مینا علی اسلام
انتخابات اخیر پارلمانی اسرائیل اگرچه در ظاهر یک آزمون داخلی برای بقای سیاسی بنیامین نتانیاهو است، اما برای تهران اهمیت عملیاتی و راهبردی مستقیمی دارد. برخلاف تصور رایج، این انتخابات یک همهپرسی درباره «صلح یا جنگ» با ایران نیست. اجماع نخبگان امنیتی اسرائیل بر سر تهدیدآمیز بودن برنامه هستهای ایران پابرجاست؛ آنچه در معرض رقابت است، هویت مجری، تاکتیک و دامنه این رویارویی است. در واقع، پرسش اصلی تهران باید این باشد: «نتانیاهو یا رقیبش، کدام یک با چه سرعتی پرونده جنگ را پیش میبرد؟» و «پنجره زمانی اقدام نظامی اسرائیل پس از انتخابات چقدر باز است؟»
سناریوی نخست: تداوم نتانیاهو؛ تشدید جنگ تمامعیار با اتکا به «پنجره ترامپ»
نتانیاهو کمپین انتخاباتی خود را بر دو ستون بنا کرده است: رهبری زمان جنگ و اتحاد با دونالد ترامپ. او آشکارا از تغییر رژیم در تهران به عنوان تنها راه تضمین امنیت اسرائیل سخن میگوید و در روزهای پایانی کمپین، حتی تصویری تولیدشده با هوش مصنوعی از انفجار هستهای در تلآویو را منتشر کرد تا هزینه رایندادن به خود را نشان دهد.
مهمتر از لفاظیها، تقویم عملیاتی است که نتانیاهو به آن اشاره میکند. او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: ما دو سال دیگر ترامپ را داریم تا کار در ایران را تمام کنیم.» این جمله صرفا یک شعار نیست؛ نشاندهنده یک پنجره راهبردی دو ساله است که نتانیاهو آن را «فرصت تاریخی» مینامد و معتقد است از دست دادنش قابل جبران نخواهد بود.
گزارشها حاکی از آن است که نتانیاهو در هفتههای منتهی به انتخابات، تلاش کرده بود واشنگتن را برای یک حمله مشترک پیش از رایگیری متقاعد کند، اما ترامپ به دلیل نگرانی از افزایش قیمت نفت و تأثیر منفی بر انتخابات میاندورهای آمریکا (۳ نوامبر)، چراغ سبز نداده است. با این حال، مقامهای آمریکایی تایید کردهاند که ارتش آمریکا طرحی برای حمله «در مقیاس بزرگ» به تاسیسات نظامی، هستهای و زیرساختهای حیاتی ایران آماده کرده و در صورت دریافت دستور، ظرف ۹۶ ساعت قادر به اجرای آن است.
بنابراین، پیروزی نتانیاهو به معنای آن است که احتمال بازگشت به جنگ تمامعیار، پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، به شدت افزایش مییابد. تحلیلگران ایرانی نیز این ارزیابی را تایید میکنند: پیروزی دوباره نتانیاهو به معنای تداوم وضعیت جنگی با ایران است و میتواند به ادامه تقابل مستقیم در دو سال باقیمانده از ریاستجمهوری ترامپ منجر شود.
سناریوی دوم: پیروزی اپوزیسیون؛ تغییر تاکتیک، نه تغییر راهبرد
ائتلاف اصلی مخالفان به رهبری گادی آیزنکوت، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش اسرائیل، نیز ایران را «تهدید امنیتی نخست» میداند. اما تفاوت در روش است. آیزنکوت صراحتا سرنگونی رژیم ایران را هدفی «قابل دستیابی» نمیداند و با بازگشت به جنگ تمامعیار مخالفت میکند. راهبرد او ترکیبی است از: حملات دقیق به تاسیسات هستهای (در صورت لزوم)، فشار اقتصادی شدید، و دیپلماسی هدفمند برای جلوگیری از تبدیل ایران به «کره شمالی دوم».
نکته کلیدی برای تهران این است که پیروزی آیزنکوت لزوما به معنای «صلح» یا توقف دشمنی نیست. تحلیلگران نزدیک به محافل امنیتی اسرائیل و منابع ایرانی بر این باورند که در صورت شکست نتانیاهو، تقابل از «منطقه قرمز» (جنگ تمامعیار) به «منطقه خاکستری» منتقل میشود: عملیات مخفی، ترورهای هدفمند، حملات سایبری و خرابکاری در تاسیسات، جایگزین لشکرکشیهای گسترده خواهد شد. آیزنکوت همچنین بر هماهنگی کامل با واشنگتن تاکید دارد و منتقد نتانیاهو است که به زعم او، اسرائیل را به سمت اقدامات یکجانبه و بدون برنامهریزی سوق داده است.
با این حال، یک ریسک سیاسی جدی برای این سناریو وجود دارد: اگر آیزنکوت برنده شود اما نتواند ظرف مهلت قانونی ائتلافی با ۶۱ کرسی تشکیل دهد، بازگشت به وضعیت جنگ میتواند به عنوان ابزاری برای ایجاد «دولت وحدت ملی» به رهبری نتانیاهو یا به تاخیر انداختن تشکیل کابینه مورد استفاده قرار گیرد.
«پرونده جنگ» را نمیتوان به سادگی بست
پرسش درباره «فرصت نتانیاهو برای مختومه کردن پرونده جنگ» مبتنی بر یک پیشفرض نادرست است: اینکه جنگ یک پرونده با نقطه پایان مشخص است. واقعیت این است که نتانیاهو خود از تعیین هرگونه جدول زمانی برای پایان جنگ امتناع کرده و تنها گفته است که اهداف «بیش از نیمی» محقق شدهاند. او جنگ با ایران را نه یک عملیات محدود، بلکه یک «ماموریت نسلی» میداند که باید در «پنجره ترامپ» تکمیل شود.
بنابراین، «مختومه کردن» پرونده از منظر نتانیاهو به معنای توقف کامل عملیات نظامی نیست، بلکه به معنای استفاده از اهرم نظامی برای تحمیل یک نظم امنیتی جدید است. در مقابل، آیزنکوت نیز اگرچه از «پایان جنگ» سخن میگوید، اما آن را مشروط به ایجاد بازدارندگی پایدار از طریق فشار اقتصادی و دیپلماسی میداند، نه عقبنشینی.
در نهایت، انتخابات اسرائیل نه «پایان جنگ» را تعیین میکند و نه «شروع آن» را؛ بلکه تعیین میکند که دولت اسرائیل با چه اولویتی، با چه سرعتی و با اتکا به کدام اتحاد، پرونده تقابل با ایران را پیش ببرد. برای تهران، چشمانتظار بودن برای نتیجه این انتخابات، به معنای آماده شدن برای سناریوهایی است که در تمامی آنها، «توقف کامل دشمنی» گزینهای روی میز نیست.