- مدار شرقی | نگاهی تحلیلی به تحولات خاورمیانه - https://madaresharghi.ir -

چرا هیچ سرمایه‌­گذاری رغبتی به فعالیت در ایران نشان نداده است؟

اکبر بیاتی- البته ایران کشوری است که بر اساس شاخص­های مورد نظر برای سرمایه¬گذاری لااقل روی کاغذ یک مقصد ایده­آل برای سرمایه¬گذاران است. و به عنوان مثال صنایع نفت ایران با وجود قدمت طولانی و فعالیت­های گسترده به دلیل پتانسیل­های فراوان اقتصادی یکی از جذاب­ترین بخش­ها برای سرمایه­گذاران بزرگ نفتی است اما چرا هیچ سرمایه­گذاری رغبتی به فعالیت حتی در بخش نفت ایران در ایران نشان نداده است؟

پاسخ به این سوال از نگاه اقتصاددانان بدیهی است اما مردم عادی و آنها که مصائب اقتصاد ایران را به صورت جزئی نمی­دانند و ممکن است با پاسخ­های غلط برخی مسئولان به بیراهه کشیده شوند.

اقتصاد ایران و ضرورت سرمایه¬گذاری­های جدید

اقتصاد ایران هم اکنون در شرایط سخت و ناگواری به سر می­برد و یکی از راه¬های خروج از شرایط سخت کنونی تزریق سرمایه­های بزرگ به آن است و دولتمردان ایرانی با علم به این موضوع در سال ۹۸ با هدف تحریک سرمایه­گذاران خارجی به فعالیت در ایران مصوبه ای داشتند که هر سرمایه¬گذاری می¬تواند با وارد کردن ۲۵۰ هزار دلار در ایران اقامت طولانی مدت بگیرد. اما بابک خدا پرست یکی از مدیران مربوطه در وزارت کشور می­گوید که حتی یک مورد هم از این مشوق استقبال نشده است.

این یک واقعیت تلخ است که ایران برای سرمایه¬گذارانی که به استانداردهای امروز در جهان فعالیت می¬کنند هیچ جذابیتی ندارد و مانند یک جهنم برای سرمایه­گذاران خارجی است و طبیعتا هیچ کس با پای خود به جهنم نمی­رود.

برای ما که ایرانی هستیم و در ایران زندگی می­کنیم این تعبیر بسیار زننده و تلخ است. اما در ادامه یادداشت می­گویم که در تعابیر به کار رفته تندروی نکردم.

سرمایه ترسوست

از قدیم گفته­اند که سرمایه و سرمایه­دار ترسوست به این معنا که برای سرمایه¬گذاری در هر زمینه ای آنقدر با وسواس تمام جوانب و مخاطرات را بررسی می¬کند که به نظر می¬رسد در این زمینه زیاده روی می¬کند اما واقعیت این است که سرمایه¬گذار تا به این درک نرسد که سرمایه و سودش در امنیت خواهند بود ابدا سرمایه¬گذاری نخواهد کرد.

مواضع و شعارهای تند دولتمردان

نوع نگاه دولتمردان ما به سرمایه¬داران وجود دارد و برخی شعارهای تندی که هر روز از تریبون¬های خاص علیه نظام سرمایه¬داری و تفکرات سرمایه¬داری داده می¬شود اولین پالس منفی را به سرمایه¬گذاران می¬دهد و آنها را به این ترس می­کشاند که ممکن است این شعارها علیه سرمایه­هایشان روزی عملی شود و اموالشان از سوی دولت مصادره شود. البته برخی اتفاقات در گذشته مثل مصادره­های اوایل انقلاب به این ترس دامن می­زند.

سرمایه¬داران فراملیتی و مشکل ما

این یک اصل مهم است که امروزه سرمایه¬داران مرز نمی­شناسند و آنها ممکن است در کشوری کالا تولید کنند و مشتری¬هایشان را در کشور دیگری پیدا کنند و برای کشوری مثل ما که در تعاملات خارجی خود به هر دلیلی با اختلال مواجه است جذب سرمایه¬گذار خارجی طبعا دشوار خواهد بود. علاوه بر شرایط ناپایدار ما در مواجهاتمان با قدرت¬های اصلی دنیا باعث می¬شود که سرمایه¬گذار نتواند تشخیص دهد که فردا در ایران چه خبر است.

فرهنگ غلط ضد سرمایه¬داران مولد

یکی دیگر از مشکلات در ایران نوع نگاهی است که در جامعه ما علیه سرمایه¬داران شکل گرفته است که ریشه در تفکرات کمونیستی و چپی دهه¬های قبل دارد. در نگاه بخش¬های بزرگی از مردم ما سرمایه¬دار حتما خون مردم را مکیده که به این سرمایه رسیده و حکومت یا حاکم وقتی عادل است که این سرمایه¬داران را سر جایشان بنشاند. این تفکرات قطعا برای آن دسته از سرمایه¬دارانی که می¬خواهند سرمایه¬های خود را تبدیل به کارخانه و کارگاه کنند و به نوعی سرمایه¬هایشان را در جلوی چشم مردم بگذارند دردسر می¬شود.

البته آن سرمایه¬دارانی که با شیوه¬های غیرقانونی و به دور از چشم مردم به سودهای کلان می¬رسند و سرمایه¬شان نه کارخانه است که جلوی چشم مردم و نه کارگاه که کارگران را مشغول به کار کرده باشد. بلکه سرمایه آنها به شیوه مخربی در بخش¬های خدماتی و واسطه گری به صورت نامحسوس سودهای کلان به مالکانش می¬رساند. در جامعه ما به راحتی فعالیت می¬کنند. اما سرمایه¬گذار خارجی وقتی می¬خواهد به ایران بیاید قطعا مقصودش از سرمایه¬گذاری در ایران چنین فعالیت¬های رایج مخربی نیست و طبعا با این نگاه به مشکل خواهد خورد.

معضلی به نام قوانین نامناسب و ضدسرمایه¬ای

قوانین نامناسب از جمله مشکلات دیگر سرمایه¬گذاران در ایران است و وقتی سرمایه¬گذار خارجی به فعالیت در ایران ترغیب می¬شود که ببیند قوانین بروز و تسهیل گر فعالیت¬های آنها هستند در حالی که سیستم بروکراسی و قوانین و دستورالعمل¬ها در ایران، بیشتر از این که نقش حمایتی داشته باشند مثل ترمز عمل می¬کنند و طبعا با این قوانین و با این بروکراسی هیچ سرمایه¬گذاری به ایران نخواهد آمد.

یکی دیگر از مشکلات در کشور ما این است که هنوز میان دولتمردان ما یک جمع­بندی روشن درباره لزوم سرمایه­گذاری خارجی و یا حتی بخش خصوصی وجود ندارد که در صنایع اصلی که جذابیت بالایی برای جذب سرمایه می­توانند داشته باشند، سرمایه­گذاری شود. هنوز بخش­هایی از حاکمیت نگاه­های منفی بدی به سرمایه­دار و به خصوص سرمایه­دار خارجی دارد و تصور می­کند که لابد آن سرمایه­گذار که به ایران آمده است اهداف پنهانی دارد و باید به فعالیت­های او نگاه بدبینانه امنیتی داشت تا مبادا دست از پا خطا کند.

البته که نباید کشور را برای سرمایه­گذاران خارجی یله و رها کرد و این یک ضرورت است که بر عملکرد سرمایه­گذاران خارجی نظارت دقیق­تری صورت گیرد اما این نظارت و این توجه نباید مانع فعالیت آنها شود والا نقض غرض خواهد بود همچنان که الان هم این طور است.

این لیست طولانی­تر و سیاه­تر است
سیاهه مصائب سرمایه¬گذاران حتی وطنی را در مصاحبه¬ها و گزارش¬هایی که رسانه¬ها منتشر کرده¬اند می¬توان دید این سیاهه آنقدر طولانی و سیاه است که همه سرمایه¬گذاران داخلی را به خارج فراری می¬دهد چه برسد به آنها که پیشنهادهایی برای ورود به ایران داشته¬اند و به آن توجهی نکرده¬اند.

الگوی کشورهای موفق در این زمینه

نگاهی به کشورهای موفق در جذب سرمایه¬های خارجی معلوم می¬کند که آنها تمام توان و انرژی سیستم و تشکیلات دولتی را روی جلب نظر سرمایه¬گذاران خارجی متمرکز کرده­اند تا سرمایه¬گذار با اطمینان خاطر و کمترین احساس خطر به فعالیت¬های اقتصادی قانونی و شفاف بپردازد و طبعا سود و منافع خود را هم ببرد. کشورهای آسیای جنوب شرقی یکی از موفق­ترین کشورها در جلب سرمایه هستند و خوب است دولتمردان ما به مدل رفتاری آنها در سیاست¬های اقتصادی و خارجی بیندازند تا معلوم شود که چرا سرمایه¬گذاران خارجی رغبتی به ایران نشان نداده¬اند.

این که بابک دین پرست – معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منطقه­ای وزارت کشور – می¬گوید علت عدم استقبال رقم بالای شرط سرمایه¬گذاری بوده است به نظر من می¬تواند یک علت بسیار کوچک در برابر علت¬های بزرگی است که نباید از آنها غفلت کنیم. اگر علت¬های بزرگ را نبینیم به بیراهه رفته­ایم و این ناکامی¬ها در ابعادی بزرگ­تر ادامه خواهند داشت.

منبع: ویکی تماس