش کشد.
۲۲ – سقوط موصل که نقطه عطفی در همکاری آمریکا، سعودی و ارتش ترکیه توسط داعش به شمار میرفت به سرعت انعکاسهای نظامی و امنیتیاش را در مرزهای غربی ایران ایجاد کرد. نیروهای داعش که تحت عنوان نبرد با شیعه و سیطره بر کل عراق پرچمهای خود را در داخل موصل به اهتزاز در آورده بودند در اندیشههایی سخیف و ساده، نیروهای خود را به سوی کردستان عراق، جنوب کرکوک و در نزدیکی مرزهای ایران در جلولا گسیل داشتند، با این اندیشه که نیروهای خود را بر روی مرزهای ایران در غرب مستقر و آتش جنگ را به داخل ایران بکشانند. متاثر از این تحولات بود که استراتژی ایران تحت عنوان دفاع از مصالح و امنیت ملی ایران تا عمق صد کیلومتری عراق شکل میگیرد.
۲۳- کشور یمن نیز متاثر از جنبشهای مردمی کشورهای عربی شاهد سقوط علی عبدالله صالح بود. عربستان که یمن را حیاط پشتی خود قلمداد میکرد از همان آغاز با حمایت آمریکا تلاش کرد تا در منهدسی سیاسی مطالبات مردم یمن نقش ایفاء کرده تا خروجی آن حفظ مصالح این کشور در یمن باشد. همین امر آن قدر در این کشور ادامه پیدا کرد تا شراره جنگهای داخلی در این کشور بالا گرفت و این منطقه حساس از خاورمیانه نیز دستخوش جنگی ناخواسته گردد.
ادامه دارد
قسمت بخش اول
