- مدار شرقی | نگاهی تحلیلی به تحولات خاورمیانه - https://madaresharghi.ir -

خاکستر یک امپراطوری

به گزارش مدار شرقی، در مورد امپراطوری عثمانی باید گفت که ما آن‌قدر که درباره واقعیت منطقه غرب آسیا از بیرون امپراتوری عثمانی خوانده‌ایم عموماً سراغ درونش نرفته‌ایم. در روایت از بیرون، امپراتوری یک کل صلب و ثابت است که در نسبت با دیگر بازیگران خارجی و اروپایی مشغول کنش و واکنش است.

امپراطوری از درون

در روایت از درون اما ما با یک جامعه و حاکمیت رنگانگ و متنوع روبرو می‌شویم که مسائل مختلفی که برایش پیش می‌آید با نقطه‌نظرات متعدد و متنوعی روبروست. این جامعه درون خود با کشمکش‌های زیادی روبروست به‌خصوص برای یک حاکمیت رنگارنگ مثل عثمانی که متشکل از جوامع متعدد عرب، اسلاو، ترک، یونانی، ارمنی، مسلمان، یهودی و … مواجه است. درون هر یک از این خرده‌فرهنگ‌ها و خرده‌هویت‌ها هم باز با طیف‌های متعددی مواجهیم که نظرات و رویکردهای مختلفی در مواجه به مسائل دارند.

نکته‌ی دیگر آنکه در روایت تاریخ منطقه از درون مرزهای عثمانی با مشکلات و موانع و دست‌اندازی مختلفی مواجه می‌شویم که هر کشوری با آنها دست‌ و پنجه نرم می‌کند. از جنبش‌های استقلال‌ طلبانه پیش از جنگ جهانی اول که به تمرکزگرایی امپراطوری تعریض می‌زدند تا مشکلات اداری و مدنی و بالا و پایین شدن‌های اقتصادی و تبعیض‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی که رمق مردم را در نقاط مختلف گرفته بود و تصمیم‌های درست و نادرستی که هر امپراتوری در مواجهه به با آنها اتخاذ می‌کند و در نهایت هم قدرت‌طلبی طیف‌های مختلف درون نظام سیاسی که بخشی از انرژی و توان امپراطوری را پیش و حین جنگ به خود اختصاص داده بود.

مبتنی بر همین ویژگی هم کتاب حاوی توصیفات و اطلاعات دقیقی از وضعیت امپراتوری در قبل، حین و پایان جنگ در شمال افریقا (سؤال جنوبی مدیترانه)، مناطق عربی غرب آسیا، شبه‌جزیره‌ی بالکان و مناطق شرقی ترکیه‌ی کنونی است.

از همین جهت هم روایت دقیقی از وضعیت میدانی حکمرانی عثمانی در این مناطق ارائه می‌دهد. مشکلاتی که امپراطوری در هر یک از این نقاط با آنها دست‌ به‌ گریبان است. تنوع جغرافیایی و فرهنگی هر یک از این نقاط هم باعث می‌شود که مشکلات و معضلات هر منطقه مختص خودش باشد و نمونه‌ی دیگری در بقیه نقاط امپراطوری نداشته باشد.

فی‌المثل معضل اقلیت‌ها در شرق و غرب ترکیه‌ی کنونی که مختص آن منطقه است در نقاط جنوبی امپراتوری در سرزمین‌های عربی محلی از اعراب ندارد.

ترکیه و خاکستر یک امپراطوری بر باد رفته

کتاب علاوه بر اینها روایت نسبتا دقیقی هم از چگونگی استقلال ترکیه دارد. نویسنده به‌خوبی سرمنشا و مسیر قدرت گرفتن مصطفی کمال آتاتورک و مشرب فکری و سیاسی او را نشان داده و در ادامه هم به‌خوبی تصویر می‌کند که بنیان‌گذار ترکیه‌ی نوین با قدم گذاشتن در چه مسیر و استفاده از چه شکاف‌های قومی توانست ترکیه را به‌عنوان تکه‌پاره‌ی اصلی باقیمانده از امپراطوری از زیر پای متفقین بیرون بکشد و حداقل مناطق ترک‌نشین امپراتوری را برای ساکنان ترک‌زبانش نگاه دارد. به سبب این‌چنین زاویه‌ی دیدی است که قائلم ما عموماً پای روایت این مصائب داخل امپراتوری نبوده‌ایم.

در مورد رایان گینگراس [Ryan Gingeras] مؤلف کتاب نیز باید گفت که وی فارغ‌التحصیل تاریخ است در هر سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری است و اکنون هم استاد تاریخ دانشکده‌ تحصیلات تکمیلی نیروی دریایی در کالیفرنیا است.

نویسنده:  محمدصادق علیزاده

منبع: ایبنا