به گزارش مدار شرقی، اسرائیل با تهاجم تمامعیار به رفح، تلاش دارد حماس را نابود کند. با تسلط اسرائیل بر گذرگاه رفح، کریدور اصلی کمکهای بشردوستانه بسته، و تهدید برای تشدید فاجعه بازشد. این حمله سبب میشود دولت بایدن با حمایت از نتانیاهو، آخرین کارت بازی خود را برای دستیابی به موفقیت در پرونده عادیسازی روابط با عربستان سعودی، را قبل از انتخابات به رقیب خود ببازد.
انتخاب رفح یا ریاض به عملکرد نتانیاهو در انتخاب مشترک با آمریکا در صورتی اتفاق میافتد که اسرائیل با شروط ریاض: خروج از غزه، مسدود کردن شهرکسازی در کرانه باختری و آغاز یک مسیر سه تا پنجساله برای ایجاد یک کشور فلسطینی در سرزمینهای اشغالی موافقت کند.
آیا نتانیاهو پیمان با ریاض را بر خروج از رفح ترجیح خواهد داد؟ کارت بازی بایدن تا چه میزان اعتبار دارد تا بازی را به نفع خود و اسرائیل تمام کند؟ آیا بایدن میتواند با بازی آخرین کارت، انتخابات را به نفع خود تمام کند؟ در این مقاله به بررسی سؤالات فوق میپردازیم.
کارت برنده یا کارت بازنده بایدن
عربستان سعودی و اسرائیل دو متحد مهم آمریکا در خاورمیانه هستند و دولت بایدن امروز عمیقاً با هر دو درگیر است و تلاش میکند یک معاهده دفاعی متقابل با عربستان سعودی منعقد کند و به اسرائیل در درگیریهایش با حماس و ایران کمک کند. اما تیم بایدن با این دو شریک دیرینه به وضعیت بیسابقهای برخورد کرده است که فرصتی بزرگ و خطری بزرگ برای آمریکا ایجاد میکند.
این از تضاد در سیاست داخلی آنها ناشی میشود.نتیجه اتحاد نتانیاهو با راست افراطی این است که اسرائیل نمیتواند از تغییر تکتونیکی در عربستان سعودی – با پیشنهاد خود برای عادی سازی روابط با دولت یهود و باز کردن راهی برای اسرائیل با بقیه جهان اسلام – استفاده کند. انجام این کار مستلزم آن است که اسرائیل مسیری را با فلسطینیها دنبال کند تا دو کشور برای دو مردم بومی ایجاد کند.
علاوه بر این، بدون ارائه افقی برای راه حل دو کشوری با فلسطینیهای غیرحماس، اسرائیل نمیتواند با ائتلاف کشورهای عربی میانهرو، یک اتحاد امنیتی دائمی ایجاد کند. بایدن بیش از هر رئیسجمهور آمریکا برای نجات مردم اسرائیل از حماس و ایران تلاش کرده است، اما نتانیاهو که بیشتر به نجات خود علاقهمند است. از نظر سیاسی نتانیاهو برای بایدن هزینه سازنده، و توانایی استفاده کامل از تغییرات عربستان را کاهش داده است، و ممکن است به قیمت عدم انتخاب مجدد بایدن تمام شود.
عربستان سعودی به دنبال تضمینهای امنیتی از آمریکا، کمک به توسعه برنامه هستهای غیرنظامی و محدودیتهای کمتر در فروش تسلیحات آمریکا بهعنوان قیمت عادیسازی روابط با اسرائیل است. در صورت امضای این توافق، بایدن میتواند یک اصلاح سیاسی بزرگ در خاورمیانه ایجاد کند.
درخواست بلندپروازانه ریاض، به بایدن فرصت میانجیگری برای توافقی دراماتیک میدهد که رابطه اسرائیل با قدرتمندترین کشور عربی را تغییر دهد. همچنین میتواند به تعهد او مبنی بر ایجاد توافقنامه ابراهیم در دوران ترامپ که میانجیگری معاملات دیپلماتیک مشابهی بین اسرائیل و سایر کشورهای عربی، از جمله امارات متحده عربی، بحرین و مراکش بود، عمل کند.
در توافق عادیسازی بین واشنگتن و ریاض چند مؤلفه وجود دارد: مؤلفه اول بستهای از توافقات بین آمریکا و عربستان سعودی است و دیگری. مؤلفه عادیسازی روابط عربستان سعودی و اسرائیل است و بسته دیگر، تعیین مسیر راهحل دو دولتی برای مردم فلسطین است. همه این اجزا به یکدیگر متصل هستند. آمریکا میداند حتی اگر توافقی در مورد بخش دوجانبه توافق حاصل شود، بدون جنبههای دیگر مانند راهحل دو کشوری پیش نمیرود.
لذا دکترین بایدن – که تحلیلگران آن را همگرایی تفکر راهبُردی و برنامهریزی، مینامند – سه مسیر دارد. در یک مسیر، موضع محکم و قاطعانه در قبال ایران، از جمله انتقامجویی شدید نظامی علیه نیابتها و عوامل ایران در منطقه است.
در مسیر دوم، یک ابتکار دیپلماتیک بیسابقه آمریکا برای ترویج یک کشور فلسطینی خواهد بود که تنها زمانی به وجود میآید که فلسطینیها مجموعهای از نهادها و قابلیتهای امنیتی تعریف شده و معتبر را ایجاد کنند تا اطمینان حاصل شود که این کشور قابلدوام است و این که هرگز نمیتواند اسرائیل را تهدید کند.
در مسیر سوم، ائتلاف امنیتی گسترده آمریکا با عربستان سعودی خواهد بود که شامل عادیسازی روابط عربستان با اسرائیل نیز میشود – اگر دولت اسرائیل آماده پذیرش روند دیپلماتیک منتهی به یک کشور غیرنظامی فلسطین به رهبری تشکیلات خودگردان فلسطینی متحول شود.
دکترین بایدن میتواند به بزرگترین تغییر راهبُردی در منطقه از زمان پیمان اردوگاه دیوید در سال ۱۹۷۹ تبدیل شود. بااینحال، برای موفقیت این سه مسیر کاملاً باید به هم گره بخورند.
آمریکا معتقد است به رسمیت شناختن احتمالی یک کشور فلسطینی در رویکرد یکپارچگی منطقه ای به نفع اسرائیل است زیرا امنیت گستردهتری را برای یهودیان فراهم میکند. دولت ایران را در منطقه منزوی ، و زمینه را برای شرکای اسرائیل در کمک به بازسازی غزه فراهم میکند.
در حال حاضر، تسریع در مسیر عادیسازی روابط ریاض و تلآویو به یک نیاز سیاسی برای دولت بایدن تبدیل شده است. عادیسازی روابط یک هدف راهبُردی برای آمریکا است که فراتر از دولتهای متوالی است.
تضمینهای واقعی آمریکا برای امنیت و ثبات آن، چیزی است که واشنگتن در تاکتیک خود برای رفع آخرین ظواهر تردید عربستان سعودی در مورد عادیسازی مورد توجه قرار داده است. به همین دلیل، طرح موضوع عادیسازی روابط اسرائیل و عربستان، با درخواست آمریکا برای تشدید یکپارچگی دفاعی بین کشورهای خلیجفارس در برابر تهدید ایران همراه شده است. آن چه نگرانی عربستان سعودی را تشدید میکند این است که ظهور این خطرات بهموازات کاهش آشکار تعهد آمریکا به امنیت کشورهای منطقه رخداده است. روندی که ریاض میخواهد با استفاده از کارت عادیسازی جلوی آن را بگیرد. زیرا امنیت به دلیل ظهور خطرات و تهدیدات جدید در رأس نگرانیهای رهبری عربستان قرار دارد.
به گفته توماس فریدمن تحلیلگر سیاسی و از نزدیکان بایدن،آمریکا برای تضمین توافق اسرائیل و عربستان سعودی تلاش دارد اعطای ضمانت های امنیتی مشابه ناتو به عربستان سعودی و کمک به پادشاهی خلیج فارس برای شروع یک برنامه هسته ای غیرنظامی بدهد.گرچه این چارچوب مستقیماً شامل فلسطینیها نمیشود، اما شامل امتیازاتی برای آن ها میشود، مانند توقف شهرکسازی اسرائیل و تعهد اسرائیل برای الحاق کرانه باختری اشغالی.
در سال ۲۰۲۳، محمد بن سلمان، گفت که این کشور اسرائیل را به عنوان یک «هم پیمان بالقوه» میداند، اما او تأکید کرد که اسرائیل باید مشکلات خود را با فلسطینیها حل کند، فلسطینیهایی که تاکنون عمدتاً در کارزار عادی سازی غایب بودهاند.
به نظر میرسد دولت بایدن تلاش میکند، آخرین کارتهای خود را برای دستیابی به موفقیت در پرونده عادیسازی بین عربستان و اسرائیل، را قبل از انتخابات بازی کند.
خروج از رفح
عملیات اسرائیل در رفح پس از آن صورت گرفت که حماس از موافقت خود با پیشنهاد مصر و قطر برای دستیابی به آتشبس خبر داد، اما اسرائیل گفت که شرایط مندرج در توافقنامه پیشنهادی خواستههای آن را برآورده نمیکند.به گفته مقامات حماس، این پیشنهاد شامل سه مرحله است که هر مرحله شامل ۴۲ روز است.مرحله اول شامل: آتشبس موقت در مناطق پرجمعیت، توقف هواپیماهای شناسایی برای مدت معین و عقبنشینی از محور نتزاریم و محور دوربرگردان کویت است.مرحله دوم شامل اعلام آرامش دائمی در داخل نوار غزه و خروج کامل اسرائیل از نوار غزه است.مرحله سوم شامل بازگشت کامل آوارگان به مناطق مختلف خود بدون محدودیت و شرایط است و این شامل آزادی رفت و آمد برای ساکنان نوار غزه در هر نقطه از آن است. این مصادف است با ارائه کمک، غذا و ایجاد مسکن موقت برای ساکنانی که خانههای خود را ازدستدادهاند.،و بازسازی کامل نوار غزه در مرحله سوم.
تحلیلگران معتقدند تصمیم اسرائیل با یورش به شهر رفح در جنوب غزه “تنها انزوای جهانی اسرائیل را تشدید خواهد کرد و اختلافات در دولت بایدن را افزایش خواهد داد.
دولت بایدن علناً به نتانیاهو گفته بود که نباید بدون طرحی معتبر برای بیرونراندن بیش از یک میلیون غیرنظامی در حمله به رفح شرکت کند.
بایدن به طور خصوصی و صریح به اسرائیل نه حمله گسترده به رفح را گفته است. مقامات آمریکایی متقاعد شدهاند اسرائیل اگر بخشهای وسیعی از خانیونس و شهر غزه، تمام رفح را هم در بکوبد، مرتکب اشتباهی میشود که آمریکا در عراق شد و در نهایت با یک شورش دائمی در کنار یک بحران انسانی دائمی برخورد کرد.
اما یک تفاوت اساسی وجود دارد آمریکا ابرقدرتی است که میتواند در عراق شکست بخورد و به عقب بازگردد.امابرای اسرائیل، شورش دائمی بهویژه بدون هیچ دوستی فلجکننده خواهد بود. از طرفی دیگر اگر اسرائیل عملیات نظامی بزرگی را در رفح انجام دهد، افکار عمومی جهانی علیه اسرائیل بیشتر تحریک میشود و دفاع از اسرائیل برای تیم بایدن دشوارتر خواهد شد.
نویسنده: فاطمه خادم شیرازی
پژوهشگر و مدرس دانشگاه
منبع: مرکز بین المللی مطالعات صلح– IPSC