دولت جدید آمریکا اعلام کرده تلاش بیش از پیش برای مبارزه با داعش و گروههای مشابه با آن دارد اما بعید است این وعده ها تاثیری درتغییر فهرست دشمنان آمریکا ایجاد کند.
به گزارش مدار شرقی به نقل از روزنامه الاخبار، اظهارات مسئولان آمریکایی در ارتباط با مبارزه با داعش و گروه های مشابه آن به معنی تغییر مشی دولت جدید آمریکا با دولت های قبلی نیست از همین رو نمی توان انتظار داشت در فهرست دشمنان آمریکا تغییری حاصل شود. در این میان جبهه ای که «ترامپ» در صدد رویارویی با آن است شامل روسیه، ایران، عراق، سوریه و حزب الله به اضافه هر قدرتی که خطری برای اسرائیل به شمار می آید، است.
عملکرد دولت آمریکا را در این رابطه می توان در چند نکته تقسیم بندی کرد:
نکته اول: پرونده روسیه است که « ترامپ» نه درصدد رویارویی فراگیر با مسکو است و نه آشتی با آن. بلکه آمریکا آماده حل و فصل مسائل با روسیه است تا روسیه در برخی مسائل مجال بیشتری پیدا کند به این شرط که زمام امور در اختیار واشنگتن باشد و البته این هدف مستلزم اعمال فشار بر روسیه و جلوگیری از توسعه دایره نفوذ جغرافیایی آن به ویژه در خاورمیانه است. «ترامپ» در این خصوص به صراحت گفته اوضاع جاری در سوریه و مرزهای شرقی آن نقطه ای است که ما می توانیم بر سر آن با روسیه به تفاهم برسیم یا وارد درگیری شویم.
نکته دوم: پرونده ایران است. رئیس جمهور جدید آمریکا می داند که کشورش از توافق هستهای با ایران سودی نبرده است و این توافق مانع ایران در توسعه برنامه اتمی خود نبوده است از همین رو در صدد بازگشت به روند رویارویی با ایران است تا آن را مجبور کند در مورد مسائلی که در مذاکرات هستهای با طرح آن مخالفت کرد، وارد گفت وگو شود. ترامپ به دنبال منزوی کردن ایران است و تلاش دارد دایره نفوذ و استقرار کشورش را در عراق گسترش دهد و جالب اینکه پایگاههای گسترش نفوذ در مسیر راه ارتباطی ایران به سوریه از طریق خاک عراق قرار دارد.
نکته سوم: در مورد سوریه نیز تنها نکته جدید برای دولت «ترامپ» آمادگی عملی او برای تعامل با رخدادهای موجود در این کشور است از جمله اینکه خود و جهان را آماده می کند از شعار سرنگونی «بشار اسد» دست بردارند و چه بسا از این نیز فراتر رفته و شعار همکاری با رهبری سوریه برای مقابله با داعش را مطرح کند. در این خصوص ترامپ مانند نماینده یک جمعیت خیریه رفتار نمی کند بلکه تنها دغدغه او ترسیم چارچوب نفوذ روسیه در سوریه است تا بتواند با آسوده کردن خیال خود از این ناحیه به ایران پرداخته و به نفوذ آن در سوریه پایان دهد.
نکته چهارم: پرونده حزب الله و دشمن اسرائیلی است. باید گفت انتظار تغییرات اساسی و حتی ظاهری در سیاست آمریکا در تعامل با این پرونده احمقانه خواهد بود زیرا واشنگتن همچنان بر این باور است که اسرائیل متحد راهبردی و حزب الله دشمن راهبردی آن است. در این میان تنها سلاحی که واشنگتن و اسرائیل در اختیار دارند بالا بردن سطح مشارکت کشورهای عربی در نبرد آینده با حزب الله چه در لبنان و سوریه و یا مناطق دیگر است و تحقق این هدف نیازمند آماده باش سیاسی و رسانه ای علیه حزب الله و تلاش بیش از پیش برای شعله ور کردن فتنه سنی- شیعی و چه بسا شیعی- شیعی است.
نکته پنجم: پرونده یمن به گونه ای است که آمریکا احساس می کند ناکامی عربستان در تحقق پیروزی در یمن موجب خواهد شد در سطح داخلی و منطقه ای چهره ای ضعیف از ریاض به جا بماند.اما نگرانی دیگر آمریکا و اسرائیل حکومت مردمی و نظامی در مناطق گسترهای از یمن در چارچوب ائتلافی است که رهبری آن به دست ایران است بنابر این هرگونه موفقیت این گروه در یمن به معنی تغییرات بزرگ در جزیره العرب خواهد بود و این چیزی است که نه واشنگتن و نه اروپا و نه اسرائیل طاقت پذیرش آن را ندارند.
نکته دیگر که مورد توجه آمریکا است، تشکیل ائتلاف سیاسی و نظامی است که عنوان اصلی آن مقابله با نفوذ ایران و هدف اصلی آن حمله به اعضای محوری است که رهبری آن به دست ایران است .