آزادسازی بخشی از دارایی های ایران؛ یک تیر و چند نشان آمریکا؟
آنچه اقتصاددان ها و تحلیل گران اقتصاد و دلسوزان بازار و نقش آفرینان توسعه در کشور می خواهند و می جویند بی تردید با سیاست تصمیم گیران همخوان نیست. اگر می شد گزینه های جایگزین را مطالبه کرد، بی تردید انگشت تخصص، ورود کالاهای سرمایه ای را نشانه می گرفت.
مینا علی اسلام
به گزارش مدار شرقی، چرخ مذاکرات چرخید و تا اینجای کار صحبت از آزادسازی بخشی از دارایی های ایران بصورت واردات غلات و مواد غذایی است که به جای باز کردن مسیر تنفس اقتصاد ایران، سود چند جانبه برای اقتصاد آمریکاست.
در تحولات اخیر، طرحی از سوی معاون رئیسجمهور آمریکا مطرح شده که بر اساس آن، داراییهای بلوکهشده ایران در ازای خرید کالاهای اساسی نظیر گندم، ذرت و سویای آمریکایی آزاد شود. این یادداشت به بررسی تأثیر این پیشنهاد بر اقتصاد ایران و مقایسه آن با رویکرد جایگزین یعنی سرمایهگذاری بر واردات کالاهای سرمایهای و زیرساختی میپردازد.
بعد مثبت ماجرا کجاست؟
از منظر کوتاهمدت، این طرح میتواند مزایایی برای اقتصاد ایران داشته باشد:
* تثبیت بازار ارز و مهار تورم: ورود کالاهای اساسی با استفاده از داراییهای بلوکهشده، فشار بر ذخایر ارزی کشور را کاهش داده و به ثبات نسبی بازار ارز کمک میکند. با توجه به اینکه ایران بخش قابل توجهی از نیازهای غذایی خود را وارد میکند، تأمین این کالاها بدون نیاز به تخصیص ارز جدید، میتواند به کنترل قیمتها و کاهش فشار معیشتی بر اقشار آسیبپذیر کمک کند.
* تنوعبخشیدن به منابع تأمین کالاهای اساسی: هرچند ایران همواره مخالفت سیاسی خود با آمریکا را اعلام کرده، اما کالاهای آمریکایی از طریق واسطهها همچنان به بازار ایران راه مییافتند. این مسیر مستقیم، هزینههای پنهان و واسطهگری را حذف کرده و شفافیت بیشتری ایجاد میکند.
خوش بینی جوابگوی اقتصاد نیست
با وجود مزایای کوتاهمدت، این طرح با چالشهای جدی همراه است:
* عدم قطعیت در توزیع و شفافیت: تجربه نشان داده که سازوکارهای مشابه بشردوستانه، تضمینی برای رسیدن کالاها به دست مردم ندارند. نگرانی از انحراف این محمولهها به شبکه های غیر دولتی ها وجود دارد که میتواند به تقویت گروههای مورد نظر آمریکا منجر شود.
* ناسازگاری با استراتژی توسعه پایدار: اگرچه این طرح کوتاهمدت تامین غذای مردم را تضمین میکند، اما پرسش اصلی اینجاست که آیا بهکارگیری داراییهای بلوکهشده برای واردات مواد غذایی، بهجای تجهیزات و ماشینآلات توسعهدهنده، به نفع اقتصاد ایران است؟
اگر امکان جایگزین وجود داشت
آنچه اقتصاددان ها و تحلیل گران اقتصاد و دلسوزان بازار و نقش آفرینان توسعه در کشور می خواهند و می جویند بی تردید با سیاست تصمیم گیران همخوان نیست. اگر می شد گزینه های جایگزین را مطالبه کرد، بی تردید انگشت تخصص، ورود کالاهای سرمایه ای را نشانه می گرفت.
شاید باری از دوش این اقتصاد بحران زده در سایه تقویت تولید داخلی و هدف گیری صادرات با کیفیت و ورود ارز و رونق بازار، بردارد.
واردکالاهای سرمایه ای چه ثمرات دارد:
*تاثیر چندبرابری بر تولید و اشتغال: ورود ماشینآلات سنگین، تجهیزات فنی و مهندسی و خودروهای صنعتی، برخلاف کالاهای مصرفیِ یکبارمصرف مانند گندم، میتواند ظرفیت تولید داخلی را افزایش دهد. این تجهیزات، پایهگذار صنایع جدید، احیای صنایع فرسوده و ایجاد زنجیرههای ارزش افزودهای هستند که رونق پایدار اقتصادی را به همراه دارند.
* ارتقای بهرهوری و رقابتپذیری: با توجه به اینکه بخش بزرگی از زیرساختهای صنعتی ایران ریشه در فناوری آمریکایی دارد، دسترسی به قطعات و تجهیزات مدرن این کشور میتواند به نوسازی صنایع و افزایش بهرهوری منجر شود. این امر، وابستگی به واردات را در بلندمدت کاهش داده و توان صادراتی کشور را تقویت میکند.
اما تا اینجای کار رویکرد دیگری در دست بررسی است. طرح پیشنهادی آمریکا صراحتاً بر خرید غلات و محصولات کشاورزی تأکید دارد. این انتخاب، بیش از هر چیز ناظر بر منافع داخلی آمریکا و به ویژه حمایت از کشاورزان این کشور است که در پی کاهش صادرات به چین با چالش مواجه شدهاند. به عبارت دیگر، این طرح عمدتاً به سود اقتصاد آمریکا طراحی شده تا بهعنوان یک راهکار جامع برای توسعه اقتصاد ایران.
در مجموع بهکارگیری داراییهای بلوکهشده برای واردات کالاهای اساسی، اگرچه میتواند بهعنوان یک راهکار کوتاهمدت برای تأمین امنیت غذایی و کاهش فشار معیشتی مفید باشد، اما نمیتواند جایگزین یک استراتژی بلندمدت توسعهمحور شود. تمرکز بر واردات ماشینآلات و تجهیزات سرمایهای، گرچه با موانع سیاسی و عملیاتی بیشتری روبرو است، اما تأثیری بنیادین بر زیرساختهای تولید و اشتغال کشور خواهد داشت.
بنابراین، پاسخ به این پرسش که کدام رویکرد به نفع اقتصاد ایران است، به اولویتگذاری میان “مدیریت بحران” و “توسعه پایدار” بستگی دارد. پذیرش طرح پیشنهادی آمریکا در قالب خرید کالاهای اساسی، گرچه میتواند بهعنوان یک گام دیپلماتیک و تنفس اقتصادی تلقی شود، اما نباید ما را از هدف اصلی یعنی استفاده از این فرصت برای جذب سرمایهگذاریهای مولد و فناوری های پیشرفته غافل کند.
آنچه ضروری است، تلاش برای گشودن مسیری است که ضمن تامین نیازهای فوری، زمینهساز بازسازی ساختار اقتصادی و کاهش وابستگیهای مزمن باشد.
