
مدار شرقی [1]– اینکه روسیه به خاورمیانه بازگشته بدیهی است، اما بازیگران مختلف بین المللی درک متفاوتی از نقش آن در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (مِنا) دارند. در اینجا به طور خاص به اتحادیه اروپا و برداشت آن از حضور، اقدامات و استراتژی روسیه در این منطقه پرداخته می شود. روابط روسیه و اتحادیه اروپا پس از بحران اوکراین به وخامت گراییده و فضای همکاری به میزان قابل توجهی کوچک شده است. منطقه مِنا همچنین شاهد اصطکاک فزاینده بین روسیه و اتحادیه اروپا، عمدتا در چارچوب درگیری های سوریه، بوده است. با این حال، فضا و شرایط مهمی برای همکاری وجود دارد. اتحادیه اروپا اقدامات روسیه در منطقه را چطور درک می کند و آیا این اقدامات را با اهداف و منافع خود سازگار می داند؟ پاسخ به این سوال می تواند چالش برانگیز باشد. «ادراک» یک مفهوم انتزاعی و بحث برانگیز در ادبیات روابط بین الملل است: عملیاتی سازی و ارزیابی ادراک یک کار دشوار به شمار می رود.
مشارکت نظامی روسیه در منطقه مِنا
مشارکت نظامی روسیه در منطقه مِنا در چند سال گذشته محدود به سوریه، نگین سیاست خارجی آن در منطقه، بوده است. فراتر از همگرایی های کنونی، رابطه ویژه پیوند دهنده مسکو و دمشق ریشه در تاریخ مشترک دارد و عنصر نظامی یکی از محرک های اصلی آن است. در جریان جنگ سرد، بین سوریه و اتحاد جماهیر شوروی یک همکاری نظامی محکم ایجاد شد. در یک سو، سوریه در آن زمان کشوری در حال دگرگونی و در جستجوی «دولت حامی» معتبر بود تا به آن در خارج شدن از انزوای منطقه ای کمک کند. در سوی دیگر، اتحاد جماهیر شوروی به دنبال مناطق جدید نفوذ برای مقابله با ایالات متحده بود. ارتباط نظامی بین دو کشور به ویژه متعاقب به قدرت رسیدن حافظ الاسد تقویت شد. در سطح داخلی، حکومت اسد نوعی ثبات را در سوریه ایجاد کرد و در سطح خارجی، سوریه توانست تحت ریاست جمهوری جدید از انزوا خارج شود.
همکاری نظامی بین مسکو و دمشق بین دهه های ۱۹۷۰ تا اواسط ۱۹۸۰ ادامه یافت و تقویت شد و از مراحل مختلفی در تاریخ دو کشور جان سالم به در برد. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه از سوریه فاصله گرفت. تنها در اواسط دهه ۲۰۰۰ بود که دو کشور توافق کردند روابط ممتاز نظامی و نهادی خود را بازیابند. و بشار اسد، رئیس جمهور پسر حافظ اسد، در پی تشدید بحران سوریه در سال ۲۰۱۵، از رئیس جمهوری روسیه برای حمایت نظامی درخواست کرد. روس ها از اواخر سپتامبر ۲۰۱۵ به تدریج دستاوردهای قاطع در زمین به دست آوردند و توانستند مخالفان را درهم شکنند و رئیس جمهوری اسد را در قدرت نگه دارند. در دسامبر ۲۰۱۷، پس از پاکسازی منطقه فرات در شرق سوریه، وزارت دفاع روسیه مدعی شکست داعش شد و چند روز بعد، ولادیمیر پوتین ماموریت روسیه در این کشور عربی را «انجام شده» توصیف کرد و به خروج جزئی نیروهای روسیه دستور داد.
در سه سال اول مداخله در حمایت از بشار اسد، روسیه ۳۹هزار ماموریت هوایی انجام داد و بیش از ۱۲۱هزار هدف مرتبط با مخالفان و ۸۶هزار شبه نظامی را هدف گرفت. آیا روس ها به نتایج مورد نظر خود در سوریه دست یافتند؟ از نظر نظامی بله. از منظر وسیع تر، فعالیت های نظامی روسیه در سوریه همچنین بر گسترش نفوذ جهانی مسکو تاثیر داشته و به هدف سیاسی گسترده تر در مقابله با ایالات متحده خدمت کرده است. با این حال، این مداخله و نتیجه سیاسی آن، بحث در جامعه بین المللی را قطبی کرد. در حالی که کشورهای مختلف از جمله کشورهای خاورمیانه و کشورهای عربی از ابتکارعمل روسیه در سوریه حمایت کردند، کشورهای غربی و اتحادیه اروپا با ظن به آن نگریستند.
اتحادیه اروپا به طور رسمی مخالفت خود با عملیات نظامی روسیه در سوریه را نشان داد. از زمان اولین حملات روسیه در سوریه در اواخر سپتامبر ۲۰۱۵، اتحادیه اروپا به همراه سازمان های حقوق بشری تلفات غیرنظامی و جریان پناهندگان و آوارگان داخلی و حمایت بی قید و شرط روسیه از دولت اسد را محکوم کرد. در ماه ها و سال های بعد که همچنان نشانه ای از تنش زدایی در بحران نبود، بروکسل همچنان به عملیات نظامی مسکو توجه نشان داد اما به دلیل اختلافات داخلی، در حاشیه قرار گرفت. در ماه مه ۲۰۱۷ که سه ضامن مشتاق صلح سوریه در دومین نشست آستانه بر ایجاد سه منطقه کاهش تنش با هدف کاهش درگیری ها و فراهم آوردن امکان بازگشت پناهجویان و آوارگان داخلی توافق کردند، اتحادیه اروپا محتاطانه از این ابتکار استقبال کرد. اما مجددا در ابتدای سال ۲۰۱۸، با تشدید بحران در ادلب و عفرین، اتحادیه اروپا مخاطرات همکاری روسیه با نیروهای شبه نظامی را به شدت محکوم و به قطعنامه ۲۴۰۱ شورای امنیت استناد کرد.
محکومیت آشکار «تهاجم» نظامی روسیه در گفتمان رسمی اتحادیه اروپا به آن دلیل است که بروکسل حضور نظامی مسکو در زمین را تا حد زیادی مشکل ساز می داند. ظاهرا اتحادیه اروپا تصور می کرد که روسیه «ایده سختگیرانه از امنیت» دارد و «احترام اندکی برای حقوق بشر» قائل است. حمایت بی قید و شرط از اسد، استقرار گسترده منابع نظامی در سوریه و عزم راسخ در برابر مخالفان دمشق از دلایل اصلی این برداشت اروپا است. در میان دیپلمات ها و کارشناسا اروپایی، سوریه اغلب جایی قلمداد می شود که روسیه نقشی مشکل ساز در آن ایفا کرده است. در عین حال، بسیاری از مقامات اتحادیه اروپا معتقدند این بحران نشان دهنده آن است که اروپایی ها و روس ها می توانند همکاری کنند. بدین ترتیب، نمی شود برای تفسیر نقش روسیه در منطقه «مثبت/مشارکتی» و «مشکل ساز» تمایز قطعی قائل شد. یک کارشناس منطقه منا در این باره گفت: «شدت می تواند مفهوم قابل توجهی برای استفاده باشد؛ به این معنی که میزان دخالت روسیه در زمینه خاصی از بحران چقدر بوده و تا چه حد توانسته راه حلی برای آن بحران بیابد. باید بگوییم نفوذ روسیه در سوریه منفی است یا مثبت؟ در نهایت، روسیه و چند بازیگر دیگر کلیدهای حل بحران در سوریه را در اختیار دارند. اما تقریبا این به ما (اتحادیه اروپا) بستگی دارد تا احتمالا از جمله از طریق مذاکره با آنها (روس ها) ، این بحران ها را به پایانی مثبت برسانیم.»
نویسندگان: کیارا لووتی و الئونورا تافورو آمبروستی
منبع: موسسه اروپا برای مدیترانه