هشدار تحلیلگران به ترامپ؛ تهران پیونگ یانگ نیست
مدار شرقی- روزنامه اعتماد نوشت: جهان سیاست در شوک هشدارها و تهدیدهایی است که میان ایران و امریکا رد و بدل میشود. برخی با نگاه خوشبینانه و البته در مقام مقایسه با دیگر پروندههای میان امریکا با سایر کشورها این میزان بگو و مگو میان ایران و امریکا را مقدمهای میدانند بر آغاز گفتوگوهای دو […]
مدار شرقی- روزنامه اعتماد نوشت: جهان سیاست در شوک هشدارها و تهدیدهایی است که میان ایران و امریکا رد و بدل میشود. برخی با نگاه خوشبینانه و البته در مقام مقایسه با دیگر پروندههای میان امریکا با سایر کشورها این میزان بگو و مگو میان ایران و امریکا را مقدمهای میدانند بر آغاز گفتوگوهای دو طرف ولو در سطح بسیار پایین و موردی. برخی دیگر اما نگران سطح تنشی هستند که میتواند هر لحظه از حالت قابل کنترل خارج شده و بحرانی دیگر در منطقه غرب آسیا بیافریند. تحلیلگران رسانههای متفاوت هرکدام از لنزی خاص به این تنش نگاه کردهاند:
آسوشیتدپرس:
تهدیدها با توییت از بین نمیروند
تهدید توییتری تهران توسط دونالد ترامپ رییسجمهور ایالات متحده درست در زمانی که سیاست فشار حداکثری بر ایران به گفته برخی برای تغییر نظام دراین کشور تشدید شده، به بمب خبری بدل شد. هیچکس پیشبینی جنگ فوری میان ایران و امریکا را ندارد. هم توییت ترامپ و هم سخنرانی ضدایرانی وزیر خارجه وی تنها دو هفته پیش از آنکه بخشی از تحریمهای غیرهستهای ایران دوباره اعمال شوند، صورت گرفت. همزمان دولت ترامپ قصد دارد یک رسانه فارسی زبان دیگر راه بیندازد تا در سایه آن بتواند به گمان خود، ایرانیها را علیه دولت بشوراند. برخی میگویند که توییت ترامپ در واکنش به اظهارنظر حسن روحانی رییسجمهور ایران بوده که به امریکا درباره مادر جنگها و بازی کردن با دم شیر در مواجهه با ایران هشدار داده است. شاید بتوان گفت که نوشتن این توییت عکسالعملی فوری به آن سخنان روحانی بوده اما رویکردی که در این توییت ترامپ دنبال شده در حقیقت بخشی از همان سیاست خارجی وسیعتر ترامپ در قبال ایران است. ٢۴ ساعت پس از این توییت ترامپ بود که محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران در توییت خود نوشت: ما را بیخیال تصور کنید. دنیا لافهای تندتر از این را چند ماه پیش شنیده است. ایرانیان هم ۴۰ سال است مشابه اینها را البته با لحن متمدنانهتری شنیدهاند. ما هزاران سال است که در اینجا بودهایم و سقوط امپراتوریها را دیدهایم، از جمله امپراتوری خودمان که از عمر برخی کشورها طولانیتر بود. مراقب باشید! چند ساعت پس از این توییت وزیر خارجه ایران زمانی که خبرنگاران در کاخ سفید از دونالد ترامپ سوال کردند که آیا نگران تحریک و واکنش ایران نیست؟ وی در پاسخ گفت: اصلا، به هیچوجه.
میتوان گفت که اظهارات جدید ترامپ برای ایرانیها نیز تازگی نداشته است و آنها منتظر این برخوردهای ترامپ پس از خروج وی از برجام در ماه مه بودند. ۴ آگوست و ۴ نوامبر تاریخهای بازگشت تحریمهای ایران هستند و ایرانیها از هماکنون خود را برای هر دوی این تاریخها آماده کردهاند. مایک پمپئو در بخشهایی از سخنان خود در جمع مثلا ایرانیهای مقیم کالیفرنیا گفت که امریکای تحت ریاست ترامپ دیگر در قبال تحولات جاری در ایران سکوت نمیکند. میتوان گفت که از این منظر حق با پمپئو است و ترامپ ساکت نمیماند اما به نظر میرسد که کاخ سفید قصد دارد روحانی را مقصر این تنش جدید میان تهران و واشنگتن معرفی کند. یک سناتور دموکرات که از اعضای کمیته روابط خارجی سنای ایالات متحده است در این باره میگوید: اقدامهای ایران در خاورمیانه یک تهدید به حساب میآید اما نمیتوان این تهدید را با توییتی از جانب ترامپ حل و فصل کرد. امریکا پس از خروج از توافق هستهای با ایران هیچ استراتژی مشخصی در قبال تهران ندارد.
تیم کین از کاندیداهای معاونت رییسجمهور دموکراتها در سال ٢٠١۶ نیز توییت ترامپ را نشانه خطرناک دیگری از تلاش کاخ سفید برای به راه انداختن جنگ با ایران میداند. ترامپ در یک سال و نیم گذشته از عمر ریاستجمهوریاش تجربه توییتهای آتشین درباره برخی از پروندههای بینالمللی مانند کره شمالی را داشته که پس از این توییتها کیم جونگ اون به پای میز مذاکره آمد. البته از تاریخ ١٢ ژوئن که کیم جونگ اون و دونالد تراپ با هم دیدار کردند تا این لحظه پیشرفتهای بسیار کمی در مذاکرات دو جانبه حاصل شده است.
واشنگتن پست:
فشار بر مردم ایران، نتیجه عکس میدهد
در زمین سیاسی که ترامپ در آن توپ میزند، مدافعان وی انتقادها از او را مشروط به شرایط خاص کردهاند. در حقیقت میتوان گفت که مدافعان وی در این مقطع زمانی از برخی از سیاستهای وی حمایت میکنند که اگر هر رییسجمهور دیگری در هر مقطع دیگری این کار را کرده بود، با انتقادهای جدی روبه رو میشد. درحالی که ترامپ همچنان به مسیر ایدهآل خود برای نزدیکی به مسکو ادامه میدهد و دیکتاتورهای عرب را در آغوش میکشد اما ایران را بزرگترین دشمن خود میداند. در چند روز گذشته روحانی و ترامپ، ظریف و پمپئو بگو و مگوهایی را در فضای مجازی تجربه کردند. کاخ سفید از زمان خروج امریکا از برجام خواهان تشدید تحریمها بر ایران شده و همچنین تلاش میکند بر آتش برخی اعتراضها در ایران بدمد. امروز میتوان گفت هیچ شکی وجود ندارد که دولت ترامپ به دنبال تغییر نظام در ایران است. حلقه پیرامونی ترامپ از پمپئو تا جان بولتون همگی سالهاست که این ایده را دنبال میکنند. با این وجود برخی از تحلیلگران مسائل ایران میان نحوه برخورد ترامپ با پرونده ایران و پرونده کره شمالی شباهتهایی قائل شدهاند و آن را به آتش و خشم تشبیه کردهاند. با این وجود برخی مانند علی واعظ، کارشناس مسائل ایران در گروه بینالمللی بحران میگویند که مشاجره میان ایران و امریکا ایدئولوژیک است و این مسالهای است که در اختلاف کره شمالی با امریکا وجود خارجی نداشت. همزمان برخی دیگر از تحلیلگران نیز میگویند که اقدامهای دونالد ترامپ عملا به سود جناح اصولگرا در ایران تمام شده است. جناحی که همواره تاکید داشت هرگونه توافق با امریکا اشتباه است و اکنون رییسجمهور امریکا با خروج از برجام، توپ را در اختیار این جناح قرار داده است. عدهای دیگر از تحلیلگران نیز هشدار میدهند که اعمال فشار بر ایران میتواند منجر به ناآرامیهای جدید در منطقه شود و نیروهای مورد حمایت ایران در کشورهای مختلف منافع امریکا یا متحدانش را تحتالشعاع قرار دهند. دونالد ترامپ میگوید که از اعتراضهای مردمی در ایران حمایت میکند اما علی واعظ میگوید هر اندازه که مردم ایران بیشتر با فشارهای اقتصادی دست و پنجه نرم کنند کمتر به دنبال ایجاد تغییرات رادیکالی در وضعیت سیاسی ایران آنگونه که ترامپ و متحدانش در منطقه میخواهند، میروند. جیسون رضاییان از خبرنگارهای واشنگتن پست که سابقه کار و بازداشت در ایران را داشته و در سخنرانی روز یکشنبه پمپئو نیز شرکت کرده بود اعتقاد دارد که حرکتهای دولت ترامپ مانند تشدید فشار اقتصادی یا اعمال محدودیت بر ورود و خروج ایرانیها به امریکا نتیجه معکوس خواهد داد و این اقدامها در تضاد با شعارهای دولت ترامپ است که میگوید خیر و صلاح ایرانیها را میخواهد.
پولیتیکو:
ترامپ مشکل را به بحران تبدیل کرد
تهدید توییتری ترامپ با حروف بزرگ انگلیسی بیشتر شبیه کپیبرداری از یک سیاست در قبال پروندهای دیگر و جایگذاری آن در پرونده ایران است. او دقیقا همان نسخهای را برای ایران میپیچد که برای کره شمالی تجویز کرده بود: تحریمها را اعمال کنید، لیستی نامشخص از پیشنهادها را ارایه کنید و بعد منتظر بمانید تا هر چه پیش آید خوش آید. ترامپ زمانی که این نسخه را برای کره شمالی اعمال میکرد اندکی از نتیجه نامطمئن بود لذا با ترس و لرز گام برمیداشت اما اکنون از ترسهای وی نیز کاسته شده و به نظر میرسد که جسارت بیشتری یافته است. سیاست ترامپ در قبال کره شمالی همانطور که رییسجمهور هم در خلوت خود متوجه شده به نفع منافع امریکا پیش نرفت. ترامپ اعلام پیروزی کرده اما کره شمالی هیچ گام قابل توجه ملموسی برای خلع سلاح برنداشته است. پیونگیانگ برخی از رفتارهای تحریکآمیز خود مانند تست موشکهای بالستیک و هستهای را متوقف کرده ست. این البته خبر خوبی است اما ساختار تحریمهای کره شمالی تضعیف شده و امریکا و کره جنوبی نیز رزمایشهای مشترک را متوقف کردهاند. در آنسوی میدان کیم جونگ اون از انزوایی که به آن مبتلا بود، خارج شده است.
حقیقت این است که اگر ترامپ مساله تهدید به جنگ با کره شمالی را تا این میزان پررنگ نکرده بود، میتوانست بهرههای بیشتری ببرد. با این وجود در این مرحله میتوان گفت که ترامپ نمیتواند همان نسخه را برای تهران تکرار کند. بهتر است خوشبینها دل خود را صابون نزنند چرا که از توافق بزرگ میان واشنگتن و تهران خبری نخواهد بود. نه تنها ایران دیگر به ترامپ به دلیل خروج از توافقی بینالمللی اعتماد ندارد بلکه برنامههای موشکی و همچنین فعالیتهای منطقهای ایران که ترامپ دست روی آن گذاشته است بخشی از امنیت ملی این کشور به حساب میآیند چرا که تهران تجربه جنگ عراق را در ذهن دارد. ترامپ برای آنکه این دو مساله را از قالب امنیت ملی ایران خارج کند به راهکاری امنیتی برای معادلههای پیچیده منطقهای نیاز دارد که در این بازه زمانی ممکن نیست. از سوی دیگر برخلاف آنچه که ترامپ انتظار دارد نشست سنگاپور وی با کیم جونگ اون با روحانی در یک کشور حاشیه خلیج فارس (مثلا عمان) ممکن نیست. دو مانع بر سر تحقق چنین نشستی وجود دارد: آنها و ما. نخستین مساله این است که حتی اگر و اگر ترامپ حاضر باشد برای رسیدن به توافقی با ایران به جای برجام، امتیازهای بیشتری را به تهران بدهد، معلوم نیست که ایران این پیشنهاد را بپذیرد چرا که ساختار سیاست داخلی در ایران پیرامون مساله تعامل با امریکا بسیار پیچیده است. بهطور کلی میتوان گفت که عالم سیاست در ایران بسیار پیچیدهتر از کره شمالی است. هم تهران و هم پیونگیانگ در دشمنی با امریکا وجه اشتراک داشتند اما کیم توانست بدون اندک مخالفتی از سوی یک یا دو جناح داخلی آن دشمنیها را به تاریخ بسپارد. کاری که روحانی نمیتواند بکند. هرگونه تلاش برای تغییر سیاست ایران در قبال امریکا میتواند صداهای مخالف بسیاری را در ایران بلند کند و البته ناگفته نماند که ترامپ با رفتارهای ضدایرانی خود در یک سال و نیم گذشته به جناح سیاسی مخالف رابطه با امریکا در ایران کمک بسیاری کرده است. مانع دوم نیز در داخل امریکا است. حساسیت سیاسیون و چهرههای مختلف در داخل امریکا به هرگونه تلاش برای عادیسازی رابطه با ایران بسیار بیشتر از اما و اگرها درباره عادیسازی رابطه پیونگ یانگ – واشنگتن است. بنابراین میتوان گفت که ترامپ هم در داخل از دستان باز آنچنانی برای در آغوش کشیدن ایران برخوردار نیست. ژاپن و کره جنوبی در پرونده کره شمالی را نمیتوان با اسراییل و عربستان سعودی در پرونده ایران مقایسه کرد. تلآویو و ریاض لابیها و پایگاههای سیاسی خود را در داخل منطقه دارند. اکنون با این مقدمه باید سوال کرد که اگر تهدیدها و تنش آفرینیهای ترامپ قرار نیست ما را نه به سمت توافق و نه تنشزدایی با ایران ببرد پس چه آیندهای در انتظار این رابطه است؟ انزوا یا تقابل؟ پاسخ این است که اگر اروپا و سایر کشورهای حاضر در برجام بتوانند راهی برای ادامه خرید نفت از ایران و گردش مالی ایمن این کشور در سیستم مالی بینالمللی با وجود تحریمهای امریکا بیابند، واشنگتن تمام نفوذ خود را از دست خواهد داد. اگر اروپا و سایر بازماندگان نتوانند چنین کاری بکنند، ایران برنامه هستهای خود را از سر خواهد گرفت. در هر دو صورت باید گفت که ترامپ یک مشکل در حال حل را به یک بحران بینالمللی بدل کرد. دولت وی هیچ گونه استراتژی منسجم و واحد سیاسی در قبال ایران نداشت. این مسائل میتواند نسخه ایرانی آتش و خشم ترامپ را هرلحظه خارج از کنترل کند.
انتهای پیام
