آیا این جنگ گاز است که سوریه را می سوزاند ؟
بحران سوریه از آغاز تا کنون همواره از نگاه تروریستی مورد بررسی قرار گرفته است و تحلیلگران شرایط داخلی، مسئله تروریست های افراط گر و رقابت های منطقه ای و فرامنطقه ای را از جمله دلایل این بحران ۶ ساله می دانند اما یک کارشناس استراتژیک در ترکیه، موضوع این جنگ را از نگاهی دیگر […]

بحران سوریه از آغاز تا کنون همواره از نگاه تروریستی مورد بررسی قرار گرفته است و تحلیلگران شرایط داخلی، مسئله تروریست های افراط گر و رقابت های منطقه ای و فرامنطقه ای را از جمله دلایل این بحران ۶ ساله می دانند اما یک کارشناس استراتژیک در ترکیه، موضوع این جنگ را از نگاهی دیگر مورد بررسی قرار داده و آن را جنگ بر سر گاز طبیعی می داند.
به گزارش مدار شرقی، پروفسور «ارسان شن» تحلیلگر استراتژیک ترک در سایت گانسل میدان، از نگاهی دیگر به مسئله بحران سوریه نگاه کرده است؛ وی در یادداشتی به نقل از «جیمز دورسو» کارشناس حوزه بین الملل می نویسد: « جنگ گاز، سوریه را می سوزاند » .
« ارسان شن » در ادامه یادداشت خود آورده است: بیایید اوضاعی که در سوریه حاکم است و بحران این کشور را یک بار از لحاظ انرژی و رقابتی که بر سر این ثروت زیرزمینی وجود دارد، بررسی کنیم. نگاه به مشکلاتی که در منطقه است تنها از بخاطر دین، مذهب، نژاد، سطح آموزش، جنگ برای حقوق و آزادی و خلاص شدن از رژیم اسد، نگاهی بسیار سطحی است. برخی از حکومت ها با استفاده از ادعای نجات مردم، به صورتی غیر قانونی در عراق و بعد از آن به بهانه قیام های بهار عربی در خاورمیانه، مداخله نظامی کردند و باعث از بین رفتن دولت ها و کشته شدن بسیاری از مردم شدند و هنوز هم به همان بهانه به جنگ ها ادامه می دهند.
قطر مرتب کارهایی را انجام می دهد که بیش از قدرت این کشور است، در مورد سوریه هم به همین شکل
عمل می کند. به چه علتی این کار را انجام می دهد؟
قطر در سال ۲۰۰۹ در صدر کشورهای فروشنده گاز طبیعی به بازارهای اروپایی قرار داشت و تصمیم گرفت خط لوله ۱۵۰۰ مایلی در شهر حلب سوریه بکشد و برای این منظور به سوریه نزدیک شد. قرار بود این خط لوله از مناطق شمالی، عربستان، اردن و سوریه شروع شود و در ترکیه پایان یابد؛ اما سوریه متحد روسیه بود و به علت اینکه این نقشه برای روسیه که در گازرسانی به اروپا حرف اول را می زد، نتیجه منفی داشت آن را رد کرد.
در سال ۲۰۱۱ سوریه و عراق و ایران، برای اتصال گاز طبیعی ایران به اروپا، توافقی برای ایجاد خط لوله انجام دادند که بر اساس این توافق، گاز طبیعی از عسلویه ایران به اروپا توسط عراق و سوریه و لبنان منتقل می شد.
به نظر من، خط لوله گاز طبیعی که قرار بود از قطر به شرق مدیترانه آورده شود، تهدیدی برای روسیه بود، به همین علت انرژی موضوعی برای افزایش تنش ها شد و در موضوعاتی مانند اینکه چه کسانی و از کجا قرار است خطوط لوله را کنترل کنند ویا اینکه نفت و گاز طبیعی چگونه قرار است منتقل شود، ناسازگاری ها شکل گرفت.
آمریکا بازیگر اصلی و حامی انتقال گاز طبیعی قطر از شرق مدیترانه به اروپا است و به همین دلیل در مقابل بحران داخلی در سوریه ساکت ماند و قطرهم به مخالفان در داخل سوریه کمک مالی کرد که همچنان هم این کمک ها ادامه دارد.
بر اساس مقاله «جیمز دورسو»، برای درک بهتر جنگ داخلی که در سوریه ادامه دارد باید به کشف موضوعات مرتبط گاز طبیعی در شرق مدیترانه هم دقت کنیم.
اگرخط لوله گازطبیعی ایران به اروپا کشیده شود و مرکز انتقال گاز ایران، سوریه باشد در نتیجه صادرات قطر تقریبا صفر می شود و فروش گازطبیعی این کشور به اروپا، قطع می شود که این نتیجه ای است که آمریکا نمی خواست، اتفاق بیافتد و اسرائیل هم خواهان صادرات گاز طبیعی قطر به اروپا است تا ایران؛ بنابراین به همراه آمریکا با این نتیجه مخالف است.
همانطور که می بینید تمام مسائل به علت جنگ بر سر انرژی در میان کشورهای منطقه به وجود آمده اند و جنگها بر سر پول و قدرت ادامه دارند.
قطر و عربستان و کشورهایی که با آنها همراه هستند برموضوع خطوط لوله در سوریه متمرکزشده اند و می خواهند برنده شوند. حلب که قرار بود این خط لوله گاز ایران در آنجا ایجاد شود، به منطقه ای تبدیل شد که نیروهای مخالف دولت اسد در آن مستقر شدند و منطقه حائلی شد برای حمایت ازاین نیروهای شورشی.
تلاش همه طرف های درگیر بر این بود که حلب را به تصرف خود دربیاورند، اگر حلب به دست نیروهای مخالف دولت سوریه می افتاد، قطرمی توانست نقشه خط لوله گاز خود را عملی کند و ترکیه نیز مرکز توزیع انرژی می شد و در نتیجه وابستگی اروپا به روسیه تمام می شد.
به باور«جیمز دورسو» روسیه با جمهوری خودمختار کریمه، ارسال نیروهای نظامی به ارمنستان و با نصب سیستم های دفاع هوایی S-400 در سوریه ، ترکیه را از سه طرف محاصره کرده است و به این ترتیب مشتریان بالقوه گازطبیعی قطر را هم از بین برده است.
البته ترکیه مخاطرات دیگری هم دارد؛ وضعیت امنیت داخلی و خارجی در این کشور ایجاب می کند که تهدیدها و خطراتی که جنگ های انرژی در این منطقه بوجود می آید، دور باشد.
وقتی ترکیه با مسائل داخلی، اقتصادی، حقوقی، حملات تروریستی، اصلاح قانون اساسی و سیستم جدید مشغول است باید نسبت به مسائلی که امنیت ملی اش را تهدید می کند، هشیار باشد.
ترکیه به علت نقص هایی که در سیاست های کلان خود دارد نمی تواند مرکز اصلی انتقال انرژی در منطقه باشد؛ نقص هایی مانند انرژی محدود، انحصاری دانستن حمل و نقل گاز طبیعی از طریق دولت، وجود تنها دو نیروگاه گاز طبیعی مایع و کمبود ظرفیت ذخیره سازی منابع.
«جیمز دورسو» در ادامه مقاله خود وضعیت آینده انتقال انرژی در منطقه را اینگونه پیش بینی کرده است: سوریه فعلا به علت جنگ ها گزینه خوبی برای ایجاد خط لوله گاز نیست و ترکیه هم درگیر نقص های خود است اما شاید روسیه بخواهد با سرمایه گذاری در ترکیه این وضعیت را تغییر دهد.
روسیه می تواند در حوزه انرژی در روسیه سرمایه گذاری کند و از این کشور برای تبدیل شدن به مرکز توزیع انرژی حمایت کند اما در آن صورت ترکیه باید گاز طبیعی قطر را فراموش کند و در این شرایط انتقال و تامین انرژی در خاورمیانه مسیر دیگری پیدا خواهد کرد.
در این میان قطر هم اگر میخواهد بازی را نبازد، باید با سیاست های روسیه مقابله کند و در ترکیه سرمایه گذاری های بزرگ و جدی انجام دهد، در غیر این صورت باید به انتقال گاز طبیعی خود از طریق کشتی ها به اروپا ادامه دهد.
بنابراین نمی توان انتظار داشت که مناقشه منطقه به این زودی پایان یابد و باید گفت ایجاد خط لوله گاز طبیعی در جغرافیای سیاسی منطقه، همچنان تاثیرگذار خواهد بود.
