وضعیت دموکراسی در فلسطین
مساله اصلی فلسطینی ها کماکان مقاومت است. اما آنها سالهاست به دنبال شکلی از مردم سالاری هم هستند و جالب اینکه نیروهای طرفدار مقاومت به لحاظ دموکراتیک نیز برتری داشته و نیروهای سازشکار هستند که از دموکراسی فراری اند.

مدار شرقی- درباره وضعیت دموکراسی در فلسطین با آقای علی عبدی کارشناس مسائل فلسطین گفتگو کردیم که متن آن در زیر می آید:
با توجه به عنوان مصاحبه که بررسی دموکراسی در فلسطین است شاید این سوال به ذهن مخاطبان برسد که مگر با توجه به شرایط فلسطین اصلا این موضوع در فلسطین قابلیت بررسی دارد؟
انتخابات فلسطین درواقع در چارچوب چیزی است که بعد از قراردادهای مادرید، کمپ دیوید۲ و شرم الشیخ تحت عنوان سلطه یا همان دولت خودگردان معرفی شد. براساس آنچه تعریف شد قرار بود این ساختار تعریف شده دولت فلسطین باشد؛ اما تا امروز مانع تشکیل جدی آن و حتی اعلام موجودیت آن هم شدهاند و در نتیجه به صورت رسمی به عنوان دولت فلسطین شناخته نشده است. قلمرو اصلی آن هم کرانه باختری و نوار غزه است که عملا کرانه باختری به خاطر بیش از ۳۰۰۰ شهرکی که صهیونیستها در این محدوده ساختهاند دیگر عملا منطقه فلسطینینشین تلقی نمیشود. به هر حال این دولت خودگردان سه رکن اصلی دارد، رئیس دولت، نخستوزیر(یا رئیس کابینه یا هیئت وزیران) و مجلس. اما آنچه که به عنوان انتخابات میشناسیم که از دل آن پارلمان و به تبع آن دولت شکل میگیرید، در فلسطین نیز اتفاق میافتد. مثلا سال ۲۰۰۴ شاهد بودیم که انتخابات برگزار شد و حماس در آن پیروز انتخابات شد. اما ساختار دولت خودگردان و دولت محمود عباس مانع شد که دولت به دست حماس بیفتد. در نتیجه دولت حماس در کرانه باختری شکل نگرفت و به نوار غزه محدود شد. بعد از کشمکشهای فراوان مجدد در سال ۲۰۰۶ انتخابات برگزار شد که بعد از جنگ ۳۳ روزه و جنگ ۸ روزه بود. اما اسرائیل با همکاری دولت خودگردان مانع تشکیل نظام پارلمانی شد. چون میدانست که در انتخابات بعدی هم حماس دست برتر را دارد. پس با کارشکنی مانع تحقق دولت و مجلس به معنای حقیقی کلمه شدند. اخیرا هم قرار بود انتخابات در یکی دو ماه گذشته برگزار شود اما دولت محمود عباس تحت فشارهای اسرائیل، امریکا و برخی از کشورهای عربی و نیز بنا به کارنامه ناموفق خود دولت خودگردان این امر اتفاق نیفتاد. به هر حال اگر انتخاباتی اتفاق بیفتد با دو قطب جدی مواجهیم که دولت خودگردان و قطب مقاومت خواهد بود. البته گروههای مقاومت اینگونه میپسندند که سازمان آزادی بخش فلسطین و فتح نیز به عنوان پایهگذرا دولت خودگردان که بعدها به سمت سازش منحرف شد، نیز در کنار مقاومت قرار بگیرد و با ایجاد وحدت ملی یک دولت ملی تشکیل شود تا بتوانند در مقابل رژیم صهیونیستی بایستند.
با توجه به این توضیحات میتوان این نتیجه را گرفت که سرزمین فلسطین الان توسط دو دولت خودگردان در کرانه و حماس در غزه، اداره میشود؟
تا پیش از ۲۰۰۶ دولت خودگردان اداره کننده هر دو بخش بود. اما بعد از پیروزی حماس در انتخابات، دولت خودگردان ترجیح داد اینگونه رقم بزند که کرانه برای دولت خودگردان و غزه برای حماس باشد. اما تفاوت اینجاست که قدس شرقی و کرانه باختری که در اختیار دولت خودگردان است تامین مالی و حمایت میشود، روابط دیپلماتیک دارد و تردد در آن اگرچه با محدودیت اما صورت میگیرد. اما در طرف دیگر غزه در تحریم کامل است، تردد وجود ندارد و ممنوع است و عملا یک زندان بزرگ ۳۶۰ کیلومتری است. دولت خودگردان به خاطر تعاملی که با اسرائیل دارد، تسهیلاتی دریافت میکند که غزه از آن محروم است. عملا اینگونه شده است که غزه به قلمرو حماس و کرانه باختری به قلمرو دولت خودگردان تبدیل شده است. اما اتفاقات اخیر و نبرد بیت المقدس ورق را به نفع حماس تغییر داد و محبوبیت حماس در بین مردم کرانه نیز بالا رفته است.
