تهران
کد خبر:24465
پ

بررسی سیاست خارجی امارات؛ قاطع در برابر هرگونه اسلام سیاسی

سیاست خارجی امارات بر دو پایه اصلی استوار است: آسیب نخوردن از ایران و مبارزه با اسلام سیاسی در همه اشکالش مخصوصا اخوان المسلمین. ترس از ایران نقطه اشتراک همه کشورهای خلیج است اما رویکرد آنها در قبال اسلام سیاسی یکسان نیست. و این چیزی است که امارات را در مواجهه مستقیم با قطر و […]

سیاست خارجی امارات بر دو پایه اصلی استوار است: آسیب نخوردن از ایران و مبارزه با اسلام سیاسی در همه اشکالش مخصوصا اخوان المسلمین. ترس از ایران نقطه اشتراک همه کشورهای خلیج است اما رویکرد آنها در قبال اسلام سیاسی یکسان نیست. و این چیزی است که امارات را در مواجهه مستقیم با قطر و تا حدودی در مقابل عربستان سعودی قرار داده است.

امارات

به گزارش مدار شرقی، امارات متحده عربی خط سیاست خارجی را دنبال می‌کند که قدرت آن از سعودی کمتر و سر و صدای آن از قطر بیشتر است و مبارزه با اسلام سیاسی و اخوان المسلمین را در همه اشکالش دنبال می‌کند. از این رو خود را در مواجهه با قطر و سعودی می‌بیند.

در سالهای اخیر از میان کشورهای عضو شورای همکاری‌های خلیج، این عربستان سعودی و قطر بودند که صدرنشین عرصه رسانه ای و تبلیغاتی بوده اند. درباره جنگ داخلی سوریه نیز همین وضعیت صادق است؛ چرا که ریاض و دوحه با تمام توان و بصورت آشکار از جنبش‌های نافرمانی علیه نظام بشار اسد حمایت کردند. در مقابل امارات متحده عربی در حاشیه امن قرار گرفت. امارات متحده عربی از نظر جمعیت و قدرت از سعودی پایین‌تر و از قطر محافظه کار‌تر است با این حال از نظر اقدامات، مخصوصا پس از ۲۰۱۱ دست کمی از آن دو ندارد.

سیاست خارجی امارات بر دو پایه اصلی استوار است: آسیب نخوردن از ایران و مبارزه با اسلام سیاسی در همه اشکالش مخصوصا اخوان المسلمین. ترس از ایران نقطه اشتراک همه کشورهای خلیج است اما رویکرد آنها در قبال اسلام سیاسی یکسان نیست. و این چیزی است که امارات را در مواجهه مستقیم با قطر و تا حدودی در مقابل عربستان سعودی قرار داده است.

ملک عبدالله اخوان المسلمین را دشمن می‌دانست تا جایی که در سال ۲۰۱۴ این گروه را در لیست تروریسم داخل کرد همچنان که امارات نیز این کار را انجام داد. اما ملک سلمان این دشمنی را با هدف تشکیل یک جبهه سنی قوی که جریانات تروریستی را برای مواجهه با ایران تصدی‌گری کند، کاهش داد.

روش برخورد سعودی با اخوان شبیه بحرین است که آن نیز دارای نظام پادشاهی سنی با جمعیتی غالبا شیعی است. همچنین دولت کویت که هرچند پادشاهی است ولی دارای نظام پارلمانی و به گواهی تاریخ لیبرال‌تر از دیگر نظائر خود است. اما درباره ابوظبی هیچ گونه جای سازش و معامله با اخوان نیست. بعد از اینکه امارات درهای خود را بروی اخوان گشود آنها قوت گرفتند و در موسسات نفوذ یافتند. اما از ابتدای قرن جدید دولت به آنها به چشم تهدیدی برای استقرار خود نگریست و از ۲۰۱۱ بی محابا شروع به سرکوب و قلع و قمع آنها نمود.

پشتیبانی از نظام سیسی

ریاض و ابوظبی هر دو به شدت انقلاب سیسی علیه محمد مرسی را که عضو اخوان و بهره‌مند از حمایت قطر بود، پشتیبانی کردند. مرسی رئیس جمهوری بود که در سال۲۰۱۲ طی اولین انتخابات دموکراتیک واقعی که کشور به خود دیده بود پیروز شد. برای امارات و سعودی به هیچ وجه قابل پذیرش نبود که کشوری چون مصر را در دست اخوان رها کنند. کشوری که مذهب آن سنی است و موسسه الازهر در آن قرار دارد و پرجمعیت ترین کشور عربی است. علاوه بر اینکه این اخوان عمق استراتژیک ایران محسوب می‌شود.

اما اختلافاتی میان ریاض و قاهره پیش آمد که باعث شد سیسی به سمت امارات کشیده شود. مهم‌ترین آن‌ها تایید آشکار نظام بشار اسد توسط سیسی بود. همچنین عدم پذیرش ارسال نیروی زمینی برای مبارزه با حوثی‌‌ها در یمن. به علاوه نزدیکی آشکار میان قاهره و موسکو. همچنین حکم دستگاه قضایی مصر بر عدم انتقال مالکیت دو جزیره «تیران» و «صنافیر» به سعودی. تیران و صنافیر دو جزیره مشرف بر تنگه تیران هستند که ورودی جنوبی خلیج عقبه محسوب می‌شود و در جنوب شرق صحرای سینا واقع شده است. هنگامی‌که ریاض به دلیل اختلاف مواضعش با قاهره کمک‌های مالی و پتروشیمی خود را به حالت تعلیق درآورد، ابوظبی علیرغم انتقاد از عدم استفاده صحیح قاهره از کمک‌های میلیارد دلاری دولت‌های خلیج ، همچنان مساعدت‌های خود را به قاهره ارسال کرد.

دشمنی با «النهضه» در تونس

امارات بر خلاف مصر هر گونه کمک به تونس را قطع کرد. تونس پیش از ۲۰۱۱ دومین شریک تجاری امارات بعد از لیبی محسوب می‌شد. علت قطع کمک‌ها این بود که حزب «النهضه» اخوانی به ریاست راشد الغنوشی، زمام حکومت این کشور را به دست گرفته بود. حتی پس از روی کار آمدن دولت الباجی قائد السبسی نیز امارات سیاست دوری از تونس را ادامه داد اگرچه حضور النهضه محدود به یک صندلی وزارت بود. چون امارات به دنبال کنار گذاشتن کامل اخوان المسلمین از قدرت بود. مانند آنچه در تابستان ۲۰۱۳ در مصر اتفاق افتاد. اما این اتفاق در تونس رخ نداد. چون رهبر النهضه با کناره‌گیری از ریاست جمهوری در ژانویه ۲۰۱۴ که تا حدودی متاثر از حوادث مصر بود، از تکرار سناریوی مصر در تونس جلوگیری کرد.

اتفاق مهمی در نوامبر ۲۰۱۶ در تونس رخ داد و آن برگزاری همایش بین المللی سرمایه‌گذاری با حمایت قطر بود که هدف آن «احیای سرمایه گذاری‌های در معرض خطر کشور قطر» بود. این نشست در غیاب نمایندگان رسمی امارات و تنها با حضور یک شرکت سرمایه‌گذاری از دبی برگزار شد. اما در این نشست، ملک سلمان روابط خود با تونس را پس از یک برهه تنش شدید در پی قیام ۲۰۱۱ تقویت کرد.

اختلاف با ریاض بر سر یمن

هرچند امارات به تحالف نظامی ضد جنبش انصارالله یمن پیوست اما مخالف کمک سعودی به حزب اخوانی «الاصلاح الیمنی» بود، با اینکه شبه نظامیان این حزب در کنار نیروهای منصور هادی و علیه حوثی‌ها می جنگیدند. هم‌چنین دو کشور درباره کیفیت حکومتی که باید قدرت را در آینده به دست بگیرد و افرادی که شایسته پشتیبانی هستند هم‌نظر نبودند. با وجود اینکه دو کشور وجود هرگونه اختلافی را نفی می‌کردند اما شکاف عمیقی بین آنها درباره سرنوشت اخوان در یمن وجود داشت.

از این رو ابوظبی ریاض را به دلیل بی تفاوتی‌اش در قبال توسعه گروه‌های جهادی در یمن که از نابسامانی موجود بهره می‌بردند سرزنش می‌کرد. بی‌تفاوتی که موجب شد «سازمان القاعده عربستان» نفوذ خود را به شرق و جنوب شرق کشور گسترش دهد و نتیجه آن در شکل‌گیری داعش که محصول انشقاق سران القاعده عربستان است، آشکار شود. واقعیت این است که سعودی مدت‌ها است که حملات هوایی خود به القاعده را به دلیل مبارزه با حوثی‌ها متوقف کرده است.

منبع: شعوبا

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

کلید مقابل را فعال کنید