به گزارش مدار شرقی، بحران اخیر در پاکستان که صحنه درگیری شدید میان شیعیان و اهل تسنن پاکستان بود و منجر به کشته شدن دهها تن از شیعیان و نیروهای امنیتی پاکستان شد، ریشه در مشکلات قدیمی و ساختار اجتماعی در این کشور است.
برای بررسی این بحران باید طرفهای درگیر شناسایی شوند معیت اهل سنت پاکستان به چهار جریان عمده تقسیم می شود: دیوبندی ها، بارلوی ها، اهل حدیث و وهابی ها که ده ها زیر مجموعه در درون آنها وجود دارد.
هم اینک فرقه گرایی در بسیاری از طیف گروه های اسلامگرای سنی در پاکستان رایج است.
به طور کلی عواملی که در رشد بنیادگرایی و خشونت های فرقه ای در پاکستان موثر هستند: اول این واقعیت که پاکستان به عنوان جامعه ای از مسلمانان به بنیادگرایان برتری بیشتری نسبت به رقبای سکولار می دهد.
دوم، شبکههای خیریه گسترده ای که مشخصا نیازهای اساسی مانند بهداشت، آموزش و مشاغل را برآورده میکند، به بنیادگرایی اسلامی کمک کرده تا دامنه نفوذ خود را به خصوص در مناطق فقیرنشین گسترش دهد.
سوم، انحطاط رادیکال چپ پاکستان باعث ایجاد یک خلاء سیاسی شد که به بنیادگرایان اجازه داد تا به سکوی جریان اصلی برای تخلیه خشم و نارضایتی مردم تبدیل شوند. و سرانجام، بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای، به ویژه ایالات متحده امریکا، به رشد بنیادگرایی در پاکستان در چارچوب جنگ سرد کمک کرد. این روند در طول جنگ افغانستان در دهه ۱۹۸۰ به اوج خود رسید و زمینه را برای ۱۱ سپتامبر و پس از آن فراهم نمود.
اوج اقدامات ضد شیعی لبیک اظهار نظرات صریح و قابل اجرای رهبران آنان می باشد. به طور مثال بر اساس گزارشها، رهبر لبیک در کراچی از پیروان خود خواسته است افرادی را که به شخصیتهای تاریخی مورد احترام سنیها «کفرگویی» میکنند، گردن بزنند. لازم به ذکر است در بعضی از مراسم شیعیان الفاظی که سنی ها را آزار می دهد ترویج می شود.
ضمن اینکه موضوع مهم دیگری که باعث گسترش خشونت بر علیه شیعیان پاکستان شد تشویق به جهاد در سوریه و یمن بود.
این موضوع موج خشونت فرقهای را در پاکستان تشدید کرد، به خصوص دیوار نویسی ضد شیعیان و هشتگهایی که شیعیان را کافر معرفی میکنند در رسانههای اجتماعی روند به رشدی داشته است. این رویداد باعث شد تا سازمانهای امنیتی تعداد زیادی از شیعیان را که از سفرهای زیارتی، تحصیلی یا سایر سفرهای ایران و عراق بازگشته بودند، به اتهام تهدید امنیتی بازداشت کنند و حتی فعالان اجتماعی شیعه نیز به طور موقت و حتی دائمی ناپدید شدند.
ضمن اینکه آثار مخرب چنین اوضاعی بر کودکان شیعه بیشتر تاثیر گذاشته است. چرا که آنها باید در مدرسه در مورد اینکه چه کسی هستند دروغ بگویند. والدین از آنها می خواهند که فاش نکنند که مذهب آنها متفاوت است و اعتراف نکنند که تاریخ آنها با سنی ها متفاوت است، در مجموع آنها در ترس و شک به زندگی خود ادامه می دهند.
دکتر مریم وریج کاظمی، پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
منبع: مرکز بین المللی مطالعات صلح