تداوم و تغییر سیاست راهبردی پاکستان در افغانستان
با توجه تعریف پاکستان از منافع خود در افغانستان در طی حداقل دو دهه گذشته، انتظار میرود اسلامآباد از طریق صلح افغانستان به منافع خود دسترسی پیدا کند. به گزارش مدار شرقی، مولفه « تداوم و تغییر» به مانند بسیاری از کشورهای دیگر در سیاست خارجی پاکستان نیز موضوعیت دارد. براین اساس با توجه […]
با توجه تعریف پاکستان از منافع خود در افغانستان در طی حداقل دو دهه گذشته، انتظار میرود اسلامآباد از طریق صلح افغانستان به منافع خود دسترسی پیدا کند.

به گزارش مدار شرقی، مولفه « تداوم و تغییر» به مانند بسیاری از کشورهای دیگر در سیاست خارجی پاکستان نیز موضوعیت دارد. براین اساس با توجه تعریف پاکستان از منافع خود در افغانستان در طی حداقل دو دهه گذشته ، اسلامآباد از طریق صلح افغانستان چگونه به منافع خود دسترسی پیدا کند؟ این پرسش در کنار پرسشهای دیگر در مورد جایگاه سیاسی طالبان در حکومت آینده افغانستان ،مشخص شدن سهم سیاسی و حفظ منافع پاکستان در نظام سیاسی افغانستان در گفتگوی مرکز بین المللی مطالعات صلح با جناب آقای مصطفی زندیه تحلیل گر ارشد مسائل حوزه افپاک بررسی شد.
رویکرد یک سال گذشته پاکستان در قبال صلح افغانستان چیست ؟ آیا می توان گفت که رویکرد پاکستان در قبال روند صلح افغانستان یا بین افغانی تغییراتی کرده است؟
بسیاری از کارشناسان حوزه افپاک براین باورند که پاکستان یکی از کشورهای تاثیرگذار در موضوع صلح افغانستان است که این تاثیرگذاری ناشی از روابط بسیار مستحکم آن کشور و گروه طالبان میباشد. علت این روابط را بطور اساسی می توان ناشی از ایجاد گروه طالبان به دست پاکستان دانست. بنابراین ارتباط میان این دو ، بیشتر شبیه ارتباط میان پدر و فرزند است تا رابطهای بر اساس منافع. بحث اساسی و بنیادی که در مبحث صلح افغانستان مطرح است، این است که آیا صلح در افغانستان منافع پاکستان را تضمین میکند یا تخریب؟ برای پاسخ به این سئوال ابتدا باید به چند محور مهم که می توان آنها را جزء رویکردهای اصلی سیاست خارجی پاکستان درافغانستان دانست، اشاره کرد:
۱- جلوگیری از گسترش نفوذ هند در افغانستان؛
۲- کنترل آب در افغانستان که برای پاکستان حیاتی است؛
۳- حمایت از جریانهای سیاسی در کابل که حافظ منافع پاکستان در افغانستان باشند؛
۴- دسترسی به بازار اقتصادی آسیای میانه و انتقال انرژی از آسیای میانه به پاکستان.
روشن است که پاکستان منافع بلندمدت خود در افغانستان را براساس محورهای ثابت فوق پیگیری خواهد نمود. درعین حال بررسی سیاست پاکستان در قبال افغانستان طی یک سال گذشته نشان می دهد که این کشور سیاست خود را براساس مولفه « تداوم و تغییر » دنبال نموده است. به عبارت دیگر با توجه به محیط پویای منطقه ای مرتبط با افغانستان، سیاست پاکستان تداوم سیاست های راهبردی پیشین با تغییرات تاکتیکی جدید همراه بوده است.
مهمترین اهداف پاکستان از رویکرد کنونی خود در روند صلح افغانستان چیست؟
این نکته را ابتدا اضافه کنم که مولفه « تداوم و تغییر» به مانند بسیاری از کشورهای دیگر در سیاست خارجی پاکستان نیز موضوعیت دارد. براین اساس معتقدم با توجه تعریف پاکستان از منافع خود در افغانستان در طی حداقل دو دهه گذشته ، انتظار میرود اسلامآباد از طریق صلح افغانستان به منافع خود دسترسی پیدا کند. به شکلی که این کشور خواستار تثبیت جایگاه سیاسی طالبان در حکومت آینده افغانستان باشد. در واقع پاکستان در یک وضعیت حداقلی خواهان مشخص شدن سهم سیاسی و حفظ منافع خودش در نظام سیاسی افغانستان است. اما با عنایت به تداوم عنصر ثابت ضدیت با هرگونه حضور هند در افغانستان در سیاست خارجی پاکستان، این کشور در وضعیتی حداکثری خواهان بدست گیری تمام قدرت در افغانستان توسط طالبان و تحقق حضور صفر درصدی هند درافغانستان می باشد.
مهمترین موانع پاکستان برای اعمال کامل اهداف و برنامههای خود در روند صلح افغانستان چیست؟
ابتدا باید یک نکته کلی را عرض کنم: نقش آفرینی و اثرگذاری متضاد بازیگران متعدد داخلی و خارجی مرتبط با افغانستان همواره منافع و اهداف این بازیگران را تحت تاثیر قرار داده است. با عنایت به پیچیدگی محیط افغانستان و تفسیر هر یک از بازیگران خارجی از محیط آن، دراین بخش تنها به اثرگذاری تضاد منافع و اهداف پاکستان و هند در افغانستان در چشم انداز فرآیند صلح در این کشور اشاره می کنم. براساس اخبار منتشره ، این روزها پایتخت دو رقیب دیرینه منطقه ای میزبان دو رهبر سیاسی افغانستان بوده است: حکمتیار رهبر حزب اسلامی افغانستان به پاکستان رفت و مورد استقبال مقامات پاکستانی از جمله عمران خان نخست وزیر و دیگر مقامات عالی رتبه این کشور قرار گرفت. هم زمان عطامحمد نور از رهبران حزب جمعیت اسلامی نیز به هند رفت و با وزیر خارجه این کشور دیدار و مذاکره کرده است. عطامحمد نور در صفحه فیس بوک خود به موضوعات سفرخود به هند اشاره کرده که قابل توجه است: « دو طرف روی روند صلح و حمایت از آن، حضور هند در جمع کشورهای تسهیل کننده صلح، نقش هند در جمع کشورهای تسهیل کننده صلح، نقش هند در اجماع منطقه ای، نقش رهبران افغانستان و طرف های تاثیرگذار و حکومت افغانستان در روند صلح و پس از آن ، آتش بس ، عدم مداخله کشورها در امور افغانستان و حمایت از ارزش های به دست آمده در ۱۹ سال اخیر بحث و تبادل نظر کردند. » نکته قابل توجه اینکه پیش تر نیز هند میزبان مارشال عبدالرشید دوستم دیگر فرمانده قدرتمند شمال افغانستان بود. هردو مقام یعنی نور و دوستم تاریخ خونین جنگ با طالبان که مورد حمایت پاکستان است را در کارنامه خود دارند. همین که دو مقام افغانی یادشده اذعان کرده اند که درباره عدم مداخله کشورها در امور افغانستان و حمایت از ارزش ها و نقش هند گفتگویی انجام شده است، حاوی پیام های روشنی است. در طرف دیگر، علاوه بر طالبان که وابستگی عمیقی به پاکستان دارد، اسلامآباد میزبان گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی بوده است. او بار دیگر بر چند موضوع تاکید کرد: دشمنانش در کابل حکومت میکنند، آمریکا در افغانستان شکست خورده، جنگ وسیله رسیدن به هدف است و در نهایت تاکید بر نقش پاکستان در تحولات اخیر. حکمتیار همزمان اعلام کرده است که حزب او مذاکرات جداگانهای با طالبان شروع میکند چرا که به نظر او اشرف غنی با ماندن در قدرت بزرگترین مانع در راه تحقق صلح در کشور است. در دیدار او با عمران خان نخست وزیر پاکستان نیز از تلاش
« مخربین صلح در خارج از افغانستان» برای صدمه زدن به روند صلح هشدار داده شده است. روشن است که این مانورها بسیاری را در افغانستان که همچنان دارای حکومت با مشروعیت بینالمللی است، به یاد دوران گذشته تلخ و سقوط نظام سیاسی انداخته است. در همین راستا برای نخستین بار حمدالله محب، مشاور امنیت ملی ریاست جمهوری که دولتش زیر فشار فزایندهای قرار گرفته، هشدار داده است که کشورش با تهدید جنگ داخلی روبهرو است. او جنگ داخلی را یک تهدید واقعی دانسته اما تاکید کرده که دولت برای جلوگیری از آن تلاش میکند. از سوی دیگر آمریکا از خروج نیروهایش تا بهار سال آینده طبق توافق با طالبان خبر داده است، گرچه این روند، مشروط به شرایط و توافق طالبان با دولت افغانستان بر سر نقشه آینده سیاسی کشور خوانده شده اما دولت افغانستان میکوشد اجماع ملی برای مقابله با طالبان تشکیل دهد و هشدار میدهد که صف جمهوریت و امارت اسلامی بیش از هر وقت دیگر روشن است، اما با این وجود و در کنار این تحولات، رهبران سیاسی اهداف خود را دنبال میکنند.
براساس آنچه گفته شد باید تصریح کرد که با اینکه آمریکا تلاش وافری برای متقاعد ساختن هند برای همراهی با روند صلح در افغانستان صورت داده اما تحولات اخیر نشان می دهد که هند با مسیر حرکتی تحولات که مورد نظر پاکستان است مطلقاً موافق نیست و از این رو می توان هند و تحرکات این کشور را به عنوان مهمترین مانع پاکستان در افغانستان در شرایط پیش روی صلح این کشور دانست.
تا چه حدی طالبان افغانستان نگاه مثبتی به نقش پاکستان در روند صلح افغانستان دارند؟
این سوال در فحوای خود به نقش مستقل برای طالبان افغانستان از پاکستان اشاره دارد. اما شخصاً معتقدم طالبان افغانستان درمسیر صلح صرفاً از دستورات اسلام آباد تبعیت می کند. بنابراین طالبان افغانستان نمی تواند خارج از اراده اسلام آباد حرکت کند. بخصوص در مقطع فعلی چاره ای جز اجرای دستورات اسلام آباد نخواهد داشت.
نگاه سایر بازیگران خارجی به ویژه ایالات متحده امریکا، روسیه و ایران به نقش پاکستان در روند صلح افغانستان چیست؟
وضعیت ایالات متحده که روشن است. آمریکا از خروج نیروهایش تا بهار سال آینده طبق توافق با طالبان خبر داده است.دراین راستا این کشور تاکنون تلاش داشته تا از ظرفیت های اسلام آباد برای متقاعد ساختن طالبان افغانستان در مسیر مذاکرات به اصطلاح صلح استفاده کند.گرچه این روند، مشروط به شرایط و توافق طالبان با دولت افغانستان بر سر نقشه آینده سیاسی کشور خوانده شده است. از سوی دیگر روسها نیز که برای خروج خفت بار آمریکایی ها از افغانستان ( شبیه آنچه که در زمان حضور نیروهای شوروی در افغانستان اتفاق افتاد) لحظه شماری می کنند، سطح و عمق روابط خود با پاکستان را ارتقاء بخشیده اند. در عین حال ارتقاء مناسبات روسیه و پاکستان را باید فراتر از موضوع افغانستان و متاثر از برخی دیگر روندها و تحولات منطقه ی جنوب و غرب آسیا دانست. جمهوری اسلامی ایران نیز در سیاست های اعلامی خود از هرگونه فعالیتی که به برقراری صلح و تحکیم ثبات و امنیت در افغانستان بیانجامد حمایت کرده و تلاش دارد تا افغانستان به محلی برای رقابت های خصومت آمیز بین بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای تبدیل نگردد.
سناریوهای مختلف نقش پاکستان در روند صلح افغانستان چیست؟
چارچوب اهداف و منافع پاکستان در افغانستان در ابتدای این گفتگو مطرح شد. بنابراین طراحی سناریوهای مختلف پاکستان تابعی از چارچوب یادشده به منظور تحقق اهداف راهبردی آن کشور در افغانستان خواهد بود. در عین حال خیلی کوتاه عرض می کنم طالبان اگر نتواند منویات پاکستان در افغانستان را محقق نماید و در ساختار قدرت شریک شود، بروز جنگ داخلی درافغانستان بسیار محتمل خواهد بود. کما اینکه در حال حاضر نشانه های پررنگی از موضوع در صحنه افغانستان دیده می شود. در صورتی که نیروهای آمریکایی به طور کامل از افغانستان خارج شوند، به طور مسلم حمایتهای تسلیحاتی و آموزشی برای نیروهای افغان کاهش مییابد. در وضعیتی که نیروهای امنیتی همین حالا هم با کاهش نیرو روبهرو هستند، احتمال دارد اقتدار دولت در مناطق مختلف افغانستان دچار ضعف شود. در این موقعیت، جنگسالاران که همیشه منتظر زمان مناسب برای برگرداندن اقتدار سابقه خود بودند، دوباره مسلح خواهند شد و شروع به تصرف مناطق اطرافشان خواهند کرد که در نتیجه جنگ داخلی اجتنابناپذیر خواهد بود. از سوی دیگر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، طالبان را حریصتر از گذشته به فکر تصرف مناطق بیشتر خواهد انداخت که باعث خیزشهای مردمی و حتی در بدترین حالت، خیزشهای قومی و منطقهای خواهد شد. این مساله جنگ داخلی را اجتنابناپذیر خواهد ساخت. از سوی دیگر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، طالبان را حریصتر از گذشته به فکر تصرف مناطق بیشتر خواهد انداخت که باعث خیزشهای مردمی و حتی در بدترین حالت، خیزشهای قومی و منطقهای خواهد شد. این مساله جنگ داخلی را اجتنابناپذیر خواهد ساخت. مگر اینکه جامعه جهانی اراده کند و نگذارد افغانستان دوباره وارد مرحله جنگ داخلی شود.
آینده نقش و حضور پاکستان در روند گفتگوهای صلح افغانستان چگونه است؟
قبل از شروع مذاکرات بین الافغانی در دوحه، رئیس طالبان افغانستان،گروه قدرتمندی از مذاکره کنندگان را که تقریباً نیمی از شورای رهبری طالبان می شود و قدرت تعیین دستورکار ،
تصمیم گیری در مورد استراتژی و حتی امضای توافق نامه ها با دولت کابل را دارد تعیین کرده است. از آنجا که نظامیان و دستگاه اطلاعاتی پاکستان با جریان های مختلف در طالبان روابط ویژه و مخفی فراوانی دارند طبیعتاً پاکستان از حضور و مشارکت طالبان در عرصه رسمی قدرت در افغانستان استقبال می کند اما روشن است که دیگر سهیم شدن طالبان در قدرت سیاسی به عنوان یک حزب و جریان سیاسی در کنار سایر احزاب مطرح نیست. بررسی رفتار طالبان در عرصه های سیاسی و نظامی نشان می دهد مذاکره با دولت بیشتر به عنوان تاکتیکی برای قبضه کامل قدرت و تشکیل امارت اسلامی در افغانستان است. در این چارچوب معتقدم این مهم استراتژی بلندمدت تعریف شده برای طالبان از سوی دستگاه اطلاعاتی پرحوصله و قدرتمند پاکستان است و تا این اهداف مستتر دراین استراتژی ( ۴ محور ابتدایی این گفتگو ) محقق نشود همچنان با سه ضلعی جنگ، صلح و آینده مبهم در افغانستان مواجه خواهیم بود.
