به گزارش مدار شرقی، سیاستگذاری خارجی مطلوب و موفق در عصر کنونی بر افزایش دوستان و شکلدهی به ائتلافهای جدید استوار است. الگوی ایجاد ائتلاف نوین یا حضور در ائتلافهای موجود، تاکتیکی است که سیاست راهبردی و منافع حیاتی بازیگران خردمند نظام جهانی را برآورده میکند.
وابستگی شدید و متقابل بازیگران نظام جهانی ( دولتها – سازمانها و …)، سبب شکل گیری الگویی از روابط بین الملل شده است که همه بازیگران را به تعامل و همکاری با یکدیگر مجبور نموده است. این فرآیند وابستگی متقابل بین المللی به مرحلهای رسیده است که برخی بازیگران با فهم شرایط موجود، با رقیبان و دشمنان خود نیز تعامل برقرار نموده، اقتصاد و تجارت را زیربنای سیاستگذاری خارجی قرار میدهند.
ائتلافها و سازمانهای بزرگ مانند: اتحادیه اروپا، بریکس، شانگهای، اوپک، نفتا، آ سه آن و … همگی رویکردی از عقلانیت بازیگران در تعامل و همکاری با زیربنای اقتصادی را نشان میدهند که تلاش دارند همزمان با بهبود شرایط خود، دیگران بهویژه رقیبان را تهدید و ناتوان سازند.
آسیای جنوب غربی در چند دهه اخیر به کانون ائتلافهای کوچک و بزرگی تبدیل شده که بازی قدرت بازیگران بزرگ جهانی و منطقهای را ترسیم میکند. پیوستن کشورهای عربی به ائتلافهای غرب محور و پیمانهای محدود با قدرتهای غربی، حضور ترکیه در ناتو همراه با تلاش برای عضویت در اتحادیه اروپا، برسازی جهان ترک و … تا عضویت ایران در بریکس و سازمان شانگهای و …، مؤلفههایی از محورسازی قدرتهای منطقهای است.
تقابل منافع و سیاستهای ایران و ترکیه در این روند محور سازی به خوبی قابل مشاهده است. محور مقاومت به رهبری ایران که به شدت مورد تهاجم و نفرت محور ترکی و عربی به رهبری ترکیه قرار دارد.
واقعیت این است که ترکیه در سایه اقتصاد پویاتر خود نسبت به ایران، توان ائتلافسازی و شکلدهی به محورهای قدرتآفرین بیشتری را داشته است. جهان ترک و تلاش برای تغییر هویت و فرهنگ منطقه از جمله جلوههای برتری ترکیه در یک دهه اخیر بوده است که با همکاری فراگیر با دولتهای عرب و جمهوری آذربایجان تقویت شده و نوک پیکان خود را به سوی ایران و منافع راهبردی ایران نشانه گرفته است.
دولت اردوغان همزمان با تهدید ایران در چارچوب جهان ترک، همکاری با دولتهای عربی، تحریک جمهوری آذربایجان و …، طرحی برای نفوذ در حوزه شرق ایران و برسازی بحران در این منطقه علیه ایران اجرایی نموده است.
منبع: مرکز مطالعات صلح