قاچاقچی یا کولبر مسئله این است
«گروههای تروریستی در منطقه فعال بودند؛ در این شرایط بیشتر سرمایه گذارها به استانهای دیگر و یا حتی خارج از کشور رفتند.»

مدار شرقی- گفتگو با استاندار آذربایجان غربی، یک جورایی شبیه بازی شطرنج شده بود. هر دو منتظر بودیم تا در موقعیت مناسب بهترین مهره را حرکت دهیم. من که به تازگی از مناطق مرزی استان، گزارش گرفته بودم و وضعیت کولبرها و محرومیت روستاهای مرزی را دیده بودم، خوب میدانستم کدام مهره سیاه را باید حرکت بدهم تا به جواب برسم و آقای «محمد مهدی شهریاری» هم که پیش بینی هر سئوالی را میکرد، مهرههای سفید را خیلی دقیق و حساب شده حرکت میداد.
مسئله کولبری در آذربایجان غربی که موضوع اصلی مصاحبه بود، اصلا شبیه پدیده کولبری در استانهای کرمانشاه و کردستان نیست و این موضوع را سختتر و پیچیدهتر میکرد، این استان با سه کشور آذربایجان، ترکیه و عراق مرز دارد و برخلاف عراق، مرزهای ترکیه به دلیل برخوردهای مسلحانه این کشور با گروه پ. ک. ک، امکان عبور کولبرهای ایرانی را ندارد، مرزبانهای این کشور تفاوتی بین کولبرها و گروههای تروریستی قائل نیستند و به راحتی کولبرهای ایران را هدف گلوله قرار میدهند، اما از سویی دیگر قاچاق سازمان یافته اسلحه و مشروبات الکلی هم در همین مرزها صورت میگیرد؛ کارخانههای اسلحه سازی در آنسوی مرزیهای ترکیه، تناقض عجیب رفتاری کشور همسایه را با قاچاق کالا نشان میدهد که پاسخ دقیقی نمیتوان برایش پیدا کرد.
در حقیقت باید گفت در این استان بخشی از کولبرها، روستاییان فقیر و مرز نشین هستند که به صورت انفرادی کالاهایی مانند سیگار، توتون یا برنج را با خطرات فراوان به ترکیه میبرند و گروهی دیگر کولبرانی هستند که توسط قاچاقچیان بزرگ منطقه استثمار میشوند و این مسئله موجب شده بود تا روند مصاحبه بین دو موضوع فقر و ناگزیری روستاییان به کولبری و ثروث هنگفت قاچاقچیها و واسطه گرها، مدام تغییر کند و تعریف وضعیت کولبرها و مرزنشینها گاهی خیلی سخت شود.
مسئولان امنیتی این استان نیز پیش از این اعلام کرده بودند که در استان آنها کولبر وجود ندارد و هر کسی که از مرزها بصورت غیر قانونی عبور کند، متخلف یا قاچاقچی است؛ من نمیدانستم موضع آقای استاندار در مورد کولبرها چیست و اگر در همین اولین سئوال، میرسیدیم به اینکه کولبرها متخلف هستند مصاحبه با رویه دیگر پیش میرفت و نتیجه نداشت؛ بنابراین باید آهسته حرکت میکردم.
بیکاری و مشکلات معیشتی در روستاهای مرزی استان شما، سبب شده است که اهالی این روستاها ناگزیر به کولبری شوند، آیا تاکنون هیچ اقدامی برای از بین بردن این وضعیت صورت گرفته است؟
«اتفاقا اقدامات زیادی صورت گرفته است، بطور مثال ما یک سهمیه سوخت مرزی داشتیم که ۱۲ هزار تن در ماه بود و سودش هم بصورت عادلانه توزیع نمیشد و به یک عده خاص تعلق میگرفت. برای سه سال، کل سودی که از این سهمیه سوخت مرزی بدست آمده بود، ۱۲ میلیارد تومن بود که باید به همه ساکنان ۲۰ کیلومتری مرز تعلق میگرفت، اما فقط به ۲۵ هزار خانوار درمناطق مرزی پیرانشهر، اشنویه و سردشت توزیع میشد و به هر خانوادهای در سال ۱۰۰ هزار تومن میرسید؛ ما این مبلغ را رسانیدم به ۱۷۵ میلیارد و به روستاهای مرزی ۱۰ شهرستان تعلق گرفت.
اقدامات دیگری هم مانند تغذیه رایگان مدارس و ثبت نام رایگان پیش دبستانیها صورت گرفت و همه خانهها در این مناطق بیمه حوادث شدند. در زلزله سال گذشته با پرداخت یک میلیارد بیمه، ۷۰ تا ۸۰ میلیارد خسارت از بیمه حوادث گرفته شده است؛ همچنین بیماران صعب الاعلاج با امکانات دولت درمان میشوند و اقداماتی دیگر»
توضیحات آقای شهریاری در مورد دو سال استانداری ایشان بود و عدد و رقمها نشان از تفاوت دیدگاه در سالهای گذشته و فعلی نسبت به مناطق مرزی این استان را داشت؛ حتما این اقدامات برای مردم این مناطق رفاه ایجاد کرده است، اما هم من و هم آقای استاندار میدانستیم که همین الان چند هزار کولبر در این استان وجود دارد و همین دو ماه پیش ۵ جوان بر اثر سقوط بهمن در خاک ترکیه، جان دادند و همه این اقدامات نتوانسته مانع کولبری آنها شود.
چرا هیج وقت سرمایه گذاری لازم برای ایجاد اشتغال در این مناطق صورت نگرفته است تا مرزنشینها ناگزیر به کولبری نشوند؟
«برنامههایی برای سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال در این مناطق وجود دارد، اما به زمان نیاز دارد.»
در سالهای گذشته چرا اقداماتی در این زمینه صورت نگرفته است؟
«در گذشته ناامنی در منطقه، سبب عدم توسعه یافتگی شده بود. سالهای بعد از جنگ این مناطق آلوده بود و گروههای تروریستی مختلفی در منطقه فعال بودند؛ در این شرایط هیچ سرمایه گذاری تمایل نداشت که در این منطقه حضور داشته باشد و بیشتر سرمایه گذارها به استانهای دیگر و یا حتی خارج از کشور رفتند.»
از قبل میدانستم که ناامنیها و فعالیت گروههای تروریستی در سالهای گذشته، مثل مهره وزیر در شطرنج برای استاندار میماند، از هر طرف میتواند حرکت کند و جلوی حرکت مهرهای من را بگیرد.
«ببینید سالها ترکیه و عراق هیچ تسلطی بر مرزهای خودشان نداشتند و بار سنگین ایجاد امنیت در مناطق مرزی تنها به عهده ایران بود و حتی اکنون هم امنیت مرز با عراق بیشتر توسط ایران ایجاد میشود. در واقع بعد از سقوط صدام این کشور تسلط کمی بر مرزهای خود دارد و این مسئله سبب شد که گروههای تروریستی ضد ایران در این مناطق فعال شوند.
از سویی دیگر ترکیه هم در سالهای اخیر کنترل مرزهایش را بیشتر کرده است. در حقیقت برای جلوگیری از قاچاق انسان و ورود اتباع افغانی، پاکستانی و … به اروپا، از اتحادیه اروپا مبالغ هنگفتی دریافت میکند که عمده این مبالغ را برای تجهیز پاسگاههای مرزی خود هزینه میکند و الان پاسگاههای آنها به آخرین تجهیزات اپتیکیی و پهبادی مجهز شده است. الان شما به پاسگاههای آنها نگاه کنید، نسبت به پاسگاههای ما چقدر مجهزتر است؛ از سویی دیگر با همین پول اروپایی ها، در مناطق مرزی خودش که عمدتا کردنشینها هستند، رفاه ایجاد کرده است تا آنها را از پ. ک. ک دور کند.»
این موارد سرمایه گذاری در ایران را چطور تحت تاثیر قرار داده است؟
«خب طبیعتا با مقابله شدیدتر ترکیه در سالهای اخیر، گروهای تروریستی ریزش کردند به سمت مرزهای ما، در مرزهای مشترک با عراق هم باید گفت که ایجاد کنترل و امنیت در مرزها بیشتر دست ایران است؛ ضمن اینکه سالها منطقه درگیر مقابله با گروههای تروریستی شده بود و سرمایه گذار به این منطقه نمیآمد.
مجموع این شرایط سبب شد که سرمایه گذارهای خود استان هم به استانهای دیگر و حتی به خارج از کشور میرفتند.
در واقع برای ایجاد اشتغال بخش خصوصی باید فعال باشد و دولت نقش نظارتی دارد و سرمایه گذار هم به منطقه نمیآمد.
ضمن همه این شرایط باید گفت که دولت در سالهای اخیر، درگیر مسائل اقتصادی هم بوده که به تبع آن در مناطق مرزنشین هم تاثیر میگذارد؛ ببیند هفت سال اخیر این دولت درگیر تحریم و مشکلات اقتصادی بوده است، در این شرایط چطور توقع دارید که سرمایه گذاری دولتی در مناطق مرزی صورت بگیرد؟»
خب اقدامات دیگر دولت برای ایجاد رونق اقتصادی در مناطق مرزی هم اجرا نشد، از جمله ایجاد مناطق ویژه اقتصادی در این استان و بازارچههای مرزی که هنوز تکلیف شان روشن نیست.
«دولت در لایحهای ۱۲ منطقه ویژه و هفت منطقه آزاد اقتصادی تعیین کرد که بخش “صومای بردادوست” از ارومیه که شما به آنجا سفر کردید، هم جزء مناطق ویژه اقتصادی تعیین شد، اما وقتی این لایحه به مجلس رفت هر نماینده ای، شهر خودش را به عنوان منطقه ویژه اقتصادی به لایحه اضافه کرد، این لایحه با بیش از ۷۰ منطقه ویژه اقتصادی به شورای نگهبان رفت، همانطوری که میدانید با مخالفت شورای نگهبان روبرو شد و برای حل مسئله به تشخیص مصلحت نظام رفته است. البته حتما این لایحه تا پایان کار این دولت، تعیین تکلیف میشود و احتمال اینکه همان ۱۲ منطقه ویژه و هفت منطقه آزاد اقتصادی تصویب شود، زیاد است.
در مورد بازارچههای مرزی، دو مشکل عمده وجود دارد، اول اینکه بازارچه مشترک مرزی باید با استقبال کشور همسایه صورت بگیرد که ترکیه از این طرح استقبال نمیکند و دوم اینکه نوسانات ارز در سالهای اخیر برای تصمیم گیری در مورد کالاهای معاف از تعرفه گمرکی در این بازاچه ها، بسیار تاثیر داشته و عملا نفس ایجاد بازاچهها را از بین برده است.»
شما به تحریمها و مشکلات اقتصادی در سالهای اخیر اشاره کردید، اما میدانیم که در سالهای قبلتر و دولت گدشته، تحریمهای اقتصادی با این شدت وجود نداشت و نفت حدود ۱۴۷ دلار فروخته میشد، چرا در آن شرایط توسعه یافتگی این مناطق در اولویت قرار نگرفت؟ فکر نمیکنید تفکر تبعیض آمیز بین قومیتها سبب نادیده گرفتن مناطق عمدتا کردنشین مرزی شده بود؟
«تفکر تبعیض آمیز در این منطقه وجود داشت، بخصوص در پی فعالیت گروههای تروریستی و پاکسازی منطقه که از اوایل انقلاب شروع شد و تا همین ۱۵ سال پیش هم ادامه داشت، در پی این حوادث برخی از جریانهای تفرقه افکنی هم در منطقه بودند که از دشمنان خارجی ایران تاثیر میگرفتند و با سوء استفاده از شرایط، در پی تفرقه بین قومیتهای ایران بودند و در این خصوص تبلیغات بسیاری علیه قومیتها با هدف ایجاد انزجار و دشمنی بین اقوام ترک و کرد انجام میدادند تا یک شکاف قومی و مذهبی بوجود بیاورد.
در حال حاضر باید گفت این تفکرات کمتر شده و تبعیضها هم کمتر شده است، الان شما در هیچ شهرستانی در این استان نمیبینید که کردها و ترکها با هم زندگی نکنند. الان مردم در کنار هم با آرامش زندگی میکنند، اما مسئله توسعه یافتگی و عمرانی در هر استان به تخصیص بودجه برای استانها بر میگردد.»
خب دقیقا الان موضوع همین است که الان روستاهای فقیر با کمترین امکانات دولتی در استان شما وجود دارد، بسیاری از افراد روستایی ناگزیر به کولبری هستند با وجود خطرات فراوانی که دارد.
«خیلی کارها هم برای روستاییها انجام شده، از جمله ایجاد کارتهای مرزنشینی، کارت سوخت، ساختن دبیرستان، آبرسانی به روستاییها و …
ضمن اینکه مسئله کولبرها دقیقا اینطور نیست که شما فکر میکنید، درسته که تعداد زیادی از کولبرها از روی فقر کولبری میکنند، اما تعداد زیادی هم از همین راه کولبری، قاچاق وسیع کالا انجام میدهند و سودهای زیادی میکنند. ببینید الان قاچاق اسلحله و مشروبات الکلی بصورت گسترده انجام میشود، تا جائیکه میدانیم مشروبات الکلی در خود استان هم پخش نمیشود، بیمه میشود و مستقیم به مرکز کشور میرود.
در مورد قاچاق اسلحه هم تا جائیکه اطلاع داریم ۲۰ تا ۳۰ کارخانه ساخت اسلحه شکاری در مناطق مرزی ترکیه وجود دارد که تنها برای صادرات و فروش به ایران فعال هستند. سود خوبی هم میکنند، اسلحههای شکاری در ایران حتی در بازار سیاه هم قیمت بالایی دارد.»
این موارد که فرمودید قاچاق سازمان یافته و مافیای بزرگ قاچاق است، چه ربطی به کولبر روستایی و فقیر دارد؟
«خب این قاچاق سازمان یافته توسط این کولبرها به ایران میرسد.»
پس باید گفت کولبرها مورد استثمار باندها و مافیای قاچاق هم هستند، فکر نمیکنید ایجاد اشتغال در این مناطق اولویت بالاتری دارد؟
حالا بازی به اوج خودش رسیده بود و یکی یکی مهرهای سیاه و سفید بیرون میرفت، آقای استاندار حالا با لحن آرام و مطمئنی گفت:
«ببینید قاچاق سود بالایی دارد و خطرات بسیار، الان یک محموله سیگار به ترکیه میبرند و ۸ برابر قیمت اصلی، سود میکنند. خیلی از افرادی که میگویند اگر درآمدی ماهانه یک میلیون تومن هم داشته باشیم، کولبری انجام نمیدهیم، واقعا حاضر نیستند این کار را رها کنند، چون سود خوبی دارد.»
شاید برای این است که شغل دیگری ندارند؟
آقای استاندار به جای پاسخ لبخند تلخی میزند که نشان دهد حرف من را قبول ندارد.
من همیشه عادت دارم در بازی شطرنج، مهره وزیر را تقریبا آخر بازی و بعد از بیرون رفتن اکثر مهره ها، حرکت بدهم.
با توجه به اینکه مناطقی از استان شما مانند بخش صومای برادوست و مناطق شمالی، زمین حاصلخیز ندارد و روستاییها امکان کشاورزی ندارند از نظر شما، مردم روستاهای این مناطق چه شغلی دارند، اگر بخواهند کولبر نباشند؟
«دامدار هستند.»
دامداری به شکل وسیعی که بتوانند با آن امرار معاش کنند، وجود ندارد. خط قرمز مرزی زیاد است و نمیتوانند دامهای خود را زیاد در مناطق روستا حرکت دهند.
«اتفاقا در سالهای اخیر مناطق قرمز کمتر و مناطق زرد امنیتی بیشتر شده است. ضمن اینکه دامدارها برای چرای دام خود باید سمت دشت بروند که پوشش گیاهی بیشتر دارد نه سمت کوه.
الان در استان دامداری وجود دارد ما در حال حاضر ۴ و نیم میلیون راس دام سبک در مناطق ۵۰ کیلومتری مرز داریم.»
این آماری که شما دارید برای دامداری کل استان شماست، اما در همه مناطق مرزی وجود ندارد. میدانیم برای اینکه چندین هزار نفر جمعیت روستایی تنها از طریق دامپروری امرار معاش کنند، نیاز به دامداری سیستماتیک، وسیع و چند میلیون راس از انواع دامها در این روستاهاست که سرمایه زیادی میخواهد و نگهداری و بهربرداری از دامها هم به حمایت نیاز دارد؛ این شرایط در برخی روستاهای لب مرز اصلا وجود ندارد.
«ببینید متاسفانه ما مسئله قاچاق دام را هم داریم، قیمت هر راس دام در آنسوی مرز تا ۱۸ برابر بیشتر است، در سالهای اخیر بسیار دامها قاچاق شده است.»
کم کم روند مصاحبه داشت به نقطه مشترک میرسید.
خب پس با احتمال قاچاق دام، دامپروری وسیع برای روستاهای صفر مرزی امکان پذیر نیست، این روستاها زمین حاصلخیز هم ندارند، توسعه یافتگی هم وجود ندارد؛ بنابراین فکر نمیکنید، ایجاد اشتغال برای مرزنشین ها، اولویت دارد؟
«چرا، اتفاقا در سالهای اخیر در این خصوص بسیار تلاش شده است و با توجه به اکتشافات معدنی از معادن طلا، مس و معادن دیگر که بخصوص در مناطق مرزی اتفاق افتاده، بسیار درخواست سرمایه گذاری شده است و امیدواریم تا سال آینده شاهد تغییر وضعیت در این مناطق باشیم.
ضمن اینکه با تصویب لایحه دولت در مورد مناطق ویژه اقتصادی که منطقه صومای برادوست ارومیه هم یکی از آنهاست، میتوان به کاهش بیکاری در این منطقه امیدوار بود و همچنین طرحهایی مانند سرمایه گذاری گردشگری در بخش سیلوانا که غیر از گردشگر در جذب توریست ورزشی هم تاثیر گذار است.»
منبع: عصر ایران
