بررسی عملکرد ایران در قبال طالبان
چهار مطالبهای که ایران از افغانستان داشته عملا مطالباتی است که خیلی نمیتوان به آن امیدوار بود، یعنی عملا این امضاء طالبان از جنس همان امضاء جان کری است. چون به جز حرف و قول هیچ چیزی در اختیار ایران نیست برای اینکه بخواهد اهرم فشار باشد.
تهدیدات امنیتی تشکیل حکومت طالبان برای ایران جدی است
عبدالمحمد طاهری پیرامون عملکرد طالبان و آینده افغانستان بر این باور است: اکنون که شاهد سقوط کابل هستیم در صورت تشکیل امارت اسلامی، افغانستان از هم الان باید خود را آماده یک فضای دو یا چند قطبی و به تبعش جنگ داخلی کند.
انعقاد دو پیمان مودّت تاریخساز ایران در سال ۱۹۲۱
مجتبی مقصودی در یادداشتی مینویسد: این یادداشت ضمن اذعان بر وجود موانع و بازدارنده های تعمیق روابط فیمابین و همگرایی تمدنی، به ویژه موانع و آسیب های هیدروپولیتیک و تشتت رهبران همسو؛ اراده و سرنوشت مشترک دو ملت را در به حاشیه رانی این تنگناها و آسیب ها قطعی دیده و امیدوار است در چارچوب بصیرتی فرهنگی و تاریخی، همگرایی دو ملت و دو دولت تحقق یابد.
نگاهی بر روابط دیرینه افغانستان و ایران
عتیق الله قناعی در یادداشتی مینویسد: بی تردید امنیت افغانستان، امنیت ایران و منطقه خواهد بود و همچنان تقویت روابط بیشتر فرهنگی بین دو کشور، تهداب گذاری و مستحکمتر شدن این دو روابط برای نسل جدید خواهد بود تا این پیوند به مرور زمان استحکام بیشتری در خود بپروراند.
پیوندهای عمیق افغانستان و ایران
عبدالسمیع قریشی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: کشورهای ایران و افغانستان به حکم مولفه هایی همچون جغرافیا، تاریخ، اقتصاد و فرهنگ بر همدیگر تاثیر گذاشته اند و از هم تاثیر می پذیرند.
گذشتهای پر افتخار و آیندهای پر امید برای ایران و افغانستان
محسن روحی صفت در یادداشتی مینویسد: نوشته ای در سال ۱۳۶۸ در تاریخچه روابط دوجانبه ایران و افغانستان تا وقوع کودتای کمونیستی در کابل داشتم، فکر کردم اطلاعات آن برای عده ای تازگی داشته باشد از این جهت آن را در صد سالگی قرارداد مودت تقدیم می کنم، شاید تجربیات گذشته راهگشای برای مسئولین حاضر دو کشور باشد.
دو هویت سیاسی و یک حوزه فرهنگی
محمدرضا پاسبان در یادداشتی مینویسد: بر نخبگان افغانستانی است تا بر تعدیل نگاه قومی دولت افغانستان پافشارند و تکلیف اندیشمندان ایرانی است تا به تغییر نگاه ایدئولوژیک-امنیتی حکومت ایران به کشورهای حوزة تمدنی ایرانی، به ویژه افغانستان و بالاخص مهاجرین، تلاش نمایند. هم چنین قوانین ایران باید برای اعطای حقوق اولیة شهروندی برای مهاجرین مجاز و متولدین در ایران بازبینی شود.
صد سال مناسبات برادری و دوستی بین ایران و افغانستان
حسن بهشتی پور مینویسد: در یکصد سال گذشته افغانستان و ایران با وجود آنکه در داخل خود با دولتهای مختلف و بعضا متضادی روبرو بودند، اما هیچگاه این اختلاف بین دیدگاه های حاکم موجب نشد که رهبران دو کشور فراموش کنند آنها با اتکاء به میراث پر افتخار گذشته می توانند زمینه های بسیاری برای همکاری به وجود آورند که اختلاف در دیدگاه های رهبران دو کشور هیچگاه مانع از تداوم دوستی ها و همکاری ها بین دو کشور نبوده است.
ایران و افغانستان؛ فرهنگ واحد و سرنوشت مشترک
یعقوب یسنا مینویسد: زبان ما از نخستین شکلگیری مردم ایرانی واحد و یگانه بوده و همیشه با وصف داشتن لهجهها و گویشهای محلی، یک زبان واحد و محوری داشتهایم. امروز، زبان فارسی زبان واحد و محوری ما است.
نگاهی بر روابط علمی ایران و افغانستان
عبدالساده نیسی در یادداشتی مینویسد: طی چهار دهه گذشته، شمار زیادی از افغان های مهاجر مقیم در جمهوری اسلامی ایران، در بخش های مختلف به ارتقای اندوخته های علمی خود پرداخته اند و پس از آنکه به افغانستان بازگشتهاند، در رشتههای خود مشغول فعالیت هستند.









