- مدار شرقی | نگاهی تحلیلی به تحولات خاورمیانه - https://madaresharghi.ir -

صورت مسئله را پاک نکنید، آقای نیکزاد

سید علی حسینی

علی نیکزاد در خصوص حادثه تخلف و تصادف پسرش نوشته در بیانیه ای نوشته است: «فرزند بنده در روز چهارم خرداد ماه در خیابان با یکی از ماموران زحمتکش پلیس راهور به صورت غیرعمد تصادف کرده است که نه از صحنه گریخته و نه قلدرمآبی کرده بلکه بلافاصله فرایند انتقال پلیس مذکور به بیمارستان جهت اطمینان از سلامتی وی صورت گرفته و هیچگونه فرار و بی‌توجهی به وضعیت مامور پلیس مذکور صورت نگرفته است و البته در مورد خودرو و راننده اعمال قانون شده است.
اینجانب از لحظه وقوع حادثه شخصا با حضور در بیمارستان پیگیر تمام مراحل درمان و بهبود وضعیت پلیس راهور سانحه‌دیده بوده و با بزرگواری ایشان در این زمینه مواجه شده‌ام. در ادامه بر خود لازم می‌دانم تاکید کنم قانون برای همه لازم الاجراست و استثنایی ندارد و اقتدار فراجا برای همه خط قرمز است و از آنجا که خناثان خارجی در موج رسانه‌ای این موضوع را مستمسک قرار داده اند،  تاکید می کنم جان، مال و آبروی خود را برای حفظ این انقلاب فدا خواهم کرد و باور و یقین قلبی اینجانب است که ما باید خرج انقلاب شویم نه اینکه انقلاب را خرج خودمان و خانواده‌مان کنیم.»

اما حالا در پاسخ به این بیانیه باید بگیم که فرض می گیریم پسر شما خیلی هم آقا با ادب وشما هم مهربان و مردم دوست اما این خط ویژه که ما «مردم معمولی» هر روز چند ساعت از عمرمان را در صف های اتوبوس نظاره گر هستیم را چه می گویید؟!

آیا می دانید هر خودرویی با چراغ قرمز و آبی که به سرعت از مقابل ما که عمرمان در این صف ها با کندی می گذارد ، عبور می کذرد در ضمیر ما چه اتفاقی می افتاد ؟ نفرین ، فحش های مودبانه ، رکیک و ناسزا .

می دانید ، چرا ؟!

همه مردم معطل و رنجدیده از معیشت با خود می گویند دو میلیارد و چهارصد میلیون دلار برای خرید اتوبوس و واگن مترو کجا رفت؟!

چرا تهران باید هفت هزار اتوبوس و چند صد واگن مترو کمبود داشته باشد؟!

اقای نیکزاد !

قرار نبود ما غمگینانه در صف اتوبوس منتظر و شما یا فرزندانتان و همسرانتان در مقابل چشمان ما آژیر کشان وبا سرعت عبور کنید.

من با چشمان خود و باگوش خود دیدم و شنیدم که شهید بهشتی قصد حرکت به سوی منزل داشت و پسرش می خواست سوار همان ماشین شود ، شهید بهشتی از ماشین پیاده شد و با مهربانی و مودب به فرزندش گفت:
حکومت این ماشین را در اختیار منٍ عضو شورای انقلاب گذاشته است و شما بفرمایید با وسیله نقلیه عمومی به منزل بیایید.

جناب نیکزاد و تمام خط ویژه سواران

ما بهشتی ها ، رجایی ها ، مطهری ها و طالقانی ها دیده بودیم که آن گونه در برقراری و پایداری ایران و انقلاب جان فدا می کردیم اما نمی دانستیم چشم باز می کنیم.
بجای رجایی احمدی نژاد را غالب می کنند.
بحای بهشتی احمد خاتمی را
بجای مطهری مصباح را
بجای طالقانی شیخ ازگل را!

آری این چنین بود؛

اما نسل ما پس از جنگ در پیچ و خم زندگی گرفتار شد و شما نه یک خط ویژه که چند ده خط ویژه مانند:
قانون استصوابی انتخابات
خط ویژه تسهیلات وام بانکی
دادگاه های ویژه
زندان های ویژه به اسم ما مردم معمولی باز کردید!

اری ای نمایندگان و منتخبین خطوط ویژه

ما را با شما کاری نیست ، آمید ما به شهداست که راه آگاهی و دانایی را به ما نشان دهند تا فریب نامه های ظاهر ساز شما را نخوریم :
فریب دروغ گویی ها را نخوریم،
فریب وا اسلاما شما را نخوریم،
فریب گریه های شما را نخوریم،
فریب خواب ها رمالی های شما را نخوریم،
فریب احادیث جعلی شما را نخوریم
و بفهمیم و بدانیم بزرگترین گوهر خداوندی «عقل»ماست.

اری ما حسینی بودیم اما زینبی نبودیم.

فعلا ایام به کام شما باد تا روز ما برسد.