به گزارش مدار شرقی، فرشاد گلزاری در گزارشی میدانی از حکومت طالبان بر افغانستان نوشت: «خروج نظامیان آمریکا از افغانستان را کار درستی میدانم، حتی اگر دولت ترامپ در فوریه ۲۰۲۰ در دوحه به توافق صلح با طالبان نرسیده بود، خودش نیروهای آمریکایی را خارج میکرد». این عبارت بخشی از اظهارات جو بایدن، رئیس جمهوری ایالات متحده در مصاحبه با جورج استفاناپولوس خبرنگار شبکه ای.بی.سی نیوز در نیمه دوم آگوست ۲۰۲۱ یعنی چند روز پس از تسلط کامل طالبان بر کابل است. بدون شک این اظهارات بایدن و همچنین طریقه خروج نظامیان آمریکا از افغانستان آن هم پس از ۲۰ سال، برای همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند.
دلیل ماندگاری سخنان بایدن و خروج نظامیان تحت امر او شاید به یکباره بودن این تصمیم و اجرای آن ظرف چند روز محدود شود، اما واقعیت این است که ما در حال سخن گفتن از یک تراژدی غمانگیز هستیم. به یاد داریم در زمانی که هواپیمای ترابری سی-۱۷ گلوبمستر ایالات متحده در حال انتقال تعداد زیادی از شهروندان و اتباع خارجی مقیم افغانستان از مبدأ فرودگاه کابل به دوحه بود، جماعتی از ترس حاکم شدن مجدد طالبان بر این کشور از چرخهای این غولِ آهنین ساخت بوئینگ آویزان شده بودند که پس از برخاستن از باند این فرودگاه آخرین دقایق زندگی یکدیگر را به تماشا نشسته بودند و ساعاتی بعد تصویر و ویدئوهایی از اجساد آنها به سرعت وایرال شد.
این تراژدی نه همین حالا بلکه دههها بعد قابلیت تحت تاثیر قرار دادن اذهان عمومی را دارد اما باید دانست که دو عامل اصلی یعنی بیبرنامه بودن ایالات متحده و همچنین ترس از ظهور مجدد طالبان باعث شد تا چنین اتفاقی رخ دهد که البته رسانههای آمریکا و همچنین متحدان آنها در ناتو که ۲۰ سال افکار عمومی را در خصوص افغانستان بر اساس راهبردهای خُرد و کلان خود هدایت کرده بودند هم در این دهشتافکنی و تزریق وحشت بیتقصیر نبوده و نقش مهمی را ایفاء کرده و البته که این روند هنوز هم با مدلی دیگر جریان دارد.
«آشیانه و سولههای لجستیکی نظامی که توسط آمریکا در فرودگاه کابل بنا شده است»
از آن تراژدی حالا بیش از دو سال میگذرد و طالبان با همان پرچمهای سفید «امارت اسلامی افغانستان» بر کابل و کل کشور حکومت میکند؛ حکومتی که در جوار ایران قرار دارد و حالا سعی دارد که در گام اول همسایگانش را وارد فرآیند همکاری دوجانبه کند که البته در این راستا باز هم رسانهها نقش اساسی را ایفا میکنند. طی بیش از دو سال که طالبان روی کار آمده برخی از اخبار و تحلیلهایی که در خصوص افغانستان منتشر شده و یا بالعکس، سعی داشته تا به هر ترتیب واقعیات افغانستان امروز را بازگو کند و در کابل هم سعی بر همین بوده است، اما بدون شک مشاهده میدانی و به بحث نشستن با مقامات افغانستان بیش از هر چیز میتواند گرههای ذهنی در مورد آنچه در کابل و سایر ولایات میگذرد را باز کند.
بر همین اساس اخیراً هیأت رسانهای مرکب از نمایندگان چند خبرگزاری و روزنامه به انضمام مستندسازان کشورمان به کابل سفر کردند تا از آنچه در پایتخت افغانستان میگذرد را روایت کنند.
کابل در مه؟
اگر تا قبل از ظهر هواپیمای شما در فرودگاه کابل به زمین بنشیند، اولین چیزی که توجه شما را به خود جلب میکند وجود «مه» در آسمان کابل است، اما با کمی دقت میفهمید که بخش عمدهای از دید شما را آلودگی هوا محدود کرده است. شاید این آلودگی محصول وارونگی یا همان Inversion باشد که در کشور خودمان هم با آن درگیریم، اما بخش اعظمی از آن به سوزاندن ذغال سنگ توسط بخاریهایی مربوط است که از بعدازظهر و همزمان با کاهش دما قرار است فضای خانهها را گرم کند.
«باقی مانده یک هلیکوپتر میل – ۱۷ ساخت روسیه در فرودگاه کابل»
اینکه در کشوری مانند افغانستان که به تازگی هشت حلقه چاه نفت آن در ولایت سرپل توسط پیمانکار چینی به بهرهبرداری و استخراج رسیده و معادن عظیمی از سنگهای رنگارنگ و با اهمیت دنیا مانند لاجورد، شاهمقصود و غیره را در خود جای داده و در بطن خود مقادیر عجیبی از لیتیوم و اورانیوم را حفظ کرده، هنوز به لولهکشی گاز و آب شرب مجهز نشده و فاقد شبکه فاضلاب بوده و یا شبکهای از خطوط تلفن شهری در آن وجود ندارد و از بیبرقی در برخی از ساعات رنج میبرد، همگی نشان از آن دارد که حداقل طی ۲۰ سال حضور ناتو و آمریکا در این کشور هیچ اقدامی برای توسعه افغانستان انجام نشده است.
شاید برخیها منتقد این تحلیل باشند و بگویند که مخاصمه مسلحانه میان طالبان و نظامیان غرب مانع این اقدام شده، اما واقعیت این است که حداقل میشد فقط کابل را به عنوان پایتخت افغانستان به این بدیهیات شهری مجهز ساخت؛ چراکه بر اساس اعلام جو بایدن جنگ آمریکا در افغانستان روزانه ۳۰۰ میلیون دلار هزینه داشته و در مجموع چیزی در حدود سه تریلیون دلار در این دو دهه خرج شده است و همین حالا میتوانید بخشی از سولههای نظامی (لجستیکی) آمریکا در محوطه فرودگاه کابل را هنگام فرود آمدن هواپیما مشاهده کنید!
تعطیلی رسانههای پوششی
آنچه در افغانستان و حتی در عراق پس از لشگرکشی آمریکا در ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ اهمیت پیدا کرد، تکثیر رسانهها بود. برخی از این رسانهها به عنوان رسانههای جریان اصلی کارکرد خود را به رخ کشیدند و بخشی دیگر به عنوان رسانههای مکمل، یا رسانههای کوچکتر، کارکرد پوششی داشتند. به این معنا که ایالات متحده برخی از رسانههای کوچک را برای تعدد نظرات (درست و غلط) و حجیم کردن فضای فکری جامعه افغانستان بنا کرد ولی در این میان از رسانههای اصلی غافل نشد.
یکی از این رسانههایی که نامش برای مخاطبان داخلی و خارجی افغانستان همچنان آشنا بوده «طلوع نیوز» است که از سال ۲۰۱۰ میلادی کار خود را به سه زبان پشتون، دری و انگلیسی آغاز کرده و همچنین تلویزیونی با همین نام را روی آنتن دارد. این مجموعه رسانهای توسط گروه موبی (MOBY GROUP) تاسیس شده که بنیانگذار آن سعد محسنی، سرمایهدار افغانیتبار (انگلیسی – استرالیایی) است که در سال ۲۰۱۱ توسط مجله تایم به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره پرنفوذ و برتر سال معرفی شد.
منبع: ایلنا