سید علی حسینی
اگر این مهم را دررنظر داشته باشیم که آنچه سود و زیان یک کشور را تعیین میکند، تامین منافع و امنیت ملی آن است و با این نگاه، مسائل سوریه را بررسی کنیم، مشخص میشود که یکپارچگی و تمامیت ارضی سوریه از نظر ملی و ژئوپلیتیک برای ایران چقدر اهمیت اساسی دارد.
برای درک بهتر این موضوع، میتوان از برهان خلف استفاده کرد:
اگر تجزیه سوریه به ضرر اسرائیل نبود، چرا این رژیم برای تحقق آن تلاش میکند؟
به عنوان نمونه، در ۹ دسامبر ۲۰۲۴، تنها یک روز پس از خروج بشار اسد از قدرت، در حالی که میلیونها سوری به خیابانها آمده بودند، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در سخنانی خطاب به دروزیهای سوریه گفت: که دست صلح خود را به سوی برادرانمان در سوریه، که برادران دروزیهای اسرائیلی ما هستند، دراز میکنیم.
این اظهارات نشان میدهد که اسرائیل به دنبال نفوذ در ساختار جدید سوریه و بهرهگیری از شکافهای قومی و مذهبی برای تجزیه این کشور است.
مسئله کردها
سایت والا (رسانه عبری) به نقل از یائیر گولان، رئیس حزب کارگر اسرائیل، نوشت: اسرائیل باید نگران حمله ترکیه به کردهای سوریه باشد. ما باید برای حمایت از کردها پیشقدم شویم تا مجبور نشویم مستقیماً با ترکیه و اسلام تندروی سنی مقابله کنیم!
این موضعگیری چند روز پس از آن مطرح شد که نشریه جروزالم پست، در ۹ دسامبر گزارش داد که مقامات کرد سوریه از اسرائیل درخواست کمک کردهاند.
اسرائیل کردها را متحد طبیعی خود میداند و در تلاش است تا با حمایت کشورهای غربی، امنیت آنها را تضمین کند.
هرچند که توافق اخیر مظلوم کوبانی رئیس حزب دموکراتیک سوریه که مناطق شمال این کشور را در اختیار دارد با احمد الشرع بر حفظ تمامیت ارضی سوریه با حفظ حقوق همه اقوام سوریه از جمله کردها را تاکید دارد و با استقبال بین المللی مواجه شده است، باید هنوز با قطعیت نمی توان گفت که این توافق ماندگار و اثربخش خواهد بود و در واقع برای نتیحه گیری در این زمینه به زمان بیشتری نیاز است.
در واقع به نظر می رسد کوبانی با فشار بین المللی بخصوص از سمت اروپا و آمریکا به این توافق تن داده است اما همچنان در تلاش است تا تشکیلات و سازمانهای خودش را حفظ کند و از منحل کردن کامل آنها جلوگیری کند؛ با این تفسیر امیدوار بودن به اجرا و ثمربخشی این توافق خیلی زودهنگام است.
طرح تجزیه سوریه به ۵ کشور
پس از سقوط نظام اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴، طرح تجزیه سوریه به ۵ منطقه مجزا بارها از سوی مقامات امنیتی و سیاسی اسرائیل مورد بررسی قرار گرفته است.
طبق این طرح: سه کشور کوچک برای کردها، دروزیها و علویها ایجاد میشود، ۲ کشور دیگر به اعراب سنی اختصاص داده خواهد شد.
تحلیلگران اسرائیلی تصریح کردهاند: باید در نظر داشت که یک سوریه متحد و قدرتمند، تهدیدی جدی برای اسرائیل است. بنابراین تجزیه این کشور، یک گزینه مطلوب خواهد بود.
نگاهی به ساختار مذهبی و سیاسی در جمعیت این کشور نشان میدهد که ۷۴٪ سنی مذهب، ۱۲٪ علوی، شیعه اثنیعشری و اسماعیلی، ۱۰٪ مسیحی، ۳٪ دروزی و سایر اقلیتهای مذهبی است.
ترکیب جمعیت این وشور از نظر قومی و زبانی شامل ۹۰٪ عرب، ۹٪ کرد، ۱٪ ارمنی، ترک و ترکمن است.
در حالی که بسیاری از فرماندهان امنیتی و نظامی سوریه از علویان هستند، اما نظام سیاسی سوریه، یک حکومت صرفا علوی محسوب نمیشود.
نگاهی به مناسب در دوران حکومت اسد نشان می دهد که بیشتر افراد قدرتمند حکومت از میان سنی مذهب بودند، بطوریکه تنها خاندان بشار اسد علوی و سایر مقامات سنی مذهب بودند مانند عبدالحلیم خدام (نخستوزیر اسبق) ، حکمت شهابی (رئیس اسبق ستاد ارتش) ، مصطفی طلاس (وزیر دفاع اسبق) ، اسماء اسد (همسر بشار اسد) ، فاروق الشرع (معاون سابق اول رئیسجمهور) و همچنین تجار دمشق و حلب (نبض اقتصادی سوریه) که سنی مذهب هستند.
نتیجه باید گفت که برخلاف تبلیغات گروههای سلفی، سنیها نفوذ بالایی در ساختار حکومت بشار اسد داشتند.
نقش مساجد و قدرت مذهبی اهل سنت در سوریه
جالب است بدانی که تعداد مساجد دمشق، از مجموع مساجد قاهره و ریاض بیشتر است، و تمام آنها متعلق به اهل سنت هستند!
این مسئله نشان میدهد که مذهب سنی در سوریه، همچنان جایگاه برجستهای دارد.
نقش نومحافظهکاران و خطر تجزیه منطقه
۱. طرح خاورمیانه بزرگ: پروژهای برای تکهتکه کردن کشورهای اسلامی
طرح «خاورمیانه بزرگ» که بعدها با عنوان «خاورمیانه جدید» نیز مطرح شد، توسط دولت جورج بوش و تحت تأثیر اندیشکده انتربرایز (متعلق به اسرائیل) ارائه گردید.
اما هدف اصلی اسرائیل از تجزیه سوریه چیست؟ در پاسخ به این سئوال باید گفت: ایجاد شکافهای قومی و مذهبی در کشورهای اسلامی، تجزیه آنها به واحدهای کوچکتر و ضعیفتر و حفظ برتری راهبردی اسرائیل در منطقه مهمترین اهداف اسرائیل برای تجزیه سوریه است.
پسا نومحافظهکاران و تحولات جدید پس از ۷ اکتبر
پس از حملات ۷ اکتبر، جهان وارد دوره جدیدی شده است. در چنین شرایطی: ا
سرائیل به دنبال همکاری آمریکا و اروپا برای تجزیه سوریه است.
روسیه نیز در ازای دریافت پایگاههای نظامی در مناطق علوینشین، ممکن است در این طرح سکوت کند.
اگر این پروژه اجرا شود، موج تجزیه به عراق، ترکیه و ایران نیز سرایت خواهد کرد.
اما در این میان استراتژی جمهوری اسلامی ایران چیست ؟ در پاسخ باید گفت ایران برای حفظ امنیت ملی خود، بر دو راهبرد کلیدی تاکید دارد:
اول همگرایی با حکومت سوریه از طریق دیپلماسی؛ اگر ایران بتواند با ابزارهای نرم و دیپلماتیک، با دمشق به تفاهم برسد، این بهترین گزینه خواهد بود.
دوم حمایت از یک سوریه یکپارچه، حتی اگر حکومت آن همسو نباشد:
در نهایت، وجود یک دولت یکپارچه در سوریه، هرچند که با ایران همسو نباشد، بهتر از تجزیه این کشور است. زیرا یک سوریه متحد میتواند در برابر اسرائیل بایستد.
تجزیه سوریه، امنیت کل منطقه، از جمله ایران را به خطر میاندازد.
در نهایت باید گفت که طرح تجزیه سوریه، بخشی از نقشه بزرگتر برای ایجاد بیثباتی در منطقه است.
اگر این پروژه عملی شود، عراق، ترکیه و حتی ایران نیز در معرض خطر قرار خواهند گرفت.
ایران باید تمامیت ارضی سوریه را در اولویت استراتژیک خود قرار دهد، زیرا این موضوع مستقیما با امنیت ملی کشور گره خورده است.
هدف نهایی این سناریو، تضعیف محور مقاومت و تقویت برتری اسرائیل در منطقه است، از این رو، حفظ سوریه متحد و یکپارچه، یک ضرورت راهبردی برای ایران محسوب میشود.
