تهران
کد خبر:25308
پ

چرا کاهش قیمت نفت موهبت است؟

تضمینی نیست که افت قیمت نفت به این منجر شود که تولیدکنندگان نفت رفتارهای پیشین خود را مورد ارزیابی قرار دهند و به جای پیگیری برنامه‌ها و پروژه‌های پرهزینه و غیر واقع گرایانه بر توسعه اقتصادی پایدار و متعادلی متمرکز شوند که آسیب پذیری کمتری نسبت به نوسانات بازار نفت دارد. در واقع هیچ قطعیتی […]

تضمینی نیست که افت قیمت نفت به این منجر شود که تولیدکنندگان نفت رفتارهای پیشین خود را مورد ارزیابی قرار دهند و به جای پیگیری برنامه‌ها و پروژه‌های پرهزینه و غیر واقع گرایانه بر توسعه اقتصادی پایدار و متعادلی متمرکز شوند که آسیب پذیری کمتری نسبت به نوسانات بازار نفت دارد. در واقع هیچ قطعیتی وجود ندارد که درآمدهای پایین نفتی باعث بازنگری در انگیزه‌های مداخله گرایانه و بی ثبات کننده کشورهای نفتی شود و آنها را به حل منازعات متقاعد کند. حتی احتمال کمی می‌رود که این حکومت‌های تمرکزگرا در محدودیت‌های سیاسی ایجاد شده برای مردم خود تجدید نظر کنند. اما اگر این کشورها دست به چنین اقداماتی نزنند این موضوع می‌تواند به ناآرامی‌های سیاسی احتمالی در جوامع آنها بدل شود و توافق کنونی میان مردم و حکومت‌ها دچار از هم گسیختگی شود.

قیمت نفت

به گزارش مدار شرقی، کاهش چشمگیر قیمت نفت که به دنبال جنگ قیمت‌ها میان عربستان و روسیه رخ داده است را باید نشانه‌ای از یک فاجعه اقتصادی هم برای کشورهای تولید کننده نفت درنظر گرفت و هم برای سایر کشورهایی که به ارسال پول از سوی کارگران تبعه شاغل خود در کشورهای بزرگ صادرکننده نفت همچون عربستان سعودی و امارات متحده عربی وابسته هستند. حقیقیتی که با آن روبه رو هستیم این است که بهبود سریع این وضعیت (افزایش قیمت نفت) به ویژه تحت تاثیر کند شدن رشد اقتصادی جهان به دنبال شیوع کرونا امری تقریبا غیرمحتمل به نظر می‌آید.

در صورتی که درک درستی از کاهش قیمت نفت و سقوط درآمدهای نفتی توسط تولیدکنندگان نفتی وجود داشته باشد این مساله  می‌تواند برای این کشورها یک موهبت (فرصت) به حساب آید به شرطی که این کشورها در پی توسعه اقتصادی و اتخاذ سیاست‌های عقلانی تر و واقع گرایانه تر باشند و همچنین یک گفت وگوی سیاسی و اجتماعی را با مردم خود در اولویت قرار دهند. 

مشکلات ثروت نفتی

بعد از افزایش ناگهانی درآمد کشورهای تولیدکننده نفت در سال ۱۹۷۰ امیدهای زیادی برای توسعه کشورهای خاورمیانه و حتی دیگر کشورهای در حال توسعه به ویژه در آفریقا بوجود آمده بود. طرح‌ها و برنامه‌های زیادی برای همکاری اقتصادی میان کشورهای عربی و آنچه همکاری‌های عربی – آفریقایی خوانده می‌شد بوجود آمده بود. کشورهای آسیایی نیز البته از این شرایط مستثنی نبودند و این امید وجود داشت که ثروت صادرکنندگان نفت و تکنولوژی دولت‌های غربی و منابع دیگر کشورها بتواند در کنترل توسعه اقتصادی جهانی در یک چارچوب همکاری سه جانبه موثر واقع شود.

در سال ۱۹۸۰ چیز زیادی از این موضوعات افتخارآمیز و امیدوار کننده باقی نمانده بود. صادرکنندگان نفت درآمدهای نفتی را برای خرید سلاح، خرید هتل و کالاهای لوکس از کشورهای غربی و نهایتا سرمایه گذاری‌های پرهزینه و دردسساز به کار گرفتند (چیزی که از آن می توان به عنوان استراتژی فیل سفید یاد کرد*). این کشورها نتوانستند از درآمدهای نفتی در مسیر سرمایه گذاری منطقی در صنعت و کشاورزی که می‌توانست به توسعه پایدار اقتصادی کمک کند بهره برداری کنند. بخشی از این مساله مرتبط با استراتژی هایی بود که می توان آن را بازگشت پترودلارهایی در نظر گرفت که نقش جبرانی در افزایش قیمت نفت برای کشورهای صنعتی را بازی می کرد. خرید مقادیر زیادی سلاح و مستغلات و کالاهای لوکس بخشی از این فرآیند بود.

تامین مالی جنگ و ترور

افزایش ثروت کشورهای نفتی همچنین با جنگ های منطقه‌ای در ارتباط است به عنوان مثال بدون حمایت‌های مالی کشورهای ثروتمد نفتی، عراق قادر به آغاز و اداره یک جنگ ۸ ساله با ایران نبود. ایران اگرچه کمتر از پترودلارها برخوردار بود اما بدون درآمدهای نفتی مجبور به پایان دادن جنگ شد. در زمان حاضر نیز تصمیم عربستان برای حمله به یمن با همکاری امارات متحده عربی و همچنین دخالت امارات متحده عربی در لیبی و دیگر نقاط جهان با کمک ثروت های نفتی امکان پذیر شده است. تقریبا همه صادرکنندگان نفت از شبه نظامیان و گروه‌های تروریستی از طالبان گرفته تا داعش حمایت می‌کنند. رشد و برآمدن اسلام‌گرایی افراطی و استفاده از مذهب به عنوان ابزاری در پیشبرد سیاست خارجی در نتیجه استفاده غیر صحیح از ثروت‌های نفتی تسریع شده است. 

یک موازنه منفی در نتیجه پیوند مخرب میان پول نفت و صنایع دفاعی کشورهای پیشرفته ایجاد شده است. این پیوند، اقتصاد‌های بزرگ غربی را به گونه ای به تعدادی از تولید کنندگان کلیدی نفت در خاورمیانه مرتبط ساخته است که در نتیجه آن، آنها از تجاوزات این کشورها در برخی مناطق چشم پوشی کرده اند. صنایع دفاعی کشورهای پیشرفته همچنین در تداوم مناقشات منطقه‌ای و یا لااقل تشدید آنها موثر بوده‌اند. 

برای مثال جنگ ایران و عراق برای تولید کنندگان اسلحه یک موهبت بود مخصوصا برای فرانسه که موفق شده بود جت‌های جنگی اتاندارد خود را به عراق بفروشد. همچنین مناقشات منطقه‌ای خاورمیانه و خلیج فارس فرصت خوبی برای آزمایش سلاح‌های جدید از زیردریایی‌ها گرفته تا موشک‌های بالستیک و حتی سیستم‌های موشکی s300 و s400 روسیه است، درست همانطور که جنگ‌های داخلی اسپانیا و مناقشاتی این چنینی در گذشته چنین نقشی را ایفا کرده بودند.

یکی از نتایج کاربست نادرست ثروت های نفتی  دادن توانایی به رژیم های سرکوبگر برای ابقای قدرت خود با استفاده از رانت نفت است. ثروت نفت این دولت‌ها را قادر به انجام یک معامله بزرگ کرده است؛ تامین زندگی قابل پذیرش و عدم دریافت مالیات در قبال تضییع حقوق مردم در واقع دولت‌های نفتی مصداق دولت‌های بدون مالیات و بدون نمایندگی هستند. همچنین برای سالیان طولانی رانت نفتی تاثیراتی بر دیگر کشورها هم داشته چه از طریق کمک‌های مستقیم و چه از طریق مهاجرت نیروی کار به کشورهای تولید کننده نفت که باعث تداوم حضور دولت‌های سرکوبگر در قدرت شده است.

چشم انداز آینده

تضمینی نیست که افت قیمت نفت به این منجر شود که تولیدکنندگان نفت رفتارهای پیشین خود را مورد ارزیابی قرار دهند و به جای پیگیری برنامه‌ها و پروژه‌های پرهزینه و غیر واقع گرایانه بر توسعه اقتصادی پایدار و متعادلی متمرکز شوند که آسیب پذیری کمتری نسبت به نوسانات بازار نفت دارد. در واقع هیچ قطعیتی وجود ندارد که درآمدهای پایین نفتی باعث بازنگری در انگیزه‌های مداخله گرایانه و بی ثبات کننده کشورهای نفتی شود و آنها را به حل منازعات متقاعد کند. حتی احتمال کمی می‌رود که این حکومت‌های تمرکزگرا در محدودیت‌های سیاسی ایجاد شده برای مردم خود تجدید نظر کنند. اما اگر این کشورها دست به چنین اقداماتی نزنند این موضوع می‌تواند به ناآرامی‌های سیاسی احتمالی در جوامع آنها بدل شود و توافق کنونی میان مردم و حکومت‌ها دچار از هم گسیختگی شود.

این در حالی است که اگر این دولت‌ها افت قیمت نفت را به عنوان یک فرصت برای انجام اصلاحات در زمینه اقتصادی و  محدودسازی بلندپروازی‌های سیاسی در نظر بگیرند به هرحال هم آنها و هم منطقه خاورمیانه می‌تواند به طور وسیعی از مزایای این امر بهره‌مند شود. ایالات متحده آمریکا نیز به جای فشار برای افزایش قیمت نفت باید مشوق اصلاحات واقعی باشد که در درازمدت به پایداری و ثبات متحدان منطقه‌ای کمک خواهد کرد.

*(اصطلاح فیل سفید در اقتصاد سیاسی به دارایی‌های که مالک آن به سادگی نمی تواند از بند آن رها شود و یا پروژه هایی که هزینه‌های زیادی بدون سودآوری کافی دارن اشاره دارد. از لحاظ تاریخی اشاره به هدیه دادن فیل سفید از سوی پادشاه سیام به یکی از درباریان خود دارد که عملا هزینه های نگهداری زیادی را به طرف مقابل تحمیل کرده بود- مترجم.) 

منبع:  responsiblestatecraft / ترجمه : روح الله سوری

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

کلید مقابل را فعال کنید