کد خبر: 22160

تاریخ انتشار: اسفند ۲۱, ۱۳۹۷

آیا تکلیف قرارداد الجزایر در سفر روحانی به عراق مشخص می‌شود؟

سفر آقای روحانی به عراق اگر چه برای اولین بار صورت می‌گیرد، اما می‌تواند یک نقطه عطف جدید در مناسبات ایران و عراق باشد و به واسطه اهمیت آن آقای روحانی می تواند گام های مثبت و موثری در خصوص عملیاتی کردن تعهدات عراق انجام دهد. به هر حال نمی توان منکر این واقعیت بود […]

سفر آقای روحانی به عراق اگر چه برای اولین بار صورت می‌گیرد، اما می‌تواند یک نقطه عطف جدید در مناسبات ایران و عراق باشد و به واسطه اهمیت آن آقای روحانی می تواند گام های مثبت و موثری در خصوص عملیاتی کردن تعهدات عراق انجام دهد. به هر حال نمی توان منکر این واقعیت بود که لایه روبی شرط العرب هزینه بسیار زیادی برای دو کشور دارد و به واسطه شرایط کنونی این رودخانه اکنون بستر برای کشتیرانی در آن وجود ندارد. فلذا اگر ما بتوانیم دولت عراق را متقاعد به لایه روبی و پاکسازی زودتر این رودخانه کنیم، می‌توانیم با کشتیرانی درشط العرب یا همان اروند رود، بسترهای همکاری دو جانبه را در خصوص توریسم، تبادل کالا و دیگر مسائل افزایش دهیم.

به گزارش مدار شرقی، یکی از مهمترین دستور کارهای اولین سفر حسن روحانی به عراق پیگیری تعهدات این کشور در قرارداد ۱۹۷۵ میلادی الجزایر است. اگر چه در طول این سال‌ها، بغداد به دلایل و یا بهانه های مختلف از انجام تعهدات خود شانه خالی کرده است، اما به نظر می‌رسد که تهران در ماه های اخیر با سفر آقای ظریف و نیز حضور آقای روحانی برنامه جدی برای به سرانجام رساندن آینده قرارداد الجزایر و تعیین تکلیف شط العرب یا همان اروند رود دارد. اما به واقع میزان موفقیت تهران در این خصوص چقدر است؟ دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مسئله، گپ و گفت را با مرتضی موسوی خلخالی، دیپلمات اسبق و کارشناس جهان عرب که از دست اندکاران قرارداد الجزایر است، صورت داده که در ادامه از نظر می‌گذرانید:

با انجام اولین سفر حسن روحانی، رئیس جمهور ایران به کشور عراق اهداف و قرارداد های مهمی در خصوص مناسبات سیاسی و اقتصادی دو کشور در دستور کار این سفر سه روزه وجود دارد که یقیناً یکی از آنها به قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر بازمی‌گردد. با توجه به این که شما یکی از آگاهان و دست اندرکاران آن قرارداد بودید، آیا در سایه تعلل دولت عراق، به خصوص دولت های بعد از سال ۲۰۰۳ می‌توان شاهد موفقیت آقای روحانی در اجرایی کردن این قرارداد بود؟

در خصوص قرارداد الجزایر باید یک نکته مهم را عنوان داشت که آقای رئیس جمهور و همچنین محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجه نباید در مورد ماهیت و مفاد قرارداد ۱۹۷۵ گفت و گو و مذاکره ای را با دولت بغداد انجام دهند.

چرا؟

به این دلیل که بهترین قرارداد فی مابین ایران و عراق قبل از جمهوری اسلامی ایران به همین معاهده ۱۹۷۵ الجزایر بازمی‌گردد. فلذا در صورت مذاکره بر سر ماهیت و مفاد آن حساسیت‌های نابه جایی را ایجاد خواهیم کرد. پس باید کانون تلاش دیپلماتیک آقای روحانی و آقای ظریف در خصوص عدم اجرای تعهدات عراق باشد، نه مفاد و ماهیت آن. در راستای نکات مهم شما من هم معتقدم که باید اکنون مسئله لایه روبی شط العرب به دولت عراق گوشزد شود، چون به هرحال این قرارداد از طرف دولت عراق بی اعتبار نشده است، هر چند که در دوره صدام حسین در برهه  جنگ این قرار داد نادیده گرفته شد، اما بعد از جنگ باز همین صدام حسین خود را متعهد به قرارداد الجزایر دانست. در راستای نکته شما دولت های بعد از رژیم بعث نیز به بهانه های گوناگون از انجام تعهدات خود شانه خالی کردند، هرچند که هیچ کدام از این دولت‌ها در خصوص مخالفت با اجرای مفاد این عهدنامه سخنی نگفتند، اما به بهانه های مختلف نتوانستند تعهدات خود را اجرایی کنند.
به نظر من سفر آقای روحانی به عراق اگر چه برای اولین بار صورت می‌گیرد، اما می‌تواند یک نقطه عطف جدید در مناسبات ایران و عراق باشد و به واسطه اهمیت آن آقای روحانی می تواند گام های مثبت و موثری در خصوص عملیاتی کردن تعهدات عراق انجام دهد. به هر حال نمی توان منکر این واقعیت بود که لایه روبی شرط العرب هزینه بسیار زیادی برای دو کشور دارد و به واسطه شرایط کنونی این رودخانه اکنون بستر برای کشتیرانی در آن وجود ندارد. فلذا اگر ما بتوانیم دولت عراق را متقاعد به لایه روبی و پاکسازی زودتر این رودخانه کنیم، می‌توانیم با کشتیرانی درشط العرب یا همان اروند رود، بسترهای همکاری دو جانبه را در خصوص توریسم، تبادل کالا و دیگر مسائل افزایش دهیم.  در قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر بندی وجود دارد که بسیار مهم است و آن بند تاکید دارد که این قرارداد قطعی، لا یتغیر و ابدی خواهد بود و به هیچ وجه این قرارداد قابل این فسخ از جانب هیچ کدام از دو طرف نیست، لذا با تداوم اعتبار این قرارداد باید با یک پروسه دیپلماتیک دقیق و فشرده، اجرای بندهای آن را شروع کنیم. در کنار این مسئله باید وضعیت میله های مرزی دو کشور که در فاصله هشت سال جنگ عراق و ایران جابه‌جا شده است، روشن شود. متاسفانه اکنون در ۷۰۰ کیلومتر از مرز مشترک خاکی ایران و عراق میله های مرزی جا به‌جا شده‌اند و نیاز است که واحد مهندسی نیروهای نظامی دو کشور به همراه تیم مربوطه از وزارت امور خارجه تکلیف این حدود مرزی و میله های آن را روشن کند. در راستای این نکته باید عنوان داشت که به نقطه عمق شط العرب به عنوان خط مرزی دو کشور در این رودخانه تعیین شده است. لذا باید لایه روبی این رودخانه صورت گیرد تا خط مرزی این ایران و عراق نیز در این مرز آبی به موازات میله های مرزی خاکی روشن شود.

در خصوص مسئله غرامت هشت سال جنگ علیه ایران چطور، آیا می توان به دریافت غرامت دست یافت. البته در این رابطه برخی معتقدند که کم کاری از طرف دولت ایران صورت گرفته است؟

شاید به دلایلی این کمک کاری صورت گرفته باشد، اما من معتقدم باید مسئله دریافت غرامت جنگی ایران از عراق طبق قطعنامه ۵۹۸ جز مطالبات ما در این سفر یا سفر های آتی قرار گیرد. چنانی که من در مصاحبه پیشین با دیپلماسی ایرانی اشاره داشتم شاید دولت ها عراق به بهانه های مختلف مانند جنگ با داعش و یا نبود وضعیت اقتصادی مناسب از زیر بار آن شانه خالی کرده است، اما اکنون به واسطه مشکلات اقتصادیمان یقیناً باید پرداخت غرامت به صورت جدی پیگیری شود، چون به هر حال عراق از وضعیت بهتری نسبت به ایران برخوردار است. لذا باید این مطالبات از طرف ایران ادامه یابد و به صورت مداوم در دستور کار باشد، چنان که کویت سال ها است که این غرامت را از عراق می گیرد. البته نباید این کار موجب حساسیت های در مناسبات دو کشور می‌شود و باید از طریق دیپلماتیک و حقوقی مسئله پرداخت غرامت پیگیری شود. ما به این پول نیاز داریم و در این راستا به نظر من عراق باید با کویت مذاکراتی را انجام دهد تا بتواند بخش یا همه غرامتی که به کویت می پردازد را به تعویق بیندازد و در ازای غرامت ایران پرداخت شود، چون به هر حال کویت اکنون نیازی به این پول های عراق ندارد و به نظر من امیر کویت نیز با این مساله موافق خواهد بود.

یکی دیگر از دستور کار های سفر روحانی به عراق دیدار با مراجع دینی به خصوص آیت الله سیستانی است که می تواند اهمیت سفر رئیس جمهور ایران را دو چندان کند. اما به واقع دلایل اهمیت این دیدار در چه پارامترهایی خلاصه می شود؟

باید اذعان کرد که آیت الله سیستانی یکی از مهم ترین شخصیت های دینی عراق بعد از سقوط صدام حسین است که روز به روز بر اهمیت و جایگاه ایشان افزوده می‌شود. لذا چنین شخصیتی با این میزان و شدت از نفوذ در میان جامعه عراق، از اهل سنت و شیعه ها تا کردها و اعراب موجب می شود تا دیدار آقای حسن روحانی با چنین شخصیتی، میزان مقبولیت ایران را در عراق افزایش دهد، آن هم در شرایطی که ایران به افزایش جایگاه خود در عراق برای تقابل با تحریم‌های آمریکا نیاز دارد. از این رو است که ملاقات و دیدار با روحانی با آیت الله سیستانی اهمیت بسیاری پیدا می کند. در این سفر آقای روحانی سعی دارد مناسبات اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک و نظامی – امنیتی دو کشور را ارتقا بخشد. این تلاش به موازات مناسبات نه چندان خوب ایران با کشورهای عربی است. پس باید ایران از پتانسیل و جایگاه عراق برای میانجی گری و ارتباط با دیگر کشور ها استفاده کند و یقیناً علاوه بر مناسبات رسمی دیپلماتیک دو کشور، تهران می تواند از جایگاه مراجع دینی مانند آیت الله سیستانی که نفوذ بسیار زیادی در جهان عرب دارد، استفاده کند. من معتقدم مادامی که فشارها و ایران هراسی از طرف برخی از کشورهای عربی منطقه ادامه پیدا کند به موازات آن تلاش برای ادامه فشارهای جامعه جهانی نیز وجود خواهد داشت. پس باید روابط خود را با بهترین و مهمترین کشورهای عربی منطقه مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر بازسازی کنیم و این مسئله از کانال عراق میسر است، چون بغداد مناسبات خاص و ویژه ای با این کشورهای عربی دارد. به عبارت دیگر عراق می‌تواند نقش سازنده‌ای در بازسازی روابط ایران با برخی کشورهای عربی داشته باشد.

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi