امضای توافق نامه صلح، این پرسش اساسی در میان تحلیلگران و کارشناسان حوزه افغانستان مطرح شده است که پیوستن گلبدین حکمتیار به دولت، کمکی به تحقق صلح و امنیت آفرینی در افغانستان خواهد کرد.
به گزارش مدار شرقی، در حالی که تلاشهای دولت افغانستان با حزب اسلامی به رهبری حکمتیار برای به رسیدن به توافق صلح از ۲ سال پیش آغاز شده بود در نهایت پس از فراز و نشیبهای بسیار، این توافق میان شورای عالی صلح، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور و رئیس هیأت حزب اسلامی در کابل امضا شد.
اما پس از امضای توافق نامه صلح، این پرسش اساسی در میان تحلیلگران و کارشناسان حوزه افغانستان مطرح شده است که پیوستن گلبدین حکمتیار به دولت، کمکی به تحقق صلح و امنیت آفرینی در افغانستان خواهد کرد یا نه؟ بر همین اساس نیز یادداشت حاضر با طرح چند نکته اصلی سعی در پاسخگویی به این مساله برآمده است:
– نکته اول این که صلح با حزب اسلامی حکمتیار اگرچه دستاوردی برای اشرف غنی محسوب میشود، اما نباید در خصوص چشمانداز صلح افغانستان خیلی خوشبین بود. چون تا زمانی که استراتژی یک بازیگر در افغانستان منجر به اتخاذ استراتژی رقابتی و تقابلی بازیگر دیگر در این کشور شود، نمیتوان چشمانداز روشنی برای حل و فصل بحران ترسیم کرد. به این معنی که از یکسو آمریکا و نیروهای نظامی بیگانه در افغانستان حضور دارند و از سوی دیگر مداخله و نقش حمایتی پاکستان و عربستان از گروههای افراطی – تروریستی، موجب میشود تا نتوان از ایجاد صلح و امنیت در افغانستان سخن گفت. آمریکاییها برای رسیدن به مقاصد خود در منطقه از گروههای افراطی و تروریسم به عنوان ابزاری راهبردی استفاده میکنند تا تروریسم را در کشورهای پیرامونی افغانستان از جمله ایران و کشورهای آسیای مرکزی و چین و روسیه، گسترش دهند.
- نکته دیگر توجه به نیاتِ حکومتِ پاکستان، مخصوصاً سازمان اطلاعات ارتش آن کشور است؛ زیرا حکمتیار روابط بسیار نزدیک و دیرینه ای با سازمان اطلاعات ارتش پاکستان (آی.اس.ای) دارد و از طرفِ آن سازمان حمایت میشود. از آنزمان تا به امروز تلاش حکمتیار در کنار سایر گروههای افراطی، د رخدمت طراحی و سازماندهی عملیاتهای تروریستی بوده است که بر اثر آن، صدها انسانِ بیگناه به قتل رسیدند و به همین جهت، جامعۀ جهانی نامِ وی را در فهرستِ سیاه قرار داده است. با توجه به این پیشینه، بعید به نظر میرسد که حکمتیار و سازمان اطلاعات پاکستان به دنبال پیشبرد فرآیند صلح در افغانستان باشند. در غیر این صورت تلاش میکرد تا دولت کابل با طالبان مذاکره و صلح کند نه با حزب اسلامی که نوعی مهره سوخته است.
– پاکستان یکی از اصلیترین بازیگران سیاسی افغانستان، نقش حمایت و تجهیز گروههای وابسته به طالبان را به عهده دارد. پاکستانیها برای نفوذ در افغانستان تلاش میکنند و این در حالی است که هنوز دولتمردان افغانستان خط مرزی دیورند بین دو کشور را به رسمیت نشناختهاند و همین امر نیز موجب شده تا پاکستان راهبردش را در افغانستان، براساس تشکیل دولتی ضعیف و تحت نفوذ تعریف کند. بنابراین تازمانی که پاکستان چنین راهبردی را در دستور کار خود قرار میدهد، توافقنامههای صلح نیز معنایی در افغانستان نخواهد داشت.
- فراز و فرود روابط حزب اسلامی حکمتیار و طالبان نشان میدهد که هر چند حکمتیار در برهههایی بویژه قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ۱۳۹۳به طالبان نزدیک شد، اما با حمایت حزب اسلامی از انتخابات و نقش غیرمستقیم آن، بین طالبان و حزب اسلامی اختلاف افتاد، اکنون همکاری حزب اسلامی با دولت جهت مقابله با مخالفان مسلح، به نوعی اشاره تلویحی و دهنکجی به طالبان است و احتمال واکنش طالبان در این باره را به همراه خواهد داشت.
- نکته مهم دیگر وضعیت سیاسی دولت وحدت ملی و امتیاز دهی به حکمتیار است. در واقع حزب اسلامی در مقابل پیوستن به صلح از دولت وحدت ملی، امتیازاتی طلبیده است. اگر دولت وحدت ملی نسنجیده و با خوشبینی به برخی خواستههای نامعقول حزب اسلامی نظیر گرفتنِ چندین پست دولتی و …، تن دهد، در اینصورت دچار اشتباه راهبردی شده است؛ زیرا در چنین صورتی نتیجه به نفع پاکستان خواهد بود، نه دولت وحدت ملی. زیرا حضور هوادارانِ گروه حکمتیار در دولت افغانستان در صورتی که تضمینی برای قطع روابط حکمتیار با آی.اس.آی وجود نداشته باشد، میتواند زمینه ساز نفوذ و حضور آیاسآی را در دولتِ افغانستان بیشتر سازد.
– در آخر باید گفت که در شرایط فعلی، تمرکز اصلی دولت کابل باید به موضوع طالبان و دعوت طرفهای درگیر در مذاکرات صلح برای پیشبرد و کسب نتیجه و دستاورد بهتر باشد تا فراتر از یک اقدام مقطعی و پر ابهامی چون صلح با حکمتیار، بتواند زمینههای لازم برای خروج این کشور از بحران را فراهم آورده و رویکرد تقابلی طالبان را خنثی کند. در واقع تا زمانی که دولت کابل نتواند با گروههای اصلی مخالف دولت مذاکره کند، صلح در این کشور بوجود نمیآید و حتی احتمال دارد که صلح با حرب اسلامی حکمتیار منجر به اتخاذ استراتژی استراتژی تنازع و تقابلی از سوی طالبان شود که در چنین حالتی نمیتوان چشمانداز روشنی برای حل و فصل بحران افغانستان متصور شد.
منبع : سایت الوقت