تهران
کد خبر:40989
پ

سه سناریو درباره آینده جنگ: مصالحه، فرسایش یا جنگ چندلایه؟

جمهوری اسلامی ایران امروز در نقطه‌ای سرنوشت‌ساز ایستاده است. گذار از جنگ به صلح، یا ماندن در تله فرسایشی تحریم و تهدید، یا ورود به یک جنگ تمام‌عیار ترکیبی؛ هر یک از این سه مسیر، نیازمند تصمیمی آگاهانه، استراتژیک و تاریخی است.

سید علی حسینی

 

با توقف موقت درگیری‌ها میان ایران و اسرائیل، اکنون بسیاری در جست‌وجوی درک دقیق‌تری از آینده احتمالی این نبرد هستند. از منظر تحلیل راهبردی، می‌توان وضعیت پیش‌رو را در قالب سه سناریوی «خوشبینانه»، «محتمل» و «بدبینانه» دسته‌بندی و ارزیابی کرد.

۱. سناریوی خوشبینانه: مصالحه از سر عقلانیت

در این سناریو، فرض بر آن است که آمریکا، اسرائیل و متحدان اروپایی آنها به این نتیجه رسیده‌اند که پروژه‌های نظامی، عملیات‌های اطلاعاتی، جنگ رسانه‌ای و ترور فرماندهان نظامی ایران، نه‌تنها موجب تضعیف نظام جمهوری اسلامی نشده، بلکه انسجام داخلی و توان پاسخ‌دهی ایران را افزایش داده است.

با وجود ضرباتی که در ساعات ابتدایی جنگ به برخی زیرساخت‌های دفاعی و فرماندهی وارد شد، نیروهای ایرانی در کمتر از ۱۶ ساعت، توانستند با سازمان‌دهی مجدد و شلیک موشک‌های سنگین و نقطه‌ زن، ضرباتی جدی وارد کنند؛ ضرباتی که همچنان در طول جنگ ۱۲ روزه ادامه یافت و موقعیت شکننده رژیم اشغالگر صهیونیستی را بیش از پیش آشکار کرد.

در این میان، اگر کشورهای غربی صادقانه ادعا می‌کنند که هدفشان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است، باید توجه داشته باشند که ایران همواره اعلام کرده به دنبال چنین سلاحی نیست. بنابراین، زمینه برای یک مصالحه برد-برد همچنان وجود دارد.

اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که حتی کشورهای بزرگی همچون آمریکا نیز در بزنگاه‌هایی دچار تصمیمات فاجعه‌بار شده‌اند. حمله به عراق، اشغال افغانستان، و جنگ ویتنام نمونه‌هایی از این خطاهاست. در چنین شرایطی، تنها راه برون رفت از تکرار این اشتباهات، بازگشت به عقلانیت و مصالحه است.

۲. سناریوی محتمل: ایران ضعیف، اما مستقر

واقع‌بینانه ترین سناریو، ادامه وضعیتی خاکستری میان جنگ و صلح است. در این وضعیت، نه درگیری به‌طور کامل متوقف می‌شود، نه صلحی رسمی برقرار می‌گردد، و نه حتی توافقی جدی برای آتش‌بس دائمی حاصل می‌شود. این حالت فرسایشی، با هدف حفظ ایران در وضعیتی نیمه بی‌ثبات دنبال می‌شود؛ به‌گونه‌ای که توسعه اقتصادی متوقف شود، سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی از حرکت باز بماند و انسجام داخلی در فشار قرار گیرد.

چنین وضعیتی برای بسیاری از بازیگران منطقه‌ای مطلوب است. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با وجود برخی نزدیکی‌های اطلاعاتی و امنیتی با رژیم صهیونیستی، نمی‌خواهند ساختار حاکمیتی ایران فروبپاشد، چرا که در آن صورت موجی از افراط‌گرایی تکفیری از افغانستان، پاکستان، کشمیر و آسیای میانه فعال می‌شود و کل منطقه، به‌ویژه حوزه نفت‌خیز خلیج فارس، در آشوب فرو می‌رود.

آمریکا نیز به دلایل راهبردی، همواره به یک ایران مقتدر اما محدود به‌عنوان توازن‌دهنده در برابر ائتلاف سنی‌ها نیاز داشته است. در این شرایط، ایران می‌تواند با درک این منطق امنیتی، از وضعیت موجود امتیاز بگیرد، به‌شرط آن‌که وارد تله فرسایش و تحریم دائمی نشود.

نبرد در این مرحله، نه بر سر خاک، بلکه بر سر فهم راهبردی و هوشمندی سیاسی است. ایران باید تصمیمی قاطع و استراتژیک برای خروج از وضعیت بلاتکلیف کنونی اتخاذ کند.

۳. سناریوی بدبینانه: آمادگی برای یک جنگ چندلایه

در این سناریو، با شکسته شدن آتش‌بس، اسرائیل و ایالات متحده آمریکا مرحله‌ای تازه از جنگ چند وجهی را آغاز خواهند کرد. پیش‌بینی می‌شود در گام نخست، حملات هوایی گسترده علیه زیرساخت‌های دفاعی ایران انجام شود: پدافندهای هوایی، سکوهای پرتاب موشک، تونل‌ها و انبارهای مهمات هدف بمباران قرار خواهند گرفت. استفاده از بمب‌های سنگرشکن ساخت آمریکا، که اخیراً به اسرائیل تحویل داده شده، در این حملات دور از انتظار نیست.

در مرحله دوم، ترور هدفمند رهبران سیاسی و اقتصادی کشور در دستور کار قرار خواهد گرفت. به موازات آن، عملیات‌های پهپادی و حملات با ریزپرنده‌ها علیه مراکز انتظامی، نظامی و بسیج انجام می‌شود.

در گام سوم، دشمن تلاش خواهد کرد از طریق ایجاد ناآرامی داخلی با بهره‌گیری از اراذل و اوباش، زمینه بی‌ثبات‌سازی روانی و اجتماعی را فراهم کند. در این مسیر، فعال‌سازی هسته‌های خفته گروه‌هایی چون منافقین و سایر گروه‌های تروریستی محتمل است.

هم‌ زمان، گروه‌های تجزیه طلب نیز ممکن است از مرزهای شرقی، غربی، شمالی و حتی جنوبی کشور (از طریق عراق) اقدام به نفوذ کنند. نقش گروه‌های تکفیری مانند داعش نیز با حمایت لجستیکی از برخی مناطق اقلیم کردستان و آذربایجان قابل تصور است.

در این سناریو، کشورهای منطقه نیز ممکن است مواضع دوگانه‌ای اتخاذ کنند. پاکستان با توجیه نداشتن نفوذ امنیتی در شرق ایران از مسئولیت شانه خالی می‌کند. کشورهای عربی نظیر امارات، قطر، کویت و عربستان سعودی نیز به استناد قراردادهای نظامی با آمریکا، نقش مداخله‌گر یا تسهیل‌گر ایفا خواهند کرد.

آذربایجان نیز که در عملیات‌های پیشین همکاری اطلاعاتی و لجستیکی داشته، می‌تواند بازوی منطقه‌ای مهمی برای حمله باشد.

در چنین شرایطی، تنها راه بقا و حفظ ثبات ملی، آمادگی پیش‌دستانه برای یک جنگ ترکیبی است. این آمادگی باید همه‌جانبه باشد:

از پدافند و اطلاعات گرفته تا حوزه اقتصادی، رسانه‌ای و روانی. آینده، متعلق به کشوری است که سناریوهای سخت را پیشاپیش شبیه‌سازی و برای آن‌ها آماده شده باشد.

جمهوری اسلامی ایران امروز در نقطه‌ای سرنوشت‌ساز ایستاده است. گذار از جنگ به صلح، یا ماندن در تله فرسایشی تحریم و تهدید، یا ورود به یک جنگ تمام‌عیار ترکیبی؛ هر یک از این سه مسیر، نیازمند تصمیمی آگاهانه، استراتژیک و تاریخی است.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید