تهران
کد خبر:23505
پ

دیپلماسی حول چه محورهایی فعال می‌شود؟

 طراحی و عملیاتی کردن اقدامات برای ایجاد جاذبه در عرصه سیاست خارجی، نیازمند توجه به مزیت ها، ارتقای توانمندی ها و برطرف کردن نقاط ضعف و آسیب است و این امر در سایه اجماع ملی و تجمیع ظرفیت ها صورت می گیرد. مدار شرقی؛ سید احمد حسینی : طراوت و جذاب کردن سیاست خارجی، هنر و […]

 طراحی و عملیاتی کردن اقدامات برای ایجاد جاذبه در عرصه سیاست خارجی، نیازمند توجه به مزیت ها، ارتقای توانمندی ها و برطرف کردن نقاط ضعف و آسیب است و این امر در سایه اجماع ملی و تجمیع ظرفیت ها صورت می گیرد.

دیپلماسی

مدار شرقی؛ سید احمد حسینی : طراوت و جذاب کردن سیاست خارجی، هنر و رسالتی بزرگ برای سیاست گذاران و برنامه ریزان دستگاه دیپلماسی یک کشور است و این امر برای کشوری مانند ایران که دارای موقعیت ژئوپلتیک کم نظیر و در بطن تحولات بزرگ در منطقه است، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. 

طراحی و عملیاتی کردن اقدامات برای ایجاد جاذبه در عرصه سیاست خارجی، نیازمند توجه به مزیت ها، ارتقای توانمندی ها و برطرف کردن نقاط ضعف و آسیب است و این امر در سایه اجماع ملی و تجمیع ظرفیت ها صورت می گیرد. طبعا موفقیت در پربار ساختن وضعیت سیاست خارجی، به وجود آورنده شرایطی است که همه ملت از آثار و فوائد آن بهره مند خواهند شد و تاثیر مستقیمی بر زندگی مردم و سطح رضایت مندی آنان خواهد داشت.

پرداختن به این بحث، نیازمند بررسی و تحقیق همه جانبه  است اما اجمالا می توان مهمترین محورهای قابل ذکر در این زمینه را به شرح زیر مورد اشاره قرار داد: 

۱- اعتمادسازی: ایجاد اعتماد، مهمترین سرمایه در تعامل با کشورها و شرکاست. دستگاه دیپلماسی یک کشور باید بتواند در عمل ثابت کند یک شریک و طرف همکار قابل اعتماد برای کشورهاست و آنها می توانند در سخت ترین شرایط، روی همکاری با آن حساب کنند. لازمه این امر، آن است که روابط در بستری صحیح و مبتنی بر منافع واقعی دو طرف شکل گرفته و دیدگاه ها و نقطه نظرات هر دو در آن دیده شود. 

۲- قابل پیش بینی بودن: جهت گیری یک کشور در عرصه سیاست خارجی باید تصویر اطمینان بخشی در مورد قابل پیش بینی بودن رفتار آن ایجاد کند و به مفهوم آن است که دیگران احساس کنند سیاست خارجی کشور از اصول و موازین روشنی پیروی می کند و می توانند با تشخیص این چارچوب ها، روی همکاری حساب کنند. 

۳- انسجام و یکپارچگی: یکی از عناصری که به جاذبه و قدرت دیپلماسی کشور کمک می کند، وحدت و هماهنگی در مناسبات ارکان و ساختارهای کشور است. باید در عمل نشان داده شود دستگاه دیپلماسی سخنگوی همه نهادهای دینفع کشور در عرصه سیاست خارجی است و نظرات و دیدگاه های آنان را نمایندگی می کند و از منزلت و جایگاه بالائی در ایفای این نقش برخوردار است. 

۴- توانائی در تشخیص روندها: مهمترین ماموریت دستگاه دیپلماسی، هوشمندی در تشخیص صحیح روندها در محیط پیرامونی و فضای حاکم بر مناسبات بین المللی مرتبط با منافع ملی آن کشور است. این موضوع نیاز به مراقبت دارد تا جهت گیری و برنامه های سیاست خارجی به گونه ای تنظیم شود که فرصت ها را تشخیص و از آن بهره برداری و تهدیدها را به درستی تشخیص دهد و نسبت به دور ساختن آنها و یا اتخاذ تدابیر لازم برای مواجهه با آنها اقدام کند. 

۵- اولویت بندی: اولویت بندی یکی از نیازهای مهم در بهره گیری از ظرفیت ها و مواجهه با موضوعات و چالش های فراروی  است. باید فهرستی از مسائل و موضوعاتی که دستگاه سیاست خارجی با آنها مواجه است احصاء شده و توان کشور برای پرداختن به آنها بر اساس ضرورت و اولویت به کار گرفته شود، در غیر این صورت، هزینه های زیادی برای کشور ایجاد شده و نمی توان شرایط را برای ایفای نقش ماموریت دیپلماسی آماده کرد. 

۶- داشتن ابتکار: سرعت و گستردگی تحولات در منطقه، بازیگران را در هر لحظه با شرایط سخت و پیچیده ای قرار می دهد که قدرت تصمیم را برای کشورها دشوار می کند. در چنین وضعی، هر کشوری که از قدرت فکری، توان طراحی و سناریوسازی بیشتری برخوردار بوده و به صورت پیش دستانه به مواجهه با تحولات برود، قدرت تاثیرگذاری بیشتری بر مسائل پیش رو خواهد داشت. 

۷- قدرت گره زدن منافع: دستگاه دیپلماسی باید بتواند نگرانی ها و دغدغه های کشورها و بازیگران مرتبط با منافع ملی و محیط پیرامونی خود را تشخیص و نسخه قابل اطمینانی برای آنها ارائه داده و موجبات ورود آنها به فاز تعاملی و گفت وگو را فراهم کند. باید نهایت تلاش صورت گیرد که منافع کشورها بر اساس اصول: انصاف، عدالت و توجه به نسبی بودن تامین خواسته کشورها به هم گره خورده و طرفین احساس کنند همکاری مشترک برای آنها، ایجاد منفعت و امنیت می کند. 

۸- چیدمان هوشمندانه: تشخیص قابلیت ها و  توانمندی های انسانی در عرصه دیپلماسی نقش مهمی در بالا بردن جاذبه دیپلماسی یک کشور دارد. نهاد دیپلماسی باید با رصد و ارزیابی دقیق از داشته های انسانی و پرسنلی خود، تشخیص دهد که نیروهای پیشران خود را در چه نقاط و حوزه هایی مستقر کند تا موجب بالا رفتن قدرت تشخیص و اجرای سیاست مورد نظر در برابر کشورها و شرکاء شود. طبعا عدم دقت در این زمینه و عدم تناسب در واگذاری مسئولیت ها بر اساس توان و قدرت نیروها باعث هدر رفت توانمندی ها و سرگشتگی در مرحله تشخیص و عمل می شود. 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید