کد خبر: 23265

تاریخ انتشار: مرداد ۴, ۱۳۹۸

آیا اقتصاد ایران در برابر تحریم‌ها مقاوم شده است؟

“چون کشور با مقاومت کشور پیک تحریم ها را رد کرده است. لذا اصلی ترین راه نجات ما در خصوص مسائل اقتصادی و معیشتی و نیز تحقق آینده روشن اقتصادی ایران اسلامی در برابر تحریم ها پیگیری همین سیاست مقاومت است. ما باید از تهدید تحریم یک فرصت بسازیم تا در نهایت یک اقتصاد واکسینه […]

چون کشور با مقاومت کشور پیک تحریم ها را رد کرده است. لذا اصلی ترین راه نجات ما در خصوص مسائل اقتصادی و معیشتی و نیز تحقق آینده روشن اقتصادی ایران اسلامی در برابر تحریم ها پیگیری همین سیاست مقاومت است. ما باید از تهدید تحریم یک فرصت بسازیم تا در نهایت یک اقتصاد واکسینه شده در برابر فشارها و تحریم های اقتصادی را شکل دهیم. در این صورت دیگر هیچ گاه ابزار تحریم در برابر اقتصاد ایران، چه از طرف آمریکا و چه از طرف هر کشور دیگری اثرگذار نخواهد بود.

ایران

به گزارش مدار شرقی، در خصوص آینده اقتصادی و معیشتی کشور در سایه تداوم تحریم ها برخی معتقدند که با مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی می توان وضعیت را تغییر داد. در این راستا به باور این عده کشور اکنون توانسته است با ۱۴ ماه ایستادگی خود پیک تحریم های ایالات متحده آمریکا را رد کند. از این رو کاخ سفید دیگر نمی تواند اهرمی به نام فشار اقتصادی را علیه ایران برای کشیدن تهران پای میز مذاکره مورد استفاده قرار دهد. چرا که این اهرم دیگر کارایی خود را از دست داده است. اما این مسئله تا چه اندازه می‌تواند نزدیک به واقعیت، به خصوص اقتضائات اقتصادی و معیشتی جامعه باشد؟ دیپلماسی ایرانی در گفت وگویی با علی اکبر کریمی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی به بررسی این مسئله پرداخته است که در ادامه می خوانید:

در خصوص توضیح، تبیین و یا توجیه وضعیت کنونی اقتصادی کشور، به خصوص در رابطه با سیر نزولی ارز در شرایط تحریمی کنونی دو دیدگاه وجود دارد؛ دیدگاه اول ناظر بر این واقعیت است که اساساً با خروج دونالد ترامپ از برجام و بازگشت تحریم ها موج روانی ناشی از نگرانی از آینده کشور سبب شد تا سیل نقدینگی داخلی در کشور به سمت بازار ارز کشیده شود و در کنار ناکارآمدی دولت، شرایط به جایی رسید که تابستان سال گذشته دلار تا ۲۰ هزار تومان هم افزایش پیدا کرد. اما در شرایط کنونی که تحریم های ایالات متحده آمریکا بیشتر شده و تنش تهران – واشنگتن هم به مراتب پر رنگ تر شده است، به دلیل کنترل بازار از جانب دولت و نیز موازنه قوای ایران با ایالات متحده آمریکا و اخیراً انگلستان، شرایط به جایی رسیده است که این پارامترهای سیاسی و دیپلماتیک نمی تواند تاثیری بر بازار ارز بگذارد. در مقابل دیدگاه دوم بر این واقعیت تاکید دارد اساساً تمام تحولات بازار ارز، چه دلار ۲۰ هزار تومانی و شرایط کنونی تنها مبین این مسئله است که نیرویی قوی تر از پارامترهای سیاسی و دیپلماتیک بازار ارز را در دست گرفته است که یکی از این نیروها می‌تواند دولت باشد و با بازی ارزی به دنبال رفع کسری بودجه و همچنین کسری منابع ارزی خود است و گرنه در شرایط حال حاضر تنش آمریکا و ایران که به رادیکال ترین حالت خود رسیده است و به تبع آن تحریم های نفتی و بانکی هم اوج پیدا کرده است، هیچ توجیهی اقتصادی و منطقی برای کاهش نرخ ارز وجود ندارد. ارزیابی شما از این دو سناریو چیست؟

من اعتقادی به بازی دولت با نرخ ارز ندارم. چون تحولات و اتفاقاتی که در این بازار از سال گذشته تا کنون اتفاق افتاده است بیشتر یک واکنش روانی و هیجانی جامعه در پی خروج ترامپ از برجام و بازگشت تحریم ها بود. البته در کنار آن هم دولت نتوانست آن‌گونه که باید مدیریت جدی در خصوص کنترل قیمت‌های ارز داشته باشد. لذا مجموعه شرایط دست به دست هم داد تا سال گذشته با آن تحولات بسیار شدید و البته تلخ روبه رو باشیم که متاسفانه فشار جدی بر اقتصاد کشور و معیشت مردم وارد کرد. اما خوشبختانه اکنون دولت و سیاست های بانک مرکزی در سایه اقدامات آقای دکتر همتی سبب شده است که بازار ارز با نظم و ثبات بیشتری همراه باشد.
به عبارت دیگر اکنون در سایه مدیریت رئیس کل بانک مرکزی، فضای هیجانی و واکنش روانی جامعه نسبت به تحولات حوزه سیاست و دیپلماسی کنترل شده است. از این رو تبعات منفی و مخرب پارامترهای سیاسی و دیپلماتیک دیگر آن‌گونه که باید بر بازار ارز تاثیرات خود را ندارد. از طرف دیگر حذف تقاضاهای بدون اولویت و نیز مدیریت در تخصیص ارز به کالاهای اساسی سبب شده است که شرایط اکنون در یک وضعیت مناسبی باشد. همین مسئله باعث شده است که آن فشار از روی بازار برداشته شود. لذا من معتقدم که این عوامل سبب شد تا اکنون بازار ارز حتی در سایه تشدید تنش ایالات متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران و نیز تداوم تحریم های ظالمانه و یکجانبه کاخ سفید به یک ثبات برسد. 
لذا اقدامات و سیاست‌های بانک مرکزی در این مدت به شدت قابل تقدیر است. البته من معتقدم که نرخ اصلی دلار زیر ۱۰ هزار تومان است. از این رو این دست اقدامات بانک مرکزی و دولت در کنترل، پایش و مدیریت بازار ارز باید تداوم پیدا کند تا ارز به نرخ واقعی خود نزدیک شود، در عین حال پارامترهای واقعی که قیمت واقعی ارز را تعیین می کنند، بیش از پیش از اثرات خود را نمایان سازند. بنابراین باید برای عملیاتی کردن این پارامترها از هم اکنون برنامه های جدی در دستور کار قرار داد تا بتوان شرایط کنونی را پایدار کرد و ان شاالله در آینده نزدیک به ارز تک نرخی بازگردیم.

اگر شما معتقدید که دولت به دنبال بازی با نرخ ارز نیست چرا قیمت کالاها و اجناس و خدمات آن گونه که باید و متناسب با کاهش نرخ دلار روند نزولی پیدا نکرده است؟ آیا به این دلیل نیست که اکنون بازار ارز اطمینانی به تداوم این شرایط ندارد و از آن سو به جامعه و بازار ارز به سیاست های دست های پشت پرده در تعیین قیمت ارز واقف است؟

 به هیچ وجه این گونه نیست. مهمترین عاملی که اکنون باعث ثبات نرخ ارز و کاهش آن شده است به حذف عوامل تحریک جامعه باز می گردد. یعنی اکنون دولت توانسته است عواملی که باعث ایجاد موج واکنش های روانی و هیجانی نسبت به خرید ارز می شد را در طول ماه ها و هفته‌های گذشته کنار بگذارد. شما شاهد هستید که از ۱۸ اردیبهشت سال جاری اقدامات جمهوری اسلامی ایران در کاهش تعهدات برجامی برای تقابل با سیاست ها و نگاه های ظالمانه و یکجانبه ایالات متحده آمریکا و نیز بدعهدی اروپا شروع شد. در کنار آن برخی تحولات در منطقه خلیج فارس هم روی داد. هر کدام از این اقدامات و تحولات می توانست به تنهایی باعث افزایش جدی نرخ رشد شود، اما خوشبختانه دولت توانسته است تاثیرات مخرب این عوامل و پارامترهای سیاسی و دیپلماتیک را در تحریک جامع و ایجاد موج احساسی، هیجانی و روانی نسبت به آینده اقتصادی کشور را کنترل و مدیریت کند. پس همین دست اقدامات بوده است که سبب شد تا بانک مرکزی هم برنامه‌های جدی برای کنترل بازار ارز داشته باشد. 
البته کاهش نرخ اجناس و کالاها و خدمات نیز به تدریج شکل خواهد گرفت. چرا که این پروسه یک پروسه زمان‌بر است. در کنار این مسائل کنترل و مدیریت تقاضای ارز در امر واردات نیز بسیار موثر است. چون اکنون در خصوص واردات نظارت های بسیار سختگیرانه ای وجود دارد. اکنون اولویت‌بندی واردات، هم در مجلس و هم دولت برای واردات موجب شکل گیری نظم خاصی در مسئله واردات کالاها و اجناس شده است. چرا که همه تقاضاها برای واردات و تخصیص ارز به آن اکنون با پاسخ مثبت همراه نیست. همین مسئله سبب شده است که فشار روی بازار ارز کاهش پیدا کند.
البته من معتقدم که نظام تعیین قیمت و سیستم توزیع کالا در کشور هم با چالش‌ها و مشکلات بسیار عدیده ای روبه روست و همین مسئله سبب شده است تا کاهش نرخ ارز آن گونه که باید بر قیمت کالاها و اجناس اثر گذار نبوده است. البته همین نظام تعیین قیمت و سیستم توزیع کالا پارامترهایی هستند که در اختیار بانک مرکزی قرار ندارند. لذا همان گونه که بانک مرکزی با یک مدیریت جدید توانست در فضای تنش ایالات متحده آمریکا با جمهوری اسلامی ایران و نیز تداوم هر چه بیشتر تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی ظالمانه و یکجانبه کاخ سفید ثبات و کاهش نرخ ارز در بازار شکل دهد، اگر مدیریت قوی در دیگر نهادهایی که در خصوص نظام تعیین قیمت و سیستم توزیع کالا فعالیت دارند، شل گیرد، یقین بدانید در کوتاه‌مدت ثبات و کاهش نرخ ارز در بازار اثرات خود را بر کاهش نرخ اجناس و خدمات خواهد داشت. 
ضمن اینکه متاسفانه ارز ۴۲۰۰ تومانی به عنوان یک مبنای رانت بزرگ در جامعه، سیستم اقتصادی و بازار کشور اثر خود را گذاشته است و تا زمانی که این زمینه و بستر رانت بزرگ کماکان در بازار فعال است باید شاهد این تنش ها در قیمت کالاها، اجناس و معیشت مردم باشیم. بنابراین دولت باید این جسارت را به خود بدهد که در کنار کنترل و تنظیم بازار ارز به تدریج شرایط را برای تک‌نرخی کردن ارز در کشور فراهم کند.

اما در یک نگاه کلان تر و البته مهم تر در خصوص آینده اقتصادی کشور در سایه تداوم تحریم ها نیز دو سناریو مطرح است؛ اول اینکه برخی از مسئولین، به خصوص دولت اعتقاد دارد که اکنون اقتصاد کشور پیچ سخت تحریم ها را رد کرده است. چون ایالات متحده آمریکا دیگر تحریمی برای اعمال علیه جمهوری اسلامی ایران ندارد. لذا اقتصاد کشور از این به بعد به دنبال تقابل جدی تر با فشارهای آمریکا و به موازات آن رشد اقتصادی خواهد رفت. در سناریوی دوم بسیاری معتقدند که اساساً تحریم‌ها در گذر زمان خود را نشان خواهد داد و هرچه از اعمال تحریم ها فاصله بگیریم تاثیر مخرب فشارها اقتصادی به تدریج بر کشور نمایان خواهد شد. یعنی اقتصاد ایران در سایه عدم فروش نفت و تحریم‌های پولی و بانکی به نقطه فرسایشی و در نهایت سقوط خواهد رسید. لذا وضعیت کشور در آینده به مراتب بدتر از امروز خواهد بود. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

یقین بدانید که کشور پیک تحریم ها را رد کرده است و دولت و کشور نیز توانسته است مقاومت جدی در برابر تحریم‌ها داشته باشد. از آن طرف چون ایالات متحده آمریکا دیگر تحریمی برای اعمال ضد جمهوری اسلامی ایران ندارد و تقریبا تمام شخصیت های حقیقی و حقوقی و نیز ارگان ها و نهادها را تحریک کرده است، دیگر برگ برنده تحریم برای کاخ سفید اثرگذار نخواهد بود. بنابراین باید از این به بعد شاهد تقابل جدی تر جمهوری اسلامی ایران با تحریم‌های اقتصادی و به تبع آن رشد تجاری کشور باشیم. البته این نکته را هم باید بگویم نمی توان در کوتاه مدت شاهد رفع آثار و تبعات مخرب تحریم های ایالات متحده آمریکا بود، آن هم ساختار و سیستم تحریمی که تقریبا می توان گفت در خصوص هیچ کشوری با این شدت اعمال نشده است.
بنابراین خروج از شرایط تورمی و رکود ناشی از تحریم به برنامه‌ریزی و از آن مهم تر عملیاتی کردن برنامه ها و زمان نیاز دارد. مهمترین راهکاری که در حال حاضر می تواند به اقتصاد کشور کمک کند یقیناً پیگیری اقتصاد مقاومتی است. چون که یقینا مسئله‌ مقاومت و ایستادگی در برابر فشارهای آمریکا تنها راه حل پیروزی بر یکجانبه گرایی کاخ سفید است. در این راستا ما تا قبل از اردیبهشت سال جاری یک نگاه و سیاست منعطف و منفعلانه ای در برابر اقدامات و تحریم های ظالمانه و یکجانبه دونالد ترامپ داشتیم و تنها امید خود را به سه کشور اروپایی بسته بودیم. لذا اروپایی ها هم در این مدت بدعهدی های خود را داشتند. اما اکنون ایران توانسته است با مقاومت و پاسخگویی مناسب در خصوص اقدامات کاخ سفید و بدعهدی های اروپا، شرایط را تغییر دهد. اتفاقاً نتیجه همین مقاومت و ایستادگی بوده است که طی روزها و هفته‌های اخیر شاهد رفت و آمدهای دیپلماتیک بسیاری از سران و مقامات برای میانجیگری از طرف آمریکا با ایران هستیم. مضافاً اینکه سران و مقامات کاخ سفید هم به طور متناوب و به صراحت از آمادگی واشنگتن برای مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران سخن می گویند. پس ایران توانسته است یک موازنه قوا در صحنه بین الملل ایجاد کند. این مرهون ایستادگی جمهوری اسلامی ایران در برابر زیاده خواهی های غرب است.  از این رو اصلی ترین راه نجات ما در خصوص مسائل اقتصادی و معیشتی و نیز تحقق آینده روشن اقتصادی ایران اسلامی در برابر تحریم ها پیگیری همین سیاست مقاومت است. ما باید از تهدید تحریم یک فرصت بسازیم تا در نهایت یک اقتصاد واکسینه شده در برابر فشارها و تحریم های اقتصادی را شکل دهیم. در این صورت دیگر هیچ گاه ابزار تحریم در برابر اقتصاد ایران، چه از طرف آمریکا و چه از طرف هر کشور دیگری  اثرگذار خواهد بود.
 

Likes(0)Dislikes(0)
ارسال دیدگاه

*

code

logo-samandehi
WP to LinkedIn Auto Publish Powered By : XYZScripts.com