به گزارش مدار شرقی، بهرسمیتشناختن سومالیلند توسط اسرائیل، واکنشهای گسترده و همزمانی را در سطوح مردمی، دولتی، منطقهای و بینالمللی برانگیخت. در سطح افکار عمومی فلسطینی و بهویژه در غزه، این شناسایی بهعنوان بخشی از راهبرد اسرائیل برای مدیریت پیامدهای انسانی و سیاسی جنگ تلقی شد. وزیر دفاع سومالی در مصاحبهای با الجزیره اعلام کرد که موگادیشو اطلاعات تایید شدهای در اختیار دارد که نشان میدهد اسرائیل بهدنبال انتقال اجباری فلسطینیان به سومالیلند است؛ اقدامی که از دید دولت سومالی نقض جدی قوانین بینالمللی و حمله مستقیم به حاکمیت ملی محسوب میشود.
هرچند مقامات اسرائیلی و سومالیلندی این ادعا را رد کردهاند، اما طرح رسمی آن در رسانههای بینالمللی، حساسیت افکار عمومی جهان اسلام را بهشدت افزایش داده است.
در داخل سومالی، واکنشها بهطور یکپارچه منفی بود. رئیسجمهور سومالی، حسن شیخ محمود، شناسایی سومالیلند توسط اسرائیل را غیرمنتظره و عجیب توصیف کرد و هشدار داد که این اقدام میتواند به بیثباتی بیشتر شاخ آفریقا منجر شود. دولت سومالی با طرح موضوع در شورای امنیت سازمان ملل، تلاش کرد این مسئله را بهعنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی مطرح کند و حمایت دیپلماتیک بازیگران بزرگ را جلب نماید.
اسرائیل با الگویی مشابه روابطش با آذربایجان، یونان و قبرس، در پی ایجاد اهرم فشار جدیدی علیه رقبایی چون مصر و ترکیه در شاخ آفریقاست. سومالیلند برای این هدف، منطقه خاکستری مناسبی است که امکان عملیات امنیتی با هزینه مشروعیت کمتر را فراهم میکند. این راهبرد با همگرایی عملی اسرائیل و امارات، بهویژه در حوزه امنیت دریایی و یمن، تقویت شده است. با این حال، ضعف اصلی این پروژه نه نظامی بلکه فقدان مشروعیت سیاسی و رضایت منطقهای است.
اسرائیل قدرت نرم اندکی دارد و نفوذش عمدتا بر اجبار، فناوری امنیتی و حمایت آمریکا متکی است. این مسیر، بهجای ثبات، خطر تشدید بیثباتی در شاخ آفریقا و شکلگیری ائتلافهای بازدارنده جدید منطقهای را افزایش میدهد. اتحادیه آفریقا و چین این اقدام را نقض حاکمیت سومالی دانستهاند. در مجموع، این مانور ممکن است تاکتیکی موفق باشد، اما از نظر راهبردی انزوای اسرائیل و وابستگی آن به آمریکا را عمیقتر میکند.
کارشناسان معتقدند که تلاش اسرائیل برای تثبیت جایپا در سومالی از طریق بهرسمیتشناختن سومالیلند با موانع جدی از سوی قدرتهای منطقهای مواجه است. مصر، عربستان سعودی و ترکیه که هر سه دارای پایگاههای نظامی و منافع استراتژیک عمیق در سومالی هستند، بعید است اجازه دهند اسرائیل نفوذ خود را در شاخ آفریقا گسترش دهد.
این کشورها از وحدت و تمامیت ارضی سومالی حمایت میکنند و اقدام اسرائیل را نقض حاکمیت آن میدانند. بهویژه مصر به دلیل حساسیتهایش نسبت به اتیوپی و مسائل مربوط به رود نیل، هرگونه همکاری اسرائیل و اتیوپی در سومالیلند را تهدیدی برای منافع خود میبیند. اتحادیه عرب، اتحادیه آفریقا و سازمان همکاری اسلامی نیز بهطور یکپارچه از موضع سومالی حمایت کرده و سفر وزیر خارجه اسرائیل به سومالیلند را محکوم نمودهاند.
بنابراین، علیرغم تلاشهای اسرائیل برای اجرای دکترین حاشیه جدید و مقابله با نفوذ ایران و حوثیها، مقاومت هماهنگ منطقهای احتمال موفقیت این طرح را به شدت کاهش داده و ثبات شاخ آفریقا را در کانون تنشهای ژئوپلیتیکی قرار داده است.
در سطح قدرتهای بزرگ، آمریکا موضعی محتاطانه و دوپهلو اتخاذ کرده است. اگرچه واشنگتن تاکنون سومالیلند را بهرسمیت نشناخته، اما تحلیلهای موجود در منابع فایل نشان میدهد که اسرائیل این اقدام را در چارچوب همسویی راهبردی با سیاست خارجی آمریکا و مقابله با محور مقاومت، بهویژه در دریای سرخ، ارزیابی میکند. با این حال، تداوم وابستگی دولت سومالی به کمکهای ضدتروریستی آمریکا، بهویژه در مبارزه با الشباب، باعث شده است که واشنگتن از حمایت آشکار از تجزیه سومالی پرهیز کند و فعلا به پذیرش امر واقع تن ندهد .
در همین چارچوب، واکنش منفی چین و روسیه نیز اهمیت مضاعفی یافت. پکن و مسکو، شناسایی سومالیلند توسط اسرائیل را نقض صریح حاکمیت و تمامیت ارضی سومالی دانسته و نسبت به پیامدهای خطرناک آن برای نظم بینالملل هشدار دادند. این مواضع، نشاندهنده نگرانی قدرتهای غیرغربی از ایجاد یک الگوی جدید تجزیه محور و نظامیسازی گلوگاههای حیاتی تجارت جهانی است .
این تحول موازنه میان امارات، عربستان، ترکیه، مصر، چین و حتی روسیه را نیز تحت تاثیر قرار داده و واکنشهای زنجیرهای به دنبال داشته است. در مجموع، سومالیلند از واحهای نسبتا آرام به صحنهای پرریسک برای تقاطع منافع امنیتی، دریایی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
بنابراین واکنشها به شناسایی سومالیلند توسط اسرائیل، از غزه تا قاهره و از جهان عرب تا قدرتهای بزرگ، نشان میدهد که این اقدام به نقطه تلاقی سه بحران همزمان تبدیل شده است: بحران غزه، رقابت ژئوپلیتیکی در دریای سرخ و چالش بنیادین تمامیت ارضی دولتها. همین همپوشانی بحرانهاست که موجب شده سومالیلند، فراتر از وزن جغرافیایی خود، در کانون توجه و مناقشه نظام بینالملل قرار گیرد.
منبع: مرکز مطالعات صلح