- مدار شرقی | نگاهی تحلیلی به تحولات خاورمیانه - https://madaresharghi.ir -

جنگ اوکراین چه تاثیری بر اوضاع خاورمیانه دارد؟

به گزارش مدار شرقی [1]، باید صحنه را آن چنان که هست ترسیم کرد. باید با واقعیت میدان هم افق شد. بدین منظور، توضیحاتی مینویسم در باب نسبت اوکراین و روسیه تا بتوان فهم کرد جدال بین این دو چه معنایی دارد. اکنون در پی آنم که دو واقعیت را روشن کنم. اول آنکه جنگ روسیه و اوکراین متفاوت از تصور ما مردمان خاورمیانه از «جنگ دو کشور» است، ثانیا برخلاف برخی ادعاها، این ماجرا نه جدید است و نه معامله‌­ای بین روسیه و غرب بر سر خاورمیانه و اروپای شرقی.

نسبت اوکراین و روسیه

از اواخر قرن دهم میلادی پایتخت روس­ها شهر کیِف بوده و ولادمیر کبیر آنجا سلطنت میکرده ­است. کیف پایتخت روس­ها است، زمانی که مسکو حتی به وجود نیامده­. درباره نژاد اکراینی­ها و روس­ها باید گفت این عبارت پر تکرار روس تبارها -که به عنوان تفکیک قومیتی بیان میشود- عبارت دقیقی نیست. روس­ها از نژاد اسلاوند. اسلاوها خود به سه دسته­ اسلاوهای شرقی، اسلاوهای غربی (لهستان، چک، اسلواکی) و اسلاوهای جنوبی (مردمان صرب­، کروات­، بلغار، مقدونی­، مونته نگرو، بوسنی، اسلوانی) تقسیم میشوند. اسلاوهای شرقی به بیان تقسیم ­بندی ­های سیاسی امروز ما شامل مردمان روسیه، اکراین و بلاروس میشوند. اینان از قرن دهم یک دین داشتند (مسیحیت ارتدوکس)، یک زبان داشتند (زبان های محلی و بومی شان هم نزدیک به هم است)، یک فرهنگ داشتند.

بیایید از تاریخ دور خارج شویم و به دوران معاصر بپردازیم. انقلاب اکتبر و اندیشه حاکم بر آن که تفکر مجموعه­‌ای از متفکرین و انقلابی­ها را در بر میگیرد، عمیقا بر فرهنگ و اندیشه کشورهای عضو شوروی سابق تاثیر گذاشته­ است. در این بین، هم خدمات و هم تاثیرگذاری­های این تفکر در برخی نواحی بیشتر بوده. اوکراین یکی از آن­هاست. اوکراین جدید که دارای صنعت نو، نظام علمی مدرن و شکل و شمایل جدید است، مستقیما ساخته لنین و اندیشه لنینیستی و رهبران شوروی و متفکران انقلاب اکتبر است. عجیب هم نیست چراکه بسیاری از سیاستمردان و دانشمندان و متفکران شوروی سابق در نقطه انقلاب و پس از آن، اهل اوکراین بوده‌­اند که تروتسکی در راس آنان قرار دارد. اینان با یک­دگر روسیه نوین را بنا کرده‌­اند. روسیه و اوکراین هیچ وقت در تاریخ چند سده اخیرشان جدا و مستقل از هم نبوده‌­اند. روس­ها بر اوکراین عِرق و غیرت و تعصب دارند.

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برای مردمان روسیه، بر خلاف آن چه که تاریخ تحریف شده قرن بیستم میگوید خوشایند نبوده. این فروپاشی علل مُعِده‌ای داشته که متعددند اما بیش از هر چیز حاصل اشتباه دولت مردان روسیه خاصه گرباچف بود. یلتسین که در عرصه حاکمیت شخصی ضعیف و ناکارآمد بود هم بر تکمیل این احساس ناخوشایند نزد روس­ها تاثیر داشت. اما پس از روی کار آمدن پوتین که شخصیت توانمند با مدیریت رضایت­بخش در روسیه -خاصه در دهه نخست حکمرانی­‌اش- ارزیابی میشود این کشور تا حدود زیادی به ریل تفکر قبلی باز میگردد. روسیه به صورت همه جانبه از پی احیای هژمونی پیشین میرود و تا حدی هم موفق است. چه ذیل گسترش ارتباطات اقتصادی و نظامی و فرهنگی و علمی با کشورهایی که امروز آن­ها را به اسم کشور­های مشترک المنافع میشناسیم، چه به طور خاص با نزدیکی و اتحاد همه جانبه با اسلاوهای شرقی یعنی کشورهای اکراین (با فراز و فرود) و بلاروس. ماجرای اوکراین ماجرای جدیدی نیست. پوتین همواره در سال­های حاکمیتش به یکی بودن ملت و فرهنگ و تاریخ روسیه و اکراین اشاره کرده و صراحتا خواستار یکی بودن و یکی شدن اکراین و روسیه بوده­ است. همان نگرشی که شوروی به اوکراین داشت، روسیه هم دارد. روسیه و شوروی یک نوع وحدت دارند. حتی در لایه دولت مردان. در روسیه هیچ وقت انقلاب نشد. بلکه فروپاشی پدید آمد. بسیاری از کادر روسیه همان کادر شوروی است. پوتین مامور ک گ ب بوده، لاوروف در شوروی دیپلمات بوده است و قس علی هذا. پس نظر بسیاری از تحلیلگران ایرانی که غائله پیشروی در اوکراین و تمایل روسیه به این امر را جدید و حاصل نزاع های نو با غرب و معاملات بر سر برخی کشورهای منطقه دانسته‌­اند خطاست.

درباره روسیه، اکراین و ناتو

ناتو یا پیمان آتلانیک شمالی، پاسخی بود از سوی کشورهای غربی به تهدیدهای نظامی و سیاسی شورویِ دوران استالین. مشخصا واقعه­‌ای که باعث پدید آمدن ناتو شد کمک شوروی به سر کار آمدن یک کشور کمونیستی در اروپا از طریق کودتا بود. کدام کشور؟ چکسلواکی. پیمان ناتو سال ۱۹۴۹ امضا میشود، بین ایالات متحده و کشورهای عضو پیمان بروکسل یعنی بریتانیا، هلند، فرانسه، بلژیک و لوکزامبورگ. پیمان بروکسل هم با اندیشه‌­ای مشابه ناتو تشکیل شده بود، یک سال پیش از آن یعنی سال ۴۸٫ مهمترین بخش پیمان ناتو ماده پنج آن است که در آن کشورهای عضو تعهد کرده‌­اند حمله به یک کشور عضو پیمان را حمله به همه کشورهای عضو تلقی کنند و با آن به مقابله برخیزند. ناتو در ابتدا چند عضو داشت؟ شش عضو. اکنون چند عضو دارد؟ ۳۰ عضو!

اما مشکل محوری روسیه با ناتو چیست؟

در سال ۱۹۹۰ مذاکراتی شکل گرفت برای اتحاد آلمان. آن موقع آلمان به دو بخش شرقی و غربی تقسیم میشد که آلمان شرقی تحت سیطره شوروی بود. طی این مذاکرات ایالات متحده مکررا اطمینان میدهد – اسناد و مشروح مذاکرات موجود است- که در صورت اتحاد دو آلمان و دست کشیدن شوروی از آلمان شرقی، قلمرو ناتو و یا حضور نظامی اش، یک اینچ به سمت شرق حرکت نخواهد کرد. البته تعهد حقوقی ای در این زمینه داده نشد و آلمان شرقی بر حسب اعتماد گرباچف به آمریکا از سیطره شوروی خارج شد. اما طرف مقابل به قرار خود پایبند نبود و به مرور به سمت شرق پیش روی کرد تا جایی که اکنون تعداد قابل توجهی از کشورهای شوروی سابق به عضویت در ناتو پذیرفته­ شده‌­اند. اما اکراین خط قرمز روسیه است چه، اگر ناتو به اوکراین پیش روی کند، فاصله مسکو تا حوزه نفوذ نظامی غرب میشود ۶۰۰ کیلومتر. فاصله مرز اوکراین و مسکو تنها ۶۰۰ کیلومتر است. روسیه هرگز چنین چیزی را نمی پذیرد.

مضاف بر آن که روسیه اساسا انتظار انحلال ناتو پس از انحلال پیمان ورشو را داشت. چون دیگر نه تهدید استالینی وجود داشت و نه یک نمونه شرقی از اتحاد نظامی. اما ناتو نه تنها منحل نشد بلکه با عضویت استونی و لتونی تا مرز روسیه پیش آمد. البته لیتوانی -عضو دیگر ناتو- نیز با روسیه هم مرز است لکن از طریق منطقه برون مرزی کالینینگراد. با عدم انحلال این پیمان، روسیه همواره احساس خیانت داشته ­است.

یک اشاره کوتاه درباره پیمان ورشو: این پیمان نسخه­ بلوک شرقیِ پیمان ناتو بود که در سال ۱۹۵۵ بین کشورهای شوروی، آلبانی، آلمان شرقی، بلغارستان، چکسلواکی، رومانی، لهستان و مجارستان منعقد شد و در سال ۱۹۹۱ هم به طور کامل منحل شد.

بهانه‌­ها یا ادله‌­های پوتین برای حمله به اکراین

امکان های پوتین برای تسخیر مستقیم یا غیر مستقیم اوکراین

در این میان، شرایطی وجود دارد که امکان پیشروی در اوکراین را برای پوتین فراهم کرده است.

ثمره غائله اکراین برای خاور میانه

منبع: شعوبا